« کاپشن احمدی نژادی، 5000 تومان | صفحه اصلي | خودروی زرهی »
November 15, 2005
مرثيه هر ساله رويت هلال
يادداشت منتشر شده در بولتن داخلی مشارکت 16/7/84
اين همان مطلبی است که چند روز پيش وعده اش را دادم. شايد با فاصله گرفتن از عيد سعيد فطر اذهان هم از اين موضوع فاصله گرفته باشند. اما به هر حال سال ديگر هم اگر زنده مانديم باز هم ماه رمضان خواهيم داشت و باز هم همان مصيبت ها برای رويت هلال در کار خواهد بود و و ناچار بايد به آن پرداخت.
اگر كمي دقت كنيم در بين پديدههاي طبيعي كه ميتوان براي سنجش زمان در مقياس تقويمي به كار برد هيچكدام به سهولت تغييرات هلال ماه قابل دسترس عموم مردم نيستند. مثلاً درست است كه تنظيم تاريخ براساس سال شمسي از دقت بيشتري برخوردار است، اما براي سنجش رويدادهاي مرتبط با سال شمسي نظير عبور خورشيد از نقطه اعتدال بهاري (زمان تحويل سال نو) احتياج به محاسبات و ابزار نجومي است كه عموم افراد به آن دسترسي ندارند. برعكس تغيرات اهله قمر بسيار محسوس و قابل دسترس است و هر كسي ميتواند با مشاهده آن از زمان مطلع شود. در عوض اين پديده، بدون استفاده از ابزار نجومي و محاسبات دقيق، اندكي خطا دارد (حداكثر در حدود يك روز).
به اين لحاظ به نظر من تنظيم زمانهاي شرعي در آن روزگار يك پيام و دليل بسيار روشن و ملموس دارد و آن اينكه شارع مقدس خواسته است تا آسانترين و سهلترين روش را براي تعيين زمان انجام فرايض مذهبي مثل روزه در اختيار مسلمانان قرار دهد تا آنها «بيواسطهترين روش» براي تعيين تكليف شرعي خود در اختيار داشته باشند. قرآن مجيد در ذيل همان آياتي كه روزه را به عنوان تكليف مسلمانان وضع ميكند به صراحت ميفرمايد كه: «خداوند نميخواهد كه شما را به دردسر بيندازد و اراده او بر سهولت و آساني براي شماست.»
اما از آنجا كه خداوند ميبخشد و بنده خدا نميبخشد امروز همين مسأله ثبوت رويت هلال ماه و تعيين آغاز ماه قمري شده است بلاي جان مسلمانها و عامل تفرقه و سرگرداني. در واقع، در آن روزگار كه وسائل ارتباط جمعي نبود و مردم در نقاط دور از هم زندگي ميكردند وظيفه بسيار روشني داشتند: با چشم معمولي به آسمان نگاه ميكردند و اگر هلال ماه را ميديدند فردا را اول ماه ميگرفتند. آسمان هم به زمين نميآمد. حالا متأسفانه اين امر سهل و ساده تبديل شده به عاملي براي اعمال زعامت، تثبيت قدرت، مانور سياست و هر چيز ديگر به جز يك دين سهل و قابل عمل.
من به عنوان يك مسلمان عامي چند نكته يا سؤال در اين باره دارم كه فكر ميكنم اگر كارشناسان فقهي بتوانند پاسخ دهند مشكلي باقي نماند.
1-نخست آنكه اصلاً ديدن يا نديدن هلال ماه، چه با چشم معمولي، چه با ابزار نجومي، چه ربطي دارد به فقهاي محترم؟ اين قضيه آيا مصداق حكم دارد يا موضوع؟ تا جايي كه ما ميدانيم شأن فقيه تعيين حكم شرعي است. بسيار خوب، مراجع و فقهاي محترم ميتوانند هر كدام استنباط خود را از حكم شرعي مربوطه اعلام كنند و تعيين اين كه آيا ماه ديده شد يا نه را به كارشناسان امر نجوم يا خود مردم واگذارند. چه طور شد اينجا نبايد غيرمتخصص از متخصص تقليد كند؟! آيا فقط در فقه است كه غيرمتخصصان بايد تابع متخصصان باشند، اما در هر زمينه ديگر از جمله نجوم، آقايان فقها بايد براي هلال ماه تعيين تكليف كنند؟ البته ايرادي ندارد كه فقيه محترمي نجوم هم بداند و اظهار نظر تخصصي در نجوم هم داشته باشد. اما اگر چنين باشد به قول عوام «يكي تو يكي من». يعني عليالقاعده بايد حرف تخصصي در آن زمينه خاص ملاك باشد نه كسوت فقاهت.
2-سؤال بعدي اينجاست كه آيا به نظر آقايان فقهاي محترم مسأله رويت ماه و تعيين اول ماه نو، يك مسأله موضعي و محلي است، يا موضوعي سراسري است كه براي مسلمانان در سرتاسر جهان ايجاد تكليف ميكند؟ واقعيت علمي اين است كه برعكس رخدادهاي مرتبط با سال شمسي، در ارتباط با اهله قمر، رويت پذيري هلال كم و بيش امري محلي است يعني منجمين با دقت ميتوانند تعيين كنند كه در هر نقطه از كره زمين زمان غروب ماه در يك روز معين چه فاصلهاي با زمان غروب خورشيد دارد و باريكي هلال تا چه اندازه است.
دو راه بيشتر وجود ندارد. يا بايد نقطه معيني از زمين را به عنوان معيار قرار داد و رخداد نجومي مربوط به آن نقطه، كه در اينجا مثلاً رويت پذيرري هلال ماه است، را ملاك قرار داد و يا بايد پذيرفت كه اين امر مسألهاي محلي است و هر كس رخداد محل خودش را ملاك قرار دهد. اگر شق اول ملاك است، بسيار خوب معين كنند كه افق چه نقطهاي از زمين ملاك تعيين تقويم قمري است. مثلاً ميتوان افق مكه مكرمه، شهر مقدس قم، و يا تهران را ملاك قرار داد و اگر شق دوم ملاك است طبيعي است كه اصلاً بايد بساط استهلال و اعلام رويت از طريق راديو و تلويزيون و اين قبيل كارها را برچيد چون براي هر منطقه رويت ماه در همان منطقه ملاك است.
3-نكته ديگر كه براي من جاي سؤال است اين است كه موضوع ديدن ماه چه دخلي دارد به مرزهاي جغرافيايي و سياسي كشورها. مثلاً يك مسلمان اهل سرخس در شمال شرقي ايران چرا بايد تابع رويت هلال ماه در اهواز باشد و چنانكه كمي آن طرفتر مثلاً در تاجيكستان ماه ديده شد وقعي ننهد؟ با چه توجيهي تقويم قمري عملاً به مسألهاي كشوري تبديل شده است كه بايد در سراسر ايران يك جور باشد، در سراسر عربستان يك جور ديگر و مثلاً در عراق يا پاكستان طور ديگر. برخي از فقهاي محترم رويت را در نقاط هم افق ملاك ميدانند كه اين هم به نظر من تعريف روشني ندارد. آيا منظور از نقاط هم افق نقاطي است كه طول جغرافيايي يكسان دارند يا عرض جغرافيايي يكسان، يا فاصله آنها از يكديگر كم است. بايد اين يكسانيها يا نزديك به هم بودنها با يك تعريف قابل احصاء مشخص شود. ضمناً اگر به نقشههاي نجومي نگاه كنيم مرز نقاطي كه مثلاً ماه ديده ميشود (هرچند مرز چندان تيزي نيست)، اغلب به صورت خطوط موربي است كه نه شامل هم طول بودن و نه شامل همعرض بودن مناطق است.
به هر حال در اين وضعيت آشفته هر كس كه خود را ذي مدخل ميداند به سادگي براي تمام مسلمانان عالم يا حداقل تمام مسلمانان يك كشور تعيين تكليف ميكند. نتيجه چنين وضعيتي يك درهمريختگي عجيب و عدم اتحاد و همدلي ميان مسلمانان است كه اصلاً زيبنده نيست.
اي كاش همه مراجع ديني مسلمانان يا بر سر يك تقويم و يك معيار معين نجومي كه به سهولت و دقت قابل تمييز باشد توافق ميكردند، يا همه رها ميكردند تا وضعيت برگردد و به روزگار گذشته تا هر كس ماه را در محل خودش ديد فردا را اول ماه بگيرد.
به نظر حقير اين امر دور از دسترس نيست كه هيأتي از كارشناسان فقهي و نجومي در سطح كليه كشورهاي اسلامي بر روي يك تقويم واحد اسلامي توافق كنند. لازمه اين امر پذيرش اين واقعيت است كه اصولاً مسأله تقويم و تعيين زمان رخدادها امري قراردادي است كه به هر شكل ميتوان بر سر آن توافق كرد. اين چه لطفي دارد كه مثلاً مسلمانان ايران روز عرفه را كه هر كس آرزو ميكند به جاي حج گذاران در صحراي عرفه باشد يك روز ديرتر و در زماني كه حجاج مشغول اعمال عيد قربان هستند به جاي آورد؟ اگر كمي هوشمندتر ميبوديم و منيتها، جداييها و فرقهگراييها اجازه ميداد، يكساني تقويم مسلمانها باعث ميشد مراسم مذهبي آنها و روح همدلي و اتحاد معنوي آنها به مراتب تأثيرگذارتر باشد.
ميتوان با يك تصميم شجاعانه و با بهرهگيري از علوم و اطلاعات روز اين انشقاق و جدايي را براي هميشه خاتمه بخشيد. به نظر من افق مكه مكرمه به عنوان خاستگاه اسلام، زادگاه پيامبر اكرم (ص) و محل قرار گرفتن مقدس ترين مكان مسلمانها كه همه بر سر آن وفاق دارند، ميتواند بهترين معيار براي تعيين تقويم اسلامي باشد. افزون بر اين، آيا نميتوان با تكيه بر نگاه شريعت سهله و سمحه، كه ميتواند مصداق آن در اين قبيل مسائل شرعي نيز باشد، براي عصر حاضر معيار معين و كاملاً قابل احصايي را براي تعيين تقويم واحد اسلامي در افق مورد توافق مكه، تعيين كرد؟ مثلاً آيا نميشود به جاي رويت ماه كه تابع عوامل متعددي از جمله ابري يا صاف بودن هوا نيز هست و به راحتي قابل كمي كردن نيست، زمان غروب ماه بعد از غروب خورشيد را در نظر گرفت.؟
شايد اگر مصلحتهاي واقعي اسلام و مسلمين در كار بيايد خيلي كارها بشود كرد.
November 15, 2005 04:46 PM
نظرات
نگاهي به اختلاف آغاز ماه قمري در كشورهاي اسلامي
تقويم ايراني ها دقيق تر است :
دقت تقويم قمري ايران بسيار بالا است، اما در تقويم قمري عربستان، اشتباهاتي هست كه گاه موجب مي شود دو تا سه ماه بعدي هم اشتباه آغاز شوند .
گروه دانش و فناوري ـ ذوالفقار دانشي: امسال هم، آغاز ماه مبارك رمضان در ايران با برخي كشورهاي اسلامي تفاوت دارد و حتي امسال اين اختلاف به دو روز مي رسد. مردم هم مثل هميشه، مي پرسند چگونه اين اختلاف پديد مي آيد؟ در گذشته، اختلاف هايي بين تقويم دكتر ايرج ملك پور و آغاز و پايان ماه قمري اي كه مراجع ديني و حكومتي اعلام مي كردند بروز كرده بود. با اين اختلاف ها چنين به نظر مي رسيد كه تقويم استخراج شده دقيق نيست. حتي باور غلطي هم بين مردم رواج يافته بود كه امكان ندارد ماه رمضان، بيشتر از 29 روز طول بكشد.
در تقويم عربستان اگر هلال ماه پس از خورشيد غروب كند ماه قمري آغاز مي شود، ولي حالتي مانند اين تصوير وجود دارد كه ماه جلوتر از خورشيد است اما ديرتر غروب مي كند. دليل تفاوت ديدگاه عربستان همين است
زماني كه ماه و خورشيد روي يك خط قرار بگيرند مقارنه روي مي دهد و بعد از آن اگر هلال ماه رؤيت شود مي توان آن را نشانه آغاز ماه قمري دانست .
هيأت وزيران تصويب كرد كه مؤسسه ژئوفيزيك تقويم دقيقي استخراج كند. همچنين نظرات فقهي مقام معظم رهبري درباره رؤيت هلال، كمك كرد تا عمده اين مشكلات برطرف شود و تقويم شوراي تقويم مؤسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران، در انطباق با رويدادهاي طبيعي بسيار دقيق باشد. البته برخي اختلاف ها بين آغاز و پايان ماه در كشورهاي اسلامي و كشورمان باقي مانده كه پاره اي از آن ها طبيعي است و مابقي، در اثر تفاوت ملاك هاي فقهي آغاز ماه به وجود آمده است.
اختلاف هاي طبيعي :
ماه، با زمين، بيش از چهارصد هزار كيلومتر فاصله ندارد و از اين رو، در آسمان بسيار سريع حركت مي كند. همين نزديكي موجب مي شود تغيير موقعيت روي زمين در منظره اي كه از ماه در آسمان مشاهده مي كنيم، تفاوت ايجاد كند. مناطقي هستند كه هلال در آن جا رؤيت مي شود، ولي در شمال يا جنوب آن جا هلالي ديده نمي شود! اين عامل طبيعي موجب مي شود تا يك روز اختلاف بين مناطق مختلف روي زمين هميشه وجود داشته باشد.
هر هلالي، خصوصيات خودش را دارد و بنابراين، خط رؤيت پذيري هلال هم در هر ماه، متفاوت خواهد بود. پس هيچ الزامي ندارد كه دو منطقه روي زمين هميشه با هم يك ماه قمري را آغاز كنند يا با هم به پايان برسانند.
اختلاف در فتوا :
ملاك آغاز ماه قمري نجومي با ملاك آغاز ماه قمري اسلامي تفاوت دارد.حكم اسلام كه در قرآن هم آمده است، اين است كه يقين فرد بر رؤيت يا عدم رؤيت هلال، براي او حجت شرعي دارد. از سوي ديگر، گواهي دو مرد مسلمان عادل بر رؤيت هلال هم براي ساير افراد، كافي است. تا همين اواخر (و حتي هم اكنون) اغلب مراجع، همين روال را براي بررسي آغاز ماه قمري داشتند و به گزارش افراد مطمئن از گوشه و كنار كشور استناد مي كردند. اما تجربيات رصدي نشان داده است 15 درصد افرادي كه استهلال مي كنند، دچار توهم رؤيت مي شوند، يعني مغز شان هلالي را كه وجود ندارد، تصور مي كند. گاه يك تكه ابر يا دود هواپيما موجب بروز اين توهم مي شود. گاهي هم مژه روي چشم و گاه حتي آسمان خالي. توهم هم نه گناه است و نه جرم، و فرد عادل و غير عادل نمي شناسد. حتي يك منجم باتجربه هم ممكن است دچار توهم شود. البته فتواهاي ديگري نيز در مورد آغاز ماه قمري و همچنين تعميم دادن رصد يك منطقه به مناطق اطراف وجود دارد. برخي مراجع معتقد هستند كه رؤيت هلال در يكي از بلاد مسلمين، براي تمام بلاد مسلمين كه آن جا شب است كافي است و به اين ترتيب همه كشورهاي اسلامي كه در شرق هستند، يك روز را عيد خواهند گرفت. برخي ديگر، معتقدند هر منطقه اي مستقل از منطقه ديگر است.
ملاك عربستان :
ملاك در عربستان اين است كه آيا در شهر مكه مكرمه، ماه بعد از خورشيد غروب مي كند يا خير؟ اما حالت هايي پيش مي آيد كه ماه قمري قبل هنوز پايان نيافته، ولي هلال، پس از خورشيد غروب مي كند. در ساير حالت ها هم معمولا هلال قابل رؤيت نيست، ولي آغاز ماه اعلام مي شود. چون ماه قمري حداقل 29 روز و حداكثر 30 روز طول مي كشد، اشتباه در اعلام آغاز يك ماه قمري مي تواند بر آغاز ماه قمري ديگر هم تأثير بگذارد.
ملاك آغاز ماه قمري در ايران :
خوشبختانه نظرات فقهي مقام معظم رهبري، چنين مشكلاتي را كاملا حل كرده است و تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران كه برپايه نظرات فقهي ايشان و تلاش كارشناسان مركز تقويم مؤسسه ژئوفيزيك استخراج مي شود، در پهنه ايران بسيار دقيق است.
طبق نظر مقام معظم رهبري، هلال شب اول ماه بايد با چشم رؤيت شود و استفاده از ابزارهاي اپتيكي نظير تلسكوپ يا دوربين دوچشمي مانعي ندارد. از نظر ايشان، نظر كارشناسان در مورد رؤيت ناپذيري هلال حجت است. يعني اگر عده اي ادعا كنند كه هلال را ديده اند و كارشناسان علم نجوم آن را رد كنند، ادعاي آنان پذيرفتني نيست. از نظر ايشان، در صورتي كه در بخشي از ايران قادر به رؤيت هلال ماه باشند و در بقيه پهنه ايران قادر به رؤيت نباشند، وضعيت شهرهاي بزرگ كشور ملاك خواهد بود و تهران، نقش تعيين كننده خواهد داشت. بدين ترتيب، در صورتي كه هلال در شهر تهران قابل رؤيت باشد، آغاز ماه قمري اعلام مي شود.
با تشكر از حجت الاسلام موحدنژاد
رئيس مركز تقويم مؤسسه ژئوفيزيك و استاد دانشگاه صنعتي شريف
نوشته شده توسط: سيد جعفر حسني درNovember 17, 2005 07:10 PM
آفرين
ولي آنوقت خطابه آقايان چه مي شود. بالاخره ايشان در همه ابعاد بايست اظهار فضل نمايند.
نوشته شده توسط: saba درNovember 16, 2005 12:35 PM
تا آنجا كه من ميدانم تمام فقهاي محترم شيعه ملاك آغاز ماه قمري را ديدن ماه ميدانند, اگرچه با چشم مسلح و يا غير مسلح ميان آنان اختلاف وجود دارد, ولي هيچكدام ملاك ديگري را نميپذيرند. اين كه آيا ملاك ديگري مانند آن چه شما پيشنهاد كردهايد (غروب ماه پس از غروب خورشيد, ولو با زمان اندك) و عربستان سعودي از سال 1999 به آن عمل كرده است بايد جانشين ديدن ماه شود, در صلاحيت من نيست ولي بايد از بعضي از مراجع محترم پرسيد در حالي كه محاسبات نجومي نشان ميداد جز در آمريكاي جنوبي و گوشه پايين قاره آفريقا, در هيچ يك از نقاط ديگر كره زمين, تحت هيچ شرايطي امكان ديدن ماه در غروب چهارشنبه 11 آبان 83 وجود ندارد, چگونه به گفته افرادي, ولو موثق اعتماد كردند و روز پنچشنبه 12 آبان امسال را عيد فطر اعلام كردند؟
بياعتنايي به نتايج علمي كه نزد متخصصان آن كاملاً اطمينان آور است, زيرا براساس محاسبات رياضي به دست آمده است, جز تقويت اتهام ناجوانمردانه ناسازگاري علم با اسلام را در پي ندارد و اتهام زنندگان را در عقيده خود راسختر ميكند. خوب بود مراجع محترم اين را ميدانستند كه براساس گزارشهاي بينالمللي پانزده درصد از ادعاهاي ديدن ماه توهم است و افراد بدون آنكه سوء نيتي داشته باشند, هلالي را كه در آسمان وجود ندارد ميبينند و مورد اعتماد بودن آنان مغايرتي با اين پديده ثابت شده ندارد./
شيرزاد:
اين که همکار محترم و فرهيخته، آقای دکتر سپهری نوشته بنده را لايق کامنت خود ديده اند برای من جای خوشوقتی زيادی است.
نوشته شده توسط: محمد سپهري راد درNovember 16, 2005 10:51 AM
بسیار جالب است ،من هم چندی پیش یادداشت مشابهی در همین زمینه نوشته بودم. حدود ۱۰ سال پیش رسماً نامهای برای جامعه نجوم فرستاده شد که در آن تأکید شده بود مسأله رؤیت هلال امری فقهی است نه علمی. تا آنجا که به خاطر دارم درآن زمان این نامه در مجله نجوم چاپ شد و اصل آن باید جایی در دفتر انجمن فیزیک بایگانی شده باشد.
http://starparty.blogspot.com/2005/10/blog-post_31.html
http://starparty.blogspot.com/2005/11/blog-post.html
نوشته شده توسط: Mohaddesse Azimlu درNovember 16, 2005 10:04 AM
بهترین راه حل پیروی از شرایط در مکه است .راه حل منطقی دیگر این است که همه(منجمله کسانی که حکم تایید صلاحیت آقای دکتر معین را پذیرفته اند) رای ولی فقیه را بپذیرند.همانطور که شما گفتید "اين امر سهل و ساده تبديل شده به عاملي براي اعمال زعامت، تثبيت قدرت، مانور سياست" که در مورد نوشته شما هم عینا صدق می کند و جای تاسف است.
نوشته شده توسط: شهره درNovember 15, 2005 06:45 PM
