« كساني كه در انتخابات پيروز شده اند.... | صفحه اصلي | به مناسبت شصتمين سالگرد فاجعه هيروشيما - آرمان خلع سلاح جهان »

August 04, 2005

بچه-مثبت

توي مجلس كه بوديم ، هركس براي خودش هنري داشت، يا لااقل فكر می كرد دارد. يكی متخصص كشاورزي بود، يكي خود را آشنا به سياست خارجی می دانست، يكی در مسايل بهداشت و درمان حرفی برای زدن داشت، يكی خوب نطق می كرد، يكی سعی می كرد در مسايل اقتصادی وارد شود، يكی در مسائل آب اظهار نظر می كرد،... ،خلاصه هركس براي خودش يك حيطه ای را در نظر می گرفت تا در آن حيطه حرفی برای گفتن داشته باشد و بتواند عرض اندام كند .

اما گهگاه بودند آدمهايی كه هيچ هنری از آنها بر نمی آمد و به هر دری می زدند عرصه ای نمی يافتند كه در آن امكان جولان بيابند . برای اين قبيل افراد تنها كاری كه امکان پذير بود، اين بود كه به هر كس می رسند از دور با آب و تاب سلام و عليك كنند، انواع تعارفات و چاكرم – مخلصم به افراد تحويل دهند، دستشان جلوی همه به نشانه ادب بر سينه باشد، مجموعه ای از جملات تعارف آميز را با مردم رد و بدل كنند، دائم قربان صدقه ارباب رجوع بروند، شركت در مراسم ختم و هفته و چله و سال و نيز عقد و عروسی و ختنه سران هيچيك از موكلين را فراموش نكنند، جواب همه نامه ها را با ادب و احترام بدهند و ...، خلاصه هر آن چيزی كه به قول بچه های امروزی برای "بچه-مثبت" بودن لازم است را انجام دهند. حالا از مجموع اين تك و تعارف ها آبی هم برای كسی گرم می شود يا نه، بماند.

سؤال می فرماييد اين حرف ها چه ربطی دارد؟ عرض می كنم به چه چيز بايد ربط داشته باشد. كمی هوش داشته باشيد ربطش را خودتان می فهميد. فقط يك راهنمايی كوچك می كنم. نمی دانم دقت كرده ايد بعضي وقتها در برنامه های صدا و سيما مجری مربوطه كم می آورد و بعد از بارها ساعت اعلام كردن ديگر چيزی برای گفتن ندارد، در اين حال او شروع مي كند به قربان صدقه شنونده ها و بيننده ها رفتن!. حكايت، چيزی توی همين مايه هاست.

جامعه چشم انتظار است ببيند در اين روزها هر كس چه در چنته دارد. طبيعی است كه با چنته خالی فقط مي شود قربان صدقه مردم رفت و به انحاء شيوه ها ثابت كرد كه "ما بچه-مثبت ايم"!

بعضی ها اگر نتوانند چيز خوبی را برای عرضه بيابند، تنها راهی كه برايشان می ماند اين است كه بگويند: "ما كار بد نمی كنيم"!

August 4, 2005 02:35 PM

نظرات

سلام

فكر مي كنم قربون صدقه رفتن هم بدكاري نباشه جايي كه هنر بعضي افراد كباب كردن است. حداقل ضررنداره . به قول خودتون كار بدنمي كنند.
.............................
تعمیق دموکراسی و رادیکالیزم بی معنا
دموکراتیک سازی نظام سیاسی ، یکی از مهمترین شعارهای ............. در جبهه مشارکت با وجود برگزاری کنگره های متعدد حزبی................... نهضت آزادی دیگر گروهی می باشد که در جنبش دموکراسی خواهی ............... ما گمان می کنیم ضرورتا" طرح شعارهایی همچون « نفی حکم حکومتی » به معنای ................« مطالبه این چشم انداز از ............... می باشد.» و....
http://tahlilrozane.blogfa.com/post-68.aspx

نوشته شده توسط: مهدي درAugust 11, 2005 08:38 AM

همانطور که فرمودید از اینگونه افراد در دستگاه حاکمیت فراوان یافت میشود. با این وجود چرا بعد از گذشت 27 سال از انقلاب باز هم این اشخاص با عوامفریبی رای اول انتخابات را بدست می آورند؟ به نظر من مشگل اصلی خود مردم هستند که از سطح آگاهی پایینی برخوردار هستند.من فکر میکنم باید خیلی صریح مردم را نقد کرد و باور کنیم که آنها هم اشتباه میکنند.مردمی که حقوق 50000 تومانی را بر حقوق بشر ترجیح میدهند آیا مستحق نقد نیستند.به هر حال این کار یک جسارت میخواهد و از عمل به آن نباید ترسید چون به نظر من در پرتو عمل به این کار آینده ای روشن برای نقد کننده دارد. البته منظور من مقابله وشاخ تو شاخ شدن با مردم نیست.

نوشته شده توسط: وحید درAugust 6, 2005 01:21 PM

با سلام احترام

جناب آقای شیرزاد ازمطلبی که با کنایه در مورد {...} مرقوم فرموده اید لذت بردم واقعا جای شما عزیزان وطن پرست وشجاع و اگاه ودانا در عرصه های کلان برنامه ریزی وتصمیم گیری کشور عزیز مان ایران خالی است .امیدوارم درهرکجاکه هستید سلامت ودرجهت حضورموفق دوباره درعرصه سیاست وطن عزیزمان پرتلاش وبا نشاط وموفق باشید . انشاء ا.. فرمهد -از شهریار

نوشته شده توسط: farmahd درAugust 6, 2005 07:07 AM

با تشكر از استاد منظورو گرفتم!

نوشته شده توسط: فريور درAugust 5, 2005 11:59 PM

سلام آقاي دكتر!

آقاي دكتر ما كار بد نمي كنيم ;-)

نوشته شده توسط: مهدوي درAugust 5, 2005 02:10 AM

آقای دکتر.خوشحالیم که از خاطرات دوران مجلس ششم می نویسید.اما این مطلبتان زیاد جالب نبود.پیشنهاد می کنم با توجه به این که یکی از شعارهای راه یافتگان به مجلس هفتم دوری از تنش و آرامش مجلس !بود و به دلیل یکدست بودن این مجلس تا حدودی در ظاهر توانستند در این مدت از خود چهره آرامی نشان بدهند شما از خاطره برخی از درگیریهایی که گاهی در مجلس ششم رخ داد و مسبب اصلی آ نان برخی از اعضای اقلیت آن مجلس که اکنون به عنوان اکثریت در مجلس هستندبود بنویسید تا همه بدانند که اگر در مجلس ششم گاهی تنش صورت می گرفت چه کسانی باعث آن بودند.به عنوان نمونه نطق سراسر توهین و کذب امامی راد و حمله شاهرخی و برخی دیگر از همفکرانش به رشیدیان در جریان اصلاح قانون مطبوعات .

نوشته شده توسط: حمید رضا درAugust 4, 2005 08:35 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?