دخيلتم
حسين خسروآبادی: ... از حسن توجه و مسیولیت پذیری شما در قبال هموطنانتان بی نهایت سپاسگزاری میشود.
گاهی یک انسان چنان از خود ناآگاه میشود که اعمالی را انجام میدهد و یا حرفهایی را میزند، که هیچ آگاهی نسبت به آنها ندارد. این حرکات در رانندگی جرم محسوب میشود (مستی)، ولی در جاهای دیگر قابل چشمپوشی است. بعضی وقتها شدت ناآگاهی آنچنان شدید است که تنها استفاده از راهکارهای عملی (نه از طریق گفتاری) برای هوشیار کردن او لازم است. به نظر من برای این شخص مهمترین خصوصیت "مورد توجه واقع شدن" است. من از گذشته او زیاد نمیدانم اما ظاهرا در دوره کودکی و نوجوانی مورد لطف و محبت و توجه بزرگتران واقع نشده است.
این کمبود غریزی در او چنان تقویت شده، که حاضر است به هر نحو ممکن وجود خود (و نظراتش) را به دیگران اثبات کند. شاید یک راه مناسب این باشد که در این مدت که او در این پست باقی است، از خصوصیات مثبتش هر قدر کوچک تقدیر شود (و نسبت به بقیه موارد بی توجه بود) و او را مورد لطف و مهربانی خودمان قرار دهیم. مسلما وقتی ضمیر او وجود خود را بهتر احساس کند، سعی خواهد کرد رفتارها و گفتارهای معقولتری از خود به نمایش بگذارد.
شيرزاد: اخوی جان دخيلتم. اين تن بميره اين تئوری های روان شناسانه را جای ديگری امتحان کن. ما که شانس نداريم يک وقت ديدی شوخی شوخی جدی شد. اونوقت ادعاهايی مطرح ميشه که ... تا همين جاش برای هفت پشتمان بسه.