« گرهاي جديد | صفحه اصلي | تنها دانشجويان ميتوانند فضا را بشكنند »
December 07, 2005
اين تو بميری
ظاهرا دعوای ما با سايت بازتاب بالا گرفته و دستمان بند شده است. بعد از خبر تحريف شده و توهين آميزی که شرح آن را در مطلب "بازتاب غلط" دادم، تا يکی دو روز پشت سر هم کامنت هايی را در ادامه آن خبر درج کردند که در آنها حسابی دق دلشان خالی شده بود. کامنتی که خود م به آنها داده بودم نيز تا حدود يک روز ديده نشد. اگر به مطلب "بازتاب غلط" خودمان هم نگاه کنيد، يکی از خوانندگان نيز از درج نشدن کامنتی که در انتقاد از خبر از آنها بيان کرده بود، خبر می دهد. يکی دو روز بعد روی ايميل سايت بازتاب برايشان پيامی گذاشتم و در آن مجددا از روش خصومت جويانه و هتاکانه آنها گله کردم. متاسفانه متن آن ايميل را ضبط نکردم. در آن همچنين درخواست کردم که کامنت قبلی مرا نمايش دهند تا لااقل تکذيب قسمت اصلی کذب در خبر از سوی من مشخص شود. در آخرين جمله هم اظهار کردم که اگر اين توصيه ناصحانه را قبول نمی کنيد به ناچار روش ديگری را بايد انتخاب کنم. پس از آن، کامنت قبلی مرا در لابه لای کامنت ها بدون امضای من گذاستند که چندان معلوم نمی شود چه کسی آن تکذيب را انجام داده است. سپس ايميلی هم برای من فرستادند که عين آن را در زير با حروف متفاوت آورده ام. آن را بخوانيد تا بعد از آن چند کلمه عرض کنم.
بسمهتعالي
جناب آقاي شيرزاد
با سلام و احترام
كامنت جنابعالي در زير خبر مذكور منتشر شده كه در آن، تكذيب از قول شما آمده است. در كنار آن، تنها بخشي از پيامهاي ايرانياني كه از اظهارات خلاف منافع ملي خود خشمگين شدهاند، منتشر شده است.
در ضمن، آيا محتواي اظهارات شما به غير از اين بوده كه با استفاده از عضويت خود در دانشكده فيزيك هستهاي و بيان چند موضوع پيشپاافتاده هستهاي، انگيزه تلاشهاي ايران در فناوري هستهاي را ساخت بمب اتم جلوه دهيد؟
آيا از اينكه گفتهايد «كاربردهاي متعدد براي فناوري هستهاي مغالطه است و فناوري هستهاي، تنها سه دسته كاربرد دارد، توليد بمب يا تسليحات مرگبار، توليد انرژي و ساير كاربردها در پزشكي و كشاورزي و غيره. درباره كاربردهاي صلحآميز فناوري هستهاي كه با دنيا دعوايي نداريم و اساسا ميتوان صدها پروژه هستهاي را بدون نياز به داشتن چرخه سوخت داخلي انجام داد، چون گام گذاشتن در مسير فناوري هستهاي، منوط به غنيسازي نيست»، چه نتيجهاي حاصل ميشود؟
شما گفتهايد: سوختي كه از نيروگاهها بيرون ميآيد، مادهاي بسيار حساس است كه ميتواند مصارف نظامي متعددي داشته باشد و هر فناوري كه بتواند، غنيسازي را تا ميزان 4 درصد انجام دهد، ميتواند با تكرار آن، غنيسازي را تا مقادير بالاتر؛ يعني تا 30 درصد و حتي بالاتر انجام دهد؛ به همين علت هم غربيها روي قضيه غنيسازي اينقدر حساس هستند.
جناب آقاي شيرزاد!
منظور شما از اينكه گفتهايد «براي من قابل درك نيست كه در عمق 25 متري زمين در دل كوير استحكامات بتوني عجيبي ساختهاند تا سالانه هزار مگاوات برق توليد شود در حالي كه الان توليد برق ايران بدون انرژي هستهاي 40 هزار مگاوات است»، چيست؟
شما گفتهايد: اين الگوي توسعه و كسب قدرت كه كشوري عقبمانده با دستيابي به پروژههاي نظامي، پيشرفته ميشود، كاركرد خود را از دست ميدهد.
آيا به نظر شما غير از تلاش ايران براي ساخت بمب هستهاي از اين جملات برداشت ميشود؟
شما تنها به يك جمله از خبر «بازتاب» انتقاد كردهايد كه ان هم درواقع تاحدودي بيان ضعيفشده شماست تا با توجه به بينندگان خارجي «بازتاب»، بار حقوقي عليه منافع كشور نداشته باشد.
در عين حال، مقصود شما را از برخورد متفاوت، درنمييابيم.
با آرزوي خدمت به منافع ملي ايران
بازتاب
اولا، آقايان از شدت علاقه به کلمه هسته ای فکر می کنند هر جا کلمه فيزيک می آيد حتما به دنبالش بايد هسته ای هم بيايد. اصلا هيچ جای ايران دانشکده ای به نام فيزيک هسته ای نداريم که بنده عضوش باشم و از اين طريق سوء استفاده کنم!
ثانيا، ترديدی نيست که خيلی ها از خيلی چيزها خشمگين می شوند. مهم اين است که ماها در فضای رسانه ای تا چه حد منضبط و اخلاقی رفتار کنيم. آيا رسالت شما انعکاس خشم بعضی هاست که به طور حرفه ای عادت به خشم دارند؟
ثالثا، نکته اصلی اين است که ظاهرا آقايان رفته اند متن يا نوار را زير و رو کرده اند و هر چه گشته اند نيافته اند که بنده در کجا گفته ام ايران می خواهد بمب هسته ای توليد کند؛ به همين جهت طبق معمول دوستان راست به تحلیل متوسل شده اند (تحليل در به کرده اند!) و با رديف کردن چند مورد "شما گفته ايد..." سعی کرده اند خود را در نقل دروغ شاخدارشان که هيچ سنخيتی با صحبتها و مواضع ما نداشت خود را محق جلوه دهند. تمام سخن با برادران تازه کاری که اخيرا با کار رسانه ای آشنا شده اند همين است که برادر من، اگر هم می خواهيد القاء کنيِد که فلانی قصد داشته فلان مطلب را بگويد، اين را لااقل به طور حرفه ای با استفاده از حرفهای خودش و با نقل تکه هايی از آن انجام دهيد، نه اين که يک برداشتی از خودتان را مستقيم به طرف نسبت دهيد که اصلا در حرفهايش وجود نداشته است. در مورد حقير، چون خوب می دانم در هر کجا چگونه صحبت کنم، هر گفته ای را خواستيد از ما نقل کنيد و بعد هم هر تفسيری که خواستيد رويش بگذاريد، اگر کسی گفت چرا. مردم عقل دارند و تشخيص می دهند که آن نتيجه از تويش در می آيد يانه.
رابعا، سؤال فرموده اند که "مقصود شما از برخورد متفاوت چيست"، عرض می کنم هنوز آنقدرها خاکمان به سر نشده که از سايت بازتاب هم بخوريم! ما اول کار خواستيم ببينيم اگر چيزی از دستشان در رفته، رفاقتی و بی سر و صدا اصلاحش می کنند يا نه. ظاهرا آقايان حاضر نيستند قبول کنند که گاف داده اند. بسيار خوب عواقتش را تحمل کنند.
خامسا، گيرم حرف ما به مذاق دوستان خوش نيامده باشد، با کدام مجوز آقايان به ديگران نسبت ناروا می دهند؟ آيا بعد از رفع توقيف، مجوز ويژه ای برای توهين به اصلاح طلبان دريافت داشته اند؟ اين تو بميری از آن تو بميری ها نيست اخوی! کار زشتی صورت گرفته است که به هيچ صورتی قابل توجيه نيست. ضمنا اگر فکر می کنيد با افزودن بر شدت توهين ها بهتر نتيجه می گيريد نصيحتا عرض می کنم که اين کار، شما را بيشتر خراب می کند وگرنه ما به فحش خوردن عادت کرده ايم وتا به حال هم چندان آسيب نديده ايم!
December 7, 2005 04:11 PM
نظرات
سلام
تا بوده همين بوده. هميشه در اين مملكت بيشترين آماج اهانت و افترا متوجه عقلاي قوم بوده. آنهايي كه مسائل را آنگونه كه هست ميبينند نه آنگونه كه خودشان يا ديگران دوست دارند. براي فهم اين مساله كه ميزان نياز كشور ما به انرژي هستهاي چه مقدار هست نيازي به دانش هستهاي نيست. حتي ذهن يك كودك هم ميتواند اين ماجراها را تحليل كند. اينها خودشان موج را ميسازند و خودشان هم بر آن سواري ميكنند و كيف ميكنند و در خيال خام خود همه ملت را همراه ميپندارند. خودشان هم از سوي ملت كامنت ميگذارند!
نوشته شده توسط: سرگشته درDecember 9, 2005 03:22 AM
