« می گويم، می نويسم، پس هستم. | صفحه اصلي | رويا و واقعيت در سياست خارجی »
December 20, 2005
تا سوزی دگر!
در پاسخ نقطه نظر دوست عزيزی در مورد مطلب روز قبل نکاتی ذکر کرده ام که شايد ارزش تاکيد داشته باشد. بخوانيد:
آقاي دكتر! سلام عليكم
گرچه من هم مانند شما بسيارمشتاق و پيگير مسائل حادسياسي هستم اما هميشه به خودم مي گويم آيا واقعا حضور در كلاس درس دانشگاه و تدريس را مي توان با هيچ پست و مقام و موقعيت ديگر عوض كرد؟ دوستانه بعنوان يك برادر كوچكتر و كسي كه مدتي است نوشته هاي خوب شما را مي خواند خدمتتان عرض مي كنم كه حيف شما كه بخاطر سوء برداشت و تنگ نظري افرادی مثل [...] روزگاري مانند اكبرگنجي پيداكنيد. پس كمي آهسته تر! متشكرم.
شيرزاد:
متشکرم از حسن ظن و دلسوزی صميمانه شما. حرفتان را در بست قبول دارم. هيچ مقام و موقعيتی جای کلاس و دانشگاه را نمی گيرد. اما بارها با خود اين چالش را داشته ام که اگر به جای سالی يکی دو مقاله علمی سالی ده مقاله با کيفيت هم می نوشتم و در تدريس و تحقيق گوی سبقت را هم از ديگران می ربودم، اما آنجا که به چشم می ديدم خودخواهی ها و منافع کم ارزش عده ای (که دری به تخته خورده و با مجيزگويی و چشم بر انحرافات بستن به جايی رسيده اند) دارد منافع دراز مدت ايرانيان را بر باد می دهد و من حتی يارای ادای کلامی ندارم، با خود می انديشم که از اين همه دانش چه حاصل؟
علم ما اگر فقط به کار چاپ مقاله در ژورنال های معتبر و ارتقاء مرتبه دانشگاهی و ايضا افزايش حقوق و انداختن بادی به غبغب و گرفتن ژست دانشمند محترم باشد، اما شهامت و عرضه آن را نداشته باشيم که مثلا در برابر يک آقا بالا سر بی سواد که او را گمارده اند تا به ما بگويد چگونه بينديشيم، حاصل تحقيقاتمان چه باشد، در کلاس چگونه رفتار کنيم، با کدام دانشجو حرف بزنيم، جزوه درسی مان خلاف موازين نباشد، و ...، نتوانيم از شخصيت دانشگاهی خود دفاع کنيم، از اين همه بار علم چه حاصل؟
من از جامعه دانشگاهی با تمام احترام خاضعانه ای که برايشان قائلم بسيار گله مندم. ما ظرفيت های بسيار بيشتری داشته و داريم. بگذار در دلمان گذاشته باشد. اگر روزی اشک قلم جاری شد شايد با سوزی دگر گفتنی ها داشته باشم. خلاصه کلام آن است که اهل دانش و معرفت بسيار کوتاه آمده اند. ما بيش از اينها به اين مردم مديون هستيم.
اين قلم بگذار تا سوزی دگر!
December 20, 2005 12:01 PM
نظرات
آقا لطفا.. از تیکه پاره کردن تعارف بپرهیزیم فعلا شروع جاده خاکیه اگر کسانی که با تقلب و فریب مردم پشت رل نشستن تصادف نکنن باید در عدل الهی شک کرد منتظر باشید راستی استفاده از علوم ماورایی به هر دلیل محکوم به شکست است (پیشگویی پسگویی کرامات شفا بخشی دیوید کاپرفیلد باید شکل شعبده به کاراش بده... ) اونهم به اسم دین حرام اندر حرام است حتی پیامبر اسلام نیز مجاز به استفاده از این امور در مسایل مادی و دنیوی نبودند وای به حال آنانکه به چنین نیرو هایی به هر عنوان در جهت تحمیق مردم متوسل میشوند ملت زیاد نگران نباشند لطفا به دوستان این توصیه ها را گوشزد نمایید و ضمنا کتاب فالون دافا که تو سایتی به همین نام ترجمه فارسی هم داره کمک بسیار زیادی در جهت اطلاع رسانی میکنه تو صیه میکنم حتما بخونین
نوشته شده توسط: رضا درDecember 21, 2005 09:37 AM
سلام جناب دکتر شیرزاد
حرفهای پست آخر شما واقعا تکان دهنده بود. کاش ما هم دل و جرات آن را داشتیم که مثل شما عمل کنیم. ...
شيرزاد:
با پوزش تمام از شما دوست عزيز، جمله آخر که جنبه ابراز لطف شما را در بر داشت حذف کردم. فکر می کنم اين طوری يک عده بيخودی حساس می شوند.
نوشته شده توسط: اکبر درDecember 20, 2005 02:05 PM
