« April 2007 | Main | August 2007 »

May 27, 2007

برخورد صنفي هسته اي

آينده: کاش کسانی که این روزها اینقدر سنگ انرژی هسته ای را به سینه می زنند، کمی، فقط کمی هم وقتشان را به مطالعه پیرامون خطرات انرژی هسته ای می گذرانند. باز اگر از کسی که تخصص اش ربطی به فیزیک ندارد چنین صحبت هایی شنیده شود چندان جای اعتراض نیست بقول امروزی ها شاید جوگیر شده است. ولی آنچه که شدیدا آزار دهنده است،

صحبت های آقای دکتر عباس مجد آبادی عضو هیات علمی سازمان انرژی اتمی است که در نمایشگاه کاربردهای فن آوری هسته ای در همدان اعلام کرده که :بهره گیری از صنعت هسته ای فاقد هرگونه مشکلات زیست محیطی است!! (نقل از وبلاگ مهندسی هسته ای و پرتوپزشکی) کاش هنگام تبلیغ در رابطه با انرژی هسته ای آقایان لطف می کردند و برای مردم کمی هم از خطرات این انرژی تعریف می کردند. یا مثلا در مورد زباله های هسته ای که در بسیاری از کشورهای صنعتی به آنها لقب بمب ساعتی داده اند.

پیشنهاد می کنم دوستانی که امکان دسترسی به این سایت را دارند سری به اینجا بزنند و گزارش مفصل ارائه شده به پارلمان اروپا در رابطه به اتفاقات هسته ای گزارش شده پس از چرنوبیل را بخوانند. راستی در اخبار ایران در رابطه با نوزادانی که در یکی دو سال گذشته در مناطق اطراف چرنوبیل به دنیا آمده اند و سرطان دارند حرفی زده می شود؟ 21 سال از حادثه چرنوبیل می گذرد.
http://www.greens-efa.org/cms/topics/dokbin/181/181995.residual_risk@en.pdf


شيرزاد:
يك مشكل برخي از دوستان و همكاران ما كه در گرايش هسته اي تخصص دارند برخورد صنفي آنها با مسائل هسته اي است كه تصور مي كنند رونق فناوري هسته اي به نحوي كه در ايران دنبال مي شود براي آنها ثمري در بر دارد. يك بار در جلسه غير علني مجلس داد زدم و گفتم: "اگر مي خواهيد در بحث هسته اي به دشواري هاي غير قابل جبران برنخوريم بايد كساني به غير از كساني كه در سازمان انرژي اتمي مشغول به كار هستند در تصميم گيري هاي فني نقش پيدا كنند". البته تاكيد كنم كه بسياري از نيروهاي صادق اين سازمان در كارهاي مفيدي اشتغال به كار دارند كه به كلي از برنامه هاي جنجالي سازمان به دور است. اما متاسفانه بعضي وقتها وابستگي سازماني باعث مي شود برخي از متخصصين فقط بخشهاي خاصي از اطلاعات تخصصي شان را رو كنند.

May 24, 2007

تلافي در ريش

محمد: در اينکه ما بايد همديگر را تحمل کنيم هيچ شکی نيست. اما در جامعه ما برخی برخورد ها ضروری و عين مبارزه است. مثلا در رابطه با ريش که شما فرموده ايد مثال ميزنم. چند درصد از جامعه ما دارای ريش بدلايل مذهبی اند؟

حالا يک فرد بدون ريش در اين جامعه ميتواند ريس جمهور نه، وزير هم نه، معاون وزير هم نه، رييس يک دانشگاه بشود؟ اين يعنی درصد بالايی از افراد ازچرخه مديريت دارند حذف ميشوندپس من حق دارم نسبت به افراد ريش دار حساسيت نشان دهم.نکته ديگر اينکه بحث حجاب در کشور ما بحث اجبار در قبولاندن يک طرز تفکر است پس منطقا من حق دارم در الگوبودن شخصی که با داشتن حجاب اما از هيچ توانايی ديگری برخوردار نيست شک کنم.نکته اخر اينکه رفتار وسطح فکر برخی از مدعيان مسايل اسلامی بحدی سطح پايين است که جز خنده راهی ندارد.چه کسی باور ميکند که با پايين کشيدن شلوار يک مجرم در خيابان يا کردن لوله افتابه در دردهانش بتوان او را اصلاح کرد؟؟

شيرزاد:
اولا، قضاوت شما لا اقل يك مثال نقض دارد. اول انقلاب كه خيلي هم همه داغ بودند بني صدر رييس جمهور شد در حالي كه ريشهايش را سه تيغه مي كرد. بسياري از ريش دارها هم به او راي دادند. ثانيا، عزيز من اگر آدم بدون ريش را نمي گذارند رييس جمهور شود، شما چه دشمني با ريش بقيه داريد. اگر راست مي گوييد برويد با تنگ نظري هاي شوراي نگهبان مبارزه كنيد. تلافي ناتواني ها را در ريش آقايان يا حجاب خانمها در آوردن كه كار دشواري نيست.

May 22, 2007

دمكراسي ناب

مازيار: با تمام ارادتی که به شما و شیوه مبارزه تان دارم و میدانم که برای شما در جو فعلی زندگی نمی تواند راحت باشد اما متاسفانه در مورد انتخابات با شما نمیتوانم هم عقیده باشم. جرا؟ چون به نظر من انتخاباتی که محدود باشد و افراد نتوانند کاندیدا شوند انتخابات نیست

و از طرف دیگر شما فقط مراجعی را میتوانید انتخاب کنید که نقش مترسک را دارند و در تعیین مراجع قدرت اصلا نقشی ندارید و حق این انتخاب آبکی را هم با اکراه به شما میدهند و با در آوردن افراد از صندوق ها به رای من و شما میخندند لذا این نمایشنامه را هیچگاه نمیتوانید انتخابات بنامید و دیگران را تشویق به شرکت در آن بکنید به خصوص که شما به عنوان یک استاد رسالت معلمی دارید و اشتباه شما باعث بدآموزی میگرددو دانشجویان زیادی چشمشان به دهان شما است. من مقاله های شما را مطالعه میکنم و میدانم که نیت شما در رابطه با مملکتمان خیر است و شهامت شما قابل ستایش. موفقیت روزافزون شما را آرزومندم

شيرزاد: دمكراسي ناب و تمام عيار يك شبه حاصل نمي شود. بنابر اين ما نمي توانيم و شايد حق هم نداشته باشيم كه همين دمكراسي نصفه نيمه را ناديده بگيريم و براي دستيابي به يك دمكراسي ايده آل از آن بهره نبريم.

May 13, 2007

نفت سر سفره

مجيد: كارت سوخت ماشینم علیرغم اینکه تمام مدارکش در تهران است به همدان رفته و پس از پیگیری بسیار دوباره با صرف 2 ساعت وقت و 1000 تومان پول درخواست عودت کارت از همدان به تهران را دادم و جالب پست پیشتاز بنابه اظهار مسئول باجه تا 5/1 ماه دیگربنده کارتی نمیبینم، صدرحمت به چاپار هخامنشی!

واقعا نمیدانم به کی شکایت کنم پلیس مردم را سرکار گذاشته و اصلا فرمانده محترم پلیس دربند جوابگوی نیست اداره پست هم گردن نمیگیره که پلیس مقصر است واقعا دیگر کی باید در این مملکت قانون حکمفرما شود.
رضا شاه به مسئول ایجاد دانشگاه و فولاد کرج و راه آهن گفت این پروژها چی شدو او که از بچه های دارلفنون و از خاندان بزرگ ایران بود گفت قربان اینها مثل خانه سازی با برگ پاسور میباشد که با یک باد بهم میریزد شما عدالت را گسترش بدین و رضا شاه گفت خفه پدرسوخته برو استعفا بده؟
امروز واقعیت اینست که عدالت در این کشور وجود ندارد و یک روز گریبان تمام این مسئولین را میگرد و مردم زجر میبرن در جای جای نقاط این مرزبوم.

شيرزاد:
برايتان متاسفم. شما فعلا تا اطلاع ثانوي از موهبت "نفت برسر سفره ها" كه همين كارت سوخت بود محروم شديد! ضمنا همين شما شهرستاني ها هستيد كه آمديد تهران مشكلات درست كرديد، حالا طلبكار هم هستيد؟!

May 10, 2007

شهادتين خواهي

نيما: سلام،گاهی اوقات مطالبی از شما خوانده ام انصافا مطالب خوبی بوده اند. اما میخواستم نکته ای را بگویم. یکی از افاتی که بعد از انقلاب نصیب ایرانیان شده روحیه تزویر و ریاکاری است (به نظر من). مصلحت کلمه ای است که معمولا برای پنهان کردن یا توجیه ترس و فریبکاری به کرات استفاده میشود.

برای مثال اگر اقای فلان از روز اول که برای ریاست کشور کاندیدا شده بود درتبلیقات می گفت که پیرو ولایت است و حرفی بالاتر از حرف بهمان نمی زند،ایا اقای ناطق انقدر مظلوم واقع میشد ؟ آقای شیرزادعزیز، شما هم خوبتر از من میدانید که اقشار با کیفیت کشور ما دنبال چه نوع حکومتی هستند. به دوستان اصلاح طلب بفرمايید آنچه را که کاملا به آن معتقد هستند به زبان بیاورند. من از آقای احمدی نژاد گله ای ندارم. اگر میگویند و میگفتند دموکراسی از اول هم معلوم است که بدیل آن که از درس آقایان مکارم و آملی استنباط کرده اند مد نظرشان است. اما شما و دوستان دیگر چه؟ اگر میخواهیم کشور عزیزمان صاحب آرزوهای قلبی من وشما شود لطفا به من جواب دهید که شما اگر بر فرض محال وزرات کشور و شورای نگهبان رضایت دادند شما ريیس جمهور شوید، نظرتان در مورد انرژی هسته ای همان است که بهمان میگوید؟ (با توجه به وضع آینده)

شيرزاد:
تا آنجا كه در مورد بنده سؤال فرموديد، از خدا مي خواهم در هر موقعيتي شجاعت بيان به من دهد تا آنچه مصلحت واقعي مردم است را بگويم و جايگاه سياسي يا اجتماعي ام موضع فكري ام را عوض نكند. اميدوارم قفضاوت مردم هم چنين باشد. اما نمي دانم چرا برخي دوستان هميشه دنبال شنيدن شهادتين مورد نظرشان از ديگران هستند. شما مي توانيد اگر تناقضي در گفتار و رفتار گذشته من يا هر كس ديگر ديديد سؤال داشته باشيد، اما سؤال در مورد تناقض صحبت امروز با رفتار حدسي فردا عجيب است.