« November 2007 | Main | January 2008 »

December 13, 2007

دندان استكبار

محسن: آقای دکتر شیرزاد
فرمایشات شما متین، اما اگر ما کلا انرژی هسته ای رو فراموش کنیم،و مثل لیبی اجازه بدهیم همه سانتریفیوژها و بقیه تجهیزات را بار کنند و ببرند، باز هم مشکل حل نمی شود. مشکل ما با امریکا این است که ما زیر بار حرف زور آمریکا نمی رویم.(جنس حرف زور امریکا هم با سو استفاده های چین و روسیه فرق ماهوی دارد.) وگرنه انرژی هسته ای بهانه است.

همه علمای دیپلماسی هم این را بهتر از من و شما می دانند. این را هم می دانند که اگر ما همه چیز رو تعلیق و تعطیل کنیم، از فردا صبحش بدون تاخیر بهانه گیری بعدی شروع خواهد شد. بنده خودم از یکی از مدیر کل های وزارت خارجه شنیدم که بهانه بعدی حقوق بشر خواهد بود. اگر در حقوق بشر هم همه شرایط اونها را ارضا کنیم خوان بعدی شروع خواهد شد.
بنابر این از یک نخبه با درایت مثل شما بعید است که از این نکته غافل شوید. ما با انقلاب نان آمریکا رو در منطقه آجر کردیم، هر چه هم جنگید و تهدید و تحریم و ... کرد، باز به راه خود ادامه دادیم. هیچ کشوری هم تا الان این کار را با آمریکا نکرده است.
حتی چین که بنده الان دارم درش زندگی می کنم، بسیار از آمریکا می ترسد با وجود اینکه سومین قدرت اقتصادی دنیاست و دیپلمات های چینی شجاعت ایرانی ها رو تحسین می کنند.
مخلص کلام اینکه ما خواری هستیم در چشم آمریکا. تا الان هم ایستادگی کردیم. سر مساله اتمی هم کوتاه نمی اییم چون اصلا مساله نیروگاه و انرژی و سوخت و بمب هسته ای نیست. اینها بازی است و اصل دعوا سر موضوعی است که عرض کردم.
اینکه ما اصلا چرا داریم ایستادگی می کنیم واینکه آیا باید درویش و آزاده زیست ( عقیده ای که در زمان انقلاب و اشغال لانه جاسوسی قاطبه نخبگان سیاسی و عوام بر آن باور داشتند. ) یا دست بر سینه و متنعم، موضوع و سوالی عمیق تر و مهم تر است. منتظر خواندن کلام شیوای شما در این زمینه هستم.

شيرزاد:
اصلا بياييد فرض كنيم امريكايي ها بر سر مسئله هسته اي ما كوتاه بيايند و بگويند هر كاري مي خواهيد انجام دهيم. حال مسئله اين است كه آيا از زاويه ديد منافع مردم ايران چه چيز گيرمان مي آيد؟ 40 سال است جنازه اي به نام نيروگاه بوشهر كه زماني از آن به نام حاصل بلند پروازي رژيم شاه ياد مي شد روي دستمان مانده و از پول نفت خون به آن تزريق مي كنيم تا بلكه روزي سر پا شود و به اندازه كسري از آنچه خرجش كرده ايم به ما پس دهد، اما چه چيز عايدمان شده است؟ نكته آن است كه منافع مردم ايران در كجاي اين داستان لحاظ شده است؟ من و شما بايد اين ميانه تماشاچي باشيم كه كساني مي خواهند دندان امريكايي ها را در دهانشان بريزند و آنها هم از آن طرف مي خواهند حال سران جمهوري اسلامي را بگيرند و معلوم نيست كه اين ميان از اين اورانيوم غني شده كه اگر عايدمان شود هر تومان آن هزار تومان برايمان خرج برداشته چه نفعي براي مردم ايران به دست مي آيد.
مسئله زور گفتن امريكايي ها نيست. بلكه مسئله اين است كه آيا پس از سالها كه از اين داستان گذشت به غير از اين كه بر فرض دو تا از دندانهاي استكبار را هم شكستيم چيز ديگري هم عايد اين مردم ستم كشيده خواهيم كرد؟ آيا اگر دست از سر هدايت مردم دنيا بر داريم و كشور خودمان را درست و بي عيب و با نظر مردم اداره كنيم باز هم امريكاييها بهانه گيري مي كنند؟ آيا كشورهاي مستقل و آبرومند دنيا مثل نروژ، فنلاند، مالزي و... صدها كشور ديگر همه نوكر امريكا هستند؟ آيا هيچ راهي براي حيات عزتمند در اين دنيا نيست؟