« آنها مجازند ...اما ... | صفحه اصلي | كلاه سر اصفهاني ها »

November 24, 2005

دهان صدام

خوشبختانه برخی از سايتها به صورتهای گوناگون از مطالب اين حقير استفاده می کنند. ديروز ديدم يکی از سايتها بخشی از صحبت های مرا در جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه شهيد عباسپور نقل کرده بود و اين تيتر را برای آن انتخاب کرده بود: "دهان گشاد صدام عراق را به باد داد". اين توضيح را اضافه کنم که اين جلسه حدود دو ساعت و نيم طول کشيد و غير از من آقای دکتر بينی متخصص اقتصاد هم حضور داشت. گزارش خلاصه ای از اين برنامه را از ايسنا در اينجا می توانيد ببينيد. آنچه که در آن سايت آمده و من اينجا نقل کرده ام تقريبا عين جملات بنده بود در پاسخ سؤال کتبی يکی از دانشجويان به اين مضمون: "آقای شيرزاد، اگر واقعا ايران توانايی استفاده از نيروگاههای هسته ای را ندارد، پس چرا آمريکا اينقدر پر شور با اين مسأله برخورد می کند؟ در صورتی که شما گفتيد ايران حتی سوخت هسته ای هم ندارد". بخوانيد ببينيد خدا وکيلی چه تر و تميز جواب داده ام (اين هم يک پپسی برای خودم!).

من نمی‏خواهم بگويم انديشه نظامی موجب طراحی اين فناوری در ايران شده است. روز به روز كه می‏گذرد، می‏بينيم هيچ انديشه‏ای وجود نداشته و به همين جهت امروز مسؤولان گير كرده‏اند. تحليلگران استراتژی كلاسيك معتقدند كه بايد اين فناوری را بسازيم و حتی اگر نساختيم، بايد توانايی ساخت آن را داشته باشيم تا بتوانيم در دنيا حق وتو داشته باشيم؛ اما اين تحليل غلطی است. امروز ديگر نمی‏توان با فناوری هسته‏ای به سمت قدرت رفت.

در دوران جنگ سرد، تسليحات هسته‏ای قدرت می‏آورد، اما امروز روس‏ ها با اين همه سلاح هسته‏ای چقدر قدرت چانه‏زنی در جهان دارند؟ اين استراتژی ديگر قديمی است كه با اين فناوری می‏توانيم قدرت به دست آوريم .

تجربه كشورهايی مانند ليبي, پاكستان و ديگر كشورها نشان داده است كه اين فناوری به هيچ وجه به معنی توانمندی اين كشورها نيست. دليل رسيدن هند و پاكستان به اين فناوری برای توازن قدرت در منطقه بود. پس از آنكه كشور هند به اين فناوری رسيد، برای توازن قدرت در منطقه به پاكستان هم اجازه رسيدن به اين فناوری داده شد. حالا بايد ديد آيا پاكستان يك قدرت است؟
كشوری كه در آن بيسوادی بيداد می‏كند را می‏توان كشور قدرتمند قلمداد كرد.

آمريكا و هم ‏پيمانانش قصد دارند همين بلايی را كه سر عراق آوردند، سر ما نيز بياورند. در عراق هيچ سلاحی پيدا نشد، سلاحهای كشتار جمعی عراق، در دهان گشاد صدام بود كه با لاف زدن اين بلا رابر سر مردم خود آورد.

اين كه آمريكا هرچه بگويد، ما خلاف آن بايد عمل كنيم، تحليل بچه گانه ای است. سوال ما اين است كه ساختن اين تاسيسات چه اندازه به نفع ماست و آيا اين مساله به نفع منافع ملی ما هست يا خير؟ كاربرد غير نظامی توليد انرژی و استفاده از ساير فناوری‏ها ی هسته ای متفاوت است. در تبليغات اين كاربردها را از يكديگر تميز نمی‏دهند، مساله غنی سازی به وجه سوم كاربرد اين فناوری (در صنعت، پزشکی، کشاورزی و ...) ارتباطی ندارد، ما برای استفاده صلح آميز از اين انرژی هيچ مشكل و دعوايی با كسی نداريم.

November 24, 2005 07:19 PM

نظرات

سلام،

با تشکر از مطالب مفیدتان، در پاسخ به نظر «زندونی» نکاتی نوشته‌اید که به نظرم منصفانه نیامد. ابتدا عذرخواهی می‌کنم از تاکیید دوباره بر این موضوع چون پیش از این نیز دو بار دیگر در مورد نوشته‌های دیگرتان به تناقضی مشابه آنچه «زندونی» در اینجا نوشته اشاره کرده‌ام:

۱) ببینید آقای شیرزاد بحث سر خوش آمدن یا بد آمدن از شما یا دوستان اصلاح‌طلبتان نیست، به شخصه از حرف‌های حقی که می‌زنید و شجاعتی که در بیان آن دارید متشکریم، فکر می‌کنم این تناقضی که مطرح شده بیشتر انتقادی از شما باشد تا نشانگر بد آمدن از شما.

۲) این موضوع آنقدرها هم که شما در پاسخ نظر «زندونی» گفته‌اید کم اهمیت نیست به‌خصوص برای نسل جوان‌تر. شاهدش هم همین که بارها در نقد نظرات شما یا دیگر دوستان اصلاح‌طلبتان دقیقا همین ایراد وارد شده است. فکر نمی‌کنید آن‌ها که امروز در طبل تعامل با دنیا می‌کوبند و در عین حال نهایت آمال خود را ماندن در خط امام می‌دانند، تصویر متناقضی از خود ساخته‌اند؟ شاید این، از نظر شما که آن دوران را تجربه کرده‌اید تناقض نباشد ولی از نظر من کم‌اطلاعی که آنچه از آن دوران شنیده‌ام اشغال سفارت آمریکا، اعدام کیلویی مخالفان، ادامه‌ی جنگ به امید رفع فتنه از عالم و ... بوده قطعا تناقض خواهد بود. صادقانه بگویم، بعد از این همه سال دفاع از جریان اصلاحات، هنوز اصول اولیه‌ای که این جریان خود را بدان وفادار بداند برایم روشن نیستند، دلیل عمده‌ی آن هم همین تناقضات است!

۳) آقای شیرزاد این بحث‌ها این‌قدرها هم بی‌تاثیر در سرنوشت کشور نیست. یا باید حرف‌هایی را که زمانی شخصی در مقام زمامدار حکومتی زده نقد کنیم و «به صراحت» بگوییم که فلان و فلانش اشتباه بوده (یا صرفا در آن ظرف زمانی قابل توجیه بوده)، یا اگر رییس‌جمهور مملکت گفت «اسراییل باید محو شود» نباید آشفته شویم. این‌که برای انسانی تقدس پیامبرگونه درست کنیم (که متاسفانه بعضی دوستان اصلاح‌طلبتان خیلی در این کار استادند)، و بعد شدیدترین حمله‌ها را به کسانی ببریم که حرف‌های همان انسان را تکرار می‌کنند، خیلی رفتار عجیب و دور از صداقتی است. نتیجه‌ی خیلی ابتدایی این رفتار سردرگمی و عدم اعتماد مخاطبان نیروهای اصلاح‌طلب خواهد بود.

موفق باشید.

نوشته شده توسط: سید بشیر سجاد درNovember 27, 2005 01:59 AM

آقای شیرزاد و سایر دوستان عزیز... فاجعه ای به مراتب فاجعه تر از بحران هسته ای برای زجرکش کردن دانش و دانشگاه و بازگشت به عصر حجر در کشور اتفاق افتاد: سر انجام با انتصاب يک روحانی به رياست دانشگاه تهران،...

شيرزاد:
من با کسب پوزش از شما دوست عزيز، دنباله اش را سانسور کردم. چندان با ادبيات چکشی و شبيه بيانيه های آتشين و انقلابی موافقت ندارم. نمی دانم شما دوست عزيز در انتخابات چه کرديد. اما می دانم از آن روزی که بايد سفت و قاطع می ايستاديم و از کيان دانشگاه و جامعه جدی تر دفاع می کرديم کمی گذشته است. اين که می بينيد بخش بسيار کوچکی از نتايج تصميم آنهايی است که گفتند: "بگذار خراب تر شود تا درست شود". حالا خيلی نبايد حرص و جوش خورد، بايد فکری برای آينده کرد. فکر می کنيد در بين همين دوستان روشنفکر و دانشگاهی خودمان کم بودند افرادی که با تفکر و عمل منفعلانه خود عملا به همين چيزی که پيش آمده رای دادند؟

نوشته شده توسط: آرش درNovember 25, 2005 09:55 PM

بازم سلام!
در جایی از همین پستتان فرموده اید که :"اين كه آمريكا هرچه بگويد، ما خلاف آن بايد عمل كنيم، تحليل بچه گانه ای است." این جمله دقیقا جمله ی آیت الله خمینی رو به یاد من میاره به این مضمون که :اين كه آمريكا هرچه بگويد، ما خلاف آن بايد عمل كنيم! اما برای من جای سواله که شما جوانان پرشوری که یک روز زیر پرچم ایشون انقلاب کردین ، یک روز سفارت آمریکا رو تسخیر کردید و چند سال بعد از فتح خرمشهر باز هم به فرمان ایشون جنگ کردید(و با عرض معذرت؛ بخشی از نابسامانیهای گریبانگیر ما جوانهای امروز ، حاصل همون کارای شما جوانان دیروزه) حالا عملا به این نتیجه رسیدین که ایشون هم "خوب معصوم که نبودن..." اما نمی خواهید اینو قبول کنید. و با این تظاهرتون راه رو برای اقتدارگراهایی که دارن از "امام" استفاده ی ابزاری می کنند هموارتر می کنید. تا کی این وضعیت ادامه داره و شما از پس شکستن این تابو بر نخواهید اومد؟ این به نظر من یک نقطه ی سیاه کارنامه ی شما اصلاحطلبانه... آیا قبول ندارید؟

شيرزاد:
فکر نمی کنيد اين کار که به حرفها قالب های خشکی بدهيم و بعد نام افراد را روی آنها حک کنيم باعث می شود که هيچگاه حرفها را به درستی نشنويم. ظاهرا بعضی از دوستان با سخنان ما مشکلی ندارند با خودمان مشکل دارند؛ بفهمی نفهمی می گويند چرا اين حرفها را شما مطرح می کنيد، شمايی که چنين بوديد وچنان. می دانيد چيست، ما هم مثل بسياری از آدمها بلديم از گذشته خود دفاع کنيم و حتی در جای مناسب آن را نقد کنيم؛ و اين را حق خود نيز می دانيم. لکن تصور می کنم چندان عاقلانه نيست که مسائل مبرم مملکت را رها کنيم و تمام هم و غم خود را بگذاريم برای شکافتن مسائلی که در حال حاضر تأثيری بر وضعيت کشور ندارد.

نوشته شده توسط: زندونی درNovember 25, 2005 01:03 PM

سلام آقای دکتر!
این جای تبریک دارد که شما با اینکه مدت کمی است که وبلاگ می نویسید ولی ادبیاتتان کاملا وبلاگیست! می خواستم بپرسم شما با این بیان زیبا و البته مستدل و متین چرا در دانشگاه خودتان (و خودمان!) سخنرانِ هیچ مجلس و محفلی نیستید؟
انصافا حیف است...

شيرزاد:
متشکر از لطف شما، ما که اين طرف و آن طرف زياد صحبت می کنيم.

نوشته شده توسط: حسین درNovember 25, 2005 12:42 PM

متاسفانه يا خوشبختانه من نميدانم خارج از مرزهاي ايران يعني در دنياي بيرون چه ميگذرد و انها نسبت به ما چه موضعي دارند و يا دنبال چه هستند ولي يك چيز را تقريبا مطمئن هستم كه اين مساله هسته اي براي سياستمداران كنوني تبديل به پتكي شده است كه 24 ساعته بر سر مردم ايران بكوبند.و كسي هم كه پتك بر سرش كوبيده شود لابد به ياد چيزهاي ديگري مثل عدالت رفاه و ازادي و برابري و اراجيفي مثل حقوق بشر و دمكراسي..........نمي افتد. با اينكه خودم را از طرفداران علم ميدانم!!! وليكن ارزو ميكنم كه كاش هيچگاه هسته اي شكافته نميشد و اورانيومي غني نميشد يا لااقل به گوش ايرانيها نميرسيد تا زندگي بهتر و اسوده تري داشتيم. من كه اخر نفهميدم اين انرژي هسته اي و اين نطنز و اينها چه گلي به سرما قرار است بزنند؟؟؟ البته دوستي ميگفت «اگر تو نميفهمي مشكل از توست. و الا آقايان به درستي تشخيص داده اند كه انرژي هسته اي از اكسيژن هوا براي جامعه ايراني واجبتر است» واقعا كه چه موجودات قدر نشناسي هستيم ما.............

شيرزاد:
يک وقت احساس عدم اعتماد به نفس نداشته باشيد. چون اين تئوری هايی که برخی آقايان در منقبت انرژی هسته ای به سبک و سياق ايرانی اش ساخته اند هنوز با عقول متعارف بشری درک نشده است!

نوشته شده توسط: مژگان درNovember 25, 2005 01:09 AM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?