« تکثر سياسی | صفحه اصلي | امكان تقلب در انتخابات؟ »
September 03, 2005
تصوير خاتمي، تصوير اصلاح طلبان
مقاله منتشر شده بولتن داخلی جبهه مشارکت ایران اسلامی به تاریخ 17/5/1384
سه شنبه يازدهم مرداد هشتاد و چهار حوالي ده و نيم صبح:
سيدمحمد خاتمي بيت الغزل رفتار هشت ساله اش را از تريبون مجلس هفتم مي خواند: "هر كه اندر راه ما خاري فكند از دشمني/هر گلي كز باغ وصلش بشكفد بي خار باد."
تاريخ را معمولاً مردان مقتدر يا گهگاه زنان مقتدر ساختهاند. كمتر اتفاق ميافتد روح لطيفي كه گلهاي بيخار را براي خارافكنان آرزو ميكند بر مسند قدرت بنشيند. اين هم از معجزات دموكراسي است كه گاهي قدرت به دست غيراهل قدرت ميافتد. هر چه بود گذشت. هشت سال پيش مردم ايران به سيد لبخند به لبي رأي دادند كه در شورهزار خشونت سخن از مهرورزي گفت و در كشاكش قانون گريزي با شعار قانونمداري به عرصه آمد.
همان روز، دقايقي بعد:
غلامعلي حداد عادل در سخناني كه به يمن رويداد ويژه آن روز طنيني ويژه مييافت سعي كرد خاتمي مطلوب محافظهكاران را ترسيم كند: مرد نجيب و با ديانتي كه خطوط قرمز را به شدت مراعات ميكرد، براي خود اصول داشت، نميخواست اصل نظام به خطر بيفتد، دغدغه حفظ نسبت منطقي ميان اسلام و مدرنيته را داشت، ... و البته آنچه به لب نگفت اما فحواي كلام بود، چهره مردي بود كه به كرات حاضر بود دوستانش را در مقابل فشارهاي مخالفان قرباني كند و مورد شماتت قرار دهد. اكنون ديگر تجليل از خاتمي هيچ خطري ندارد. اين روزهاي آخر همه با او مهربان بودند. چند ماهي بود از بحرانهاي 9 روز يكبار خبري نبود. خاتمي با بحران «عصر عاشورا» كارش را آغاز كرد و با تجليل و تكريم از نجابت و ديانتاش به پايان رساند.
-- شامگاه سهشنبه يازده مرداد هشتاد و چهار
اصحاب خاتمي اتاقهاي ساختمانهاي رياستجمهوري كه در اختيارشان بود را تخليه كردند، تا ساعاتي بعد توسط ياران احمدينژاد مورد استفاده قرار گيرند. كارمندان ثابت نهاد رياستجمهوري روزي ديگر با تيم جديدي آشنا خواهند شد و تلاش خواهند كرد كه نظم جاري امور را با آنها برقرار كنند. خاتمي رفت تا به عنوان رئيسجمهور براي هميشه تنها برگي از تاريخ باشد. با اخلاقي كه از او ميشناسيم بسيار بعيد ميدانيم بار ديگر او به چنين صحنهاي برگردد. خاتمي تا روزها و ماهها بعد هنوز مورد تحليل ناظران خواهد بود و ناخودآگاه دولت جديد را با او مقايسه خواهند كرد.
اما خاتمي چه خواهد بود؛ لبخندي در يك قاب شيشهاي منجمد، كليشهاي ثابت از مرد نجيبي كه محافظهكاران دوست دارند، شخصيت منزوي و گوشهگيري كه تا پايان عمر چندان صدايي از او شنيده نخواهد شد، سياستمدار محتاطي كه نسبت به حضور در عرصه عمومي آلرژي دارد، نويسنده و گوينده فيلسوفي كه حرفهايي آسماني ميزند و هرگز از آسمان هفتم پايينتر نميآيد، ... يا مرد مثبت و مؤثري كه از گذشته خويش انباني از تجارب مؤثر براي ايفاي نقشي جديد مييابد؟ ممكن است روزهاي آينده از او كليشههاي پررنگتري ساخته و پرداخته شود، به شرط آنكه ساكت و آرام گوشهاي بنشيند و تمام هوش و حواسش را به حفظ احترام و وجهه خود متوجه سازد؛ همچنانكه ممكن است بار ديگر باران تخريبها و تهمتها نسبت به او و همكارانش روانه شود، اگر به نحوي ديگر خاتمي همچنان خاتمي ملت ايران بماند و باور داشته باشد كه برنامه اصلاحات ناتمام است.
چشمهاي منتظر مردم در انتظار يافتن پاسخ به اين پرسش است كه آيا سالهايي كه در پيش روست، در تصويري كه در آخرين حضور خاتمي در مجلس توسط حداد عادل ترسيم شد خواهد گنجيد يا نه.
تصويري كه در آن خاتمي مردي بيآزار، نجيب و پاسدار اصول بود و از آن سو اصلاحطلبان تندرو ميخواستند از او عبور كنند تا از نظام عبور كرده باشند و مردم در انتخابات اخير «مشت محكمي به دهان آنان كوبيدند.»
در تصوير آقاي حداد عادل از اصلاحات تنها دو سوي طيف اصلاحات ديده ميشود. من شخصاً بارها تعريض ايشان به موضوع «عبور از خاتمي» را شنيدهام؛ نكتهاي كه روزي، از سر خامي، جواني گفت تا كساني ذوق كنند و كف بزنند و همان روزها از هر سو مورد تكذيب و انتقاد بخشهاي اساسي بدنه سياسي اصلاحطلبان قرار گرفت، اما براي هميشه در حافظه آقاي حداد عادل جا خوش كرد تا آن را از تريبونهايي كه به سختي ميتوان پاسخي براي آنها داشت تكرار كند.
ترديدي نداريم كه از همان آغاز و همين اكنون اصلاحطلبان طيف گستردهاي از نيروها و رفتارها را در برداشتهاند. اما گويي در نگاه آقاي حداد در ميان دو سر طيفي كه يك سوي آن بخشي از چهره آقاي خاتمي، يعني همان آقاي خاتمي نجيب قرار دارد و سوي ديگر آن بخشي از نيروهاي تندتري كه از سركوبيها و فشارها به جان ميآيند، قرار دارند، هيچ چيزي يافت نميشود.
تصور ميكنم محافظهكاران بسيار تمايل دارند كه تصوير اصلاحات در همين وضعيت، منجمد و ايستا شود، تا براي هميشه يك خاتمي بيآزار و ساكن شده در يك قاب عكس مورد تجليل قرار گيرد و تندروهايي كه تنها حرفشان عبور از خاتمي بود مسؤول ناكاميها معرفي شوند. در قاب عكس مطلوب محافظهكاران هيچ تصوير ديگري جز اين دو تصوير جايي ندارد.
September 3, 2005 02:06 PM
نظرات
آقای دکتر!خاتمی برای من که جوانی 22 ساله هستم تنها یک خاطره و عکسی از چهره خندان نیست.خاتمی معلم اصلاحات و مردم سالاری ودر عین حال معلم اخلاق و مدارا بود.خاتمی مصداق با دوستان مروت با دشمنان مدارا بودوهیچ گاه از یادها نخواهد رفت.اما در کنار او اصلاح طلبانی که در راه اصلاحات هزینه دادند وایستادند نیز فراموش نمی شوند که همه برای ما عزیزند.هم خاتمی هم آنان که در راه آرمانهای او سخت ترین مشکلات وفشارها راتحمل کردند.باید بیاموزیم که هر کس را باید در موقعیت خود سنجید .خاتمی در موقعیت ریاست جمهوری و عبدالله نوری و گنجی و...در موقعیت روزنامه نگاری و بیدار کردن جامعه.
نوشته شده توسط: نیما درSeptember 9, 2005 02:48 PM
