بخشکی شانس!
مسعود: اما آيا بايد همه تقصير را به گردن احمدينژاد و دارو دستهاش انداخت. روز سوم خرداد هر كدام از ما كجا بوديم و چه ميكرديم. 8 سال قبل از آن چه؟
مادرم هميشه ميگويد: خلايق هر چه لايق. لياقت عراقيها صدام و لياقت ما احمدينژاد است. دنيا بطور بيرحمي عادل است.
گزنده نوشتم اما حقيقت تلخ است.
شيرزاد:
بعضی وقتها هم آدم بد شانسی می آورد و بر اثر يک لغزش کوچک دچار کسانی می شود که به اين سادگی دست بردار نيستند. به عنوان نقض اين قاعده که مادر شما فرموده اند، عرض کنم مثلا فکر می کنيد مالزيايی ها خيلی هوشمند بودند که مهاتير محمد طی يکی دو دهه کشورشان را متحول کرد؟
نه باباجان خوش شانس بودند که يک آدم خوش فکر، عاقل و در عين حال مقتدر و مدير نصيب شان شد. اما قربان برم اين شانس ما را که مقتدرهاش تدبير حالی شان نيست و عاقل هاش هم چندان قدرتی ندارند! ای بخشکی شانس!