<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>گزيده نظرات :: سپيداران :: احمد شيرزاد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/nazarat/atom.xml" />
   <id>tag:shirzad.ir,2010:/nazarat//3</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3" title="گزيده نظرات :: سپيداران :: احمد شيرزاد" />
    <updated>2010-01-22T17:12:36Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>مسعود و  پروژه هسته ای</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2010/01/post_100.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=355" title="مسعود و  پروژه هسته ای" />
    <id>tag:shirzad.ir,2010:/nazarat//3.355</id>
    
    <published>2010-01-22T17:09:17Z</published>
    <updated>2010-01-22T17:12:36Z</updated>
    
    <summary>با سلام و عرض تسلیت. شهادت مسعود غم بی پایانی برای همگان و به ویژه برای یاران این یار عزیز است. اما دو نکته را با توجه به شناختی که از مسعود داشتم بیان می کنم که می توانید در...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p>با سلام و عرض تسلیت. شهادت مسعود غم بی پایانی برای همگان و به ویژه برای یاران این یار عزیز است. اما دو نکته را با توجه به شناختی که از مسعود داشتم بیان می کنم که می توانید در جهت تنویر افکار جوانان از آن استفاده کنید. </p>]]>
        <![CDATA[<p>استاد گرامی جناب آقای دکتر شیرزاد </p>

<p>1- دکتر علیمحمدی کاملا منتقد و مخالف وضع موجود کشور و به ویژه روش اجرایی رییس جمهور وهمفکرانش بود.<br />
2. اما وی علاقمند به انقلاب و امام و به وِیژه اعتلای ایران بود و برای آن همچون خود شما سر از پا نمی شناخت.<br />
3. دکتر علیمحمدی با آنکه از نظر تخصصی یک فیزیکدان نظری (بخوانید ریاضی فیزیکدان) بود اما در طول بیش از بیست سال گذشته در پروژه ی هسته ای کشور(البته مستقل از سازمان سرکاری انرژی اتمی) فعال بود که این فعالیت ها به دلیل محرمانه بودن از چشم دوستان نزدیک وی نیز دور بود. وی توسط سازمان های جاسوسی غرب به طور جدی به عنوان یکی از چهره های اصلی پروژه هسته ای ایران قلمداد می شد و بسیار روی او حساس بودند.(هر چند نام او و بسیاری از افراد فعال در لیست اولیه سازمان ملل نیامده بوداما دقیقا سازمان های جاسوسی وی را شناسایی کرده بودند و خودش نیز می دانست).د <br />
به هر حال عامل این ترور ناجوانمردانه داغ بزرگی را به دل دوستان و خانواده او گذاست اما امیدواریم که به تعبیر امام شهادت او چراغ فروزانی بر سر راه پرنشیب و فراز این ملت باشد. خداوند شما دانشمندان عزیز و متعهد این مرز وبوم را در مسیر تعالی این سرزمین پایدار کند.</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>از بار زندان یاد کن</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2009/10/post_99.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=344" title="از بار زندان یاد کن" />
    <id>tag:shirzad.ir,2009:/nazarat//3.344</id>
    
    <published>2009-10-17T12:27:46Z</published>
    <updated>2010-01-22T13:42:39Z</updated>
    
    <summary>ه-ر شیرزاد: دردا که دوای درد پنهانی ما افسوس که چاره پریشانی ما بر عهده جمعی است که پنداشته اند آبادی خویش را زویرانی ما...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p>ه-ر شیرزاد:<br />
دردا که دوای درد پنهانی ما<br />
افسوس که چاره پریشانی ما<br />
بر عهده جمعی است که پنداشته اند<br />
آبادی خویش را زویرانی ما<br />
</p>]]>
        <![CDATA[<p><br />
و سروده ای از خودم تقدیم به مهدی و سایر شب ستیزان امیدوارم در سایتت بگذاری تا همگان بخوانند و حالشان بدانند</p>

<p>ای ابرها گریان شوید<br />
ای رودها غران شوید <br />
ای هموطن فریاد کن <br />
از یار زندان یاد کن</p>

<p>نالان و سرگردان شوید <br />
تنها و بی سامان شوید<br />
آنگه چو محکومی اسیر<br />
لختی ز زندان یاد کن</p>

<p>آوای زنجیرش شنو<br />
فریاد شب گیرش شنو<br />
آنگه به آوازی حزین<br />
از کنج زندان یاد کن</p>

<p>آن خانه بی در ببین<br />
دیوار بی روزن ببین<br />
چون باز می گردد دری<br />
از بسته زندان یاد کن</p>

<p>بر روز خاموشش نگر <br />
بر شام پر سوزش نگر<br />
بینی چو خورشید و قمر<br />
از تیره زندان یاد کن</p>

<p>همراز و هم یارش هوا<br />
آه و فغان پر در هوا<br />
چون می کشی هر دم نفس<br />
از آه زندان یاد کن</p>

<p>سنگین و تنها میرود<br />
تا ناکجاها می رود<br />
چون تو سبک پر  می روی<br />
از بار زندان یاد کن</p>

<p>به امید اجابت دعای مریم و همه مادران فرزند در بند</p>

<p></p>

<p><br />
تنها و سرگردان شوید</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>چكمه هايي تا چشمها</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2009/09/post_98.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=338" title="چكمه هايي تا چشمها" />
    <id>tag:shirzad.ir,2009:/nazarat//3.338</id>
    
    <published>2009-09-05T08:53:25Z</published>
    <updated>2009-10-17T08:59:56Z</updated>
    
    <summary>ناشناس آشنا: احمد شيرزاد! آرمانهايي که از خودبزرگ بيني ها و شکم هاي انباشته و زرق و برق لباس هاي برتن کرده تان برآمده باشند، ترديدي نيست که با تحقير و پوشانيدن دمپايي و آن لباس خاص! از کف مي...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p><strong>ناشناس آشنا:</strong>    احمد شيرزاد!   آرمانهايي که از خودبزرگ بيني ها و شکم هاي انباشته و زرق و برق لباس هاي برتن کرده تان برآمده باشند، ترديدي نيست که با تحقير و پوشانيدن دمپايي و آن لباس خاص! از کف مي روند. شما نيز براي آنکه بدين مرتبت نائل آييد لازم نيست گذرتان به اوين بيفتد. کافي است خود را تهي کنيد از آنچه که نفستان برايتان زينت داده. </p>]]>
        <![CDATA[<p>احمد شيرزاد!<br />
فاخلع نعليک...<br />
به راستي اشباه تو که تا کنون در کنج حزب ها و به دور از دغدغه هاي مردم کز کرده و دلخوش به کامنت هايي  شده اند که با نام هاي مستعار براي الفاظ زرق و برق داري که بر تن کوته بيني ها و خوش خيالي هاي خود پوشانده اید گذاشته اند؛ بايد هم گذران چند هفته در تنهايي و خلوت سلول هاي مجهز زندان اوين، چونان شکنجه قرون وسطايي باشد!<br />
و تو احمد شيرزاد!<br />
براي خود و در خلوت خود از آنچه تا کنون بر آن بودي اوين بساز. پيش از آنکه دست عدالت، تو را نا خواسته بدانجا بکشاند.<br />
حاسبوا انفسکم قبل أن تحاسبوا...</p>

<p><strong>شيرزاد:</strong><br />
       متشكرم كه بخشي از حرفهايي كه احتمالا كساني در حبس به دوستان ما زده اند را اينجا مي بينم. آري پسرك بي نام، درست فهميده اي من خود را بزرگ مي پندارم. با همه احساس كوچكي كه در برابر خدا و خلق خدا دارم، حس مي كنم در برابر قلدرهايي كه به زبان چماق سخن مي گويند بسيار بزرگم. من اين بزرگي را به قيمت سالها زحمت و دود چراغ خوردن به دست آوردم و كسي آن را از من نتواند گرفت.<br />
پسركي كه حرمت قلم نمي داني، بدان كه پدرم با نان كارگري مرا بزرگ كرده و من نيز براي سير كردن شكم خود و خانواده ام جز نان حلال معلمي چيزي نداشته ام.  كسوت زيباي دانشجويي و معلمي را نيز رداي افتخار هميشگي خود مي دانم. اما اين را هم بدان كه آن لباس هايي كه دوستانت براي تحقير ديگران بر تن بزرگان اين مرز و بوم كردند جز خوار و حقير كردن خودشان نتيجه اي در بر نداشت. آن لباس ها ديري نخواهد گذشت كه سند افتخار خواهد شد و نام آن مردان بزرگ را پر آوازه تر از هميشه خواهد كرد، آن چنان كه امروز عكسهاي مصدق كبير، شريعتي بزرگ، شهيد رجايي، زنده مَرد خسرو گلسرخي و بسياري از تاريخ سازان كشور در كسوت زندانيان طاغوت هنوز زينت بخش ديوارهاست.</p>

<p>اما پسرك ناشناس كه بر نام مستعار ديگران خرده مي گيري، اگر روزگاري خداي من مرا در آن درجه اي بيابد كه موسي وار در آستانه وادي مقدس طور  از من بخواهد كه پاپوش چوپاني حقير خويش را در آورم، چندان دشوار نيست. كفشهاي من در چشم بر هم زدني از پايم در مي آيد و تسليم خداي خويش خواهم بود. اما تو در چكمه هايي فرو رفته اي كه تا چشمهايت بالا آمده اند. اگر روزي بناي در آوردن كفشها باشد قلدران مستي كه تا ياد دارند اقتدار خويش را در كوبيدن چكمه ها ديده اند، چاره اي ندارند جز آنكه سر افكنده بر گردند و زيارت وادي مقدس طور را به اهلش بسپارند. بنابر اين به خود زحمت نده، ما از اصل پا برهنه ايم.</p>

<p>و اما اين كه گفته اي در بيرون اوين از هم اكنون خود را زنداني بپندارم. باشد، سالهاست كه از اين احساس بيگانه نيستم. اين روزها با فضايي كه دوستان تو ايجاد كرده اند اين كار چندان دشوار نيست. لازمه اش اين است كه هر لحظه ات را با احساس نا امني و تهديد بگذراني، هر آن منتظر حادثه سويي باشي، از بيان آن چه مي خواهي منع شوي، امكان گرد هم آيي با دوستانت را نداشته باشي و خلاصه خود را  در آكواريومي ببيني كه ديوارهايش هر روز تنگ تر مي شوند. نگران نباش اين تجربه را همه دارند از سر مي گذرانند.</p>

<p>پسرك خام، محاسبه نفس بر كساني كه از قدرت اين دنيا بهره اي ندارند چندان سخت نيست. ما در عين خضوع و خشوع در برابر خداي خويش و مردم بزرگمان در برابر كساني كه منطق شان زور است مقتدرانه و با شهامت مي ايستيم و از كار نامه پر افتخارمان دفاع مي كنيم. ما از محاسبه باكي نداريم و در دادگاه عدل و انصاف سر بلنديم. اما آنها كه لباس قدرت را بر تن خويش دايمي مي بينند و آنها كه با غرور و استكبار تصور مي كنند خدا بهتر از آنان را نيافريده است، آنان كه چون در آينه مي نگرند سر تا پاي خويش را جلال و جمال مي بينند و در حيرت مي مانند كه چرا برخي شيفته آن همه خوبي آنها نمي شوند، آري اين چنين كسانند كه قادر به محاسبه نيستند؛ نه محاسبه نفس خويش و نه محاسبه آنچه مي كنند و نه  آن مسير كه بي محابا بدان مي شتابند.<br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پیروزی ما</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2009/07/post_97.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=334" title="پیروزی ما" />
    <id>tag:shirzad.ir,2009:/nazarat//3.334</id>
    
    <published>2009-07-02T12:35:27Z</published>
    <updated>2009-09-05T05:29:47Z</updated>
    
    <summary>سعید: برخلاف دوستانی که مایوسانه سخن میگویند باید عرض کنم که این شکست ظاهری درانتخابات که بدنبال یکی از بزرگترین تقلبهای انتخاباتی قرن حاصل شد از پیروزی درانتخابات بهتر است .چرا؟...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p><strong>سعید: </strong>    برخلاف دوستانی که مایوسانه سخن میگویند باید عرض کنم که این شکست ظاهری درانتخابات که بدنبال یکی از بزرگترین تقلبهای انتخاباتی قرن حاصل شد از پیروزی درانتخابات بهتر است .چرا؟</p>]]>
        <![CDATA[<p>بنظر من اگر موسوی انتخاب هم میشد حتی تا 8 سال دیگر هم قادر نبود چنین رازهایی را از درون حکومت با مردم درمیان بگذارد وحتی مردم هم باورشان نمیشد که چه افراد خودسر وبه دوراز مردمی امور کشور را دردست دارند.<br />
ما هرگز نمیتوانستیم با حقوق خود به این اندازه آشنا شویم وهرگز مردم قدرت خود را تا این حد درنمی یافتند.<br />
همینکه 3 هفته است جناح حاکم با کمک همه آدمهایش تلاش میکند تقلب خودش را صاف وتوجیه کند نشان از پیروزی ما دارد .باور کنید تمامیت خواهان اگر زورشان میرسید دراین تابستان زیبا تمام درختان سرسبز را نیز به آتش میکشیدن تا از سبزی ما رهایی یابند.انقلاب سبز کابوسی شده برای آنان که تا دیروز از گرده مردم به لطایف الحیل سواری میگرفتند</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>انتخابات سالم!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2009/06/post_96.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=332" title="انتخابات سالم!" />
    <id>tag:shirzad.ir,2009:/nazarat//3.332</id>
    
    <published>2009-06-30T19:54:47Z</published>
    <updated>2009-09-05T05:29:47Z</updated>
    
    <summary>علی: آقاي احمدي نژاد دوره پيش هم با تقلب انتخاب شد ولي كسي به اعتراض كروبي اهميتي نداد و آقاي هاشمي هم به جاي اعتراض و شكايت به خدا پناه برد. شايد ميزان تقلب دولت در اين انتخابات كمتر از...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p><strong>علی:  </strong>   آقاي احمدي نژاد دوره پيش هم با تقلب انتخاب شد ولي كسي به اعتراض كروبي اهميتي نداد و آقاي هاشمي هم به جاي اعتراض و شكايت به خدا پناه برد. شايد ميزان تقلب دولت در اين انتخابات كمتر از دوره پيش بوده ، زيرا آقاي الهام فرمودند كه پس از بررسيهاي متعدد مشخص گرديد كه اين انتخابات سالمترين انتخابات در سي سال اخير بوده است. </p>]]>
        <![CDATA[<p>ضمنا" مناظره هاي تلويزيوني نيز جالب بود . در جايي خواندم كه پس از مناظره هاي تلويزيوني مشخص گرديد كشتي انقلاب اسلامي در اين سي سال بدست دزدان دريايي هدايت ميشده و مردم خبر نداشته اند.<br />
مردم درك دارند و بسياري از مسايل را بخوبي حس كرده و به آن اطمينان دارند. عدم وجود آراي باطله تا زماني كه مورد اعتراض قرار گرفت نيز يكي از دلايل اين تقلب گسترده بود. وضعيت صدا و سيما نيز كه اسفناك است. اگر حتي تلويزيون اسرائيل را نگاه كنيد گاهگاهي اعتراضات مردم فلسطين را كاملا" نشان داده و شعارهاي آنها را پخش ميكند و برخورد مردم با نيروهاي اسرائيلي نيز كاملا پخش ميشود. ولي در تلويزيون ايران همواره مردم معترض اغتشاشگر ناميده شدند(جالب است تهران دو ميليون اغتشاشگر دارد) لباس شخصي هايي كه صدهها فيلم از آنها در سراسر دنيا منتشر شد از نظر مسئولين وجود ندارد. و نظاميان و بسيجيها حتي به يك نفر شليك نكرده اند و فيلمهاي پخش شده احتمالا" در هاليود فيلمبرداري شده اند. بابا مردم را احمق فرض نكنيد.</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>هنوزم ميشه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2009/06/post_95.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=330" title="هنوزم ميشه" />
    <id>tag:shirzad.ir,2009:/nazarat//3.330</id>
    
    <published>2009-06-27T05:20:22Z</published>
    <updated>2009-09-05T05:29:47Z</updated>
    
    <summary>سبز: با اینکه دارن سیاه پوشا از توی شط کوچه ها جمع می کنند ستاره های پر پررا // با اینکه دارن عزا دارها از زیر آوار و جنون در می آرن کفتر های خاکستر را...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p><strong>سبز:</strong></p>

<p>با اینکه دارن سیاه پوشا از توی شط کوچه ها جمع می کنند ستاره های پر پررا // با اینکه دارن عزا دارها از زیر آوار و جنون در می آرن کفتر های خاکستر را</p>]]>
        <![CDATA[<p><br />
با اینکه بوی تفتیش و خون،پیچیده توی قصه ها // با اینکه صدای انفجار مرثیه خونه همه جا<br />
هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد // هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد<br />
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد // هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مأیوس نشد<br />
با اینکه داس دلهره،گردن این دقیقه ها را میشمره // با اینکه آینه از شب و گریه پره<br />
با اینکه تو ماهتاب و آب  // صدای کوچه هست و شتاب<br />
با اینکه تو پستوی ذهن همه کس // رد گریزه و قفس،قفس<br />
هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد // هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد<br />
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد // هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مأیوس نشد<br />
</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>نگاهی به تقلب ها</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2009/06/post_94.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=326" title="نگاهی به تقلب ها" />
    <id>tag:shirzad.ir,2009:/nazarat//3.326</id>
    
    <published>2009-06-19T07:47:40Z</published>
    <updated>2009-09-05T05:29:47Z</updated>
    
    <summary>یک شهروند: اینکه آقای موسوی برنده انتخابات است شکی در آن نیست و جایگاه ریاست جمهوری فعلا غصبی خواهد بود و ما چون مسلمانیم و به خدا و قرآن ایمان داریم می دانیم که خداوند ظلم فاحش به ملت را...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p><strong>یک شهروند:</strong><br />
اینکه آقای موسوی برنده انتخابات است شکی در آن نیست و جایگاه ریاست جمهوری فعلا غصبی خواهد بود و ما چون مسلمانیم و به خدا و قرآن ایمان داریم می دانیم که خداوند ظلم فاحش به ملت را پاسخ خواهد داد .</p>]]>
        <![CDATA[<p>در روستاها آقایانی که زندگی خود را از راه گزارش دهی و ارتباط با بعضی از مراکز می گذرانند  مردم را تهدید می کردند که باید رای شما را ببینیم و اگر بچه شما دانشگاه یا کار بخواهد ما می توانیم جلوی آنرا بگیریم و.... در جمع آوری اآرا اقدام می نمودند که همه این موارد با احتساب اختلال در امر انتخابات به بهانه اتمام تعرفه در ساعت 10 یا 11 صبح در بعضی از شعب از جمله شیراز ، اصفهان تبریز و... و صفهای طویل  چند ساعته برای اینکه مردم خسته شوند و اخذ رای صورت نگیرد و پس از تمدید مردمی را پشت در شعب نگه داشتند تا رای ندهند بدلیل چند باره رای دادن آقایان سازمان یافته بوده و در شمارش و .... <br />
هرکس اگر یکبار پای صندوق رای بعتوان عامل اجرایی بوده باشد می داند که تخلفات گسترده به چه راحتی  توسط عزیزان صورت گرفته است و ناظران شورای نگهبان در جلسات توجیهی خود فقط به تبلیغات می پرداختند و می گفتند که نگران نباشید همه چیز هماهنگ است دکتر با 65 درصد آرا انتخاب ( انتصاب ) می شود تعداد چند برابر مهرهای تحویلی به فرمانداریها و وسایل پلمپ به چند برابر مورد نیاز و اعلام نتایج شهرستانها 3 روز پس از انتخابات و اضافه کاریهای شبانه این مراکز در این روزها همگی ناشی از یک اراده برای حذف آرای بیش از 20 میلیونی آقای موسوی است . <br />
آقای حداد می گوید  احمدی نژاد در همه نظرسنجی ها بالاتر بوده است و.. کدام نظر سنجی همان نظرسنجی که حداد را راه یافته مجلس ششم کرد البته ایشان طعم زیبای غصب جایگاه و کرسی مجلس را چشیدند و حتما می دانند که ریاست جمهوری غصبی به مراتب لذیذ تر است .<br />
شما را ارجاع می دهم به مصاحبه آقای نادران پس از انصراف آقای خاتمی ، که گفته است پس از انصراف خاتمی ما نگران آرای احمدی نژاد نیستیم چون او رقیب بسیار جدی بود . و البته خبرگزاری فارس چند ساعت بعد این مصاحبه را برداشت مگر نه این است که خاتمی محبوب ترین چهره جهان اسلام و کشور، مورد اعتماد قشر عظیم جوانان است و موسوی ناشناخته برای جوانان بود ، اما همانطور که همه دیدند آقای موسوی با استقبال  به موقع جوانان و طیفهای مختلف روبرو شد و سونامی حاصل از صداقت در برابر دروغ نیرنگ مردم فریبی دشمنی با امام انقلاب شهدا اسلام  جریان نااهل به فرموده امام را از صحنه بدر می کرد و ملت تجربه گزینشهای آنچنانی ، کراوات بریدنها و چاقوکشی ها و همانها که حادثه کوی را بوجود آوردند و همانها که این روزها با لباس های مبدل به تخریب اموال و کشتن مردم می پردازند و آنرا گردن حامیان موسوی می اندازند در چهار سال فلاکت و بدبختی با نفت 140 دلاری و ساختن محصولی ها علی آبادی ها وسایر دشمنان ملت  دیدند که نه تنها از آرای مردم نمی توانند حراست کنند بلکه با دستبرد به آرای مردم چهره کریه خود را نشان دادند و نمی توانند امانتدار باشند چه برسد......................... <br />
به هرحال هر وجدان بیدار  می پذیرد که تخلف گسترده ای صورت پذیرفته و این روزها مستندات آنرا هم تهیه کردند که باز شماری مستندات اخیرا تدارک شده نتیجه ای جز توجیه آن تقلب ندارد .<br />
این روزها حتی حامیاتن احمدی نژاد آنهایی که مخلص هستند و فکر می کردند رای دادن به موسوی اسلام از دست می رود که تعدادشان اندک است شرمنده این آرا و انتخابات هستند و خود بر زبان می آورند و<br />
ای کاش ذره ای اعتقاد به قیامت خدا پیغمبر در برگزار کنندگان بود .<br />
ای کاش میلیونها نفر که از همه تیپی در خیابانهای منتهی به میدان آزادی حضور داشتند که هیچکدام با اتوبوس با ساندیس و سیب زمینبی و اضافه کاری نیامده بودند بلکه آمدنشان هزینه زیادی هم داشت ونمونه آن به شهادت رسیدن تعدادی از اینها توسط عناصر وابسته و خشونت طلب . .و رییس جمهور آنها را خس و خاشاک نامید و خود را فرزند پیغمبر .<br />
امروز مقابله موسی و ..... است <br />
بازشماری دام بزرگی است در این دام ننیفتید – اخبار ی وجود دارد که در طول این روزها تا نیمه های شب  در بسیاری  از فرمانداریها مشغول فعالیت می باشند قطعا پلمپ های جدیدی صورت گرفته و کسری آرا و جابجایی ها صورت گرفته .<br />
فقط ابطال</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تداخل سازنده؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2009/04/post_93.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=318" title="تداخل سازنده؟" />
    <id>tag:shirzad.ir,2009:/nazarat//3.318</id>
    
    <published>2009-04-15T10:43:26Z</published>
    <updated>2009-06-19T04:21:00Z</updated>
    
    <summary>سپهر: من فکر نمی کنم حضور دو کاندیدای اصلاحطلب در مرحله اول بد باشه. اگر یکی از اصلاحطلبان قادر باشه به تنهایی بیش از 50 درصد رای بیاره، دو نفر بودنشون مجموع آرای ایشان را مسلما به کمتر از 50...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p>سپهر:        من فکر نمی کنم حضور دو کاندیدای اصلاحطلب در مرحله اول بد باشه. اگر یکی از اصلاحطلبان قادر باشه به تنهایی بیش از 50 درصد رای بیاره، دو نفر بودنشون مجموع آرای ایشان را مسلما به کمتر از 50 تقلیل نخواهد داد و انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد. در این حالت در دور دوم اگر بشود رای هر دو کاندیدای اصلاحطلب رو متمرکز کرد روی شخصی که به دور دوم راه یافته، پیروزی دور از دسترس نیست.<br />
</p>]]>
        <![CDATA[<p>مهم این است که دو کاندیدای اصلاحطلب همدیگر رو تخریب نکنند، تا بتوانند در مرحله دوم براحتی روی برنده مرحله اول اجماع کنند. اما مهمتر از همه اینها بصورت منظم و حساب شده "کمپین" (مبارزه انتخاباتی) کردن است.<br />
فرصت زیادی باقی نمونده و فریب اینترنت رو هم نباید خورد. اکثریت قریب به اتفاق به اینترنت دسترسی ندارند. باید کاندیداها به سفرهای استانی بروند و مردم رو قانع کنند. همچنین باید هر دو کاندیدا به طرفدارانشون از همین الان بگویند که در مرحله دوم به اصلاحطلب برنده مرحله اول رای بدهند، حتی اگه خودشون برنده نباشند.</p>

<p><strong>شيرزاد:<br />
      در فيزيك مي گوييم گاهي دو موج با هم تداخل سازنده دارند و گاهي تداخل ويرانگر. تداخل سازنده وقتي اتفاق مي افتد كه دو موج با هم همفاز باشند.</strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>در وصف آقاي ميم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2008/12/post_92.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=313" title="در وصف آقاي ميم" />
    <id>tag:shirzad.ir,2008:/nazarat//3.313</id>
    
    <published>2008-12-24T11:28:56Z</published>
    <updated>2009-04-15T07:15:12Z</updated>
    
    <summary>فرزاد(در ارتباط با مطلب &quot;دانشگاه يا زندان&quot;): آنروز دانشگاه بودم و شنیدم قضیه رو از زبان بچه های دانشگاه. البته باید اعتراف کنم که برایم کاملن طبیعی بود که با شما چنین برخوردی کنند. بنده برای برنامه ای در 13...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p>فرزاد(در ارتباط با مطلب "دانشگاه يا زندان"):      آنروز دانشگاه بودم و شنیدم قضیه رو از زبان بچه های دانشگاه. البته باید اعتراف کنم که برایم کاملن طبیعی بود که با شما چنین برخوردی کنند. بنده برای برنامه ای در 13 آبان خدمت شما رسیدم که از قضا مجوز هم گرفت. به گمانم سال 1385 بود. اما بعد از ان برنامه لااقل چند باری که بر سر برنامه سخنرانی شما با اقای میم و دوستانشان همسخن شده ام به عینه دیده ام که چگونه تلاش کرده اند به من بفهمانند که دوران شیرزاد و امثالهم گذشته و ... </p>]]>
        <![CDATA[<p>بد نیست برایتان بگویم سال پیش که برای روز دانشجو با آقای میم نام شما را آوردم ایشان گفتند آقای شیرزاد تندرو است و مگر شما مصاحبه ایشان با نمی دانم فلان رسانه اسرائیلی را نشنیده اید. بنده خواستار ذکر مصادیق تندروی شما شدم ایشان استناد فرمودند به روزنامه فخیمه کیهان و گفتند من خودم در روزنامه کیهان خوانده ام که ایشان چه کارها که نکرده و ... بهرحال آن به سخنرانی شما مجوز داده نشداما آنچه که آوردن دوربین بر سر گپ و گفت اخیر را برایم طبیعی نمایاند، قضیه ای بود که بر سر شکایت شما و عده ای از دانشجویان از نشریه جامعه اسلامی که شما را جاسوس هسته ای معرفی کرده بود امد. حکم خنده دار هیات نظارت به من ثابت کرد گفته دوستم  را که  اظهار می داشت آنها تنها در پی تخفیف دکتر هستند و اگر رویشان بشود و زورشان هم البته یاری کند اخراج و ... هم بعید نیست.<br />
این تازه وضعیت دانشگاهیست که من معتقدم از فضای مناسبتری برای فعالیت سیاسی برخوردار است خدا به فریاد دانشجویان و اساتید دگراندیشی برسد که در دانشگاههای دیگر قصد فعالیت دارند.<br />
ببخشید زیاد شد. موفق باشید.</p>

<p>شيرزاد:<br />
      ممنون از لطف شما و توضيحاتي كه داديد. من به اين آيه قرآن ايمان راسخ دارم كه اگر خداوند بخواهد به كسي عزت دهد، ديگران نمي توانند او را خوار كنند.</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>بي تعهدي</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2008/10/post_91.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=309" title="بي تعهدي" />
    <id>tag:shirzad.ir,2008:/nazarat//3.309</id>
    
    <published>2008-10-22T11:11:50Z</published>
    <updated>2008-12-24T08:01:35Z</updated>
    
    <summary>محسن: از شهيد چمران مي پرسند که تعهد براي کار در نظام اسلامي مهم تر است و يا تخصص. ايشان جواب مي دهد که البته تعهد مهمتر است. اما اگر کسي تخصص انجام شغلي را نداشته باشد و آن را...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p>محسن:    از شهيد چمران مي پرسند که تعهد براي کار در نظام اسلامي مهم تر است و يا تخصص. ايشان جواب مي دهد که البته تعهد مهمتر است. <br />
اما اگر کسي تخصص انجام شغلي را نداشته باشد و آن را بپذيرد، تعهد هم ندارد.<br />
</p>]]>
        <![CDATA[<p>اين آقايان که در طبقه دوم خيلي از سازمانها نشسته اند نه تعهد دارند و تخصص</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شاهد از غیب رسید</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2008/08/post_90.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=302" title="شاهد از غیب رسید" />
    <id>tag:shirzad.ir,2008:/nazarat//3.302</id>
    
    <published>2008-08-03T10:32:00Z</published>
    <updated>2008-10-22T07:43:42Z</updated>
    
    <summary>عباس (در ارتباط با مطلب احمدي نژاد و يك گاف جديد): کاری به احمدی نژاد ندارم، ولی بحث این که آیا انرژی هسته ای تجدید پذیر است یا نه یک موضوع مورد مجادله بین سیاستمداران مهندسان و دانشمندان است، و...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p><strong>عباس (در ارتباط با مطلب احمدي نژاد و يك گاف جديد):</strong>    کاری به احمدی نژاد ندارم، ولی بحث این که آیا انرژی هسته ای تجدید پذیر است یا نه یک موضوع مورد مجادله بین سیاستمداران مهندسان و دانشمندان است، و هنوز جواب قطعی برای آن وجود ندارد. بطوریکه حتی رییس جمهور آمریکا هم از انرژی اتمی به عنوان یک انرژی تجدیدپذیر یاد می کند.</p>]]>
        <![CDATA[<p>دانشمندانی که معتقد به تجدید پذیر بودن انرژی هسته ای هستند، می گویند اورانیم موجود برای تامین انرژی حداقل تا 5 میلیارد سال دیگر کافی است! ولی مخالفان این نظریه از محدود بودن ذخایر اورانیم صحبت می کنند.<br />
به هر حال تجدید پذیر بودن یا نبودن انرژی اتمی یک موضوع مورد مناقشه است، و نمی توانید صد در صد حرف احمدی نژاد را نقض کرد. <br />
خواندن این مقاله ویکیپدیا با عنوان<br />
Controversy over nuclear power as a renewable energy source را که نظرات مخاف و موافق را بیان می کند، توصیه می کنم. <br />
In 1983, physicist Bernard Cohen proposed that uranium is effectively inexhaustible, and could therefore be considered a renewable source of energy.[95][96] He claims that fast breeder reactors, fueled by naturally-replenished uranium extracted from seawater, could supply energy at least as long as the sun's expected remaining lifespan of five billion years.[95] Nuclear energy has also been referred to as "renewable" by politicians like George W. Bush,[97][98][99] Charlie Crist,[100] and David Sainsbury.[101][102] In England and Wales there is a Non-Fossil Fuel Obligation, which provides support for renewable energy. Nuclear power production was also subsidised by this obligation from 1990 until 2002.[103]....</p>

<p><br />
شيرزاد:<br />
             جناب عباس آقا، از هول حلیم در دیگ نیفتید. بحث تجدید ناپذیری منابع انرژی هسته ای موضوعی نیست که با یک جست و جوی شتاب زده در ویکیپدیا دگرگون شود. ریشه ی مسئله برمی گردد به موضوع شکل گیری هسته های سنگین در طبیعت که بنا به نظریه های موجود در مرکز ستاره هایی که سوخت متعارف هیدروژن خود را به اتمام رسانده اند بر اثر زنجیره های سنگین تر جوش هسته ای امکان پذیر است. این قبیل فرایندها که به نوبه خود برگشت ناپذیرند در دوره های زمانی از مرتبه عمر خورشید امکان وقوع دارند.<br />
صرف نظر از این بحث های نظری مشاهدات ما بر روی کره ی زمین حاکی از هیچ نوع فرایند تبدیل هسته ای که منجر به تشکیل عناصر سنگین و ناپایدار نظیر اورانیوم شود، نیست. برعکس، همان مقدار محدود ذخایر اورانیوم که به طور طبیعی در هنگام شکل گیری کره زمین در آن قرار داشته است نیز با فرایند تلاشی رو به روست، یعنی سیر طبیعی این عنصر به سمت کاهش و تبدیل به عناصر پایدار سبک تر است.</p>

<p>جناب عباس آقا کم لطفی کرده اند و به کل متن مطلبی که در ویکیپدیا یافته اند دقت نکرده اند. . این مطلب (http://en.wikipedia.org/wiki/Renewable_energy)  تحت عنوان منابع تجدید پذیر انرژی "renewable energies" ضمن ارائه تعاریف و اطلاعات کلی، در ذیل هر یک از منابع تجدید ناپذیر انرژی مثل انرژي باد، انرژی آب، انرژی تابش خورشيد و امثال این ها به تفصیل توضيحاتي داده است. سپس ضمن مباحث مختلف در زمینه های بهره برداری از این منابع و اقتصادی بودن آنها، در انتهای مطلب  كه تقریباً 30 صفحه حجم دارد فراز كوتاهی را نقل کرده که چشم شما را گرفته است. در این فراز تنها به یک ایده از برنارد کوهن (مربوط به سال 1983) اشاره کرده  که بنا به آن می توان از منابع رادیو اکتیو آب دریا اورانیوم را برای مدت بسیار طولانی استخراج کرد. ایده ای که اگر کمترین ردپایی از عملی بودن داشت تا کنون میلیاردها دلار برای بررسی آن هزینه شده بود. در دنیای علم حرف های زیادی زده می شود. آن چه مهم است ایده های فراگیر و تجربه شده است. همین اکنون ً می توان اقوالی یافت که هنوز بر سیستم زمین مرکزی و نجوم بطلمیوسی تکیه دارد، اما آیا این ایده رایج است؟</p>

<p>جالب این است که در این فراز اشاره کرده که برخی سیاستمدارها از جمله جرج دبلیو بوش هم منابع انرژی هسته ای را تجدید پذیر دانسته اند. شاهد از غیب رسید! چه حکمتی پشت گفته ی جرج بوش است؟ شاید حکمتش از همان نوع احمدی نژادی باشد! گویا یک نوع ارتباط تله پاتی بین این دو رئیس جمهور برقرار است. این خودش می تواند موضوع یک تحقیق باشد.</p>

<p>اما پاسخ این ادعا را می توان در یکی دو سطر پایین تر از همان مطلبی که عباس آقا به رخ ما کشیده اند یافت. آن جا که می گوید: «تا كنون ثابت نشده که منابع انرژی هسته ای پایان ناپذیر است و کاهش پذیری منابع اورانیوم بحثی است که پذيرفته شده و تداوم دارد. هیچ قانون گذاری تا کنون انرژی هسته ای را در شمول منابع تجدید پذیر ( که مورد حمایت های قانونی هستند) قرار نداده است. همچنین قوانين مدون و تعاریف علمی از منابع تجدید پذیر انرژی، شامل انرژي هسته ای  نمی شوند.....»</p>

<p>ایول عباس آقا، ما را یک ساعتی سرکار گذاشتی، کاش چند دقیق ای خودت بقیه مطلب را می خواندی! جهت اطلاع خوانندگان متن فراز مذكور را كه عباس آقا حذف كرده اند مي آورم:</p>

<p>Inclusion under the "renewable energy" classification could render nuclear power projects eligible for development aid under various jurisdictions. However, it is has not been established that nuclear energy is inexhaustible, and issues such as Peak uranium and Uranium depletion are ongoing debates. No legislative body has yet included nuclear energy under any legal definition of "renewable energy sources" for provision of development support (see: Renewable energy development). Similarly, statutory and scientific definitions of renewable energies usually exclude nuclear energy. Commonly sourced definitions of renewable energy sources often omit or explicitly exclude nuclear energy sources as examples.[104][105][106][107] Nuclear fission is generally not regarded as renewable, as indicated by the U.S. DOE on the website "What is Energy?"[108][109][110][111]</p>

<p><strong><br />
پاسخ مجدد عباس و توضيحات بنده</strong></p>

<p>ضمن عرض احترام به شما آقای شیرزاد مایلم  چند نکته را به جنابعالی یادآوری کنم.</p>

<p>1- املای<br />
 "renewable energie" <br />
 غلط است صحیح آن <br />
renewable energy  <br />
می شود.<br />
2-نام فیزیکدان آمریکایی که مقاله<br />
Breeder reactors A renewable energy source   <br />
را نوشته،  برنارد کوهن است، نه دیوید کوهن! <br />
3-پروفوسور کوهن مقاله معروفش را در سال 1983 نوشت نه در سال 1830، اصولا در سال 1830 هنوز اثرات رادیو اکتیوی اورانیم شناخته نشده بود!<br />
4-اگر مقداری مطالعه می کردید متوجه می شدید که عقیده شما مبنی بر غیر واقعی و       غیر عملی بودن استخراج اورانیم از آب دریا  غلط است.  و مقاسیه این کار با نجوم بطلمیوسی، کاملا نابجاست. <br />
بطور خلاصه: در سال 1981 در وزارت انرژی آمریکا پروژه ای با عنوان (URANIUM FROM SEAWATER)تعریف شد، و هدف این پروژه پیدا کردن یک راه اقتصادی برای بازیابی اورانیم از آب دریا بوده است (لینک به وزارت انرژی آمریکا-خلاصه تحقیقات انرژی آمریکا در سال 81 صفحه 24) </p>

<p>http://www.science.doe.gov/bes/archives/summaries/Advanced_Energy_Projects_Summary_Book_FY1981.pdf<br />
  </p>

<p>This project explores a new uranium extraction technique applicable to low grade resources available in mine waters, copper dump leach solutions and natural waters, including seawater.</p>

<p>این تحقیقات در ژاپن، کشوری که از نظر منابع انرژی در مضیقه است و مجبور به وارد کردن اورانیم نیروگاهای اتمی اش است مورد توجه قرار گرفت. به طوری که در گزارش آژانس اتمی ژاپن می خوانیم:  <br />
Thus the amount of uranium in seawater was calculated and the results showed that the Black Current off Japan carries approximately 5.2 million tons a year. This amount is equivalent to the earth's remaining inventory of this ore. At present, Japan consumes about 6,000 tons of uranium per year.  <br />
طبق این گزارش در سال 1999 استخراج اورانیم از آب دریا انجام گرفته است.<br />
لینک : http://www.jaea.go.jp/jaeri/english/ff/ff43/topics.html</p>

<p>در سال 1999 کمیته مشاوران رییس جمهور آمریکا در بحش دانش و تکنولوژی <br />
(PRESIDENT’S COMMITTEE OF ADVISORS ON SCIENCE AND TECHNOLOGY)، در (صفحات 5-26 و 5-27 )گزارش خود نوشت که استخراج اورانیم از آب دریا انجام پذیر است و استفاده از این اورانیم به جای اورانیم معمول در نیروگاه ها قیمت هر کیلووات برق را فقط نیم سنت افزایش می دهد. </p>

<p>One possibility for maintaining fission as a major option without reprocessing is low-cost<br />
extraction of uranium from seawater. The uranium concentration of sea water is low (approximately 3 ppb) but the quantity of contained uranium is vast—some 4 billion tonnes (about 700 times more than known terrestrial resources recoverable at a price of up to $130 per kg). If half of this resource could ultimately be recovered, it could support for 6,500 years 3,000 GW of nuclear capacity (75 percent capacity factor) based on next-generation reactors (e.g., high-temperature gas-cooled reactors) operated on once-through fuel cycles. Research on a process being developed in Japan suggests that it might be feasible to recover uranium from seawater at a cost of $120 per lb of U3O8.40 Although this is more than 10 times the current uranium price, it would contribute just 0.5¢ per kWh to the cost of electricity for a next-generation reactor operated on a once-through fuel cycle—equivalent to the fuel cost for an oil-fired power plant burning $3-a-barrel oil.<br />
http://www.ostp.gov/pdf/p2e.pdf</p>

<p></p>

<p><br />
البته این نیم سنت اشاره شده، مربوط به سال 99 و متعلق به زمانی بود که هزینه استخراج اورانیم از آب دریا 10 برابر بیشتر از روشهای معمول استخراج اورانیم بود.در حالیکه با پیشرفت تکنولوژی و همچنین کمبود منابع انرژی، این اختلاف کاهش یافته است. بر اساس گزارش  آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در سال 2007، در حالیکه هزینه استخراج یک کیلوگرم اورانیم در سال 2006 بین (80دلار تا 130 دلار بوده)، هزینه استخراج اورانیم از آب دریا در حدود 300 دلار می شود. یعنی نسبت 1 به 10 سال 1999 به نسبت 1 به 3 در سال 2006 کاهش یافته است. <br />
لینک مطلب صفحه 11 </p>

<p>http://www.iaea.org/OurWork/ST/NE/Pess/assets/WEC_nuclear_2007_29Jan07.pdf</p>

<p>بنابراین قیمت اختلاف قیمت برق تولید شده با اورانیم آب دریا و یا اورانیم معمول حتی از نیم سنت هم کمتر شده و خواهد شد.</p>

<p>فکر نمی کنید، یکی از دلایلی که رییس جمهور آمریکا و بعضی از سناتورهای آمریکایی انرژی اتمی را یک انرژی تبدیل پذیر می دانند،خواندن این نوع گزارشها باشد، نه به قول شما ارتباط تله پاتی با احمدی نژاد؟</p>

<p>آقای دکتر، امیدوارم با خواندن منابع فوق متوجه شده باشید،که مقایسه استخراج اورانیم از آب دریا با چرخیدن خورشید به دور زمین صحیح نیست و نباید خیل پژوهشگران فوق را در جایگاه بطلمیوس قرار دهید و(لابد)خودتان را به جای گالیله!</p>

<p>5- من شاهد غیبی نیستم! من هم  یکی از هزاران دانش آموخته ایرانی هستم، که در خارج از کشور در حال فعالیت علمی و تحقیقاتی و یا صنعتی هستند و همیشه نگران آینده و وضعیت کشورشان بوده و هستند! </p>

<p>موفق باشید</p>

<p>شيرزاد:<br />
       با سلام و احترام متقابل، سه مورد اول از ايرادهاي شما را در بست قبول دارم و در متن اصلاح كردم. راستش به دليل آن كه دستم در تايپ كردن كند است و جواب كامنت شما طولاني بود دادم بچه ها برايم تايپ كنند و در باز خواني دقت لازم را نداشتم. از شما و خوانندگان بابت اينكه در ديكته كلمه enegies كه جمع كلمه energy باشد حرف "s "  از قلم افتاده بود، سال 1983 به غلط 1830 تايپ شده بود و احتمالا به دليل شباهت نامها بنده اسم كوجك آقاي كوهن را به جاي برنارد، ديويد گفته ام عذر خواهي مي كنم. خوشبختانه بنده قرار نيست رييس جمهور شوم و اين نوع از اشتباهات هم باعث نمي شود به يك تصميم گيري غلط براي همه مردم دست بزنم.</p>

<p>اما يك عذر خواهي نيز از شما مي كنم به دليل آنكه شايد مطلب شما واقعا ناشي از يك جستجوي شتابزده در ويكيپديا و دست گذاشتن روي نكته مورد علاقه خويش و سپس نديدن ساير مطالب گفته شده، نباشد. لكن به هر دليلي كه شما علاقه مند به انرژي هسته اي باشيد، استدلال هايي كه ذكر كرده ايد هيكدام دليل علمي براي وجود مكانيزمي از تجديد پذيري اورانيوم در طبيعت نيستند. آنچه شما فرموده ايد حاكي از آن است كه كار پژوهشي بر روي امكان استخراج اورانيوم از آب درياها توجيه پذير است. بسيار خوب، علي قول خودتان و منابعي كه ذكر كرده ايد هنوز قيمت اورانيوم استخراج شده از آب دريا سه برابر اورانيوم استحصال شده از منابع ديگر است و همان طور كه روشن است هنوز به آن اندازه اقتصادي نيست كه كشورهاي صنعتي به آن روي آورند. </p>

<p>همان طور كه مي دانيد، مسئله آينده انرژي در جهان آن قدر براي بشر اهميت دارد كه از هيچ امكاني نمي تواند چشم پوشي كند. با قاطعيت مي توان گفت آينده نامطمئن بشر به لحاظ تامين منابع انرژي، دولتهاي پيشرفته و در حال رشد بخصوص كشورهايي كه از منابع معمولي انرژي فسيلي فاصله دارند (مثل چين و ژاپن) را وا مي دارد تا از هر نوع ايده و. طرح پژو هشي در عرصه توليد انرژي، چه انرژي هسته اي و چه انرژي هاي تجديد پذير حمايت كنند. فكر مي كنم براي هر كسي كه در چند سمينار تخصصي شركت كرده باشد اين نكته قابل لمس است كه در چنين فضايي طرفداران هر ايده با جديت و گاه با تعصب از عقيده خويش دفاع مي كنند و به طرز قابل دركي مشكلات و دشواري هاي مسير آن را ناديده مي گيرند و يا آنها را كوچك و قابل رفع مي پندارند. كما اينكه شبيه همين وضعيت براي طرفداران استفاده از منابع تجديد پذير  هم وجود دارد و آنها به دليل علاقه خود به استفاده از اين منابع، مشكلات زيست محيطي احتمالي و غير اقتصادي بودن برخي روشها را كمتر مورد بحث قرار مي دهند. </p>

<p>در هر حال هيچكدام از ما نمي دانيم 50 سال ديگر يا 150 سال ديگر منبع عمده انرژي مورد استفاده بشر چيست. شايد ايده اي كه ظاهرا شما به آن علاقه منديد عملي شود و براي يك دوره طولاني از اورانيوم موجود در درياها براي تامين سوخت نيروگاههاي هسته اي استفاده شود. شايد طرح گداخت اروپايي ها در پروژه "ايتر" بعد از دهها سال بحث روي شيوه هاي مختلف فيوژن نتيجه بخش باشد. شايد منابع ريز و درشت تجديد پذير انرژي به كار گرفته شود و شايد تركيبي از همه اينها به كار آيد. اما فكر مي كنم اگر منصفانه قضاوت كنيم، به دليل آنكه تخمين ما از حجم ذخاير موجود در يك نوع انرژي مثل اورانيوم موجود در آب درياها زياد است، حق نداريم آن را تجديد شونده بپنداريم. حداكثر مي توانيم بگوييم آنقدر زياد است كه گويي تجديد پذير است. </p>

<p>به نظر من مي رسد كه علت تجديد شونده خواندن انرژي هسته اي توسط كساني در غرب فضاي تبليغاتي است كه به نفع استفاده از منابع تجديد پذير در اين جوامع شكل گرفته است و آنها مي خواهند با ارائه اين نظر كه منابع بسيار ديرپايي براي اورانيوم در طبيعت وجود دارد از فضاي تبليغاتي  و حمايتهاي قانوني كه شامل انرژي هاي تجديد پذير است استفاده كنند و گرنه اگر كسي مدعي است كه چرخه توليد اورانيوم در  طبيعت فعال است و ساز و كاري براي تبديل مجدد عناصر حاصل از واپاشي اورانيوم به اورانيوم وجود دارد فكر مي كنم از حداقل اطلاعات علمي در اين مورد محروم است و پاسخ چيزي نيست جز اينكه از او بخواهيم نمونه اي از انجام اين امر را بياورد.</p>

<p>لازم به ذكر اين نكته نيز هست كه بنده اظهار نظري در مورد غير واقعي بودن و غير علمي بودن استخراج اورانيوم از آب درياها نكردم و اگر چنين برداشتي شده است تصحيح مي كنم. اصولا اين تخصص من نيست و در مورد آن اظهار نظري نمي كنم. آنچه غير علمي است تصور وجود روندي بر روي زمين است كه بتواند اورانيوم مصرف شده را دوباره قابل بهره برداري كند و اگر كسي نظريه اي در اين مورد بدهد ممكن است شنيده شود اما چندان جدي گرفته نمي شود. </p>

<p>ضمنا در فراز آخر نوشته تان دچار سوء تفاهم شده ايد. منظور از شاهدي كه از غيب رسيده است، حضرتعالي نبوديد. اين ضرب المثل ايراني در جايي به كار مي رود كه به حرف آدم بي ربطي مثل جرج بوش استناد شود. نمي دانم شما بر چه مبنايي فكر مي كنيد جرج بوش با خواندن گزارشهاي علمي اظهار نظر مي كند. </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پیوند ریش...</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2008/03/post_89.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=292" title="پیوند ریش..." />
    <id>tag:shirzad.ir,2008:/nazarat//3.292</id>
    
    <published>2008-03-16T21:24:21Z</published>
    <updated>2008-08-03T07:09:36Z</updated>
    
    <summary>من تصور نمي كنم در مملكتي كه همه چيزش برپايه پول مفت نفت مي چرخد اصولا نيازي به پيشرفت و توسعه هم باشد! آقاي دكتر آن چيزي كه عرضه را ايجاد مي كند تقاضا است. وقتي تقاضايي براي علم و...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p>من تصور نمي كنم در مملكتي كه همه چيزش برپايه پول مفت نفت مي چرخد اصولا نيازي به پيشرفت و توسعه هم باشد! آقاي دكتر آن چيزي كه عرضه را ايجاد مي كند تقاضا است. وقتي تقاضايي براي علم و دانش در اين مملكت وجود نداردو حتي علوم هسته اي هم بعنوان يك گروكشي در عرصه سياست بين الملل براي فرار از ساير بهانه هايي كه مي شود به اين سيستم وارد نمود هزينه هايش با پول نفت ميچرخد و مطمئن باشيد اگر نيروگاه بوشهر و آن 7هزار مگاوات برق هسته اي كه مجلس !هفتم تصويب كرده هم راه بيفتد بايد سوبسيد توليدش را از پول نفت بدهيم! </p>]]>
        <![CDATA[<p>آقاي دكتر حتي اگر اساتيد ما بهترين باشند و حتي اگر بودجه دانشگاههاي ما به اندازه بودجه هاروارد و آكسفوردهم برسد حتي اگر صنعت و دانشگاه ماهم چارچنگولي به هم وصل شوند  مطمئن باشيد ما همينيم كه هستيم و رتبه ما در همين حد خواهد بود چون ما نيازي به علم و دانش نداريم علم و دانش مال كسي است كه بخواهدسودآور و بهره ور باشد نه كسي كه خرجش رااز جاي ديگر مجاني دارد بدست مي آورد. حالا واسه تزيين هم شده 100دانشگاه و كارخانه هم مي سازد روزبروز هم تعدادش را بيشتر مي كند دلمان هم خوش است 150 تا مقاله ISI نوشتيم.</p>

<p>شیرزاد:<br />
         به این می گویند از ریش کندن و پیوند زدن به سبیل!</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>آماري از مقالات علمي </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2008/03/post_88.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=288" title="آماري از مقالات علمي " />
    <id>tag:shirzad.ir,2008:/nazarat//3.288</id>
    
    <published>2008-03-05T10:41:09Z</published>
    <updated>2008-04-10T09:56:09Z</updated>
    
    <summary>عندليب الاسلام: (در ارتباط با مطلب &quot;انتظار بي جا&quot;) بهتر بود کمی هم عدد و رقم ذکر می کردید...برای مثال یکی از این دانشگاهای برتر دنیا دانشگاه هاروارد در آمریکاست. از سال ۲۰۰۰ تا امسال حدود ۲۰۰۰ مقاله تحقیقی از...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p><strong>عندليب الاسلام:</strong>    (در ارتباط با مطلب "انتظار بي جا") بهتر بود کمی هم عدد و رقم ذکر می کردید...برای مثال یکی از این دانشگاهای برتر دنیا دانشگاه هاروارد در آمریکاست. از سال ۲۰۰۰ تا امسال حدود ۲۰۰۰ مقاله تحقیقی از محققان و اساتید این دانشگاه در رشته فیزیک در مجلات معتبر جهانی بچاپ رسیده است. این عدد برای دانشگاه صنعتی خاورمیانه در ترکیه حدود ۴۵۰ مقاله است درحالی که این دانشگاه در بسیاری از رده بندی ها در بین ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان جای ندارد! <br />
این تعداد برای دانشگاه صنعتی شریف حدود ۱۵۰ مقاله دانشگاه تهران حدود ۱۰۰ مقاله و دانشگاه صنعتی اصفهان حدود ۵۰ مقاله است.<br />
این اختلاف در سایر رشته های علوم و تکنولوژی به مراتب بیش از اینهاست. </p>]]>
        <![CDATA[<p><br />
چند سال پیش آمار تعداد کل مقالات تحقیقی (در همه رشته های علوم که در مجلات معتبر جهانی چاپ شده) در کشورهای مختلف را مرور می کردم. برای مثال در سالهای اخیر عربستان سعودی با جمعیت حدود یک سوم ایران چیزی حدود هفت برابر ایران مقاله تحقیقی  در مجلات معتبر جهانی بچاپ رساندند. <br />
این تنها قسمت کمی قضیه است. در قسمت کیفی تفاوت باز هم فاحشتر از این است. در همین ارتباط بد نیست بودجه تقریبی دانشگاه های مختلف دنیا رو با هم مقایسه کنید. </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>نسل سوخته</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2008/01/post_87.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=279" title="نسل سوخته" />
    <id>tag:shirzad.ir,2008:/nazarat//3.279</id>
    
    <published>2008-01-31T09:24:39Z</published>
    <updated>2008-03-05T07:14:05Z</updated>
    
    <summary>عاطفه: آقای شیرزاد دلم برای پدرم، شما وهم نسل هایتان می سوزه، که جوونی و اعتقاد و زندگیتونو گذاشتید واسه این کشور جنگیدین تا به اینجا برسه. حالا همگی یا محترمانه مجبور به استعفا میشید یا نامحترمانه رد صلاحیت....</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p><strong>عاطفه: </strong>   آقای شیرزاد دلم برای پدرم، شما وهم نسل هایتان می سوزه، که جوونی و اعتقاد و زندگیتونو گذاشتید واسه این کشور جنگیدین تا به اینجا برسه. حالا همگی یا محترمانه مجبور به استعفا میشید یا نامحترمانه رد صلاحیت.<br />
</p>]]>
        <![CDATA[<p>دلم واسه خودم، بچه هاتون و هم نسل های خودم میسوزه که به گذشته پدرامون افتخار می کنیم میخواهیم از آرمان ها و انقلابشون دفاع کنیم ولی افرادی مدیریت این انقلاب و به دست گرفتن که پدرا مونو به نا مسلمانی متهم میکنند. چطوری حل کنیم این تناقض رو؟<br />
نمی دونم اگه با افرادی با سوابق شما اینطوری رفتار میکنن، برای ما حقی برای فکر کردن و حرف زدن قائل هستن؟ </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>غم انگیز تر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://shirzad.ir/nazarat/2008/01/post_86.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=278" title="غم انگیز تر" />
    <id>tag:shirzad.ir,2008:/nazarat//3.278</id>
    
    <published>2008-01-28T15:11:08Z</published>
    <updated>2008-03-05T07:14:05Z</updated>
    
    <summary>آقا یعنی می گویی این که چندین دانشجو در زندان هستند مهمتر است یا رای رد صلاحیت شدن دوستان شما؟ پرسیدم فقط برای دانستن. تا بعد...</summary>
    <author>
        <name>احمد شيرزاد</name>
        
    </author>
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://shirzad.ir/nazarat/">
        <![CDATA[<p>آقا یعنی می گویی این که چندین دانشجو در زندان هستند مهمتر است یا رای رد صلاحیت شدن دوستان شما؟ پرسیدم فقط برای دانستن. تا بعد</p>]]>
        <![CDATA[<p><strong>شیرزاد:<br />
        راستش را بخواهید از نظر من بودن دانشجوها در زندان غم انگیز تر است. اما این مسایل از هم جدا نیستند. اگر کسی را بی گناه زندان نکنند حتما هم کسی را با دلایل واهی رد صلاحیت نمی کنند و بر عکس.</strong></p>]]>
    </content>
</entry>

</feed> 


