« حق داد زدن | صفحه اول | 25 سال ديگر »

سخره؟

نظر در مورد “داد و گلايه”
بار ديگر شما را ياداور مي شوم، آن روزهايي را كه «اقبال»، ياران نزديك به اصلاح طلبان چون عبدي، آغاجري، نوري و ... را از انتشار نظراتشان محروم مي كرد، به جرم پي جويي انديشه اي متفاوت.

ياد آوريد آستانه انتخابات را كه چهره گنجي مزين كننده صفحه اول ارگان مشاركت بود ولي در سطور داخلي آن هيچ سخني از مانيفست دوم جمهوري خواهي او « كه تحريم را گامي به سوي دموكراسي و جامعه باز مي دانست و اينچنين هزينه آن نوع انديشيدن را پرداخت نمود» ديده نمي شد. انصاف داشته باشيد در چنين فضايي چه جايي براي سخره گرفتن ديگران از سوي پيروان انديشه تغييرات ساختاري و يا به قول شما تحريميون بي عمل بود. سرمقاله صبح روز پيش از انتخابات اقبال را كه فراموش نمي كنيد ارغنده پور نگاشته بود«من خيالباف نيستم، راي ميدهم». آيا اين مصداق سخره گرفتن نيست؟ آيا همه آنان كه انديشه ديگري براي كنش سياسي داشتند خيالباف بودند؟ هتاكي تاجزاده به اعضاي شوراي مركزي تحكيم را بخاطر داريد؟ آيا دانشجويان با علم به آن كه هركاري بي حاصل و بي نتيجه است اين گونه هزينه هايي از جنس جان و زندگي مي پردازند؟...
نيكوست اين آش!!! را بيش از اين هم نزنيم و به آينده بيانديشيم...
ما به همين خوشيم كه حضرات اندكي از منازعات قدرت دست كشيدند (و يا دور مانده اند) و حضور در عرصه عمومي را در پهنه محدود وبلاگ نويسي شكسته بسته تجربه مي نمايند.
درود بر شما

شيرزاد:
طبيعتا نمي توان از سطر سطر مطالب روزنامه اي كه در آن افراد مختلف قلم مي زنند دفاع كرد. اما اين نهايت بي انصافي در حق روزنامه هايي است كه در مظلومانه ترين وضع به خاطر دفاع از دوستان دربندشان هزينه دادند ويك به يك قرباني شدند. اگر نمي دانيد بدانيد كه اغلب پرونده سازي ها و حساسيت هايي كه در بخشي از دستگاه قضايي نسبت به روزنامه هاي نزديك به طيف مشاركت وجود داشت بر سر انعكاس اخبار مرتبط با همين دوستان بود. ما اين را وظيفه خود مي دانستيم، اما برادر عزيز كجاي دنيا بايد براي دفاع از كسي كه به ناحق مورد تعرض قرار گرفته تمام انديشه هاي او را مورد تمجيد قرار داد. و اگر روزنامه اي تا اين حد هزينه كرد كه عكس گنجي را صفحه اول چاپ كرد اما در مورد مطالب طرح شده در مانيفست جمهوري خواهي سكوت كرد و حتي به خاطر شرايط خطير او عملا خود را از حق نقد آن محروم كرد ان وقت چنين روزنامه اي عقايد ديگران را به سخره گرفته است؟! آيا اين نهايت بي انصافي نيست؟
در مورد نوشته هاي ارغنده پور يا گفته هاي تاجزاده و امثال اين موارد هر نقدي به من بدهيد حتما در اختيارشان مي گذارم و از آنها خواهش مي كنم جواب دهند. اما برادر گرامي، فكر نمي كنيد برخي از دوستان كه به قول شما قايل به تغييرات ساختاري هستند و در عمل هم تمام مصداق پيگيري اين تغييرات ساختاري را در نفي عمل سياسي ديگران دنبال مي كنند، بيش از آن چه لازمه حضور در عرصه سياست است خود را حساس و زودرنج نشان مي دهند به طوري كه گاه كمتر از تاييد كامل نظراتشان را مصداق انتقاد ناپذيري ديگران يا به سخره گرفته شدن و امثال اين امور مي بينند. شما يك بار به تعابير خودتان در گفته هايتان راجع به ديگران بنگريد ببينيد آيا واقعا به همان اندازه كه انتظار داريد ديگران آنها را تحمل كنند خود توان شنيدن سخناني كه هيچ توهين و مسخره اي در آنها نيست وتنها ايرادشان اين است كه مخالف نظرشماست، داريد؟
من تمايلي به محاجه دو طرفه بر سر اين مسأله ندارم اما بد نيست بدانيد كه اگر قرار باشد بحث جدي در ميان باشد، آن طور نيست كه حرفي براي گفتن نداشته باشيم.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/20