بد آموزي نشود
نمي دانم چرا تكنولوژي به ما نمي ياد. يكي دو سال پيش سر برخي تقاطع ها يك تابلوي ديجيتال نصب كردند كه زمان سبز بودن يا قرمز بودن چراغ راهنمايي را نشان مي داد و راننده ها تكليف خودشان را مي فهميدند كه در آن چهارراه چقدر بايد صبر كنند. اولش خوب بود و همه خوشحال بودند از اينكه اگر ترافيك چهارراه سبك نمي شود، لااقل آدم يك آرامش رواني دارد و لحظات انتظار براي سبز شدن چراغ راهنمايي با فشار عصبي همراه نيست.
اما چيزي نگذشت كه دستكاري ها شروع شد.
خوب معلوم است اگر قرار باشد همه چيز اتوماتيك شود و زمان عبور ماشين ها بر مبناي محاسبه و كنترل مهندسي ترافيك انجام شود، پس آن مأمور محترم و افسر عاليرتبه چكاره اند؟ يكي دو ماه نگذشته بود كه وضع عوض شد. تابلوي ديجيتال يك چهارراه شلوغ بعد از كلي انتظار مثلاً از عدد 180 ثانيه به عدد 8 مي رسد و همانجا مي ايستد. اين طوري اعصاب راننده خط خطي مي شود و بايد ميخ به تابلو نگاه كند تا كي تصميم می گيرد از روي 8 تكان بخورد. بعد دور و بر را كه با دقت بررسي كنی، متوجه كلاه سفيد مأمور محترم خواهی شد كه به زبان بي زباني مي گويد: "ديجيتال ميجيتال كشكه، اينجا اصل ماييم".
اما چند شب پيش پديده اي ديدم كه بسيار برايم تعجب آور بود. ساعت حدود 9 شب بود كه معمولاً اغلب چهارراه ها خلوت است و مأمورين راهنمايي هم حضور ندارند. در يكي از تقاطع هاي مركز شهر تهران طبق معمول پشت چراغ قرمز توقف كردم و تابلوي ديجيتال زمان بندي هم مثل هميشه مدتي را روي عدد 8 ايستاد. اما هرچه دور و بر نگاه كردم اثري از پليس راهنمايي كه با دست آن را نگه داشته باشد نديدم. خيلي جالب است. مي گويند ترك عادت موجب مرض مي شود، نه فقط براي آدمها، بلكه براي تابلوهاي ديجيتال. ظاهراً مأموران محترم ترافيك نگران اند كه نكند راننده هاي تهران پررو شوند و توقع داشته باشند مطابق زماني كه تابلوي ديجيتال نشان مي دهد پشت چراغ قرمز بمانند. به همين دليل براي اينكه بد آموزي صورت نگيرد، حتي ساعات خلوتي چهارراه، بايد تابلو طوري عمل كند كه خداي ناكرده شهروندان فكر نكنند حساب و كتابي در كار است و برخي چيزها قابل تنظيم است.
Comments
مدتهاست که برای کمک به امر ترافیک شهر تهران پرسنلی را از استانهای همجوار و غیر همجوار به تهران مامور کرده اند طبیعتا ماموری که به این شهر به بطور موقت وارد شده و اینجا را شهر خود نمی داند و با در نظر گرفتن سطح نازل مدیریتی در بین بعضی از مدیران قاعدتا باید بپذیرید که با شخصیت و وقت مردم بازی شود. اینطور نیست؟
Posted by: علی | February 14, 2006 07:37 PM