« منافع صلح ، منافع جنگ | صفحه اصلي | دستاوردهای پژوهشی کشور »

July 26, 2005

او چيست؟

برای کسانی گنجی يک گلادياتور قوی پنجه است که در قفس حيوانات درنده رها شده و ديدن مرگ تدريجی و فجيع او نوعی لذت است.
برای ديگرانی گنجی يک اسوة بی بديل است، چون سرسختانه بر روی موضعی که اعلام می کند می ايستد و به هيچ نصيحت مصلحت گرايانه ای تن نمی دهد.
برای عده ای گنجی يک نابغه است که حقايق را در پس ديوارهای نفوذناپذير زندان دريافته است و ناب ترين تحليل های سياسی و مکاشفات فکری را يک تنه در سياهچال تنهايي به دست آورده است.
برای گروهی گنجی يک مزاحم سمج است که به هيچ عنوان نمی شود رهايش گذاشت، چرا که هيچ حريمی را باقی نمی گذارد و برای بيان نظراتش هيچ خط قرمزی را به رسميت نمی شناسد.
برای برخی گنجی يک تکرو دردسرساز است که راهی برای کمک به خود باقی نمی گذارد و تنها می توان برای او افسوس خورد.
اما هر چه هست گنجی، گنجی است. او قبل از آنکه بخواهد يک گلادياتور محکوم به مرگ، يک قهرمان، يک نابغه سياسی، يک مزاحم قدرت يا يک تکرو فکری باشد، فعلاً يک زندانی است، يک زندانی که به هر دليل سالهاست حتی از حداقل حقوق زندانيان عادی هم بی بهره بوده است.

افکار گنجی را قبول داشته باشيم يا نداشته باشيم در اين نکته نمی توان ترديد کرد که او در حال حاضر نماد قضاوت ناعادلانه ای است که در يک سوی آن اراده ای سرسخت مصمم بود تا به هر بهانه ای او را به زندان درافکند و شخصيت اش را در هم شکند. و امروز صدای دندان قروچه هايي را می شنويم که بعد از پنج سال و خرده ای هنوز نتوانسته اند گنجی را بشکنند و از اين عصبانيت به خود می پيچند.
زندان يکی از زشت ترين و تيره ترين ساخته های دست بشر است. ماشين انسان خردکنی است. از يک سوی آن، انسان دارای روح وارد می شود و از سوی ديگر آن، مجسمه ای سنگی بيرون می آيد با روحی له شده و آسيب ديده که به زحمت لطافت ها را برمی تابد و هزار زخم بر پيکره دارد. زندان ابزار شکستن روح انسان است، که آن را به گزاف با اسامی ديگری بزک می کنند.
و هزار جای افسوس دارد اگر اين ابزار روح کش، اسباب دست سياست ورزان قدرت پيشه گردد و تصور کنند که در توازن قوای سياسی اين هم سهمی است که خدا به آنها داده است. زندان گردابی است که اگر به ابزار سياست تبديل شد نهايتاً برپاکنندگان آن را خواهد بلعيد، همچنان که سنت تاريخ بوده است.
گنجی زندانی سياسی نام و نشان دار اين حکومت است ولو تا چهل سال ديگر هم شورای نگهبان نگذارد جرم سياسی در اين کشور تعريف شود. او به خاطر عقايد و نظرات سياسی اش به زندان افکنده شد حتی اگر محاکمه کنندگان او هر روز هزار قسم بخورند که جرم او غيرسياسی بوده است.
گنجی سند زنده ای است که بدخلقی ها، زشت کاری ها و بحران آفرينی های مخالفان اصلاحات را در يادها زنده نگه می دارد, آنهايي که به شدت تلاش دارند لباس نو بر تن کنند، لبخند مليحی را به هزار زور بر چهره آورند و با کلماتی سخن بگويند که به سختی در دهانشان می چرخد!
گنجی به زعم من قبل از هر ويژگی ديگری يک زندانی بيگناه است که بايد آزاد شود. اگر آزادی او ابهت کسانی را به خطر می اندازد، اين مشکلی است که از اول بايد فکرش را می کردند. گنجی از ابتدا بيگناه به بند کشيده شد و هر روز در زندان ماندنش جفاست. اگر آزادی او خسارات و مشکلاتی به همراه دارد چرا بايد تاوانش را گنجی و خانواده اش بپردازند. اينکه برخی از مسئولان قضايی نگرانند که فردا هر زندانی ديگری با استفاده از حربة اعتصاب غذا تقاضای آزادی اش را مطرح کند نگرانی کودکانه ای است، زيرا افکار عمومی تنها با آن زندانی که او را بيگناه تشخيص دهد همراهی می کند و به مبارزه او ارج می گذارد. هرگز وجدان مردم با مجرم گناهکار همراهی نشان نمی دهد. چرا آقايان نگرانند؟
من به عنوان عضوی از هيات منصفه 65 ميليونی مردم اين سرزمين، گنجی و ساير زندانيان سياسی مشابه او که بدون استفاده از حقوق يک زندانی سياسی محاکمه شده يا در زندان نگاه داشته شده اند را بيگناه می دانم و از قوة قضاييه قاطعانه می خواهم که آنها را هرچه سريعتر آزاد کند.
گنجی بيش از آن که بخواهد يک گلادياتور در معرض مرگ يا يک قهرمان مقاومت در زندان باشد از ديد من يک انسان سزاوار آزادی است. او قبل از هر چيز، يک پدر، يک سرپرست خانواده، يک انسان شريف، يک اهل قلم و بالاتر از همه يک شهروند آزاد ايرانی است.
من هرگز خود را نمی بخشم اگر به او به عنوان وسيله ای برای پيشبرد اهداف سياسی ام، هر چقدر هم که والا و مهم باشند، نگاه کنم و در دل آرزو کنم مشکلی برايش پديد آيد تا حکومت دچار چالش شود. اگر با ديدة انسانی و درازمدت نگاه کنيم همة ما وظيفه داريم پيش از هر چيز گنجی و خانواده اش را از وضعی که گرفتار آنند نجات دهيم. اگر برنامة سياسی ما دچار دشواری است، بايد با تلاش خودمان جبران کنيم. ما بر سر آن نيستيم تا با خون ديگران گره از کار خود بگشاييم.
و در پايان از صميم قلب افسوس می خوريم برای خودپرستانی که هنوز درک نکرده اند که با کارهای نسنجيده، نابخردانه و جفاکارانة خود، نظام را با چه چالش های ناحقی مواجه کرده اند.

July 26, 2005 11:56 AM

نظرات

سلام,جناب آقاي شيرزاد
در مطالب شما كلمات ؛ك؛ و ؛ي؛بصورت ... آورده ميشود و ضمن خستگي چشم نمي توان مطالب را سريع خواند. فكر ميكنم يا در فونت كامپيوتر من اشكالي هست يا در فونت كامپيوتر شما.ممنون ميشوم اگر چنانچه راهي مد نظر براي رفع اين مشكل داريد عنوان فرمائيد.
با تشكر

شيرزاد:
ببخشيد. ان شاءالله به زودی فونت وبلاگ را عوض می کنم.

نوشته شده توسط: نادر درAugust 20, 2005 08:08 AM

سلام آقاي شيرزاد....من فكر نمي كنم در اين شرايط ديگر فرصتي براي نظر دادن مانده باشد. من نظرات زيباي شما و بسياري از اهالي محترم قبيله فرهن و فكر و انديشه را خوانده ام، اما از شما به عنوان يك عضو حزب مشاركت سوال مي كنم كه چرا حزب شما و ساير دوستان جبهه دمكراسي خواهي در اين مورد اقدام عملي نمي كنيد. مگر قرار نبود آقاي معين كه ما م به خيال بيانه و قولهايش به ميدان آمديم صرف نظر از نتيجه انتخابات دنبال كننده مطالب مطروحه در باره اين جبهه از جمله دمكراسي باشند.( لطفن نگوييد كه ايشان عضو حزب مشاركت نيستند). اآيا ايشان دفاع روشن و عملي از آقاي گنجي را مصداق دفاع از حقوق بشر نمي دانند؟ تا آنجا كه مي دانم تنها آقاي كروبي ( به قول دوستانتان همان مرد پنجاه هزارتومني) يك تنه به لابي و دفاع از آقاي گنجي مشغول هستند و دوستان اصلاحطلب داخل حكومت هنوز منتظر آينده هستند و اتفاقات بعدي!!!!... آقاي معين و شما دوستانش و بخصوص حزب مورد علاقه من و خيلي از مردم تحصيلكرده اين كشور يعني حزب مشاركت بايستي بدانند كه روز مبادا همين امروز است و نه فردا و نه هيچ روز ديگر!! لطفن ما را مايوس نكنيد!!!!!!

شيرزاد:
مشارکت تنها حزبی بود که دو بيانيه محکم درباره ضرورت آزادی گنجی داد. در اغلب تلاشهای از نوع رايزنی و فشار سياسی هم بر و بچه های ما فعال بودند. من نمی دانم چه کار بايد کرد تا دوستان دست از اين بی انصافی ها بردارند. همه ما از وضع اکبر خون به دل و نگران هستيم اما خدا وکيلی اگر شما هم کار خاصی به ذهنتان نمی رسد يا زورش را نداريد تصور نکنيد با نوک و نيش زدن به دوستان گره ای گشوده می شود. در اين ميان دو اراده ی نفوذ ناپذير وجود دارد که همه راهها به آن ها ختم می شود: يکی اراده اکبر (که ما نمی دانيم سرانجام چه می خواهد بکند) و ديگری اراده ای که در سعيد مرتضوی تجلی می يابد. ما در هيچکدام از اين دو اراده حضور ندارِيم و طبيعتا بخش عمده ای از کارهايی که می توان انجام داد امکان ناپذير می شود.

نوشته شده توسط: خردمند درAugust 2, 2005 04:50 PM

مقاله تان را امروز خواندم بسیار متین و جالب بود.دیروز متن سخنرانی آقای خاتمی را می خواندم که دیدم در جایی به گنجی اشاره کرده که این آقا خودش مقصر است.به این موضوع کار ندارم که این حرف آقای خاتمی چقدر صحت دارد.من هم به آقای گنجی انتقاد دارم (از جمله در انتخابات که باعث تحلیل رفتن آرای آقای معین گردید)ولی جای سوال است که چرا آقای خاتمی از محافظه کاران در هنگام انتقاد هیچ گاه نام نمیبرد ودر برابر اصرار مردم مبنی بر آدرس دقیق میگفت مردم خودشان میدانند که منظور چه کسی است.(که به نظر من مردم هیچ گاه متوجه نشدند)این نحوه برخورد آقای خاتمی همیشه مورد سواستفاده جناح راست قرار گرفته است وآقای خاتمی هم هیچگاه این نحوه برخورد را اصلاح نکرد.در مورد گنجی هم بهتر نبود اسمی نمیبرد یا سکوت میکرد.

شيرزاد:
من سخنان آقای خاتمی را نشنيدم، اما تا آن حدی که از خبرها معلوم بود ايشان سخنان بسيار انتقاد آميزی نسبت به محافظه کاران ابراز داشته بود (من خبر را از بی بی سی شنيدم)، ظاهرا اسمی هم از گنجی نياورده بود. اما چرا ما فکر می کنيم که خاتمی هميشه بايد آنچه ما دوست داريم را بگويد. خاتمی، خاتمی است و افکار و نظرات خودش را میگويد که بسياری از آنها را همه ما قبول داريم. خوب بگذار بخشی از آنها را هم قبول نداشته باشيم.

نوشته شده توسط: وحید درAugust 2, 2005 12:02 PM

گنجی مقررات راهنمائی و رانندگی رو رعایت نکرد، یا نور بالا حرکت کرد، حکومتم جریمش کرد. به همین سادگی!
---
دلم گرفته، ازهمه اونایی که با شعارهای زیبا اومدن ، ام بعدش جا زدن و حالم بهم میخوره از اونایی که حالا دارن از همون شعارها استفاده میکنن تا عملکردهای گستاخانه خودرا باکادویی زیبا به خورد مردم بدهند.
---
حمایت مه جانبه گفتاری و کرداری رهایی بخش گنجی است.
چه عجب جبهه مشارکت بیانیه داد!چشم ما روشن!!!

شيرزاد:
شايد مظلوم تر از گنجی نسل سر خورده ای است که نااميدانه سرش را به اين طرف و آن طرف می کوبد و نمی داند به چه کسی بد و بيراه بگويد، به چه کسی دل ببندد، از چه کسی متنفر باشد و منتظر کدام نور اميدی بماند. البته در چنين شرايطی راحتترين کار همين است که افراد دم دست را به باد ناسزار بگيريم، چون هزينه ای ندارد و کمی هم دل را خنک می کند!

نوشته شده توسط: Roya - Minor Lady درAugust 2, 2005 12:31 AM

با سلام!
متن شما كاملا زيبا و جامع بر تمام موضوعات مربوطه بود. ولي آقاي دكتر بايد اقدامي عملي كرد. چكار نمي دانم شايد تظاهرات شايد اعتصاب هاي مختلف در سطوح اجتماعي....
موفق باشيد

نوشته شده توسط: مهدوي درJuly 30, 2005 06:12 PM

آقای شیرزاد! مرسی! یادداشت واقعا زیبایی نوشته بودین! اما وظیفه ی شما و همه ی اصلاح طلبا فقط نوشتن چند سطر نیست! شما باید همون روز که گنجی زندانی شد اعتراض می کردین! هر چند به راه اصلاحات و به به حق بودن شما اصلاح طلبان معتقدم، اما به نظر من و خیلی های دیگه، شما و هم فکراتون، خیلی بیشتر از مخالفان در این قضیه مقصرین! اگه همون موقع داد و فریاد می کردین، اگه همون موقع خاتمی سکوت نمی کرد، مطمئن باشید گنجی و گنجی خیلی زودتر آزاد شده بودن!

نوشته شده توسط: ستاره آزاد درJuly 29, 2005 10:30 AM

طاقت بیار قهرمان پیروزی از آن توست شاید جسمت دیگر توان نداشته باشد ولی آن بالاها کسی هست که همیشه حق را به حقدار می دهد شاید چند روزی دیر باشد یا حتی گاهی حق در این دنیای فانی نرسد ولی هرگز از بین نمی رود این روزها روزهای سختی است غیر از اینترنت دیگر جایی نداریم که خبر های جدید را بگیریم ولی تنها کاری که می توانیم انجام دهیم دعا کردن است .
دوستان همیشه ودر همه وقت برای او دعا کنید او باید زنده بماند و راهنمای راهی را که به ما نشان داده باشد او انسانیت و شجاعت را به ما خواب زدگان یاد می دهد ولی هنوز ما در خواب غفلتیم و زمانی به حقیقت می رسیم که ....
اکبر گنجی حرف دل ما عده زیادی از ملت ایران را می زند حرفهایی که شاید کسانی دیگر هم در دلهایشان انباشته شده ولی هیچ کدام شجاعت و صداقت او ر ا نداشته باشند ونگران عواقب آن هستند ولی اکبر گنجی همه هزینه های گفته هایش رابا فدای جانش داده و شایسته ترین انسانی است که در ایران بعد از انقلاب در سیاست ایران ظاهر شده است به امید پیروزی و آزادی حق .

نوشته شده توسط: فيض درJuly 29, 2005 12:20 AM

درود آقای شیرزاد/شما جزو کدام دسته اید/مکیدانید فرق اکبر گنجی با شما در چیست گنجی برای رسیدن به اعتقادش حاضره هزینه بده اما شما نه من نمیگم چرا شما مثل اون فکر نمیکنین اختلاف نظر طبیعیه اما اینکه روی نظر خودتون نمیاستین واقعا عجیبه/به امید آزادی اکبر خان گنجی

نوشته شده توسط: سورنا درJuly 27, 2005 07:48 PM

اقای شیرزاد میتوان مخالف بود اما انسان گونه نه مزورانه متاسفانه گنجی درین
مورد مزورانه عمل میکند قبل از انتخابات امد بیرون شروع بتحریم کرد و
مصاحبه
انهم با چه شدت و حدتی و چه پوشش دنیایی اما مردم امدند و چه امدنی انهم
ظرف هفت روز دو بار بیش از ۲۷میلیون. پس گنجی وقتی با بوش همصدا شد
دیگر گنجی نیست رنجی است در دل ایراندوستان

شيرزاد:
شما ممکن است توجيهاتی بياوريد تا خود را قانع کنيد که حرفهای گنجی را قبول نداريد. اما آيا اين توجيهات پاسخگوی ستمی که بر او و خانواده اش رفته است می باشد؟ اين سؤالی است که امثال شما چاره ای جز گريز از آن نداريد. با شهامت بگوييد آيا زندانی شدن اکبر را به خاطر شرکت در کنفرانس برلين و ساير بهانه های واهی عادلانه می دانيد يا نه، بعد بنشينيد هزاران صفحه عليه حرفهايش مطلب بنويسيد. خيلی دوست دارم بدانم اين رئيس جمهور 5/5 مليونی شما حاضر است يا قادر است حداقل در محافل خصوصی در مقابل محافل قدرتی که گنجی را به بند کشيدند فقط رو ترش کند؟

نوشته شده توسط: Sadegh درJuly 27, 2005 02:25 PM

سلام . آقاي شيرزاد حقيقت را گفته اي و در گفت هايت شکي نيست ولي کاش شما اصلاح طلبان بيشتر از گنجي حمايت مي کرديد چون او جزيي از شما بود ونبايد همه هزينه اصلاحات را يکنفر بدهد پس بايد يک فکر اساسي بکنيد قبل از اين که دير شود و ديگر از خاتمي هم نا اميد شده ايم او اين تنها خواسته ما را هم بر آورده نکرد .

نوشته شده توسط: فيض درJuly 27, 2005 12:59 PM

Dear Prof. Shirzad, we heard a lot from the Mosharekat Party regarding the freedom and human rights during the past election, but these days, nobody remembers them. I mean, if Dr Moein realy believes in democrasy, he should do something. the same responsibity must be undertaken by other reformists! but i think they all were for gathering votes, not more than it!Ganji is going to be passed away, and probably Mosharkat is thinking about how to cook brains again in the future!
Shahin, Japan

نوشته شده توسط: shahin Kashkooli درJuly 27, 2005 09:38 AM

تصور نمیکنم صورت مسئله را از این ملموس تر بتوان مطرح کرد. ایکاش انهائی که توانائی حل مسئله را دارند محدودیت زماتی انرا درک کنند و حلش را بگذر زمان نسپارند چون تاریخ هم مسئله را حل میکند و هم بوجود اورندگا نش را

نوشته شده توسط: ehsan hemmati درJuly 27, 2005 08:53 AM

شما آقایون اصلاح طلب همیشه باید ساز مخالف بزنید واقعا شرم نمی کنید که بگید با گنجی مخالفید اون با فداکاری و نوشته هاش شما رو فرستاد مجلس اما خودش رفت زندان چی می شد اون موقع که توی مجلس داشتید بازهم از اعتقادات گنجی انتقاد می کردید یک هفته شما هم با اون همدردی می کردید فکر نکنم
قدرت شیرینه آقای شیرزاد چه شما باشین چه خامنه ای یا هر کس دیگه ای که به امام و انقلاب اعتقاد داشته باشه و .....

شيرزاد:
زاستی، از پس پرده های ناشناختگی چه لافهايی که نمی شود زد!

نوشته شده توسط: void درJuly 27, 2005 12:40 AM

besyuar khoob va matin bood aghaye shirzad.monteha ba jomleh akhar in moshkel ra daram ke nemifhmam belakhareh in nezam chist ke hameh organhayash be vey jafa mikonand? ba dorood faravan

شيرزاد:
از نظر من، نظام معنايی جز کشور و مردم ايران ندارد.

نوشته شده توسط: siamak farid درJuly 26, 2005 11:00 PM

به حق كه خيلي زيبا بود
از تمام مطالبي كه در اين مدت براي گنجي نوشته اند زيباتر بود .

نوشته شده توسط: احسان قلمچي درJuly 26, 2005 12:52 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?