« مصاحبه با ايسنا درباره نقش نهادهای مدنی | صفحه اصلي | او چيست؟ »

July 20, 2005

منافع صلح ، منافع جنگ

يادداشت چاپ شده در روزنامه شرق 29/4/84

هيتلر مى خواست تمام اروپا را در زير چتر آلمان نازى متحد كند. او مدعى بود كه مرزها را بر خواهد چيد و هر كس در هر گوشه اروپا قدم گذاشت گويى در يك خاك متحد وارد شده است. در آرمان هاى ظاهرى او تمام اقتصادهاى كوچك اروپايى بايد در يك اقتصاد بزرگ و يكپارچه هضم مى شد، همه با يك پول كالا مبادله مى كردند و هر توليدى در هر گوشه از اروپا، بازارى به وسعت تمام اروپا پيدا مى كرد. او بابت اين آرزوها ده ها ميليون انسان را به خاك و خون كشيد، براى چند سال وحشت و اضطراب را بر همه كره خاكى مستولى كرد، آبروى آلمان را به تاراج داد، بخش عظيمى از منابع ثروت اروپا را ضايع كرد و سرانجام تمام آن بلندپروازى ها را با خود به گور برد.

امروز اما به هر گوشه اروپاى متحد كه وارد مى شوى، احساس مى كنى كه در يك سرزمين يكپارچه ولى متنوع قدم گذاشته اى. يك اقتصاد عظيم و رقابتى كه در آن هر توليدكننده عضوى از يك جامعه بزرگ اقتصادى است و هر مصرف كننده حق دارد نيازهاى خود را از ميان مجموعه وسيعى از كالاها و خدمات خلق شده انتخاب كند. آرزوى پول واحد تحقق پيدا كرده و در سرتاسر اروپا يك سكه رايج است. از يك شهر به شهر ديگر اروپايى به راحتى مى توان سفر كرد بدون آن كه عبور از مرزى لازم باشد. ارتش ها با يكديگر پيوند خورده اند و هر اروپايى خود را در زير چتر امنيتى يك مجموعه واحد در آرامش مى بيند. آنچه روزگارى هيتلر مى خواست با آتش تانك ها و هواپيماهاى نازى به زور به مردم اروپا تحميل كند، امروز در قالب ديگرى تحقق يافته است. قاره اروپا كم و بيش به يك كشور متحد اما متكثر تبديل شده است اما نه در زير لواى يك ديكتاتور خودپرست. خودكامگى هيتلر و موسولينى سرانجامى جز مرگ خفت بار آنها و ننگ و نفرين هميشگى براى آنها به بار نياورد. اما به جاى قدرت ارتش هاى مرگ آفرين فاشيست ها و نازيست ها، عقلانيت برنامه ريزان، متخصصان و كارآفرينان و آرمان هاى بشردوستانه هنرمندان، نويسندگان و روشنفكران با وجود طيف گسترده اى از افكار و عقايد توانست اروپا را بعد از قرن ها كشمكش و خونريزى در يك چارچوب واحد به هم نزديك كند.
ادعاى ديرينه همه جهانگشايان، متحد كردن اقوام متنوع در زير چتر يك قدرت واحد بوده است. اگر بر فرض حقانيتى در اين ادعا فرض كنيم بايد نمونه اروپاى متحد را به عنوان مثال بارزى ذكر كرد كه نشان مى دهد انديشه خردورزان امروزى به مراتب توانمندتر از قدرت سركوبگرانه ديكتاتورهاى ديروزى قادر است جوامع را به هم نزديك سازد. نيازهاى واقعى انسان ها و اجتماع ها به يكديگر بسيار قدرتمندتر از تحميل گرى هاى جباران روزگار مى تواند ايجاد اتحاد كند.
مثال هاى بيشمارى از اين دست وجود دارد. قرن ها روس ها به كشورهاى جنوبى خود چشم طمع داشتند به اين اميد كه با سلطه بر آنها به آب هاى گرم دسترسى داشته باشند. امروز اين نياز واقعى آنها ما را وامى دارد تا به سرعت شبكه ريلى و جاده اى خود را تكميل كنيم و در اختيار آنها بگذاريم تا از منافع متقابل آن بهره مند شويم. هندى ها و پاكستانى ها بعد از دهه هاى متوالى خصومت دارند بر سر پروژه عظيم انتقال گاز از ايران به هند از طريق پاكستان با هم كنار مى آيند. به نظر مى رسد نياز متقابل بسيار قدرتمندتر از ارتش هاى متجاوز مى تواند ايجاد اتحاد كند.
در اين يكى دو روز گذشته هيات عالى رتبه عراقى به رياست نخست وزير اين كشور به ايران آمده بود. در وصف نيازهاى متقابل ملت ها و كشورهاى ايران و عراق به يكديگر هر چه بگوييم كم گفته ايم. زمانى صدام حسين به بخش عظيمى از خاك ايران حمله كرد با اين آرزو كه كاميون هاى عراقى در ادامه مسيرشان با يكى دو ساعت راندن به بنادر شمالى خليج فارس برسند و از آنجا بتوانند كالا به مقصد عراق و بالعكس حمل كنند. شايد زمانى تمام بلندپروازى هاى حزب بعث در اين خلاصه مى شد كه كشتى هاى عراقى بتوانند در تمام پهنه اروند كشتيرانى كنند و نفت عراق امكان بارگيرى در بنادر خوزستان را نيز داشته باشد. امروز مى توان تمام منافع اقتصادى احتمالى كه بر فرض پيروزى صدام در ايده هاى تجاوزكارانه اش حاصل مى شد را جمع زد و به حساب كشيد. شايد تمام آنها با بخشى از منافع احتمالى كه در صورت عملى شدن توافق هاى صورت گرفته فعلى نصيب عراقى ها خواهد شد قابل قياس نخواهد بود، با اين تفاوت كه ما هم به سهم خويش از اين توافق ها نصيب خواهيم برد. اتصال خطوط آهن و جاده ها، برقرارى پروازها، امكان استفاده از بنادر، استفاده از توان مهندسان ايرانى براى بازسازى عراق و ده ها مورد نظير اينها خبرهايى بود كه در حاشيه ديدار مهم نخست وزير عراق از ايران ذكر شده بود. شايد تحقق بسيارى از اين موارد به سرعت ميسر نباشد اما معلوم نيست كه اگر ماشين ديكتاتورى صدام هم كار مى كرد بهتر از اين مى شد نتيجه گرفت.
هرچه هست، ديكتاتور عراق ديگر در ميان نيست و منافع متقابل مردم ايران و عراق آنچنان به هم گره خورده است كه اخم اشغالگران آمريكايى هم نمى تواند چندان مانعى براى گسترش پيوندها باشد. اگر كارشكنى ها مشكل ايجاد نكند و اراده دولت ها در ايران و عراق در جهت منافع مردم دو كشور عمل كند مى توان اميدوار بود عراقى ها ديگر در مرزهاى شرقى خود ديوار عظيمى در مقابل خود نبينند و امكانات گسترده سرزمين ايران را به روى خود باز ببينند و از اين سو مردم ما نيز ناچار نيستند آرمان رسيدن به تربت پاك شهيدان كربلا (ع) را تنها از راه نثار خون و ايجاد اتحاد جماهير اسلامى ميسر ببينند. اگر سدى در برابر توافق ها ايجاد نشود و عزم مسئولان دو كشور براى دستيابى به اهداف مشترك جزم باشد، ايرانى ها نيز مى توانند اميدوار باشند با چند ساعت ادامه رانندگى يا نشستن در قطار كربلا بدون آنكه چندان احساس عبور از مرز داشته باشند خود را در سرزمين عراق و در بين برادران عراقى بيايند. راستى اگر تعصب ها و خودپسندى ها نباشد چندان دور از تصور نيست كه ملت هاى منطقه به راحتى بتوانند در چارچوب منافع دوطرفه به امكانات يكديگر دسترسى داشته باشند.
به نظر مى رسد صلح بر پايه عقلانيت و انصاف و درك واقع بينانه از تكثرها به مراتب منافعى بيش از آنچه از جنگ و تجاوز قابل حصول مى نمايد، براى مردم در بر دارد. اى كاش مى شد تاريخ را به گونه اى ديگر نوشت.

July 20, 2005 04:21 PM

نظرات

بعد از يك دست شدن حاكميت گويا بعضي ها كه از احمدي نژاد در رسانه ي به اصطلاح ملي و ديگر امكاناتشان چهره مقدس ساخته اند قصد دارند كماكان از 8 سال گذشته سو استفاده كنند و از حالا شكست خود را به گردن ديگران بيندازند آن طور كه طيف خشونت طلب واپسگرا ي انصار حزب الله در شماره 5 مرداد 84 در تيتر اول و در صفحه ي 4 آن روزنامه با عنوان (( قطار معضلات و ناكامي ها هديه خاتمي به دولت احمدي نژاد ))به تاييد اين برداشت صحه گذاشته است.
البته جهت استضحار شما در ستون نگاه هفته با صحبت از اصلاح طلبان ديروز آورده: گوشي بعضي ها به سازمان سيا و آن سوي مرز ها متصل است و...
خدا ما را از شر (( كيهانيان )) و پياده نظامشان راحت كند و ما را نجات دهد.

نوشته شده توسط: mohsen درJuly 27, 2005 01:17 PM

درباره ی المپیاد امسال بنویسید.چه شد که این شد !

نوشته شده توسط: بابک فتوحی درJuly 25, 2005 09:49 PM

سلام اقای شیرزاد حسن زید ابادی دانشجوی سال آخر حقوق و سردبیر نشریه دانشجویی سخن تازه که در تجمع اعتراض به وضعیت اکبر گنجی بازداشت شده بود.امروزسیزدهمین روز بازداشت را پشت سر گذراند و این در حالیست که هنوز از محل دقیق بازداشت و یا اتهام وارده به او هیچ اطلاعی نداریم. در این وبلاگ اخبار -هر چند اندک- منتشر شده از بازداشت او را پوشش داده ایم

نوشته شده توسط: تا ازادی حسن درJuly 25, 2005 01:30 AM

سلام دوست خوبم

از شما به خاطر اینکه در راه آزادی تلاش میکنید تشکر و قدر دانی میکنم.
من هم به نوبه خودم در این راستا و برای اکبر گنجی فعالیتی انجام داده ام.

دوست داشتم شما هم نظری بیندازد. (مقالات + نامه ها + آرشیو خبری کامل)

برای نمونه میتوانید به دو وبلاگ زیر از مجموع پنج وبلاگ ساخته شده توجه نمایید:


http://akbar-ganji.blogfa.com

http://ganji-july.blogfa.com

ممنون از اینکه توجه کردید.
بدرود و خدانگهدار

نوشته شده توسط: about Ganji درJuly 21, 2005 01:02 AM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?