جعفر: جناب آقای دکتر شیرزاد اولا ای کاش میشد برای مدتی این دعواهای موجود در مورد انحراف یا عدم انحراف جنبش اصلاحات را کنار کذاشته و فکری به حال آینده خود کنیم. اصلاحات نمیتواند تا ابد نام یک جنبش بماند. بگذارید خیلی صاف و ساده مشکل موجود را بار دیگر در یک عنوان بیان نموده و بیشتر به حل آن فکر کنیم. بنابه هر دلیلی در سال 1384 کشورمان بدست افرادی افتاد که اولا همه دلسوزان ایران از پیامدنش بیمناک بودند.
ثانیا این عزیزان واقعا همانگونه که فکر میشد برای ویرانی مملکت از هیچ کوششی فروگذاری نمیکنند. حالا این از کم کاری اصلاح طلبان بوده یا از زیاده خواهی مردم یا بقولی بالارفتن توقعاتشان دیگر اهمیتی ندارد. شاید برای بحثهای داخلی اصلاح طلبان موضوع هنوز جذاب باشد ولی باور کنید برای ما دیگر جز زجر دو جانبه تاثیری ندارد.
آقای شیرزاد در دوره آقا خاتمی باوصف تمامی صفات برجسته ایشان کسی ایشان را پیامبر و ... منجی عصر نمینمود و بالای سرش هاله نورانی نمیدید. در عوض کشورمان در دنیا برای مطرح نمودن ایده گفتگوی تمدن ها جایگاهی در خور میافت. حالا بزرگترین مشکل ما اینست که اقای رئیس حکومت پیامبر زمان است ( نعوذ بالله) و یا نماینده حضرت مهدی موعود ( عج). باورهای ما از کجا به کجا نزول یافته است. من دیگر از هیچ بنی بشری ادعای تقدس را نمیپذیرم مگر به براهین عقلی متقن و نه به شواهد مضحک به روایت از یک شهروند سوری مجهول االهویه.
آقای دکتر گمان نمیبرید شما و (بگذارید بجای نام دلسرد کننده اصلاح طلبان بگوئیم نخبگان قوم) بهتر است فکری بحال این تنزل کشور کنید که از جایگاه کشوری نوخواسته با اینده روشن آنچنان که در دوران آقای خاتمی ما را به آن میشناختند، به کشوری غوطه ور در دریای اوهام و خرافه گوئی های عده ای با ظاهر دینداری افتاده است. والله همان اجانب و بقول اینها دشمنان ما را اینچنین میخواهند. سر همه در حسینیه ها و مساجد به ظواهر دینداری گرم است بدون انکه بدانند حماسه عاشورا برای چه اتفاق افتاد و حسین (ع) برای چه جان باخت. علی(ع)برای کدام دین سرش در محراب شکافته شد؟ ....
اما در ماتمشان همچنان اشک میریزیم. آیا کافی است؟
آقای دکتر کشوری که مردمش سرگرم این ظاهر فریبی ها باشند در دنیا برای اغنیا محبوب تر است چون براحتی میتوان با همان حربه دین فریفتشان. برای من این قضیه هسته ای هم یک چشمه از فریبکاری است. ما را فریفته اند به دانشی که خودشان 60 سال پیش داشته اند و تنها با این مجادلات حرص زعمای ما را به ان بیشتر میکنند.
فقط یک خبر عرض کنم و باقی والسلام. بناست تا سال 2015 حدود 20 در صد از انرژی کشورهای اتحادیه اروپا از انرژی خورشیدی تامین شود در انگلستان که به هوای ابری و بارانی مشهور است علاوه بر ساختمانهای جدید که اکثرا نمای شیشه ای دارند، ساختمانهای قدیمی با تغییر نما به نمای شیشه ای تبدیل میشوند. در بلژیک بناست در محدوده 15 الی 20 سال نیروگاه های هسته ای از مدار خارج شوند و جای خود را به سایر منابع جون باد و خورشید که منابع ماندگار و سبز خوانده میشوند دهند. باز در انگلستان در یک نیروگاه از رده خارج هسته ای 5 سال پس از خروج از چرخه تولید هنوز هم مهندسین در حال کار برای جابجا نمودن زباله های هسته ای فوق العاده خطرناک هستند که ممکن است سالها هم طول بکشد. حال همه با هم بگوئیم انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!!!!! از اطاله کلام پوزش خواسته و آنرا از سر درد دل بپذیرید. ماندگار و پایدار بمانید.