« August 2006 | Main | October 2006 »

September 25, 2006

برخود میلرزم

محمد سپهری راد: به جز آنچه شما بااستفاده از آیات قرآن مغایرت این طرزتفکر رابامبانی اولیه اسلام توضیح داده ایدوجای هیچ شکی نیست که خود آن حضرت نیز چنین ادعایی ندارند که با یک گردش چشمان خود میتوانند گناهان افراد را ببخشند باید از امثال منادیان چنین تفکر خطرناکی پرسید که اگر چنین است چرا فی المثل امام سجاد علیه السلام آن همه به درگاه خدا استغاثه می فرمود وازتاریکی قبر کمی زادبرای سفر آخرت و.. برخود می لرزید؟

اگر قرارباشد خداوند براساس این شعر عمل فرماید قطعا آن حضرت از هرکس دیگری سزاوارتراست . متاسفانه این گونه اظهارات که ریشه یابی آنها اهمیت زیادی دارد نظایر دیگری هم دارد. به تازگی دوستی متنی را برایم فرستاده است که عینا درایجامی آورم وحقیقتا برخود میلرزم که چگونه کسانی این مهملات را پخش میکنند وعده ای از عوام الناس رامیفریبندوگاهی حتی کسانی که پایه های مذهبی مناسبی دارند نیز گول می خورند.

پس، ندای خداوند به خلق اولین و آخرین از پیامبران و اوصیا، ملایکه، جن و انس، وحوش، طیور و غیره رسید که ای مخلوقات! بدانید و آگاه باشید، ما امتی بهتر از امت پیامبر آخر زمان خلق نکردیم؛ این امت، امت رحم شده هستند، و چون معصیت ما را به جا آورند مستحق عذاب جهنم خواهند شد؛ آیا در میان خلایق کسی هست که ایشان را شفاعت کند؟

بار دیگر خدای سبحان فرمودند:

«فَهَل مِنکُم مَن یَشتَری الذ ُنُوب وَ المَعاصی الَّتی تَصدُرُ مِنَ النّاس»

«آیا در میان شما کسی هست که مشتری شود و گناهان را بخرد.»

آیا کسی هست که معصیت کاران را از جهنم نجات بدهد و روز قیامت عَلَم شفاعت برافرازد و نگذارد که مجرمی به آتش جحیم بگذارد؟

حق تعالی این کلام را سه مرتبه اعاده کرده و بیان فرمود.

مرویست: در این لحظه مبارک سالار شهیدان، حضرت ابا عبد الله الحسین «علیه السلام» قد علم کرده و عرض کردند:

« یا رَبِّ اَنَا اشتَری الذ ُّنُوبَ وَ المَعاصی الَّتی تَصدُرُ عَن اَمَةِ جَدّی»

«پروردگارا! من گناهان امت جدم را می خرم.»



در این اثنا خداوند فرمود:

« یا حُسَین! فَبِمَ تَشتَریهِم وَ تَشفَعُهُم وَ تَعِتقُهُم مِنَ النّار؟ »

« ای حسین، ایشان را به چه چیزی می خری و شفاعت می کنی و از آتش جهنم آزاد می گردانی ؟ »

آن حضرت عرض کرد:

« بِاَعَزَّ الاَشیاءَ وَ اَغلاها مَتاعُ الدُّنیا قَلیلٌ لکِن اِشتَریها بِنَفسی وَ مَهجَتی ؟ »

« به قیمت گران می خرم مال که قابل نیست اسم ببرم بلکه گناهان«امت جدم را» در عوض سر و جان می خرم.»

« یا رَبَّ بِما هُوَ اَحبُّ اِلَیکَ»

« پروردگارا! به هر چیز که نزد تو عزیزتر است.»

آن را می دهم و ایشان را شفاعت می کنم.

ندا آمد:

« ما مِن شَیءٍ أحبُّ إلیَّ مِنَ النَّفسٍ.»

ای حسین، «هیچ چیز عزیزتر از جان نیست.»

اگر راضی می شوی که آن را فدا نمایی ما هم ایشان را به تو بخشیدیم.

در این لحظه خداوند در مقام سوال فرمودند:

«بِمَ تَشتَری الذُّنوبَ وَ المَعاصیِ الَّتی تَصدِرُ مِن شَبابِ اُمَّةِ جَدِّکَ؟»

«گناهانی که از امت جدت صادر میشود به چه می خری؟»

حضرت عرض کرد:

«اِشتَرِیهابِقَتلِ شَبابی وَ اَولادی.»

« به کشته شدن جوانان و فرزندانم می خرم.»

« یا رَبِّ بِذِبحِ اَطفالی عَطشاناً »

« ای پروردگار، به کشته شدن اطفال کوچکم با لب تشنه»

آری! جوانان خود از برادران و برادرزادگان و دستهای بریده برادرم عباس را میدهم، علی اکبر جوان هیجده ساله، که بدنش را با نیزه و شمشیر قطعه قطعه کنند، حلقوم طفل شیر خوار علی اصغر را که حرمله نشانه تیر کند.

سپس خداوند فرمود:

«یا حُسَینَ بِمَ تَشتَریِ الذُّنُوبَ والمَعاصِی الَّتی تَصدِرُ مِن نِساءِ اُمَّةِ جَدِّکَ.»

«ای حسین گناهان زنان امت جدت را به چه می خری.»

آن حضرت عرض کرد:

«اِشتَرِیها بِسَبّی نِسایی وَ بَناتی»

« به اسیری زنان و دخترانم می خرم.»

به اسیری خواهرم زینب و کلثوم راضی می شوم؛ سکینه نازدانه را شتر سوار کنند و فاطمه عزیزم را نام کنیزی بر سرش بگذارند.

خداوند فرمود:

«قَد قَبِلنا ذلِکُ.»

« بس است ما هم قبول معامله کردیم»

آنگاه خداوند خطاب به ملایکه فرمود:

« یا مَلایِکَتی اَشهَدَوا عَلی ما قالَ عَبدی.»

«ای ملایکه! شما همه بر این معامله شاهد باشید.»

شيرزاد:
با مطلب مناسبی که ارسال فرموديد به من افتخار داديد، متشکرم.

September 14, 2006

شهامت

يک تحريمی (پس از نقل قسمتهايی از مطلب "چه خبر از اوضاع" ) : باسلام ؛ درست مثل « بازجو» استدلال می کنید مثل « فیلسوف » آسمان وریسمان را به هم می بافیدومثل « ارباب » تجاهل!

به شماگفتندکه اگراین فرصت ازدست برودشایددههاسال طول بکشدتاچنین فرصتی به دست آیدپس یا موانع را درهم بشکنیدوپیش برویدکه عرضه اش را نداشتیدویا استعفابدهید( دولت ومجلس باهم) تاارباب ناگزیرشودکه فکری به حال خودبکندکه عشق به قدرت مانع شماشدوحالا هم چپ می رویدراست می رویدکاسه وکوزه هارابرسرتحریمی ها می شکنیدتاخودتان را تبرئه کنیدهراتفاقی که برای این ملک وملت بیفتدازبی عرضگی شماوخاتمی است وشماتاابددرپیشگاه تاریخ روسیاه هستیدآنهم نه یکبارکه دوباریکباربخاطراعمالی که دهه اول انجام دادیدویکباربخاطراعتماددوباره ای که مردم به شماکردندوبه قدرت چسبیدیدوپشت به مردم کردید

شيرزاد:
گيريم تمام طرهات حضرتعالی درست، حالا که ما مانع شما نيستيم. بيار آنچه داری ز مردی و زور. شما در برابر قدرت متمرکز و غير پاسخگو روش خودتان را به کار گيريد. اگر حرفهای قبلی شما درست باشد، الان زمانی است که بايد کارامدی روشهای انقلابی تان را نشان دهيد. نه برادر، شما فقط آن مقدار شهامت داريد که به اصلاح طلبان بتازيد. فراتر از آن دريغ از يک جو جرات!