« يو. سی. اف را متوقف کنيد مذاکره را از سر بگيريد | صفحه اصلي | پاسخگويي بخشي از عمل دولت است »

October 10, 2005

هر روز ناگهان...

اگر یادتان بیاید روز 27 خرداد مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری بر گزار شد. دم دمای صبح خبر رسید که هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم رفته اند. ساعتی از صبح نگذشته بود که عوامل شهرداری (تحت کنترل احمدی نژاد) تمام پوسترها و آگهی های تبلیغاتی را از دم صاف کردند. گویی خبری به نام انتخابات اصلا رخ نداده است. فقط برخی از پلاکاردهای هاشمی و احمدی نژاد باقی مانده بود.
نظیر همین اتفاق در دور دوم هم رخ داد و بلافاصله آثار تبلیغات دور دوم هم محو شد. اگر به خاطر بیاورید در فاصله دو دور انتخابات روی بعضی از دیوارها یا سنگهای کنار جاده ها با یک خط اجق وجق که مثلا نشان از خلقی بودن داشت با اسپری رنگی (بیشتر رنگ سیاه) شعارهایی به نفع احمدی نژاد نوشته بودند. نکته جالب آن است که از چند روز بعد از به پایان رسیدن انتخابات بر خلاف سایر آثار انتخابات این قبیل تبلیغات دیواری برای احمدی نژاد نه تنها از روی دیوارها پاک نشد بلکه بر تعدادشان افزوده هم شد! ظاهر قصه شبیه تبلیغات انتخاباتی است، اما من بعضی از آنها را که سر راهم می بینم به نظر می رسد هر چند وقت یک بار نو میشود.

یکی از این نوشته ها که بدیع است و من قبلا ندیده بودم یکی دو روز پیش در مسیر فرودگاه شهید بهشتی به شهر اصفهان، در حومه شهر اصفهان و در منطقه ای که احمدی نژاد رأی بالایی داشت، توجهم را جلب کرد. نوشته بود: "هر روز ناگهان دوباره متولد می شویم-دکتر احمدی نژاد". خیلی فکر کردم منظور نویسنده از این گفته یا نوشته چیست، عقلم به جایی قد نداد. یکی دو کیلومتر جلوتر شعار دیگری بود به این مضمون: "احمدی نژاد-دولت تحول خواه". البته مفهوم "تولد دوباره" یا "رویش دوباره" در ادبیات و شعارها زیاد می آید. اما "تولد ناگهانی" کمی عجیب جلوه میکند. اهل فن میدانند که بابای صاحاب بچه در می آید تا تولد شود، حالا اگر بعضی ها در عرصه سیاست با یک سزارین تاریخی، در حالت نارس و با پاره شدن شکم ملت به دنیا آمده اند، بسیار خوب! اما لطف کنند هر روز این کار را نکنند، همان یک بار بس است. اجازه دهند همان ها که "ناگهان متولد شده اند" کمی بزرگ شوند، بعد یکی دیگر! ضمنا یکی دو تا بچه بهتره...

October 10, 2005 11:19 AM

نظرات

عالی بود!:)) اون بابای شعارنویس اومده ادبی ش کنه، شست پاش رفته تو چشمش! زوری که نمیشه. حرف قشنگ، علت قشنگ هم می خواد! ...تبریک میگم آقای شیرزاد. فعلاً که شما از آقای تاجزاده و آقای مزروعی بهتر و روانتر وبلاگ می نویسید:)

نوشته شده توسط: حورا لواسانی درOctober 16, 2005 12:32 PM


دانشگاه آزاد اسلامي واحد نجف آباد امروز صحنه شورش دانشجويان اين دانشگاه در دانشكده فني 1 بود به طوري كه 3 طبقه اين دانشگاه به طور كلي تخريب شد از جمله پرتاب 2 كولر آبي از طبقه سوم از جا كندن آب سرد كن از بيخ وبن شكسته شدن اكثر شيشه ها بخصوص بردهاي مربوط به بسيج دانشجويي و پرت كردن اشيا مختلف به بيرون پنجره و ... بسياري از دانشجويان به طور گسترده در اين اغتشاش حاضر بودن از علت هاي اين حادثه برخورد هاي اخير حراست با دانشجويان و گير دادن به وضع ظاهري آن ها و مخصوصا قضيه طرح تفكيك جنسيتي دانشجويان به خصوص در محل حادثه (فني 1 ) از جمله گذاشتن در ورودي مجزا براي آقايان و خانم ها و آغاز طرح تفكيك جنسيتي در كلاس درس از جمله عوامل اصلي اين اغتشاش مي شود گفت . آگاهان افزايش شهريه ها را از عوامل ديگر محرك ميدانند دكتر سارويي معاون آموزشي دانشگاه از ناحيه بيني مورد ضربه قرار گرفت البته شعار يار دبستاني هم در بيرون محل حادثه شنيده شد اطلاعات كاملتر در آينده مي آيد . البته اگر بخواهيد !

نوشته شده توسط: يك دانشجو درOctober 15, 2005 10:53 PM

مهم اينكه همين به قول شما نوزاد در حال رشد، قدرت را از چنگ شما به آساني ربود،بگذار قضاوت را در آينده داشته باشيم.

شيرزاد:
بعضي ها هيولا مي زايند.

نوشته شده توسط: كيانوش از سنگسر درOctober 15, 2005 09:30 PM

اقا خيلي استفاده كردم، عالي بود

نوشته شده توسط: حنيف درOctober 15, 2005 08:14 AM

Thre resume section of your blog doesn't work

نوشته شده توسط: Sepehr درOctober 15, 2005 06:44 AM

كلي حال كردم.
حالا شايد بعضي ها دوست داشته باشند شكم ملت هي پاره شه تا آدم شن. منظور همان سر بزير است. اين استراتژيك اول. استراتژيك دوم هم اينه كه اين دادستان نمي خواد جلوي اينها كه اين بي ناموسي ها را مي نويسند بگيرد. يعني چه هر روز متولد مي شن. اين مشكل اخلاقي كه استكبار جهاني و حومه هي مياره تو مملكت ما اينها هم ياد گرفتند. بقيه اش را خودسانسوري مي كنم ولي مگه در خونه مان است كه هر روز از درش بريم بيرون!

نوشته شده توسط: حامد درOctober 15, 2005 06:12 AM

سلام آقاي شيرزاد عزيز
مواضعتان در خصوص مسائل هسته اي جانانه و قابل تحسين است.اي كاش به همان نسبت كه موافقان اين موضوع حق صحبت دارند به ديگران نيز كه امنيت ملي را بر هر چيز ديگري از جمله بمب اتم ترجيح ميدهند نيز فرصت صحبت كردن داده شود.آقاي شيرزاد مقاومت كنيد و آگاهي بخشي.اي كاش مردم ما در اين زمينه و آنچه قرار است بر سرشان بيايد آگاه شوند.
پايدار باشيد

نوشته شده توسط: فرياد درOctober 15, 2005 12:09 AM

از آقا پسرتون چه خبر ؟ شنیدیم به سلامتی فرستادینش ایرلند ! برای اتمام تحصیلات !

شيرزاد:
يه چيزي تو همين مايه ها‏‏. البته شعبه دانشگاه مازندان ايرلند!

نوشته شده توسط: shakib درOctober 14, 2005 09:31 PM

این شعارها برای من هم عجیب بود! از این لحاظ می گم که قبلاً روی دیوارها نبودند!

راستی آقای شیرزاد& می توانید متن آن نطق پیش از دستورتان در مجلس ششم که در مورد توجیه اقتصادی تکنولوژی هسته ای در ایران بود را روی سایتتان بگذارید.

این روزها کمتر کسی از این زاویه که آیا ایران اصلاً در شرایط فعلی به این فن آوری نیاز دارد یا نه به موضوع نگاه می کند.

ممنون

شیرزاد:
چشم، سعی می کنم فایلش را گیر بیاورم. من این روزها دارم از زوایای مختلف تا جایی که بشود و خودم اگاهی داشته باشم بپردازم و مطالب را در اختیار دوستان قرار دهم. برخی از آنها را همین جا می بینید.

نوشته شده توسط: امیر درOctober 12, 2005 12:53 AM

سلام

جناب شیرزاد اول از نظر خوب و قوی درباره مسئله هسته ای ایران تشکر می کنم. می توان یو سی اف را متوقف کرد ولی مذاکره را پی گرفت. چون تمام توان هسته ای ایران در اصفهان و یا فلان مرکز نیست.
اما در باره این یادداست باید بگویم این ادبیات شاید اصفهانی باشد. مثلا در جایی از اصفهان اگر اشتباه نکرده باشم روستای باغ بهادران به کفش می گویند اروسی خوب شاید این نویسنده هم لحن گفتارش در ادبیات منعکس شده باشد. ولی توصیه دوستانه درباره بچه کم . کافی خوب بود.

موفق باشید

نوشته شده توسط: ایران امروز درOctober 11, 2005 10:22 AM

سلام آقاي شيرزاد راه افتادن مجدد وبلاگتون رو تبريك ميگم اميدوارم زود به زود اپديت كنيد

مرتضي از كرج

نوشته شده توسط: مرتضي درOctober 10, 2005 02:44 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?