« بچه-مثبت | صفحه اصلي | تاريخ مصرف پايان يافته »

August 13, 2005

به مناسبت شصتمين سالگرد فاجعه هيروشيما - آرمان خلع سلاح جهان

سرمقاله روزنامه شرق مورخ 19/5/84

به عنوان يك دانش آموخته ساده فيزيك اگر يك شهروند آمريكايى بودم هرگز نمى توانستم بابت مسلح بودن كشورم به صد ها يا هزاران قبضه سلاح هسته اى به خود ببالم. اگر يك هندى يا پاكستانى بودم هرگز انجام آزمايش هاى هسته اى توسط كشورم را در حالى كه ميليون ها شهروندم از شدت فقر فرهنگى و اقتصادى از نخستين امكانات اوليه زندگى محروم هستند، افتخار به حساب نمى آوردم.

امسال به پاس يكصدمين سال تولد نظريه نسبيت اينشتين سال جهانى فيزيك ناميده شد. سه ده نخست قرن گذشته دوران طلايى تحول علم فيزيك بود. تحول فيزيك در آن دوران زيربناى بسيارى از تحولاتى است كه امروز زندگى بهترى براى نوع بشر به ارمغان آورده است اما جنگ طلبان و قدرت ورزان روزگار در ميان آن همه دستاورد، زشت ترين جلوه آن را برگزيدند. بمب هسته اى اندكى پس از كشف ساختار هسته اتم و امكان تبديل انرژى در مقياس عظيم در هسته ها به دست قدرت هاى آن زمان ساخته شد. امروز ما با ننگ و نفرين از كسانى ياد مى كنيم كه در چشم به هم زدنى صد ها هزار انسان را در هيروشيما و ناكازاكى به خاكستر تبديل كردند. بيش از يكصد سال از پيدايش فيزيك نوين و شصت سال از شرمسارى بشر در سوءاستفاده از آن در قالب سلاح هاى مرگبار مى گذرد. شنبه شش آگوست ۲۰۰۵ يعنى شنبه همين هفته ژاپنى ها در مراسمى به يادماندنى شصتمين سالگرد حادثه بمباران هيروشيما را برگزار كردند و روز سه شنبه ۹ آگوست نيز مراسم مشابهى در ناكازاكى برگزار خواهند كرد.براى يك شهروند ژاپنى هرگز هيچ استدلالى نمى تواند تسليح يك قدرت منطقه اى يا جهانى (مانند آمريكا) به سلاح هاى هسته اى را توجيه كند ولو آنكه زيباترين شعار هاى بشردوستانه و يا آرمان هاى عدالت گرايانه را هم به آن اضافه كنند. آنها طعم تلخ مرگ آفرينى سلاح هاى هسته اى را چشيده اند. آنها با كمترين واسطه داستان آزاد شدن ميليارد ها مگاژول انرژى در چشم برهم زدنى را شنيده اند. براى آنها خطر تهديد هسته اى بسيار قابل درك است. همانطور كه براى ما ايرانى ها و به خصوص كرد هاى ايران و عراق خطر سلاح هاى شيميايى بيش از همه ملت ها قابل لمس است.
ما زخم كهنه سلاح هاى شيميايى را بهتر از همه حس مى كنيم. هنوز مجروحان شيميايى در بين ما زندگى مى كنند و صداى خس خس نفس كشيدن سنگين شان، آهنگ سرفه هاى قطع نشدنى شان و زندگى سخت و دشوار خود و خانواده شان را در گوشه گوشه شهر ها مى بينيم و مى شنويم. براى ما ايرانى ها اقدام جهانى براى خلع سلاح شيميايى بسيار پرمعنى است. حاضريم پيشگام هر نوع معاهده جهانى براى جلوگيرى از توليد و نگهدارى سلاح هاى شيميايى شويم، چون زخم و درد آن را خوب حس مى كنيم. چنين است كه شهروندان ژاپنى نيز شايد جدى تر از ديگران خطر تهديد هاى هسته اى را در سطح جهان لمس مى كنند. تفاوت زيادى است بين آنكه در يك فيلم پليسى صحنه هاى هيجان انگيز و مصنوعى استفاده از سلاح را ببينى يا از نزديك شاهد پيكر آش و لاش شده يك قربانى سلاح هاى مرگبار باشى. حتماً در حالت دوم نسبت به كلمه هايى چون اسلحه، گلوله، نارنجك و امثال آنها احساس ديگرى خواهى داشت. شايد از ديد ساده نگرانه زعماى برخى كشور ها و يا حتى گروه هايى از تحصيلكردگان و شهروندان معمولى دستيابى به تسليحات هسته اى صرفاً يك قدرت است كه بايد به هر قيمتى آن را به دست آورد همان طور كه داشتن تانك و هواپيما هم قدرت است. اما اين احساس شبيه همان احساس كودكانه اى است كه اسلحه را در فيلم هاى پليسى و بازى هاى كامپيوترى مى بيند. واقعيت گلوله هاى مرگبار در جنازه هاى در خون غلتيده اى درك مى شود كه مغزشان به در و ديوار اطراف پاشيده شده و جسدهايى كه در آنها حفره هاى عظيم خون آلود باقى مانده است. مردم هيروشيما و ناكازاكى هرگز نمى توانند سرد و بى روح بنشينند و تعداد كلاهك هاى هسته اى انبار شده در زرادخانه قدرت ها را بشمارند و مثل بازى بچه ها به صاحبان آنها امتياز دهند. آنها خوب درك مى كنند كه سلاح هسته اى شكلات نيست از ديد آنها انبار كردن سلاح هسته اى يعنى انبار كردن مرگ و نابودى. كه هر كه بيشتر داشته باشد ننگ اش بيشتر است نه افتخارش. مردم اروپا و به ويژه متخصصان و آگاهانان آنها پس از عبور از درياى خون جنگ جهانى دوم و ميليون ها كشته بى ثمر قريب به ۵ دهه متوالى در دوران جنگ سرد در وحشت تهديد هسته اى دو ابرقدرت زيستند و ديرزمانى نيست كه اندكى احساس آرامش مى كنند. سال هاى سال آنها سايه سنگين صد ها موشك مسلح به كلاهك هاى هسته اى كه از دو سوى جهان به سمت مركز اروپا نشانه گيرى شده بود و هر لحظه دستور ديوانه اى را كم داشت كه ناگاه همه با هم شليك شوند، را بر بالاى سر خود حس مى كردند. خلع سلاح هسته اى يك آرمان بلند بشرى است. هيچ كس نبايد سلاح هسته اى داشته باشد، هيچ كس، از جمله آمريكا، اسرائيل و ديگر اعضاى باشگاه هسته اى. تنها در اين صورت است كه انسان ها مى توانند احساس امنيت بيشترى داشته باشند و تمدن بشرى بر روى كره زمين در وحشت «به كار افتادن ماشين هاى مرگ در كسرى از ساعت» نباشد. دنيا را نمى توان به دنياى خوب ها و بد ها تقسيم كرد كه اگر بدها سلاح داشتند، خوب ها هم بايد مسلح شوند. واضح است كه هركس مدعى است جزء خوب ها است و داشتن سلاح حق او است همه هم مدعى اند كارشان جنبه بازدارنده دارد. معناى اين ادعا ها براى انسان هاى بى گناهى كه در اين ميانه قرار مى گيرند فقط «زيستن در فضاى مرگ است.» درست مثل مردم عادى يك شهرك كه ميان دو گروه آدمكش هفت تيركش گير كرده اند كه همه آنها سلاح هايشان را پر كرده و آماده شليك نگه داشته اند.
امنيت در پرتو يك «موازنه مثبت تسليحات هسته اى» معنايش قرار گرفتن در فضايى است كه در آن كشيدن يك ماشه حتى بر اثر يك اتفاق يا يك خطا توسط يكى از دو طرف مساوى است با دود شدن همه چيز. براى مردم غيرنظامى جهان كه به زندگى آرام و صلح آميز علاقه دارند، براى كشاورزان، صنعت گران، تاجران ، اهل هنر و فرهنگ و ميليون ها شهروند عادى هر كشور تنها در يك صورت مى توان فضايى امن ايجاد كرد كه در آن اقتصاد جهانى رو به جلو حركت كند و مردم رنگ تحول مثبت در معيشت شان را حس كنند؛ و آن سياست موازنه منفى و تلاش در راستاى خلع سلاح بدون قيد و شرط هسته اى است. اين گام بزرگى است كه تنها با يك اتحاد جهانى و يك حركت موثر در بين تمام ملل جهان براى جلوگيرى از تكثير سلاح هاى هسته اى و امحاى سلاح هاى موجود امكان پذير است. خطر سلاح هاى هسته اى منطقه اى نيز به سرعت مى تواند فراگير شود و دامنه آن به تمام دنيا گسترده گردد. به عنوان مثال مگر ما مى توانيم بنشينيم و دست روى دست بگذاريم تا هند و پاكستان انبار هاى تسليحات هسته اى خود را روز به روز فربه تر سازند. آيا مى توانيم تصور كنيم كه در صورت يك درگيرى هسته اى فرضى در منطقه اى كه سرشار از تعصبات فرقه اى و نژادى است، چه بر سر بخش عظيمى از قاره آسيا خواهد آمد؟ نكته قابل توجه علاقه اى است كه در ميان برخى دولتمردان چه در دنياى پيشرفته و چه در جهان غيرپيشرفته براى توسعه اين فناورى كهنه هفت دهه پيش به چشم مى خورد. مثل آنكه برخى شامه ها فقط بوى مرگ را خوب حس مى كنند كه در ميان هزاران زمينه تحقيقاتى و توسعه فناورى اين يكى را خوب درك مى كنند ايجاد شرايطى براى رهاسازى لجام گسيخته انرژى واكنش هاى زنجيره اى هسته اى، كه سال ها قبل از امكان بهره بردارى ايمن و قابل اعتماد از انرژى هسته اى به نتيجه رسيد و با تلخكامى تمام در هيروشيما و ناكازاكى آزمايش شد. اين فناورى در سطحى متوسط و نه چندان پيشرفته قرار دارد به طورى كه حتى كشورهايى با توليد علمى و سطح صنعتى پائين مثل ليبى و رژيم سابق عراق نيز آن را دور از دسترس نمى ديدند. اما نكته قابل تاسف، علاقه اى است كه امروزه در بين دولت هاى مختلف جهان در سطوح متفاوت توسعه براى دستيابى به اين فناورى و ايجاد افتخار كاذب نسبت به آن، دامن زده شده است. شايد افرادى چون صدام حسين كه كشورشان را به سمت تسليحات هسته اى پيش بردند از قبل نيز تمهيداتى براى ساختن پناهگاه هاى ضد حملات هسته اى براى خود انديشيده باشند، اما نكته مسلم آن است كه بر فرض توليد يك سلاح هسته اى در يك كشور، براى مردم آن سامان اين بدان معنى است كه صدها سلاح هسته اى بلافاصله به سمت مردم آن كشور نشانه گيرى شوند. من اگر يك فيزيكدان پاكستانى يا هندى بودم كه كلامم نفوذى در سران كشورم داشت به آنها توصيه مى كردم كه به جاى صرف ميلياردها دلار براى توليد سلاح هاى ضد بشرى، با هم صلح كنند و آن پول ها را صرف توسعه بهداشت و آموزش و پرورش كشور كنند، چون در آن صورت حتماً كشور قدرتمندترى مى داشتند. البته پيش بردن شعار خلع سلاح هسته اى در فضاى كنونى جهان كه در آن همه در پى توليد سلاح هسته اى هستند كارى است دشوار. خوشبختانه در ايران بعد از اصلاحات كه شعار ممنوعيت توليد انباشت و استفاده از سلاح هسته اى حتى شرعاً هم نهى شده طرح اين موضوع كار دشوارى نيست و به همين دليل ما مى توانيم پيشتاز طرح اين مسئله در اين جهان مسلح باشيم.

August 13, 2005 09:40 AM

نظرات

ارسال نظر





به خاطر بسپار?