« March 2007 | Main | May 2007 »

April 28, 2007

تغيير ذائقه سياسي نسلها

آينده: ما نمی‌دانیم متصدیان امور چه فکر می‌کنند و در نظر دارند این مملکت را به کجا بکشانند؟ آیا در این مملکت مردم حق هیچگونه اظهار نظر در سرنوشت خود باید نداشته باشند؟ خفقان، محدودیت، سانسور و تفتیش عقاید از یک طرف ، شکست اقتصادیات و تصاعد هزینه ی کمرشکن زندگی از طرف دیگر ملت را از پای درآورده و اگر کسی از وضع موجود اظهار نارضایتی کند، سیاهچال زندان و سپس حکم دادستانی --- زندگی تیره ی او را تیره تر می‌نماید...

آخر در کدام کشور در کدام گوشه ی جهان تا این حد فشار، اختناق ، حبس ، زجر، شکنجه ، ترور افکار بر مردم حکومت می‌کند؟
در جهان امروز کجا معمول است عده‌ای مطلق‌العنان ، حاکم مطلق بر جان و مال و ناموس مردم باشند ، و کسی حق فریاد نداشته باشد؟
آیا این قسم حکومت در بین ملل نیم وحشی آن هم در دوران حکومت فردی ، از پست ‌ترین انواع حکومت‌ها شمرده نمی‌شده است؟
آقای --- ! شما سری به زندان‌ها بزنید و بپرسید این اصنافِ مختلفِ زندانی ، ---- و --- ، اساتید دانشگاه ، دانشجویان ، --- و --- به چه جرمی مدت‌ها در زندان به سر می‌برند؟

نویسنده: ---------
جاهایی که خط تیره آمده از طرف من حذف شده است. به قول هم محلی های ما برای هر کدام می توانید سه بار حدس بزنید. جواب: --- اول دادستان انقلاب نیست بلکه دادستان ارتش است.
--- دوم آنچه که حدس زدید نیست بلکه آقای هویدا است
--- سوم، چهارم، پنجم و ششم زنان، معلمان و خبرنگاران و وکلا نیستند بلکه علماء و وعاظ و تجار و اصناف است و بالاخره نویسندگان احتمالا هرچه که حدس زدید نیست بلکه سیدعلی خامنه‌ای - حسینعلی منتظری - اکبر‌ هاشمی - ابوالقاسم خزعلی - علی مشکینی - احمد جنتی - محمد تقی مصباح یزدی - علی اکبر موسوی و... هستند
تاریخ نامه را هم اگر که هنوز حدس نزده اید سال 1343 می باشد.

شيرزاد: كار ظريفي كرديد. راستي كه ديگر كمتر ذائقه اي اين قبيل ادبيات انقلابي و براندازنده را مي پسندد. اما به نظر من با ذائقه و درك امروز در مورد چهل سال پيش قضاوت كردن هم كار درستي نيست. كمي عقبتر برويد. بدتر از اينها را از روشنفكران و مبارزان زمان مشروطه مي بينيد. ما حق داريم براي امروز آن روش را مطرود و كهنه بپنداريم. اما به گمان من حق نداريم نسبت به صداقت و فداكاري آنها بي انصافي كنيم.

April 24, 2007

بانگ بلند

بي نام: چرا شما توجه نمی کنید که بیشتر گفتارهای ایشان که شما را عصبی می کند ، خوشایند اکثریت مردم است منظورم مردم کوچه وبازاری است که نه اینترنت می دانند چیست و نه دکتر شیرزاد را می شناسند .

حتی جناب رییس جمهور ی که از نظر من نه تنها دیپلمش جای سوال دارد بلکه مدارک دکترای دیگر دانشگاهیان را زیر سوال برده است در میان دانشگاهیان ما نیز جایگاهی دارد . بنابراین وضعیت بسیار ناامید کننده است . حتی نا امید کننده تر از بیست سی سال پیش که لااقل چهار تا دانشگاهی صاحب فکر و چند تا مکتب فکری در جامعه وجود داشت . توکل می کنم به خدا و امیدوارم خداوند تمام مردم ما را از جهل مرکب نجات دهد.

شيرزاد:
راستش آدم نمي داند چه واكنش رواني به اظهارات مشعشع آقاي احمدي نژاد داشته باشد. كتمان نمي كنم كه گاه عصبي هم مي شوم. آيا به نظر شما بايد نسبت به اين قبيل سخنان بي تفاوت بود؟ اگر همه ماها ياد بگيريم احساسات واقعي خود را با حفظ موازين قانوني بيان كنيم مقامات محترم تنها در چنبره قربان صدقه هاي بادمجان دور قاب چين ها اسير نمي مانند. به جاي نااميد شدن بهتر است به بانگ بلند و بدون واهمه به آقايان ابراز كنيم كه طرهاتشان قابل دفاع نيستند. اين كار به نظر من بسيار متعهدانه تر از آن است كه چيزي نگوييم و در خفا آنها را مسخره كنيم.