« ما جاودانه ايم | صفحه اصلي | واحد مساحت »

October 29, 2005

اعدام بايد گردد

ٍٍٍِِِاين آقاي رييس جمهور تازگي ها سوژه خور خوبي پيدا كرده و روزي يك بار آشش ته مي گيرد! هفته پيش ايشان صحبتي كرده بود راجع به اعدام صدام حسين كه من يادداشت زير را در مورد آن نوشته بودم. اين يادداشت توي صف بود (چون با خودم قرار گذاشته ام بيشتر از يك نوشته در روز نداشته باشم، چشم مي خورم) كه دسته گل جديد آقاي پرزيدنت انتشار يافت. چون اظهار نظر در مورد صحبتهاي اخير ايشان راجع به ضرورت نابودي اسراييل كه در راستاي حل مشكلات معيشتي مردم مستضعف ايران ايراد شده بود (!) ممكن است همنوايي با صهيونيسم و امپرياليسم تلقي شود فعلا شما همان مطلب قبلي را بخوانيد تا ببينيم بعدا چه مي شود.

تابستان امسال به دليل سرپرستی تيم المپياد فيريک ايران سفر کوتاهی به خارج از کشور داشتم. اين سفر مقارن شد با آن روزهايی که بمب گذاری لندن رخ داده بود. اخبار شبکه های معروف خبری دنيا مکرر روی اين موضوع زوم کرده بودند. در طول روز اصلی حادثه دو سه بار تونی بلر نخست وزير انگليس در حاشيه ديداری که با سران اروپا داشت به جلوی دوربين آمد و برای مردم انگليس و اروپا پيام داد. او خيلی فصيح و گيرا صحبت می کند. نکته ای که برايم جالب بود اين بود که در اوج احساسات ضد تروريستی مردم انگليس و در آن فضای داغ و حساس, او ضمن محکوميت شديد تروريزم هيچگاه از عبارت "مجازات يا سرکوب تروريست ها" استفاده نکرد. تکيه کلام او اين بود که ما عاملين اين جنايات را به دست عدالت می سپاريم, يا به قول ماها به دادگاه صالحه تحويل می دهيم. در فرهنگ سياسی آنها يک مقام سياسی و اجرايی هرگز حق ندارد برای کسی مجازات تعيين کند ولو در حد حرف, ولو در فضای کاملاً احساساتی, ولو اينکه طرف مقابل تروريست ها و آدمکش های مشخص و بی رحم باشند.

اين را داشته باشيد, تا يک سری به کشور خودمان بزنيم. کم نشنيده ايد که مقامات محترم سياسی و حتی قضايی در ضمن مصاحبه ها و صحبت ها به راحتی جرمهايی را به کسانی نسبت می دهند و مدعی مجازات آنها می شوند. يک مورد جالب برای من تيتری بود که روزنامه های مورخ شنبه 30/7/84 به اين مضمون زده بودند: " احمدی نژاد: صدام بايد به اشد مجازات برسد". شايد در ذهن بسياری از ايرانی ها مجرم بودن صدام حسين از روشنی روز آشکار تر است و ترديدی در محکوميت وی نبايد داشت. اما به هر حال عرف جهانی و يا لااقل اراده سياسی در داخل عراق با همه مصيبت زدگی آنها بر اين قرار گرفته که به جای هر پيش فرضی, محکوميت صدام حسين توسط دادگاه تشخيص داده شود.

فراموش نکنيم اگر حتی در مواردی که مجرميت متهمی کاملاً آشکار و اظهر من الشمس به نظر می رسد, عادت نکنيم که تشخيص جرم و مجرميت بايد توسط دادگاه صورت گيرد, آنگاه به مرور ياد می گيريم که وقتی جرم و خيانت کسی برای خودمان کاملاً آشکار است همان طور برخورد کنيم و پيش از هر محاکمه عادلانه ای از پيش خود حکم صادر کنيم.

شايد به نظر برخی کسانی که خود را ارزشمدار می پندارند ما غرب زده و شيفته تمدن غربی ها هستيم که اين حرفها را می زنيم. اما ذکر يک نکته لطيف در داستانی که قرآن مجيد از قضاوت حضرت داود(ع) ميان دو برادر نقل کرده نشان دهد که قضيه کمی متفاوت است. در اين داستان دو برادر به حضرت داود نبی (ع) مراجعه می کنند و از او می خواهند بين آنها داوری کند. يکی از آنها می گويد: برادرم 99 گوسفند دارد و من تنها يک گوسفند دارم, اما او می خواهد همين يک گوسفند را نيز به زور از من بگيرد. داود (ع) بدون آنکه سخن طرف ديگر را بشنود به نفع او حکم صادر می کند و در بيانی کلی اين قبيل تعدی ها را محکوم می کند, اما بلافاصله به اشتباه خود در نحوه قضاوت پی می برد و سر به استغفار می سايد. سپس خداوند تبارک و تعالی او را مورد خطاب قرار می دهد که تو بايد در ميان مردم به عدالت حکم برانی و در اين مسير از خواسته های دل تبعيت نکنی.

بعضی ارزشهای اخلاقی که ريشه در فطرت آدمها و شعور طبيعی آنها دارد در عين حال به شدت مورد تکريم و سفارش منابع اصيل دينی ماست. اما گويا اگر غربی ها به آن عمل کردند ما حق داريم به آنها پشت پا بزنيم! يا شايد چون برخی ها خود را ارزشی قلمداد می کنند جداً باورشان آن است که همه کارهايشان هم ارزشی است.

تک تک رفتار و گفتار مسئولان رده بالای ما مورد قضاوت قرار می گيرد و در ساختن تصوير مثبت يا منفی از ايران تأثير گذار است. خود را به جای يک شهروند معمولی عراقی قرار دهيم. شايد آنها به ما حق دهند به دليل 8 سال رنج و مرارت جنگ مدعی صدام باشيم. اما آيا می شود يک مسئول سياسی از آن طرف مرز برای کسی حکم اشد مجازات صادر کند و آن را با لفظ بايد همراه کند؟

October 29, 2005 10:08 AM

نظرات

زنده باد مردان مرد
ایران باقدرت باستیدملت حامی شماست خدا یاور شما باد

نوشته شده توسط: mohsen درNovember 6, 2005 06:56 PM

بنام خدا و با سلام
آقاي شيرزاد
مطالبي كه مي گوئيد بوي عوامفريبي مي دهد. در اين مدت كمي كه آقاي احمدي نژاد بر سر كار آمده شما همواره كار و زندگي خود را كنار گذاشته و منتظر اين هستيد كه ايشان و يا دوستان وي حرفي بزنند تا شما آنرا به تسمخر بگيريد اينكه اقاي احمدي نژاد و دوستان معصوم نبوده و تجربه كاري، به اين عظمت را نداردند بر كسي پوشيده نيست ولي اينهم از مردانگي و مروت بدور است كه فردي همجون شما كه در اين كشور مسئوليت بزرگي همجون نمايندگي بخشي از مردم شريف را داشتيد با مطرح كردن مسائل كوجه بازاري انتقام شخصي از اين جريان بگريد جا داشت كه شما بحاي اينگونه كارها با دوري گرفتن از غرائز نفساني تجربه چندين ساله خود را كه از اترزاق از بودجه اين مردم بدست آورده بوديد با زباني دوستانه به كارگزاران اين مرزو بوم منتقل كرده تا تابدين وسيله كمي از دين خود را به خاطر اينهمه استقاده از بودجه اين كشور ادا كرده باشيد .اينكه بقول شما حضرت بلر عليه سلام در سخنراني چنين و جنان گفته و نتيجه گيري كيند كه اين راه بهترين است بر من و شما پوشيده نيست كه اين يك استدلال عوامفريبانه است براي روشن شدن مطلب از شما مي خواهم به دور و بر خود نگاه كنيد چيزهائي از اين قبيل خواهيد ديد.بنده سالهاست كه بدست تقدير در خارج از وطن به كار خبري مشغول هستم و اينقدر از اينها ديده ام كه اگر بخواهم آنها را بيان كنم بايد عمري را صرف آن كنم اين مسئله در ميان روزنامه نگاران حرفه اي در غرب چنان عيان است كه در مورد اظهارات آقاي احمدي نژاد در نابودي اسرائيل بجز چند روزنامه نگار طرفدار سهيونيت سخنان وي راكسي با نوشتن تحليلي محكوم نكرد و اكثر روزنامه ها معتبر فقط اخبار رسمي اعلام شده از طرف دولت ها را منعكس كردند چرا كه اينها مي خواهند استقلال خود را حقظ كرده و هميشه واقعيت ها را به مردم منتقل كنند به خاطر همين امر هيج تحليل گر صاحب نامي وارد اين معركه نشد. روزنامه لوموند سرمقاله اي در مورد سخنان احمدي نژاد و واكنش هاي دولت هاي غربي از جمله دوست و يار ديرين شما نوشت كه صداي محافل سهيونيستي را در آورد اينها به رئيس جمهور ما بعنوان نماينده يك فكرو يك ملت نظاره گرند و شما هنوز كرفتار چنبره مسائل شخصي خود هستيد در مورد سخنان گهر بار حضرت بلر عليه سلام بقول شما خوب مي دانيد كه افراد حرفه اي با تمرين و داشتن مشاوران زبده اظهارات خودشان را تنظيم مي كنند و اين اظهارات نشانه اي از واقعيت نيست . براي روشن شدن ذهن شما كافي است اندكي به اطراف خود نظاره كنيد نمونه هاي زيادي ازاصناف را خواهيد ديد كه بدين روش عمل مي كنند. هر كسي با توجه به حرفه و تجربه خود بخوبي مي دانند كه براي كسب رضايت مشتري چگونه بايد سخن بگويند مثلا وقتي كسي كه سالها به حرفه روزنامه نگاري مشغول بوده مي تواند با سر هم كردن جملاتي زيبا مطلب بنويسد ولي همين روزنامه نگار در حالت عادي همانطور سخن مي گويد كه مي نويسد؟ و يا اينكه شمائي كه مطلب مي نويسيد در عمل به آنجه كه مي گوئيد به همان صورت عمل مي كنيد؟ حتما كه اينطور نيست شما كه براي حضرت بلر عليه سلام به قول شما اينهمه مداحي مي كنيد آيا از وي سخني در مورد جنايات اسرائيل در فلسطين شنيده ايد؟ و يا در مورد جريان شكنجه ابوغريب و يا زندانهاي انگليسي ها در عراق ؟ چيزي كه بر من و شما پنهان نيست اين است كه اينها با توجه به سابقه چند صد ساله استعماري و اسحماري مي دانند چگونه براي افكار عمومي سخن بگويند و چگونه عمل كنند ولي مسئولين ما هنوز به اين اندازه در استحمار تجربه كافي ندارند و به خاطر صداقت شان هر آنجه را كه در درون دارند بيرون مي ريزند و همين صداقت همراه با اشتباه به مراتب بهتر از نفاق پر از مردم فريبي امامان شماست .از سخنان شما اينگونه پيداست كه مسلمان زاده هستيد در متون اسلامي آمده كه روز قيامت افراد بدنبال ليدر هاي خود حركت خواهند كرد با توجه به نوشته شما حضرت بلر عليه سلام بقول شما ليدر شما در قيامت خواهد بود چراكه شما از افرادي همچون احمدي نژاد متنفر هستيد پس خود شما در آن ديار در پي امثال وي نخواهيد بود و جون در آنجا دموكراسي كامل برقرار است شما را بزور بدنبال امثال آقاي خامنه اي و احمدي نژزاد نخواهند فرستاد اگر شانس با شما ياري كند كه بعيد مي دانم شما در پي حضرت بلر عليه سلام بقول شما وارد بهشت خواهيد شد ولي در غير اين صورت چه بد جائي منتظر شما خواهد بوداميد وارم تا دير نشده فكري بحال خود كنيد كه مرگ در انتظار و فرصت بسيار كمي باقي مانده است
خير خواه شما

نوشته شده توسط: صبا درNovember 1, 2005 02:37 AM

طرح ابتکاري رئيس جمهور منتخب شوراي نگهبان براي حل مشکل بازار بورس تهران اعلام شد. رئيس جمهور[م. ش. نگ : منتخب شوراي نگهبان] اعلام کرد: اعدام دو سه نفر، بورس را به حالت عادي برمي گرداند. يک منبع خبري که نخواست نامش و محل کارش و نام دوستان و شماره اي ميل و آدرس خانه اش فاش بشود، برخي طرح هاي ابتکاري ديگر رئيس جمهور را به شرح زير برشمرد:

- براي حل مشکل فساد مالي بهتر است فعلا پنج نفر از کساني که دم دست هستند اعدام بشوند تا بعدا در جريان محاکمه بقيه آبروي مفسدين اقتصادي برود.
- براي حل مشکل سياست خارجي کشور پيشنهاد مي شود ده سفارتخانه کشورهاي مخالف جمهوري اسلامي اشغال و کارکنان آن اسير بشوند تا جهانيان قدرت و حقانيت جمهوري اسلامي را عميقا درک کنند.
- براي جلوگيري از فساد اخلاقي در کشور بهتر است زنان از امروز مرد بشوند تا مشکل روابط غيراخلاقي در کشور از بين برود.
- براي مبارزه با فقر بهتر است تعدادي از کساني که فقير نيستند از بين بروند تا خود بخود تعداد پولدارها نسبت به فقرا کم شود.

نوشته شده توسط: Ahmad درNovember 1, 2005 01:38 AM

...
نگارنده اين خطوط جايزه مي دهد به شما اگر بتوانيد يک حکومت متخاصم با اسرائيل را معرفي کنيد ، که شهروندان عادي خود را قتل عام نکرده باشد ، يک حکومت دشمن و حتي مخالف اسرائيل را معرفي کنيد که از يک روزنامه و فقط يک روزنامه آزاد برخوردار باشد. يک حکومت دشمن اسرائيل را معرفي کنيد که زنان در آن حداقل از حقوق برابر با حيوانات برخوردار باشند - سنگسار و شکنجه نشوند.در اسرائيل بمبگذاران انتحاري زنده مانده و يا بازداشت شده ، از حق انتخاب تعداد نا محدودي وکيل برخوردارند هزينه وکلا از محل ماليات شهروندان ايرائيلي توسط دولت پرداخت مي شود ، زندانيان همه حق ملاقات دارند ، در سلول انفرادي نگهداري نمي شوند ، سازمانهاي حقوق بشري و مطبوعات حق دسترسي شبانه روزي به آنان را دارند - مقايسه کنيد اين حقوق را با حقوق يک نمونه مثلا اکبر گنجي در اوين.

شيرزاد:
نقض حقوق بشر در برخی کشورها هرگز نمی تواند توجيهی برای حقانيت کشورهای مخالف آنها تلقی شود. اين که بعضی کشورهای مسلمان چنين اند و چنان مگر می تواند توجيه کننده سالها اشغال سرزمين ديگران توسط اسرائيلی ها و آن صحنه های رقت بار ظلم و آوارگی ملت مظلوم فلسطين باشد. اگر باظلم مخالفيم بايد با هر ظلمی بستيزيم، چه از طرف اسرائيلی ها باشد، چه مصری ها چه سوری ها، آمريکاِی ها يا هر کس ديگر.

نوشته شده توسط: ali درNovember 1, 2005 01:22 AM

حوض اب یخ موجود است بفرستم مثل اینکه پیام 3تیر را درک نکردی شازده

نوشته شده توسط: بی طرف درOctober 31, 2005 09:59 PM

با سلام
آنچه مهم است كرامت انساني است كه در زير خروارها توجيه و مذهبي گري له شده است
به اسم اسلام سلايق و عقده هاي شخصي حاكم مي شود در هيچ جاي دنيا حكومتي به جز براي مردم تصميم نمي گيرد و اينجا مردم فقط مواقع انتخابات مردمند ولا غير
قدرت را با مذهب قاطي نموده و چيزي جز هراس تحويل مردم نمي شود وبراستي كه اينان شيفته گان خدمتند نه تشنگان قدرت!!!!!!!!!!!!!!!

شيرزاد:
عزيز جان، درست است که مرغ ما چندان غاز نيست، اما مرغ سايرين هم خيلی غاز تشرِف ندارند.برادر من واقعا تصور می فرماييد که "در هيچ جاي دنيا حكومتي به جز براي مردم تصميم نمي گيرد"! اگر اين طور بود که همه مردم دنيا در بهشت بودند و خود نمی دانستند.

نوشته شده توسط: عباس درOctober 31, 2005 09:37 AM

همیشه زیبا می نویسید و مستدل و شجاعانه. چنانکه در مجلس ششم (شجاع ترین مجلس در طول تاریخ ایران) هم دردمندانه فریاد بر می آوردید. اما حیف که ما هنوز عقبیم و ناآگاه. بسیار ناآگاه.

شيرزاد:
از لطف شما بسيار ممنونم، اما کمی هم به خودتان لطف داشته باشيد. ملت ما بيش از هر زمان ديگر آگاه است و توان باروری بالايی نيز دارد. در عين حال مثل بسياری از ملت های ديگر گهگاه ممکن است دچار سوء تفاهمی گذرا شود.

نوشته شده توسط: salimi درOctober 31, 2005 07:08 AM

سلام.
با تشکر از مطالب مفیدتان، در مورد پاسختان به نظر «بابک» خواستم به چند نکته اشاره کنم: فکر می‌کنم در این شکی نباشد که ریشه‌ی خیلی از این شعارها به منش اولین رهبر انقلاب باز می‌گردد (و احتمالا دور و بریهای نزدیک به ایشان). من بحثی ندارم که شرایط زمان تغییر کرده و خیلی هم دید دقیقی نسبت به شرایط آن دوره ندارم. ولی بعید می‌دانم که خیلی از این رویکردها را حتی در ظرف زمان آن دوره بتوان توجیه کرد. در برخورد شما و گرایش‌های اصلاح‌ طلب داخل حکومت با این موضوع هم دو ایراد خیلی آشکار می‌بینم: ۱) در برخورد با بعضی موارد از این‌دست که هیچ‌جای توجیه ندارد یا سکوت می‌کنید (حداقل صراحت را کنار می‌گذارید) که مبادا انتقادی به رهبر سابق انقلاب کرده باشید، ۲) یا با برهان تغییر شرایط زمان خود را خلاص می‌کنید. در خشونت و سرکوب رژیم شاه حرفی نیست ولی شما آن‌چنان آن سرکوب را دلیل شعارها و خط مشی تهاجمی بعد از انقلاب معرفی می‌کنید که انگار این دو علت و معلول جبری یکدیگر بودند. به نظر من این‌طور نیست. همان زمان هم خیلی‌ از بزرگان بودند که به‌صراحت خطر تندروی‌ها را گوشزد کردند و متاسفانه به اسم خاین و سازشکار کنار گذاشته شدند. در این تندروی‌ها هم خیلی از هم‌قطاران اصلاح‌طلبتان از همه پرشورتر بودند. البته قطعا آدم‌ها تغییر میکنند و گذشته چراغ راه آینده است ولی به این شرط که منصفانه به نقد رفتار گذشته بپردازیم، بدون هیچ تقدس‌سازی برای انسان‌های جایزالخطا.

شاید بد نباشد یک بحثی را به این موضوع اختصاص دهید که ما هم که از نسل دوم یا سوم انقلاب هستیم بهتر در جریان شرایط دهه ۶۰ قرار بگیریم. چطور است از شعار «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم شروع کنید!» در ظرف زمان همان دوره هم اگر توجیهش کنید مشکلی نیست. چند وقت پیش مصاحبه‌ای از آقای محسن رضایی در مورد ادامه جنگ می‌خواندم که به صراحت معتقد بود نظر رهبر سابق انقلاب در مورد جنگ همین شعار بود.

ارادتمند!

شيرزاد:
بسيار متشکرم از اظهار نظر صريح، بی پيرايه و متين شما. آری حق با شماست. ما وظيفه داريم در مورد قضاوت و تحليلمان نسبت به رويدادهای سه دهه پيش بيشتر توضيح دهيم و واقع بين هم باشيم. دوستان جوان هم وظيفه دارند کمی ژرف تر و همه جانبه تر نگاه کنند. ان شاءالله در فرصتی ديگر سعی می کنم مبسوط تر بنويسم.

نوشته شده توسط: سید بشیر سجاد درOctober 31, 2005 04:05 AM

salam : duste aziz va shojaa aghaye shirzad : jeneab moshkel ra shoma faghat dar regime shah josteju mikonid shoma va mesle mane sabegh fekr mikonid ke tamame badbakhtha zere sare regim shah bud, na aziz intor nist on regim badihaye dasht zeyad ama na be andaze in rejim, safaki dasht ama na be andaza homate eslami, man esrari ham nadaram ke hatman shoma ra mojab konam talash mikonam farhanghe estebdai ra ke dar tak tak iraniha ya behtar tamame mardome khavare miane hast khafe konam, shoma aghar science khande bashid ke midanam ham ke khandeid va behtar az man ham midanid kami ham be ghazayaye siasi elmi neghah konid na ehsasati, biam va talash konim ke mardum ra roshan konim, beharhal ahmadi nejad mahsul in 27 sale jomhorie velayate faghih hast, hanuz dar in system belakhare malum nist reis jomhur kare hast ya nist, hanuz malum nist ke chera [...] bayasti ta abaduomr hokomat kone, [...] beharhal movafagh va moayed bashid.
shahryar

نوشته شده توسط: shahryar درOctober 30, 2005 08:12 PM

Sir. The problem is deeper than what you and the others try to cover. Today's president is the result of 27 years of stupidity that governed our country. Khatami was your best shot. Do you want me to provide you with a book full of his government's wrong and stupid actions. Come on. Don't blame AhmadiNejad. Do not forget. He is the result of the previous government. If you and others in power wanted you could stop it. The sad story is that we cannot blame nobody. Believe me. I do not see a future to that country. What have been done to that country takes a century or for ever to recover.

شيرزاد:
برادر جان، با اين گزاره هاي كلي حتي اگر با قسم حضرت عباس يا اصرار كه belive me همراه باشد موضوعي به اثبات نمي رسد. اگر به نظر حضرتعالي همه چيز در ايران رنگ يكساني دارد، ديگر چه مي شود كرد، بايد رو به قبله دراز شد تا مرگ فرا رسد. در اين صورت حرف زدن با امثال من اصلا چه سودي دارد؟ آدم حتي براي بد و بيراه گفتن به ديگران هم بايد دليلي داشته باشد.

نوشته شده توسط: amir sepasi درOctober 30, 2005 01:16 PM

جناب شيرزاد, كجاي كاري برادر؟ اين مستر پرزيدنت ما در آخرين شاهكارش اجراي اعدام چند نفر از متنفذين بازار سهام و سرمايه رو براي درمون درد لاعلاج بازار بورس الزامي تشخيص دادند. ولي بي انصاف نباشيم, اين حس و حال رو احمدي نژاد اختراع نكرد. هرچي باشه بنيانگزاران انقلاب, فرهنگ مرگ بر اين و اون رو براي ايرونيها به ارمغان آوردن. من هرچي براي دوستاي كاناداييم قسم و آيه ميخورم كه ما وقتي مدرسه ميرفتيم, سر صف شعار مرگ بر آمريكا, شوروي, اسراييل, انگليس, فرانسه و صدام يزيد كافر رو يك نفس ادا ميكرديم, هيچ كدومشون باور نميكنند. يعني نمي تونند توي ذهنشون مجسم كنند كه ممكنه حكام كشوري, چنين بي فرهنگي و سبعيتي رو به بچه مدرسه يي ها ياد بدن. راستي شما خودتون اون روزها رو به ياد دارين؟ گويا خاطره مناعت طبع خاتمي نازنينمون در عصر اصلاحات, حافظه تاريخي همه ما رو پاك كرده. ملاحه ميفرمايين آقاي دكتر عزيز كه مشكل از كجا آب خورده. بهتره ديگه بزرگانمون رو توجيه نكنيم و بجاي گير دادن به اين آقاي پرزيدنت بينوا, حق مطب رو درباره بزرگان تاريخ ساليان اخيرمون ادا كنيم و دادمون رو از اسطوره هاي تاريج جديدمون بگيريم كه فرهنگ مذموم خشونت روتقديس كردن و به خورد ما بچه مدرسه هاي مادر مرده دادند.

شيرزاد:
بي انصاف نباشيم، كي احمدي نزاد گفت متنفذين بازار سرمايه را اعدام كنيم. آش شور هست اما نه به اين شوري! شعار مرگ بر اين و آن گفتن براي خودش پديده اي تاريخي است كه با مجموعه اي از علل و عوامل مرتبط است و بي انصافي است كه فكر كنيم يك دفعه يك عده نادان و خشونت طلب از آسمان به زمين افتادند. خشونت ريشه در سالها رزيم سركوبگر و كودتايي شاه داشت كه تمام راههاي تغيير مسالمت آميز را به روي ملت بست. خشونت در رفتار رزيم هاي قلدر و تحميلي ريشه دارد كه سالها همين آمريكايي هاي لطيف بر مردم جهان سوم مسلط كردند و حالا بعد از سالين سال خودشان به اين اشتباهات اقرار مي كنند. متاسفانه برخي از دوستان جوان تصورشان اين است كه يك رزيم گل و بلبل در ايران داشتيم كه الگوي خقوق بشر هم بود و بعد خوشي زد زير دلمان و رو به شعارهاي خشن آورديم! نه عزيز من تمام واقعيت اين نيست كه كودكان را به صف مي كردند تا مرگ بر آمريكا و شوروي و... بگويند.
در عين حال سالهاست كه فضاي ايران و جهان تغيير كرده و ادامه شعار مرگ و نابودي ديگران حداقل هيچ توجيهي ندارد، اما متاسفانه اين كار براي يك عده دكان سياسي است و كاري غير از آ ن هم بلد نيستند. بر عكس شما، من معتقدم با برگشت به عقب، فقط به خشونت طلبان كمك مي كنيم كه كارهايشان را داراي اصالت انقلابي و در ادامه مسير ارزشهاي اول انقلاب جلوه دهند. واقعيت اين است كه در مسير هر تحول اجتماعي رخدادهاي زيادي به وقوع مي پيوندد، مهم آن است كه چقدر رهبران يك كشور اسير اين قالب ها مي شوند، چقدر قادر به درك شرايط جديد هستند و جقدر توان تصميم گيري درست با توجه به شرايط نوين دارند. اگر ايرادي هست در اينجاست.

نوشته شده توسط: Babak درOctober 30, 2005 09:16 AM

salam سلام دوست عزيز . اين شعار اعدام بايد گردد و آن نوع سخن گفتن به جای دادگاه و البته آن نوع دادگاه همه يادگار سال های اول انقلاب و البته از ارمان ها و اهداف انقلاب می باشد

نوشته شده توسط: خرس مهربان درOctober 30, 2005 01:27 AM

با سلام
وقتی از جریانات بوجود آمده ناراحت بودم گفتم یه سر به سایت شما بزنم حتما حرف دلم اونجاست و همین طور بود
از شما ممنونم
ولی ما در شرایط موجود که کشورمان در یک سراشیبی تند قرار گرفته چیه؟؟؟
شما بگید...

نوشته شده توسط: مهدوی درOctober 30, 2005 12:10 AM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?