خطابه برره اي - 1
اي كارمند، اي بدبخت، اي مفلوك، اي پپسي وخور، خيال وکردي. اون دوره تمام وشد. نوذاريم تند و تند پپسي وكشي بالا. ها ا ا. حالا بايد دوغ كوفتت كني. براي توي بدبخت آب معدني هم زياده.
من دستور ودهم. من بخشنامه دولتي از خودم در وكنم. ريشه نوشابه گازدار را در دولتم وخشكانم. به كمك اين مجلس مردمي همه تان را دوغ خور وكنم. من اين نوشابه هاي آشغالي كه مثل ... كف وكنه از سر شما بي فرهنگ هاي غربزده ويندازم.
خيال وكرديد هنوز پايين برره اي هاي مرعوب بيگانه سر كارند. نه خير، نه خير. ما اونها را از قدرت كنار وينداختيم، اصلاً جاروب شان وکرديم، وريختيم توي زباله دان تاريخ. حيف كه رحممان ويامد، والا نوذاشتيم نفس وكشن، هوا را آلوده وكنن. حالا يه دولت داريم يه تيکه جيگر. وزير علومش جيگر، وزير كشاورزيش جيگر جيگر، خلاصه هر كدوم رو دست بگذاري، يكي از يكي جيگرتر. تازه هر چي جيگر كم وياريم از شوراي شهر تامين وكنيم.
---------------------------------------------------------
* به دليل عدم امکان استخدام ويراستار مسلط به زبان و ادبيات برره ای، خوانندگان گرامی اشتباهات دستوری را تذ کر دهند تا خودمان درستش وکنيم!