« بديهه گويي آقای رئيس جمهور | صفحه اصلي | استقرار توده پر فشار »

December 14, 2005

مسدود شدن حساب

يکی از همکاران که مدتی در کشور سويس به تحقيق اشتغال داشت به تازگی نامه ای دريافت کرده از يکی از بانکهای کشور مذکور که قبلاً در آن حساب داشته. در اين نامه مسئول بانک به وی يادآور شده که آنها اخيراً "بعضی از ارتباطات تجاری و داد و ستدهای خود" را مورد بازبينی قرار داده و تصميم گرفته اند که بخشی از سرويس های بانکی خود را از اين پس (با طرف مربوطه) قطع کنند. سپس به او اطلاع داده اند که از تاريخ صدور نامه, آن بانک هر نوع داد و ستد را با وی قطع خواهد کرد و از او خواسته اند که ظرف سی روز، مانده حسابش را منتقل کند.

برای ايرانيانی که به هر دليل با خارج مراوده دارند اينها رخدادهای جديدی است که روز به روز فرا می رسند. شايد دوستانی که مراودات تجاری يا صنعتی بيشتری با خارج دارند نمونه های برجسته تری از تغيير رفتار جهانيان با ايرانيان را بتوانند ذکر کنند. به نظر می رسد روند تحقير و رفتار توهين آميز با هم وطنان ما هر چه می گذرد شدت بيشتری می گيرد. بحمدالله برخی از مسئولان کشور و اصحاب تريبون نيز با تمام قوا در تلاش اند تا توجيهات قابل قبول تری نزد افکار عمومی دنيا برای اين رفتار تحقيرآميز فراهم کنند.

دوست ديگری نقل می کرد که اخيراً رفتار در فرودگاه ها با مسافران ايرانی به طور قابل ملاحظه ای تفاوت کرده است. می گويند مأموران خارجی وقتی پاسپورت ايرانی را دست آدم می بينند انگار جن ديده اند, همکارانشان را صدا می زنند, با هم پچ پچ می کنند, قيافه آدم را ورانداز می کنند و بعد از کلی بررسی و کنجکاوی بالاخره اجازه عبور می دهند. شاهدی می گفت در يکی از پروازهای ايران اير بعد از رسيدن به يک کشور اروپايي مدتی هواپيما را روی باند نگه داشتند و سپس به محل خاصی برای خروج مسافران هدايت کردند که آنها به جای عبور از دالان های متحرک معمول در فرودگاهها, از پله جداگانه خارج شوند و سپس حين خروج, سگ های پليس از فاصله نزديک به بوييدن و وارسی آنها پرداختند.

شايد برخی از فرنگی ها می دانند که بخش اعظم ايرانيان سزاوار اين رفتار نيستند و نمی توان به آنها ظنين بود. اما احتمالاً پس از يک حساب سرانگشتی با خود می گويند اگر به يک ده هزارم ايرانی ها هم بايد مشکوک باشيم بهتر است مراقب همه شان باشيم. اصل برای آنها منافع و امنيت خودشان است و می خواهند احتمال مخاطرات را به صفر برسانند. به همين دليل چندان کک شان نمی گزد که ما از رفتارشان ناراحت شويم. آنها برای برطرف کردن هر احتمال کوچکی حاضرند هزينه دلخوری ايرانی ها و ساير مسلمانان را بپردازند, لااقل فعلاً . اما آيا ما به عنوان ايرانی و مسلمان می توانيم از اين قبيل رخدادها بي تفاوت عبور کنيم؟

December 14, 2005 05:23 PM

نظرات


جناب آقاي دکتر شيرزاد

با سلام

چند وقتي است نوشته هايتان را دنبال ميکنم ولي متاسفانه آنها را بيشتر از آنکه بر مبناي تخصص باشد (مخصوصا در بحث هسته اي ) بر مبناي سياست و بدليل دلخوريهاي سياسي ميبينم.

به عنوان شخصي که در خارج از ايران تحصيل ميکنم چندان نمي توانم حرفها و تحليلهايتان را قبول کنم زيرا در بسياري جهات که اتفاقا شما به برخي اشاره مي فرماييد تفاوتي حاصل نشده است ولي با توجه به نياز شما براي ترسيم فضاي منفي به جستجوي آنها برخاسته و به بيان آنها مشغوليد. صابون منصوبان دولت قديم در سفارتخانه هاي ايران به تن اکثر دوستان خارج نشين خورده و گلايه ها به مراتب بيشتر از رفتار خارجيها است. متاسفاته بارها و بارها خبر رفتار ناشايست آنها با دانشجويان و خانواده آنها که بعضا از بورس ايران نيز استفاده مي کنند را از دوستان شنيده ام. گاهي اين برخوردها به حدي ناشايست است که حتي فرد را به گريه وا ميدارد. مي شود اين را نيز با مدلهاي سياسي خود تجزيه و تحليل فرماييد.

در مورد بحث هسته اي نيز در اواخر دولت قديم با توجه به شواهد اميدي به حفظ آن براي اينجانب وجود نداشت ولي به نظر مي رسد سياست به زعم شما غلط دولت فعلي قادر به حفظ آن خواهد بود.

البته متوجه باشيد که در صورت موفقيت دولت در اين زمينه مصداق ضرب المثل زمستان گذست و روسياهي به ذغال ماند نباشيد.

به اميد روزي که همه ايرانيان منفعت جمعي را بر منافع شخصي ترجيح دهند.

نوشته شده توسط: محمد درDecember 16, 2005 04:19 PM

jenabe shirzad, aya khatab kardan khanomi ke inja payam gozashte ba loghate "hamshireh" kare dorosti hast ? key dast az in farhang va zabane maghable tarikhi barmidarim ?

شيرزاد:
اين لفظ در ربان مردم عادي ايران جاري است و هيچ كنايه اي از توهين هم ندارد. اگر ديده باشيد بعضي خوانندگان مذكر را هم اخوي خطاب مي كنم.

نوشته شده توسط: mamal درDecember 16, 2005 11:14 AM

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت

نوشته شده توسط: محسن اردشیری درDecember 15, 2005 01:31 PM

har dam az ein bagh bari miresad...

نوشته شده توسط: ardeshiri درDecember 15, 2005 11:01 AM

شعله های این بی مهری به ایرانی ها به ورزش هم کشیده شده است. قبل از قرعه کشی جام جهانی رئیس باشگاه آلمانی کلن گفته بود وقتی عالیرتبه ترین مقام یک کشور این گونه اظهارنظر می کند، دلیل کافی برای کنار گذاشتن تیم ملی فوتبال آن کشور از جام جهانی وجود دارد و فیفا باید جداً در مورد آن فکر کند.
امیدوارم با تماشاگران ایرانی در آلمان خوب برخورد شود...

نوشته شده توسط: امیر علیزاده درDecember 14, 2005 08:43 PM

من فرقی بین نتایج عملکرد آن "بچه پررو" و "این بچه کم رو" (که اکثرا کمروییش ناشی از ترس هویدا شدن گذشته اش است) نمی بینم.
آقای دکتر در مدت 8-7 سالی که دوستان شما در مسند قدرت بودند (همانانی که با اشغال سفارت امریکا بانی بدبینی غربیان به ملت ما بودند)برخورد با شهروندان ایرانی در خارج از ایران وحشتناک بود و در مقابل سفارت های ایران هم به مراکز دلالی و فعالیت های اقتصادی افرادی خاص تبدیل شده بود.(بلایی که بر سر وزارت اطلاعات با آلودگی به معاملات بازرگانی در دوره هاشمی آمد بر سر سفارت خانه های ما در دوران آقای خاتمی آمد)-بیاد دارم در فرودگاهی دوستم را بدون دلیل متوقف کردند و در پی تماس ایشان با سفارت مامور رسمی دولت ایران(و طرفدار 2 آتشه قانون و دموکراسی در ایران ) فرمودند:"آقا یک چیزی بهشان بدید و قال قضیه را بکنید!!!"-
از مواهب دنیا استفاده بفرمایید حق مسلم شماست ولی وجدانا وقتی که زیاده روی کردید و مستانه باختید ضرر را متوجه مردم نفرمایید.
"شاهدی می گفت در يکی از پروازهای ايران اير بعد از رسيدن به يک کشور اروپايي مدتی هواپيما را روی باند نگه داشتند و سپس به محل خاصی برای خروج مسافران هدايت کردند که آنها به جای عبور از دالان های متحرک معمول در فرودگاهها, از پله جداگانه خارج شوند و سپس حين خروج, سگ های پليس از فاصله نزديک به بوييدن و وارسی آنها پرداختند."
اولا هیچ جای دنیا و مخصوصا در اروپا هواپیما را پس از فرود روی "باند" نگه نمیدارند.
ثانیا وجود سگ نشان دهنده وجود مواد مشکوک گزارش شده از محموله همراه مسافرین (مواد غذایی غیر مجاز مانند گوشت و... در هنگام قرنطینه یا مواد مخدر و...)هست که بسیار طبیعی است.
آقای دکتر! ایکاش این همه نیرویی که شما (اصلاح طلبان) صره تخریب بکار می برید (در حالیکه با داشتن میلیونها رای و پشتوانه از اداره یک شورای شهر بر نیامدید)در جهت ساختن وطنمان بکار رود .

شيرزاد:
فکر می کنم بحث مورد به مورد ادعاهای شما برای خوانندگان اين سايت خسته کننده شود. من شخصا برای يکی دو موردی که ادعا کرده ام، وسواس کافی داشته ام و تحقيق شده نوشته ام. دعوايی نداريم. خوانندگان زيادی بخصوص در خارج از ايران مطالب مرا می خوانند. اگر فرمايش شما درست باشد که زمان قدرت نسبی اصلاح طلبان، ايرانی ها بيش از اکنون مورد تحقير واقع می شدند آنها قضاوت خواهند کرد. فقط می دانم زمانی پيشنهاد گفتگوی تمدن های رئيس جمهور ما در دستور کار سازمان ملل قرار می گرفت. و اکنون اعضای مجمع عمومی سازمان ملل مات و مبهوت مانده اند که آن روز چگونه سحر شده بودند که قادر به پلک زدن هم نبودند!

نوشته شده توسط: مستوره درDecember 14, 2005 08:05 PM

وای به حال ملتی که نحوه برخورد غلط اجنبی انتخاب آنان را در داخل تحت شعاع قرار دهد.
چنین برخوردهای در قبل هم بوده با این تفاوت که دوستان آقای شیرزاد در گذشته از پاسپورت سیاسی استفاده می کردند و اینها را نمی دیدند.

شيرزاد:
می توانيم انزوای مطلق را انتخاب کنيم و با خارج مراوده نداشته باشيم. در اين صورت مشکلی با برخوردهای تحقير آميز نخواهيم داشت. و يا می توانيم سرمان را زير بيندازيم و اجازه دهيم ديگران هر طور خواستند ما را تحقير کنند تا به قول شما انتخاب ما تحت الشعاع رفتار آنها نباشد. اما همشيره گرامی، مشکل اينجاست که ما هم می خواهيم از مواهب ارتباط با دنيا استفاده کنيم (چون هر چه باشد بخشی از تجار محترم و پرداخت کنندگان وجوهات رزقشان در مراوده با آنهاست)، هم حال کار نداريم و نمی خواهيم با تحمل زحمتها از محل توسعه و پيشرفت مادی احترامی در دنيا داشته باشيم، و هم ماشاالله ماشاالله چشم نخوريم ايشالله، زبان داريم به چه بزرگی و برای خلق دنيا شاخ و شانه می کشيم. در دنيا برای احترام داشتن يا بايد زور و قدرت داشت يا با آنها که می توانند سر به سر آدم بگذارند سر شاخ نشد و برای خود نيمچه احترامی را حفظ کرد. ما شده ايم مثل آن بچه پررويی که با چنته تهی برای چهار تا پهلوان يکه بزن کرکری می خواند و خالی می بندد، بعد که شروع کردند به حال گيری و زور بازو نشان دادن ژست می گيرد که ما اصلا توجه مان به اين گردن کشی ها نيست، ککمان هم نمی گزد!

نوشته شده توسط: مستوره درDecember 14, 2005 05:45 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?