کشک ما، ماست شما
مهدی: بهتره بری کشکت رو بسابی از خیانت هم دست بردارید. از دستتون دیگه خسته شدیم.رای نیاوردید. ناراحتی نداره سعی کنید با مردم رو راست باشید. اون نمکهایی هم که از دست این مردم خوردید ولی نمکدان شکستید را هم به یاد بیارید. ضمن اینکه از آشپزخونه تون بویه سوختنی می آد.
شيرزاد: ما که دستمان به غير از کشک خودمان به چيز ديگری نمی رسد. ماست و دوغ اين مملکت هم ارزانی شما برادران متعهد و با تقوا و اخلاق! رای نياورديم، نمکدان شکستيم، از آشپزخونه مون بویه سوختنی می آد، اصلا ما بد بد بد، شما چرا دست از سر کچل ما بر نمی داريد؟
مگر مجبوريد وبلاگ ما را بخوانيد که ناراحتتان کند؟ مگر نه اين است که به زعم شما هيچکس به حرف ما توجه ندارد. پس از دو حال خارج نيست، يا يک جوری عادت کرده ايد يک حرفهايی غير از حرفهای تکراری دوستانتان را بشنويد و همچين بفهمی نفهمی قلقلکتان می شود يک سرکی هم به وبلاگ ديگران بکشيد؛ ويا به لحاظ شغلی مجبوريد ببينيد در اين فضای مجازی چه می گذرد و حرصتان که در می آيد اين طوری دق دل خالی می کنيد.