مرعوب کيست؟
م-مسيح: با سلام، یک سوال داشتم که امیدوارم جواب بدهید وآن این است که اگر در مسئله هسته ای کار به جنگ کشید آیا حاضرید شخصا در جنگ حاضر شوید؟
شيرزاد: من دفاع از شرف ملی، منافع مردم ايران، تماميت ارضی، مرزهای عقيدتی، حيثيت ايرانيان، و هر آنچه هويت و شخصيت ما را تشکيل می دهد در هر شرايطی و در برابر هر متجاوزی، هر که باشد، وظيفه غير قابل ترديد خود می دانم. اتفاقا درست به همين دليل است که عليرغم تمام مخاطراتی که اين روزها برای حرف زدن وجود دارد تلاش می کنم در حد مقدورات خويش جلوی به خطر افتادن کشورم را بگيرم.
از يک سياستمدار که دارای اندک تخصصی نيز هست انتظار داريد که پشت تانک بنشيند يا اين که در آنجا که امکان پذير است با هشدارها، انتقادها، اعتراض ها و حتی فريادهای خود از مردم و ميهن اش دفع خطر کند؟
حال من از شما می پرسم که وظيفه امثال من چيست؟ اگر مسيری را با علم و اطلاع خويش خطا ديديم و به رای العين دريافتيم که برخی مسئولين با تخمين های غلط خود از توانايی ها و ناتوانی های طرفين، حقوق و حيثيت يک کشور را به مخاطره می افکنند، سکوت کنيم و فردا تفنگی در دست دين خود ر ا به ميهن ادا کنيم. مطمئن باشيد آنها که امروز می دانند مسائل چيست و بر زبان سخنی می رانند که گوش قدرتمندان را خوشنوا می آيد، فردا و در هنگامه دشواری ها زبونانه تر از هميشه ظاهر خواهند شد.
مرعوب آن است که خطر پيش روی خويش و آن هم خطری که متوجه شخص اوست را در می يابد، نه آن که خطرها را به جان می خرد تا مخاطرات جمعی عظيم را به موقع هشدار دهد!
Comments
یک متخصص که کمی سیاست می داند بیشتر زیبنده شماست!
شيرزاد:
شما همين اش را هم قبول داشته باشيد برای ما کافی است.
Posted by: مستوره | February 2, 2006 05:41 PM
دکتر جان سلام
در جواب مسیح :
مگر چند بارباید انسان آرمانی وطن دوست که عملا مرد میدان بوده و به اثبات رسانده با سئوالات بی ربط آزرد و آزمود ؟ پرسیدن پسندیده است اما واقعا چه سوالی. آرزو داشتم سیاستمداران و مسولین مملکتی درصدی حداقل از توانایی و شعور سیاسی ایشان را حائز بودند . و
کاش نون دونه ای ده هزار تومن میشد تا کسی نه حرف مفت بزنه و نه بشنوه .
ارادتمند رئیس جمهور آینده – رضا
بچشم دیگه کوتاه مینویسم .
Posted by: رضا | February 3, 2006 04:30 AM
با سلام
ضمن تشکر از پاسخ شما.
البته من هم امیدوارم که همه ما به آنچه که امروز وظیفه مان است به درستی عمل کنیم تا مثل حالا که افسوس دوسال قبل را میخوریم در آینده افسوس نخوریم. اما سوال اصلی بنده این بود که اگر به هر دلیلی چه سستی های ما و چه زیاده خواهی های کشورهای دیگر کار به جنگ کشید آیا حاضرید شخصا تفنگ به دست بگیرید و در جنگ حاضر شوید. که البته استنباط بنده از پاسخ شما این است که بله حاضرید.
اگر این استنباط من غلط است امیدوارم بگویید.
شيرزاد:
البته تفنگ دست گرفتن خيلی از من گذشته است. همان دوره جوانی هم که رفتيم آموزش نظامی در ميدان تير محض رضای خدا يکی اش را هم درست به هدف نزديم. اما خدا را شکر در عرصه مبارزه با حماقتها نشانه گيری ام هنوز بد نيست. و فکر می کنم جنگيدن در اين عرصه به مراتب دشوارتر است.
Posted by: مـمسیح | February 3, 2006 05:22 AM