« 25 سال ديگر | صفحه اول | روشهای رشد علوم انسانی »

نظر در مورد "بختکی جديد..."
آنچه شما می فرمایید گوشه ای از واقعیت های گذشته بر سیستم آموزش عالی کشور پس از انقلاب بود ولی فراموش نباید کرد که تمامی آن بلایا توسط چه کسانی در محیط های دانشگاهی اجرا شد؟

به عنوان مثال چه کسی حکم اخراج استادان را در دانشگاه شیراز امضا کرد؟
آیا این عملکرد ایشان باعث رشد و ترقی ایشان در مناصب بعدی نبود؟
چه ارگانی در دانشگاه مجری گزینش (یکی از مراجع گزینش) برای تحصیلات تکمیلی و اعزام به خارج بود؟
چه کسانی پوشیدن شلوار جین زیر مانتو برای دختران و آستین کوتاه برای پسران را ممنوع کرده بود و برخورد انظباطی می کرد؟
چه کسانی حتی فعالیت های ورزشی دانشجویان را کنترل می کردند؟
چه کسانی دانشجویان دیگر را فقط به جرم عقایدی غیر از خودشان (گاهی فقط در حد خواندن نشریه یا کتاب ) تحویل محبس ها و جوخه دادند؟
چه کسانی در کلیه احوالات خصوصی دانشجویان تجسس می کردند؟
افرادی مانند آقای مصباح با تمام اشتباهات نظری و فکری یک ویژگی مثبت دارند و آن این است که در بیان نظراتشان شهامت و صداقت دارند.
آقای دکتر ، آیا آقای مصباح بدون کارگزان فوق الذکر توان بسط نظریه های خود را داشت؟
کشور ما از تاریخ نویسی یکطرفه رنجهای فراوان دیده است که راه را حتی برای تحقیقات علمی در جهت منافع ملی (نه برای باز کردن یک زخم) می بندد.
لطفا به اطراف خود نگاه کنید ، چند نفر از مصداق های ذکر شده را در اطراف خود می بینید؟
به سلامت امروزتان ایمان دارم و معتقدم شما آن را آسان بدست نیاورده اید(شاید نتیجه سعی و خطای گذشته باشد)

شيرزاد:
تصوير شما از گذشته و عوامل مختلف آن چندان با واقعيت فراگير در همه جا تطبيق ندارد. من برسر بحث در مورد آن که در هر کوی و برزن چه گذشت نيستم. اما اين را لااقل در مورد خودم و دوستان پيرامون خودم می دانم که با تصوير شما سازگار نيست. ظاهرا شما و راستی ها در يک نقطه اشتراک داريد و آن اين که می خواهيد اثبات کنيد که ما استحاله شده ها و پشيمان های اول انقلاب هستيم. چنين نيست برادر، باور بفرماييد که در اين کشور کثيری از آدم های پاک و صادق بودند که از ابتدا با دغدغه آزادی و حقوق انسانها پای به عرصه گذاشتند و در هر زمان به شيوه ای و با مقتضای آن زمان بر همان هدف پای فشردند. من هيچگاه افتخار مبارزه با رژيم استبدادی پهلوی را نقطه سياه زندگی ام نمی پندارم و قرار گرفتن در صف انقلابيون دهه پنجاه را مساوی و مترادف با پذيرش تمام مسئوليت تندروی های دهه شصت نمی دانم.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/23

Comments

مثل زمان دانشجویی من که بعضی وقت ها می گفتیم ای کاش می شد ما هم ریشی و پیراهن روی شلواری داشتیم. ولی تقدیر خداوند این بود که ما ها آنطور نباشیم. مردانگی چیز بدی هم نیست.