صفحه اول | قطعنامه نمکی »

حکايت نان و نمک

اولين مطلب را در اين ستون به حکايتی اختصاص داده ام که مناسبتی با اسم آن دارد. در واقع همين حکايت باعث شد که من اسم اين ستون را بگذارم نمکيات.
عرض می شود, در جايي که ما کار می کنيم (يعنی پژوهشکده فيزيک پژوهشگاه دانشهای بنيادی) از غذای روزانه خبری نيست. يعنی همان جيره ناقابل دانشجويي که در دانشگاهها بخشی اش نصيب استادان می شود نيز در اينجا برقرار نيست. تنها لطفی که پژوهشکده می کند تهيه دو چيز است يکی نان و ديگری نمک.

محققين محترم پژوهشکده به تأسی از روش رئيس جمهور محترم هر روز يک کيسه, از نوع رنگی که داخل آن پيدا نيست, حاوی اغذيه مورد نياز از منزل می آورند. در آبدارخانه کوچک پژوهشکده که مساحت آن به هشت مترمربع نمی رسد يک ميز با 4 عدد صندلی پلاستيکی, يک يخچال برای نگهداری غذای محققين, يک دستگاه فر برقی (ميکروفر) و تعداد کمی ظرف و ظروف قرار دارد که محققين به نوبت از آن استفاده می کنند.
چندی پيش تنها نمکدان اين آشپزخانه که يک نمکدان کوچک شيشه ای با در زرد رنگ است غيبش زد, يعنی بچه ها آن را تک زده بودند. من هم که بفهمی نفهمی به غذای با نمک علاقه دارم ماندم بی نمک. در کنار اين آبدارخانه يک تابلوی سفيد و چند عدد ماژيک مخصوص قرار دارد که گهگاه پژوهش گران ضمن صرف غذا روی تخته چيزهايي می نويسند و بحث علمی می کنند. من به مناسبت عيبت نمکدان اين مطلب را روی تخته نوشتم.
بسمه تعالی
از برادر (يا خواهر) بی نمکی که مدتی است نمکدان پژوهشکده را برده و نياورده, تقاضامند است هر چه سريعتر "نمکدان بيت المال" را برگرداند, وگرنه سر و کارش با دولت اسلامی خواهد بود! ما که در اين روز و روزگار از هر نمکی محروم هستيم تنها چشممان به "نان" و "نمک" اين مکان مقدس است؛ آن را از ما دريغ مداريد.
شاعر می فرمايد:
گفتم: لب لعل نمکين ات بمکم يا نمکم؟ گفت: نمک
المحقق الاحقر- شيرزاد

بعد از نوشتن اين متن به دو ساعت نکشيد که نمکدان پيدا شد, آن هم در اتاق يکی دو تا از دانشجويان دکترا. چند روزی هم نمکدان داشتيم اما ... . بقيه اش شماه بعد

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/2

Comments

سلام و یک پیشنهاد :به جای واژه "نمکیات " که ساختار نادرست دارد از " نمکین " یا هر چه که ساختار درست تری دارد بکار ببرید.

شيرزاد:
متشکرم از دقت نظر شما و خوشحالم که در اين فصل جديد با نکاتی که بعضی وقتها به آنها گير می داديد شروع نکرديد. همان طور که می دانيد با پسوند "يات" کلمات زيادی ساخته می شوند که مفهوم اسم جمع دارند، مثلا: شعريات، هزليات، ادبيات، غزليات، جفنگيات، جزئيات، و.... که همه آنها بيان کننده مطالب يا چيزهايی "از نوع " مطلب يا چيزی خاص هستند. مثلا ادبيات يعنی "مطالب از نوع ادب"، غزليات يعنی سروده هايی "از نوع غزل" و... اشکالی ندارد که بر اين سياق نيز واژگانی ساخته و به کار گرفته شود، مثلا اگر يادتان باشد در مجله مرحومه گل آقا ستونی بود به نام "سبديات" که مفهوم مطالب ريخته شده در يک سبد را می داد. در اينجا "نمکيات" يعنی "مطالبی از نوع نمکين".