« April 2006 | Main | June 2006 »

May 31, 2006

چهل سال بعد

زهرا: چهل سال بعد در چنين روزي، سوال: چرا اصلاح طلبان چهل سال پيش شكست خوردند؟ جواب: اينكه كسي تصور ميكند ما شكست خورديم و كاري ميشد كرد اشتباه فكر ميكند. ما مثلا انتخابات را تحريم كرديم كه همه بفهمند چقدر نامردند! و بعد بيايند بگويند معذرت به اشتباهمان معترف هستيم خواهشا ايران را نجات بدهيد! ولي هيچ كس نفهميد چقدر نامردند! و در عين ناباوري كسي رييس جمهور شد كه هيچ كس پيش بيني نميكرد. بعدش تصميم گرفتيم چهل سال مداوم بگوييم اين هم چيزي كه خودتان ميخواستيد. حقتونه. همينه. ...

البته شايان ذكر است كه اين مصاحبه در صورتي متصور است كه ايراني بعد از جنگ اتمي موجود باشد! جناب شيرزاد من از منتقدان اصلاح طلبان نيستم و حتي به اقاي خاتمي هم راي ندادم ولي گاهي مصاحبه هاي شما ادم را ياد مغالطه هاي سياسيون در تلويزيون مي اندازد

حداقل اين را بپذيريد كه ما ايراني ها تاكيد ميكنم همه ايراني ها آينده نگر نيستيم و هميشه در بحران تصميم ميگيريم يعني خودمان بحران درست ميكنيم و بعد كلي سمينار و ميزگرد و مصاحبه راه مياندازيم كه بحران را تفسير كنيم و بعد از چهل سال ميگوييم خوب كم كم بحران هم حل شد ولي به نتايجش اصلا توجه نميكنيم كه معمولا گريبانگير مردم عادي جامعه است. گاه ممكن است تصميمي بگيريم كه در شرايط حاضر معقول است اما هرگز به اين نيانديشيده ايم كه در آينده چه پيامد هايي دارد. مسلم بدانيد شما و همه سياسيون تاهميشه بايد پاسخگوي عملكردشان با سوالهاي تكراري براي بار هزارم باشند چرا كه نتايج عملكرد ها معمولا در بلند مدت آشكار ميشود. نسل امروز را ببينيد مرتبا در مورد انقلاب بيست سال پيش ميپرسند؟ از چرايي و چگونگي آن؟ مسلما نسل بيست سال بعد سوالهاي مشابهي در مورد اصلاح طلبان خواهند پرسيد و من مطمئن هستم كه ديگر مانند نسل ما به اين مغالطه ها راضي نميشوند چه بسا كه خنده بلندي هم سر بدهند

با عرض معذرت من منكر زحمات شخص شما نميشوم منظور من كل سياسيون فعال در ايران است علي الخصوص از نوع هسته اي آنها!

شيرزاد:
حاضرم با شما شرط ببندم که وضع و جايگاه ما در بين مردم، چهل سال بعد خيلی بهتر از حالاست. (اميدوارم خداوند به هر دوی ما عمر کافی بدهد تا بتوانيم اين را امتحان کنيم.) اما متاسفانه مردم چهل سال بعد ديگر نمی توانند برای امروز ما چيزی را عوض کنند. ما ايرانی ها آن زمانی که حمايتمان از برخی رجال سياسی می تواند منشا اثر باشد از آنها توقع داريم که واجد تمام خصائل برجسته پيامبران الهی و بزرگان تاريخ جهان باشند، اما بعد که آنها در برابر قلدری ها تنها و بی پشتيبان ماندند و چهل سالی گذشت، برايشان بزرگداشت برپا می کنيم. به همين دليل فکر می کنم در شرط بندی من برنده باشم.

May 22, 2006

بازار سياه سانتريفوژ

محمد: جناب دکتر شیرزاد، منظور شما را از لاف زدن نفهمیدم و اینکه من و دوستانم!!! باید برای هزینه‌های انجام شده و غیره توجیه کافی داشته باشم. شاید حقیر را با یکی از نمایندگاه مجلس یا صاحب منصبان در قدیم یا حال حاضر اشتباه گرفته‌اید. حقیر مشغول به تحصیلم و خوشبختانه منصبی تا کنون نداشته‌ام که جوابگوی کارها باشم. البته انتظار متقابلی از شما داشتم که جنابعالی، که ردای وکالت مجلس را در سالهای گذشته به تن داشته‌اید، در کامنتهای قبلی کاملا خود را بی تقصیر دانسته‌اید!!

در هر حال فکر کنم اگر پاسخ سوالی را نمی‌دانید یا مایل به جواب دادن به آن نیستید صریحا بفرمایید تا دیگر پرسیده نشود. و البته تایید می‌فرمایید که اگر به نظر شما فردی راه اشتباه می‌رود، برای نشان دادن این اشتباه دلیل لازم است.

در مورد اینکه فرمودید ایران چندان به همکاری در چهارچوب بین‌المللی برای دستیابی به انرژی هسته‌ای ندارد درست نیست. حتی موضوع به نوعی در جهت مخالف است. چرا که سایر کشورها باید به ایران بعد از امضای ان پی تی کمک کنند تا تکنولوژی هسته ای را در جهت منافع صلح آمیز بدست آورد. حال آنکه آنها نه تنها در این امر به ایران کمک نکرده‌اند بلکه اکنون نیز که ایران به هر طریق در این را به پیشرفتهایی رسیده است بنای مخالفت گذاشته‌اند. جای سوال است که چرا ایران مجبور به خرید سانتریفیوژ از بازار سیاه آن هم چند برابر قیمت و دست دوم! شده است؟ آیا طبق ان پی تی آنها نباید به ایران میفروختند؟

در مورد فضای سنگین تبلیغاتی نیز متاسفانه موضوع برای اینجانب روشن نیست. چطور است که در یک پست یا مصاحبه با خبرنگاران خارجی صریحا دولت را به دروغگویی متهم می‌کنید و اتفاقی نمی‌افتد ولی جواب دادن به چند سوال در میزان برق تولیدی توسط نفت در ایران و ... بدلیل فضای سنگین تبلیغاتی امکان پذیر نیست!! در مورد امکان شنیده شدن نظراتتان نیز فکر می‌کنم همین فضا و سوالاتی مشابه آنچه مطرح کرده‌ام فضای مشابهی است که امکان استفاده دارد ولی با توجه به جوابهایی که داده‌اید فکر نمی‌کنم حتی انجام چنین ارتباطی نیز چندان دیگران را قانع کند. بالاخره انجام هر کاری دارای هزینه و فایده است و افراد بر مبنای آن تصمیم می‌گیرند ولی شما فقط به بحث هزینه‌ها می‌پردازید و وقتی از شما در مورد منافع سوال می‌شود یا جواب نمی‌دهید یا فرد را به لاف زدن!! متهم می‌کنید. در هر حال تاریخ و آیندگان قضاوت خواهند کرد همچنین که ما امروز در مورد گذشتگان قضاوت می‌کنیم.

شيرزاد:
1- احساس مبهمی به من می گويد که نويسنده اين سلسله از نظرات (آقای محمد) هويتی بيش از يک "مشغول به تحصیل" دارد. البته چون نمی خواهم در صداقت شان شک کنم، خوب طبيعی است فکر کنم بسياری از مقامات محترم هستند که به نوعی "مشغول به تحصیل" اند، اما خود را "دانشجو" معرفی نمی کنند! به همين دليل ادامه اين محاجه را بی فايده نمی دانم.
2- منظور از لاف زدن بسيار روشن است. جملاتی از اين قبيل: "در هر حال فکر کنم اگر پاسخ سوالی را نمی‌دانید یا مایل به جواب دادن به آن نیستید صریحا بفرمایید تا دیگر پرسیده نشود." ، "چطور است که در یک پست یا مصاحبه با خبرنگاران خارجی صریحا دولت را به دروغگویی متهم می‌کنید و اتفاقی نمی‌افتد ولی جواب دادن به چند سوال در میزان برق تولیدی توسط نفت در ایران و ... بدلیل فضای سنگین تبلیغاتی امکان پذیر نیست!! " ، "با توجه به جوابهایی که داده‌اید فکر نمی‌کنم حتی انجام چنین ارتباطی نیز چندان دیگران را قانع کند." و.... که در همين نظر ذکر کرده ايد وجملات مشابه در کامنت های قبلی مصداق روش لاف زنی و رجز خوانی است که بنده مشابه آن را از مسؤلان روابط عمومی برخی نهادهای خاص و در قلم فرسايی برخی از مشاوران و کارشناسان آن نهادها به کرات ديده ام. واقعا کدام "مشغول به تحصيلی" است که به متن تمام مصاحبه های حقير با خبرنگاران خارجی دسترسی داشته باشد و اين طور با حوصله مصاديق متهم کردن دولت به دروغگويی را در آنها دنبال کند و نسبت به آنها حساس باشد؟! ضمنا يکی از معيارهای لاف زنی در نوشتار استفاده از چند علامت تعجب پشت سر هم است که معمولا با وقار مطبوعاتی تناقض دارد.
3-دفاع ناشيانه ای فرموده ايد از برنامه هسته ای کشور بر اين مبنا که "چرا ایران مجبور به خرید سانتریفیوژ از بازار سیاه آن هم چند برابر قیمت و دست دوم! شده است؟ آیا طبق ان پی تی آنها نباید به ایران میفروختند؟" نمی دانم اين استدلال چقدر تا به حال مطرح شده است. اما نکته اينجاست که بايد ديد آيا اصلا در هيچ زمانی چنين تقاضايی از سوی مسؤلان سازمان انرژی اتمی ايران با کشورهای صاحب فناوری سانتريفوژ مطرح شده که جواب رد از آنان شنيده شود و بعد به ناچار راهی بازار سياه شوند يا نه؟ يا واقعيت اين است که اصولا تا قبل از افشای موضوع برنامه غنی سازی ايران به آن شکل غير آبرومند، هيچگاه ايران رسما اعلام نکرده بود که برنامه تهيه سوخت دارد، چه رسد به اين که از کسی درخواست دادن تکنولوژی سانتريفوژ کند.
4- همان طور که مشاهده می فرماييد، مسائل جواب دارد، به زبان فارسی سره و شفاف هم بيان می شود، اما نمی دانم چرا به دلائلی شما برادر محترم جوابها را نمی بينيد و همان حرفهای خود را تکرار می کنيد. به دليل جلوگيری از اتلاف وقت خوانندگان نکاتی را که قبلا در مورد هزينه ها و فايده ها نوشته ام تکرار نمی کنم. اميدوارم اگر مجددا مطالب قبل را نگاه کرديد چشمتان به پاسخ های حقير بيفتد.

May 18, 2006

روش ناپسند لاف

محمد: جناب دکتر شیرزاد، اینکه چقدر سوخت صرف تولید برق می شود و چند کشور در حال ساخت نیروگاه هسته ای جدید هستند و ... جزء سئوالاتی نیست که پاسخ به آنها مشکلی ایجاد کند. متاسفانه به نظر می رسد برای سوالات جوابی ندارید یا اینکه جوابها به نوعی بر خلاف نظرات شماست. در هر حال سیاست است دیگر ...

به هر حال قبول دارید که ملت طرفدار چیزی هستند که به نظر برایشان مفیدتر است. اگر به نظرات شما اقبال نشان داده نمی شود به دلیل نداشتن دلیل متقن برای آن است هر چند شما سغی دارید آن را به تبلیغات مربوط کنید. در هر حال حقیقت بالاخره آشکار خواهد شد.

شيرزاد:
کشورهای زيادی در زمينه انرژی هسته ای سرمايه گذاری می کنند يا در گذشته کرده اند. اما هر کدام برای خود توجيهی دارند. پنج قدرت هسته ای و سه قدرت غير رسمی دارنده تسليحات هسته ای (هند، پاکستان و اسرائيل) و نيز کره شمالی، در کنار برنامه توليد انرژی آشکارا نيت نظامی خود را پنهان نمی کنند. اما در زمينه انرژی بخصوص با قيمتهای جديد نفت، سرمايه گذاری در نيروگاه های هسته ای بيشتر در دستور کار کشورها قرار گرفته است. معمولا کشورهايی به اين امر جدی تر می پردازند که يا دسترسی خوبی به مواد اوليه فراوان داشته باشند (مثل فرانسه، کانادا، روسيه، استراليا و...) و يا در فقر کامل منابع نفتی به سر برند (مثل چين، پاکستان، و....) . اما شايد در همه دنيا فقط يک کشور باشد، که از يک طرف مشکل فقدان سوخت فسيلی ندارد، از طرف ديگر دسترسی به منابع اورانيوم کافی ندارد، و در کنار اينها هم برای پيشبرد صنعت هسته ای چندان تمايلی به همکاری در چارچوبهای بين المللی برای دستيابی به تکنولوژی و ساير ملزومات اين صنعت ندارد و صرفا بر مبنايی ارزشی و حماسی با اين موضوع برخورد می کند و آن هم ما هستيم.
برادر محمد، از شما خواهش می کنم با شيوه ناپسند لاف زنی به بحث نپردازيد. گيرم که بنده جواب سؤالی را ندانم يا نخواهم جواب دهم. اين شما و دوستان هم فکر شما هستند که بايد برای ملياردها دلار هزينه انجام شده و شرايط خطير ايجاد شده توجيه کافی داشته باشند. واقعا اگر بر فرض شيرزاد نتوانست جواب شما را بدهد، همه چيز درست خواهد بود؟
برادر محمد، واقعا تصور می کنيد با اين فضای سنگين تبليغاتی تا کجا می توان جلو رفت؟ راستی اين ملت که به قول شما به نظرات من اقبال نشان نمی دهد کمترين امکانی برای شنيدن نظرات کسانی نظير من در يک گفتگوی دو جانبه را داشته است يا نه؟ فکر نمی کنيد اين لاف زدن به اتکای افکار عمومی به قيمت ساکت کردن ديگران و جلو گيری از انتشار افکار متنوع در اين زمينه باشد؟
الحق که حقيقت بالاخره آشکار خواهد شد.

May 16, 2006

کرگدن دو شاخ

جناب دکتر شيرزاد، واقعا در مورد موضوع هسته ای و به خصوص غنی سازی اورانيم در ایران هيچ متن تحليلی علمی از جانب اولیای این کار منتشر نشده. به همين خاطر ابهامات جدی برای کسانی که آشنای با مسایل هسته ای دارند وجود دارد. اعلام جشن برای موفقیت در غنی سازی اورانیمی که مقدار اورانیم تولید شده مشخص نیست /ظرفیت غنی سازی ماشین ها معین نشده/ عمر مفید دستگاهها معلوم نیست و فقط تاکید بر جوان بودن انجام دهندگانش میشود اصلا عقلانی نیست.

انجام صرف آزمایش غنی سازی با سرمایه گذاری بالا و پرداخت هزینه فراوان توسط دستگاهی که طراحش ما نیستیم مایه افتخار آنچنانی نیست. انجام جدا سازی ایزوتوپ ها برای ایزوتوپهای به مراتب مشکل تر از اورانیم در دنیا هر روزه در مجلات علمی چاپ میشود و سرود و فیلم و آهنگ هم برای آنها ساخته نمیشود. بنابر اين اشتباه بودن آنچه کيهان می گويد بر اهل فکر واضح است. مشکل اینجاست که ما در کشورمان آنقدر متخصص هسته ای نداریم که حداقل در حمایت یا رد برنامه هسته ای بطور علمی صحبت کنند. واقعا در جامعه دانشگاهی چند نفر تجربه کار هسته ای بصورت تجربی دارند؟ اينجاست که تريبون به دست کيهان می افتد.

شيرزاد:
خدا می داند در آن وسط کوير چه می گذرد. بازرسان آژانس هم که متاسفانه تنها منبع اطلاعاتی مستقل هستند، مسائل را از زاويه حساسيت های خودشان بررسی می کنند که لزوما با زاويه منافع ملی ما تطبيق ندارد. در هر حال از اين زاويه که چه چيز در آينده دور يا نزديک عايد ملت ايران خواهد شد، امکان هيچ بررسی مستقلی وجود ندارد. نظير سؤال هايی که شما مطرح کرديد، نقاط ابهام زيادی وجود دارد که نه کسی جرأت پرسيدن دارد و نه جواب قانع کننده ای يافت می شود. فقط اين را می دانم که اگر روزی آبروی يک جناح سياسی و تمام حيثيت يک جريان قدرتمند گره بخورد با اين که مثلا کرگدن دو شاخ دارد، از زير سنگ هم که شده يک کرگدنی درست می شود که يک شاخ اضافه ای خدا به او داده است. البته احتمالا آن زبان بسته در يک مصاحبه تلويزيونی هم با صراحت اعتراف می کند که تمام اجدادش دو شاخ بوده اند!

May 15, 2006

روزگار بی نفتی؟

محمد: جناب دکتر شیرزاد، در مورد اینکه فرموده‌اید اول تصمیم گرفتم و سپس حرف می‌زنم جای بسی تامل است. پس پرسیدن سوالات برای چیست؟ و البته اگر فایده آن را نیز بفرمایید متشکر می‌شوم.

البته من صاحب نظر در این زمینه نیستم بلکه با مقایسه دلیل دو طرف و منافع و مضرات ذکر شده اظهار نظر می‌کنم و البته پرسیدن سوالات نیز در این راستاست.
در مورد افزایش بهره‌وری فکر می‌کنم کاملا درست است ولی نمي‌فهمم بدست آوردن تکنولوژی هسته‌ای چه ممانعتی برای افزایش بهره‌وری دارد؟ اگر منظور شما هزینه کردن برای افزایش بهره‌وری به جای تکنولوژی هسته‌ای است این در کوتاه مدت بسیار مفید است ولی در بلند مدت خیر. چرا که اگر حتی با افزایش بهره‌وری طول عمر منابع را به دو برابر نیز برسانیم در نهایت جایگزینی برای آن نیاز داریم. البته ضرب المثل ؛ از این ستون تا اون ستون فرج است؛ را برای این ساخته‌اند!!! این کار مشابه این است که سرمایه‌ای را که به آن در آینده حتما محتاج خواهیم بود را صرف کنیم که احتیاج را چند روزی به عقب بیاندازیم.

البته اکنون سرمایه‌گزاریها (منطقی یا غیرمنطقی) انجام شده است و الان موقع بهره‌برداری است. آیا منطقی است سرمایه‌ها را اتلاف کرد و از آن بهره نگرفت؟ شاید حتی بتوان از عایدات این سرمایه‌گزاری به اصلاح بهره‌وری پرداخت. در مورد بهره برداری از ذخایر استراتژیک نیز فکر می‌کنم با توجه به این که سایر کشورها در حال حاضر مواد اولیه مورد نیاز را به ایران نمی‌فروشند استفاده از منابع موجود کاملا منطقی است. در مورد میزان اورانیوم موجود در ایران نیز تایید میفرمایید که هنوز میزان دقیق اورانیوم در ایران مشخص نیست و شما فقط به میزان منابع کشف شده استناد میفرمایید. آیا واقعا اثبات شده است یا حدس قوی وجود دارد که منابع دیگر اورانیوم در ایران موجود نیست؟ اگر نشده پس شما نیز نمی‌توانید به عدم وجود منابع اورانیوم در ایران به عنوان دلیل عدم نیاز به این تکنولوژی استفاده کنید!

شيرزاد:
من مخلص هر کس که سؤال دارد هستم. لحن اين پيام با قبلی تومنی هفت صنار تفاوت دارد. بحثی هم که مطرح کرده ايد راهگشاست. در مورد ايران بعد از نفت مسائل زيادی مطرح شده است که جای تعمق دارد، اما هيچکدام از آنها پاسخ قاطعی بر ضرورت اجتناب ناپذير انرژی هسته ای برای ما نيستند. اولا مسئله، موضوعی جهانی است و مبتلابه همه کشورهاست نه فقط ما.
ثانيا، مجموع ذخاير اورانيوم جهان در مقايسه با نفت و گاز کل دنيا ذخيره چندان ديرپايی نيست. در حال حاضر 16 در صد برق دنيا از سوخت هسته ای تامين می شود و تازه، برق هم تنها نحوه مصرف انرژی نيست. تصور نمی کنم در دنيای بدون نفت، انرژی هسته ای، برفرض استفاده، دوامی بيش از دوران نفت داشته باشد.
ثالثا انرژی هسته ای به دليل آلودگی های گريز ناپذيرش به شدت مورد ترديد است و در کشورهايی مثل آلمان و ايتاليا عليرغم دستيابی به تکنولوژی هسته ای آن را به طور کلی کنار گذاشتند.
رابعا، عمر ذخاير نفت و گاز ما اگر درست مصرف شوند از بقيه جاهای دنيا بسيار بيشتر است. اگر نگران روزی هستيم که دنيا به نحوی دچار قحطی انرژی شود، عاقلانه ترين راه اين است که ما بر کل منابع انرژی قابل دسترس مان در آن روزگار نگاه يکسانی داشته باشيم. اين که نمی شود در مصرف نفت و گاز فرض کنيم الی الابد اين منبع در اختيار ماست و هر قدر خواستيم اسراف کنيم ولی در بحث انرژی هسته ای مدعی شويم که ما نگران تمام شدن نفت هستيم. خلاصه کلام کشوری که برای انرژی 50 يا صد سال ديگرش سرمايه گذاری عظِمی روی انرژی هسته ای می کند با کدام اسندلال بنزين اش را مفت مفت می سوزاند؟

May 14, 2006

کدام نماينده تصميم گرفته؟

محمد: جناب دکتر شیرزاد، در مورد اینکه نمی‌توان صحت مطالب را تایید کرد لطفا به گزارش البرادعی مراجعه فرمایید. البته اگر در مورد ایشان نیز شک ندارید. و دیگر اینکه به نظر می‌رسد مخالفت شما با فعالیتهای هسته‌ای دست مخالفت کشورهای غربی را هم بسته است!!! چراکه به نظر می‌رسد آنها قانع شده اند و شما نه!!!

در مورد هزینه‌ها و فایده‌ها هم سوالی که مطرح مي‌شود این است که: چگونه است طرحی که سالها برای آن هزینه شده است (حتی در زمانی که حضرتعالی بر صندلی وکالت مجلس تکیه زده بودید) و حرفی از غیر اقتصادی بودن آن زده نشده است (حتی جنابعالی) ولی الان که موقع بهره‌برداری است غیر اقتصادی شده؟ بالاخره یا آن موقع شما اشتباه می‌کردید و یا الان. و بسیاری سوالات دیگر مثل
۱) جایگزین شما برای انرژی در آینده چیست؟ آیا تولید انرژی هسته‌ای با فرض تامین سوخت آن توسط غربیها مقرون به صرفه است و فقط چرخه سوخت هزینه دارد؟ زیاد خوشبینانه نیست اگر تصور کنیم آنها به ما سوخت خواهند داد در حالی که هم اکنون بسیاری کالاها نظیر هواپیمای مسافربری!!! نیز به ما نمی‌فروشند؟
۲) آیا ایران نمی‌تواند از اورانیوم خود با داشتن تکنولوژی غنی‌سازی استفاده‌ای مشابه ذخایر استراتژیک آمریکا داشته باشد؟ چرا که به تجربه ثابت شده است که در صورت نیاز ضروری به یک کالا، فروشنده نسبت به فروش گرانقیمت آن خواهد کرد.
۳) آیا اثبات شده است که ایران دارای ذخایر دیگر اورانیوم نیست؟
در نهایت آنچه به نظر حقیر می‌رسد اینکه مخالفت شما احتمالا به این دلیل است که در این پروژه از جنابعالی استفاده نمی‌شود و زیاد دور از ذهن نیست که در صورت سهیم شدن، سریعا به یک پروژه فوق مفید تبدیل شود!!!
در هر حال تاریخ قضاوت خواهد کرد........

شيرزاد:
متاسفم که به اين سهولت در مورد نيت ديگران دست به قضاوت می زنيد. فراز آخر شما نشان می دهد از قبل در مورد صحبت ديگران تصميمتان را گرفته ايد. اما برای اطلاع کسانی که اين محاجه را دنبال می کنند نکات زير را به اختصار عرض می کنم.
1- از شما می خواهم به تک تک نمايندگان هر هفت دوره مجلس مراجعه کنيد ببينيد کدام يک از آنها حتی برای يک دقيقه در معرض بحث و تصميم گيری در مورد منافع و مشکلات احتمالی برنامه هسته ای کشور بوده اند. تمام تصميم ها جاهای ديگر گرفته شده و می شود و همين الان هم نماينده های فعلی مجلس هر از چند گاهی صدايشان در می آيد که بابا يکی بيايد به ما بگويد چه خبر است. صورت مذاکرات تمام دوره ها موجود است. شما بفرماييد کدام يک از مجالس گذشته در مورد اين تصميم عظيم ملی دخيل بوده اند.
2- صحبت کردن در مورد آينده انرژی در ايران، در شرايطی که بدترين رژيم اسراف انرژی را در کشورمان شاهد هستيم سخن بی مورد و بی معنايی است.
ما با کمترين برنامه ريزی برای استفاده بهينه از منابع نفت و گازمان می توانيم عمر مفيد آنها را به مراتب بيش از روندی که در پيش داريم افزايش دهيم. مقدار انرژی که از اين مسير عايدمان می شود دهها برابر آن چيزی است که منابع محدود اورانيم کشور در اختيلرمان می گذلرد.
3- آنچه شما در مورد روش آمريکايی ها در تعبيه ذخاير استراتژيک اورانيم می فرماييد قياس مع الفارق است. به نظر شما عاقلانه است که از روز اول سرمايه گذلری عظيمی بر مبنای بهره برداری از ذخاير استراتژيک انجام شود؟ ضمنا برادر عزيز، وجود ذخاير نياز به اثبات دارد نه "امکان ناپذيری يافتن آنها". اگر من امروز ادعا کنم که ده برابر افريقای جنوبی معادن الماس کشف نشده داريم شما می توانيد آن را رد کنيد؟

May 13, 2006

صبوری بايد

بهروز شجاعی: روزنامه جام جم در ویژه نامه جدید سیاسی خود با نام مکث در شماره اولش در تاریخ 14 اردیبهشت1385 در صفحه شش مطلبی را به قلم محود قاسم زاده در رابطه با دیدار دکتر محمد رضا خاتمی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی با عسگراولادی به چاپ رسانده است و در بخشی از آن با اشاره به موضع گیری های هسته ای مشارکت نوشته:" سابقه حزب مشارکت نشان می دهد که در دوران سیدمحمدخاتمی ، علاقه ای به افزایش چنین توانمدی ای نداشته و معتقد بوده نباید با طرح بحث های هسته ای ، آمریکا و اروپا را عصبانی کرد. احمد شیرزاد عضو حزب مشارکت که دارای درجه دکترا در رشته فیزیک است سردمدار حرکتی بود که اعتقاد دارد ، انرژی هسته ای برای ایران هچ سودی ندارد! گفته های او اگرچه به دلیل تخصص علمی اش ، در ابتدا جدی گرفته می شد ، اما گذشت زمان ثابت کرد که اطلاعات وی درباره این موضوع کمتر از آن است که بتواند او را در زمره کارشناسان زبده قرار دهد و......."

البته این ضمیمه هنوز در سایت اینترنتی جام جم قرار نگرفته ولی در شماره1708 این روزنامه به چاپ رسیده .

شيرزاد: متشکر از توضيح شما. گويا تمام تلاش آنها اين است که بگويند ما اطلاعات کافی نداريم. من صبرم زياد است. همان طور که قبلا خيلی از بزرگان اصلاحات هم کنايه زده بودند که اينها خبر از کارهای انجام شده ندارند و امروز به شدت به اين نتيجه رسيده اند که از سوی خالی بندان روزگار سر کار رفته بودند، ديری نخواهد گذشت که بسياری ديگر نيز خواهند دانست که اين بهشت هسته ای چه نعمت هايی در بر دارد. فقط اميدوارم اين امريکايی های نامرد فرصت بدهند، وگرنه فردا خواهند گفت ما می خواستيم روزی يک کيسه طلا در خانه ها بدهيم اما دشمنان نگذاشتند.

May 11, 2006

دانشمندان مرعوب

سهراب: اقای دکتر ممنون از این مقاله پند امیز. خطر حمله اتمی امریکا بسیار جد یست. چگونه میشود به دولتمردان کشورمان فشار اورد که از خر شیطان بیایند پايین. راکتوری که هنوز شروع بکار نکرده و تا وقتیکه روسها نخواهند اغاز بکار نخواهد کرد سوخت به چه دردش میخورد؟ چه منطقی پشت این سیاست ویرانگر نهفته است؟

هیچ کس در دنیا دلیل این سر سختی اشکارا خطرناک ایران را نمی فهمد. بمبی که در هیروشیما بکار بردند 15 کیلو تن بود بمب های تاکتیکی که در ا یران بکار خواهند برد تا 300 کیلو تن میرسند! بر اساس بر اورد متخصصین این بمبها تنها تلفات جانی بیشمار نخواهد داشت واصفهان و اطرافش برای چندین قرن غیر قابل زیست خواهد بود. ایا هدف از این سیاست، تمهید مقدمات ظهور است؟ بنده که از یافتن هر توجیه عقل پذیری عاجز هستم .شما چطور؟ ارادتمند سهراب

شيرزاد:
مشکل اين است که اگر کسی اين چيزها را بفهمد "مرعوب" به حساب می آيد. البته نمی دانم دانشمندان امريکايی فوق مرعوب چه کسی بوده اند؟

May 04, 2006

تا کدام بام؟

محمد: جناب دکتر شیرزاد، نگاهی به نوشته‌های قبلی خود بیندازید. مثل اینکه شما تا چند وقت پیش کاملا منکر دستیابی ایران به همین اندازه از تکنولوژی هسته‌ای هم بودید و آون رو محترمانه دروغ میدونستید. حالا که آژانس هم تایید کرد جهت عوض شد و این کار بی ارزش شد؟ البته انشاالله کارها پله پله جلو میره.

توصیه می‌کنم با توجه به تخصص حضرتعالی یک نامه به آمریکا بنویسید و توضیح بدید که این کارها اونقدر که اونها فکر می‌کنن مهم نیست شاید قانع شدند و دست از سر ایران برداشتند!!!!!! و آنچه باقی می‌ماند اینکه چگونه می‌شود توجیه کرد که فردی با اینهمه ادعای سیاستمداری اینچنین حرف می‌زند!!!!!

شيرزاد:
خوشبختانه آنچه نگاشته ام همه موجود است. بحث بر سر دستيابی يا عدم دستيابی به فناوری هسته ای نيست. اصولا موضوع به شکل صفر و يک نيست. نه آن زمان کسی مدعی بود که آنچه انجام شده "برابر با صفر" است و نه اين زمان شما تصور کنيد که فناوری هسته ای قله ای بود که فتح شد و تمام شد. فناوری هسته ای يک فناوری نيمه مدرن ميانه قرن پيش است که اگر هر کشوری تمام توان و امکانات خود را روی آن متمرکز کند بالاخره موفقيتهايی خواهد داشت. همان طور که خودتان هم گفته ايد "کارها پله پله جلو ميره"، اما مهم آن است که پله ها در چه مدت و با صرف چه مقدار هزينه طی شوند و در انتها ما را به کدام بام برسانند.

May 01, 2006

عذرخواهی

مسعود: سلام اقای شیرزاد خسته نباشید کم کار شده اید با این همه اتفاق مهم رخ داده ما منتظر تحلیل از شما بودیم موفق باشید.
شيرزاد: سخت درگير درس و مشق بودم. يکی دو کنفرانس پشت هم داشتيم. در حد توان و امکانات خواهم نوشت.

عذر خواهی مرا بپذيريد.