تغيير ذائقه سياسي نسلها
آينده: ما نمیدانیم متصدیان امور چه فکر میکنند و در نظر دارند این مملکت را به کجا بکشانند؟ آیا در این مملکت مردم حق هیچگونه اظهار نظر در سرنوشت خود باید نداشته باشند؟ خفقان، محدودیت، سانسور و تفتیش عقاید از یک طرف ، شکست اقتصادیات و تصاعد هزینه ی کمرشکن زندگی از طرف دیگر ملت را از پای درآورده و اگر کسی از وضع موجود اظهار نارضایتی کند، سیاهچال زندان و سپس حکم دادستانی --- زندگی تیره ی او را تیره تر مینماید...
آخر در کدام کشور در کدام گوشه ی جهان تا این حد فشار، اختناق ، حبس ، زجر، شکنجه ، ترور افکار بر مردم حکومت میکند؟
در جهان امروز کجا معمول است عدهای مطلقالعنان ، حاکم مطلق بر جان و مال و ناموس مردم باشند ، و کسی حق فریاد نداشته باشد؟
آیا این قسم حکومت در بین ملل نیم وحشی آن هم در دوران حکومت فردی ، از پست ترین انواع حکومتها شمرده نمیشده است؟
آقای --- ! شما سری به زندانها بزنید و بپرسید این اصنافِ مختلفِ زندانی ، ---- و --- ، اساتید دانشگاه ، دانشجویان ، --- و --- به چه جرمی مدتها در زندان به سر میبرند؟
نویسنده: ---------
جاهایی که خط تیره آمده از طرف من حذف شده است. به قول هم محلی های ما برای هر کدام می توانید سه بار حدس بزنید. جواب: --- اول دادستان انقلاب نیست بلکه دادستان ارتش است.
--- دوم آنچه که حدس زدید نیست بلکه آقای هویدا است
--- سوم، چهارم، پنجم و ششم زنان، معلمان و خبرنگاران و وکلا نیستند بلکه علماء و وعاظ و تجار و اصناف است و بالاخره نویسندگان احتمالا هرچه که حدس زدید نیست بلکه سیدعلی خامنهای - حسینعلی منتظری - اکبر هاشمی - ابوالقاسم خزعلی - علی مشکینی - احمد جنتی - محمد تقی مصباح یزدی - علی اکبر موسوی و... هستند
تاریخ نامه را هم اگر که هنوز حدس نزده اید سال 1343 می باشد.
شيرزاد: كار ظريفي كرديد. راستي كه ديگر كمتر ذائقه اي اين قبيل ادبيات انقلابي و براندازنده را مي پسندد. اما به نظر من با ذائقه و درك امروز در مورد چهل سال پيش قضاوت كردن هم كار درستي نيست. كمي عقبتر برويد. بدتر از اينها را از روشنفكران و مبارزان زمان مشروطه مي بينيد. ما حق داريم براي امروز آن روش را مطرود و كهنه بپنداريم. اما به گمان من حق نداريم نسبت به صداقت و فداكاري آنها بي انصافي كنيم.