« آماري از مقالات علمي | صفحه اول | شاهد از غیب رسید »

پیوند ریش...

من تصور نمي كنم در مملكتي كه همه چيزش برپايه پول مفت نفت مي چرخد اصولا نيازي به پيشرفت و توسعه هم باشد! آقاي دكتر آن چيزي كه عرضه را ايجاد مي كند تقاضا است. وقتي تقاضايي براي علم و دانش در اين مملكت وجود نداردو حتي علوم هسته اي هم بعنوان يك گروكشي در عرصه سياست بين الملل براي فرار از ساير بهانه هايي كه مي شود به اين سيستم وارد نمود هزينه هايش با پول نفت ميچرخد و مطمئن باشيد اگر نيروگاه بوشهر و آن 7هزار مگاوات برق هسته اي كه مجلس !هفتم تصويب كرده هم راه بيفتد بايد سوبسيد توليدش را از پول نفت بدهيم!

آقاي دكتر حتي اگر اساتيد ما بهترين باشند و حتي اگر بودجه دانشگاههاي ما به اندازه بودجه هاروارد و آكسفوردهم برسد حتي اگر صنعت و دانشگاه ماهم چارچنگولي به هم وصل شوند مطمئن باشيد ما همينيم كه هستيم و رتبه ما در همين حد خواهد بود چون ما نيازي به علم و دانش نداريم علم و دانش مال كسي است كه بخواهدسودآور و بهره ور باشد نه كسي كه خرجش رااز جاي ديگر مجاني دارد بدست مي آورد. حالا واسه تزيين هم شده 100دانشگاه و كارخانه هم مي سازد روزبروز هم تعدادش را بيشتر مي كند دلمان هم خوش است 150 تا مقاله ISI نوشتيم.

شیرزاد:
به این می گویند از ریش کندن و پیوند زدن به سبیل!

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/292

Comments

به نظر من نظري كه با عنوان ”پيوند ريش...“ منعكس شده (بر خلاف نظرات خود شما كه مستدل و منطقي اما برانگيزنده احساسات هستند ) كاملا احساسي اما غير منطقي است. (هر چند به نظر من از آن نظراتي است كه ممكن است بسياري از كساني كه در كشور تحقيق مي‏كنند هم به به دليل ناملايمات معمول به آن برسند .) زيرا

اولا، اهميت دادن به تحقيق يك نياز جدي براي ماست. چه كشورمان بخواهد از پول نفت ارتزاق كند، چه كشاورزي و چه صنعت.

ثانيا، متاسفانه همه امورات مملكت ما با پول مفت نفت نمي‏چرخد! در سال گذشته GDP ايران بر پايه قدرت خريد ٨٥٢.٦ ميليارد دلار بوده. ميزان فروش نفت در سال گذشته ٦٠.٥ ميليارد دلار بوده است. با اين وجود ١٨% مردم زير خط فقرند! (https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html)

ثالثا، به نظر من بعضي فكر مي‏كنند كه مقاله ISI داشتن يك هدف است. در حاليكه مقاله ISI به عنوان يك معيار ساده توسط وزارت علوم معرفي شد تا تحقيق اساتيد و دانشجويان را با آن بسنجد و به تحقيق بهاي بيشتري داده شود. با وجود اينكه اين روش ايراداتي دارد اما به نظر من كاملا موثر بوده. حداقل تاثيراتش اين بوده كه تعداد زيادي از دانشجويان و اساتيد ما جايگاه خود را شناختتند و فهميدند كجا ايستاده ‏اند. شايد فقط ١٥٠ مقاله ISI داشته باشيم اما در عوض تقريبا همه فارغ التحصيلان دوره فوق ليسانس در كشور مي‏دانند كه مقاله ISI دادن چقدر كار مي‏برد و اگر خود مقاله‏اي ندادند حداقل از موضوع پرت نيستند. به نظر من ادامه اين روش اين حسن را دارد كه در‌اينده اميدوار باشيم دولتمرداني داشته باشيم كه حداقل بدانند تحقيق واقعي به چه معناست، حال اگر به اين نتيجه برسند كه تحقيق به درد كشور نمي‏خورد حتما بايد تحقيقي انجام داده باشند و به اين نتيجه برسند و در اين صورت چه غم؟!