« پايان کرشمه | صفحه اصلي | نقاط ضعف و قوت انتخابات »

June 27, 2005

رقابت "نه" ها

يادداشت چاپ شده در روزنامه شرق 6/4/84

لااقل چهار سال وقت داريم تحليل كنيم كه در انتخابات رياست جمهورى چه گذشت؟ عجله نكنيم. قرار نيست ظرف دو سه روز دقيقاً به نتيجه برسيم كه كجاى كار ما ايراد داشته، كجاى كار رقيبان ما اشكال داشته و نهايتاً چرا چنين رخدادهايى به وقوع پيوسته اند. فعلاً مثل آدمى هستيم كه خداى ناكرده دستش زير ساطور رفته اما ضربه آن قدر ناگهانى وارد شده كه هنوز نفهميده آن را از دست داده. چند روزى طول مى كشد تا آرام آرام معلوم شود از فاز دوران اصلاحات به طور كامل وارد فاز حكومت يكدست شده ايم. تا دو سه روز آينده هنوز حالت شوك و برق گرفتگى فضاى سياسى كشور را در بر خواهد گرفت و اين كاملاً طبيعى است.


تجزيه و تحليل تركيب آرا در دو مرحله انتخابات رياست جمهورى مثل يك كلاس جامعه شناسى براى همه ما آموزنده است. نخستين درسى كه مى توان گرفت، ناكارآمدى ابزارهاى سنجش جامعه است. من كه سراغ ندارم موسسه پژوهشى يا پژوهشگر خاصى كه بر مبناى مطالعات علمى و ميدانى قادر به پيش بينى برخى از داده هاى اين انتخابات باشد، البته بودند خيلى ها كه بر مبناى حدسيات خود چيزهايى مى گفتند و چه بسا برخى ها پيش بينى هايشان درست از آب درآمده باشد، اما نيك مى دانيم كه اين قبيل حدس ها چندان اساس درستى براى سنجش نداشتند و بيشتر بر مبناى درك شخصى و تجربه هاى حسى افراد ابراز مى شدند. حال ممكن است از همين فردا در صف دوستان خودمان (اصلاح طلبان) كسانى را ببينيم كه مثل شخصيت معروف آن فيلم كارتونى (فكر كنم گاليور بود) كه مى گفت: «من مى دونستم، ما موفق نمى شيم»، ادعا كنند ما از اول همه چيز را پيش بينى كرده بوديم. از آن طرف هم به احتمال قوى در بين جناح پيروز در انتخابات هم ممكن است كسانى يك ژستى بگيرند كه «بعله، خب ما همه چيز را براساس برنامه پيش بينى شده جلو برديم. ما مى دانستيم كه جامعه اين طورى عمل مى كند.» عرض مى كنم اين قبيل حرف ها معمولاً خالى بندى است و پيش بينى هايى است كه بعد از وقوع حادثه ابراز مى شود؛ مگر كسانى كه از صبح تا شب هزار جور متناقض حرف مى زنند تا بالاخره يكى اش درست درآيد.
اما در بين صدها حرفى كه مى توان در تجزيه و تحليل آرا گفت، من فعلاً به يك نكته اشاره مى كنم. به نظر من راى هايى كه در اين دوره از هر طرف به صندوق ريخته شد، بيش از مفهوم «آرى» مفهوم ديگرى داشت. اين را بنابر اين تجربه مى گويم كه مردم ما معمولاً خيلى بيش از آنكه بدانند «چه مى خواهند»، مى دانند كه «چه نمى خواهند.» بايد ببينيم آقاى احمدى نژاد هم اگر مثل آقاى هاشمى ۲۷ سال در صحنه سياسى بود و هزاران حرف مى زد كه خيلى هايش به دلايل مختلف عملى نمى شد همين مقدار «نه» مى گرفت يا بيشتر! فعلاً هنوز حدوداً دو سال است كه مردم ايران جناب ايشان را شناخته اند و در همين مدت هم ستاره اقبالشان با آنچنان آهنگ سريعى بالا و بالاتر رفته است كه الان جاى بحثش نيست.
به هر حال در اثبات ادعاى فوق اين نكته را يادآورى مى كنم كه تجربه انتخابات مجلس نشان داده كه معمولاً با وجود شدت گرايش هاى قومى و محلى طرفداران يك كانديدا در دور دوم چندان همتى براى راى مجدد به نامزد مورد نظرشان ندارند. اما در انتخابات اخير محتواى بخش عمده تبليغات كسانى كه از آقاى هاشمى حمايت كردند، بحث خطر مقابل و دعوت از مردم براى «نه» گفتن به آن خطر بود. نكته جالب آن است كه در طرف ديگر نيز عيناً همين ماجرا به وقوع پيوسته است، به طورى كه به جد مى توان گفت بخش قابل توجهى از راى دهندگان به آقاى احمدى نژاد بسيار بيش از آنكه او را بشناسند، آقاى هاشمى را مى شناختند. به نظر حقير عمده آنها مى خواستند به خصوص نسبت به سياست هاى اقتصادى كه از ديد آنها باعث گرانى و فاصله طبقاتى شده (كه ممكن است با بيان هاى متفاوتى به زبان توده مردم جارى شده باشد) نظر منفى ابراز كنند. از طرف ديگر كسانى هم كه راى نداده اند به طور واضحى معنايش نظر منفى نسبت به هر دو كانديدا بوده است. بنابراين از همين الان روشن كنيم كه به رخ كشيدن تعداد آراى مرحله دوم از اساس بى معنى است، چون اين آرا بيش از آنكه معناى اثباتى داشته باشد در نفى طرف ديگر ابراز شده است.


البته در مرحله اول با توجه به تنوع نسبى كانديداها مى توان به طور جدى ترى راى هاى داده شده را با معناى «اثباتى» به حساب آورد. ياد مسابقه اى افتادم كه در آن دو گروه سوار بر دو قايق هر كدام سعى مى كند قايق گروه مقابل را واژگون كند و اعضاى آن را در آب درياچه شناور كند. اين روزها در مورد تجربه اخير انتخابات رياست جمهورى فرانسه كه در آن سوسياليست ها براى جلوگيرى از پيروزى «ژان مارى لوپن» ملى گرا به ناچار به «ژاك شيراك» راست گرا راى دادند، مقالات زيادى نوشته شد. تصور نمى كنم آقاى شيراك هرگز در جايى بخواهد تعداد آراى ريخته شده به صندوق او در دور دوم را به حساب تعداد طرفدارانش بگذارد. واقعيت آن است كه در انتخابات دور دوم رياست جمهورى كشورمان آقاى هاشمى در برابر يك موج منفى با سابقه چندين ساله قرار داشت و آقاى احمدى نژاد ناشناخته كه اصولاً قرار نبود كانديداى اصلى اصولگرايان باشد و يك دفعه از ته جدول بالا آمده بود، حداكثر يك موج منفى چند روزه را در مقابل خود داشت كه توان آن در حد امكانات اطلاع رسانى اصلاح طلبان فاقد رسانه بود. الان كه محاسبه مى كنيم، مثل اينكه خيلى هم در دور دوم انتخابات رويداد شگفتى اتفاق نيفتاده است. اين طور نيست؟

June 27, 2005 09:12 PM

نظرات

آقاي شيرزاد . در انتخابات شركت كردم . به آقاي معيين راي دادم . بار دوم به كسي راي ندادم ولي شركت كردم. فكر مي كنم براي اعداميان حزب توده ايران شركت كردم

نوشته شده توسط: جمشيد كيا درJuly 6, 2005 11:07 PM

با عرض سلام خدمت شما آقاي شيرزاد
ما همان اعضاي گروهي كوچك و حق طلب ياران مصدق هستيم كه شما درباره ما ترديد كرده بوديد.در مورد نامه اي كه درباره تحريم دور دوم انتحابات نوشته بوديم.
اما نامه اي ديگري نيز آماده بود كه خدمت شما و ديگران بفرستيم كه به خاطر احترام به حرف شما كه گفتيد احمدي نژاد با اين حرف ها راي مي آورد و اينكه حتي روي يك نفر هم تاثير نگذارد نامه دوم را نفرستاديم ولي در عين حال كه تاسف مي خوريم كه شما به عنوان يك سياستمدار نمي توانستيد حدس بزنيد كه پشت سر هاشمي ايستادن براي خيلي ها پا گداشتن بر روي يك عقيده و مسايل ديگري است. حداقل هاشمي را نقد هم نكرديد و به نظر من اين مفهوم بد وبدتر ديگر از همه چيزها مسخره تر است چون شما مي توانستيد خوب را انتخاب كنيد و آن عدم شركت در انتخابات و رفتن به سوي تشكيل جبهه دموكراسي و حقوق بشر بود. نه اينكه چون حالا هاشمي درنيآمد دوباره براي نفس كشيدن حرف هاي تازه بزنيد! و آقاي ابطحي در سايت خود بگويد: شايد در شعار ها وگروه بندي ها اشتباه كرديم. آقايان شما دنبال شيوه درست وحق هستيد يا حزب باد كه همرنگ جماعت شويد. به پيشوايان مذهبي نگاهي بكنيد آيا آنها آمدند كه جوامع را اصلاح كنند؟ يا همرنگ جماعت شوند و شريك حماقت البته پايبند بودن به دموكراسي ريشه اي الهي دارد آنجا كه خداوند پرستش خود را به رفراندوم بشر مي گذارد كه البته راي بشر راي به حقيقت و درستي نيست. كه اشتباه شما در اينجاست كه به جاي اينكه ببينيد شيوه درست كدامين راه است پس از شكست به نظرتان مي آيد كه مردم چيز ديگري مي خواهند كه باز اين هم محل بحث است. آيا مردم چيز ديگري مي خواهند يا شما را براي خواسته هاي خود نخواستند؟ آيا كساني كه پشت سر هاشمي ايستاده اند مي خواهند از حقوق گنجي دفاع كنند؟ بله حرف ما اين بود البته ما در دور اول به دكتر معين راي داديم و براي او بدون دريافت يك ريال از كسي وبا گذاشتن پول از جيب خود تبليغ كرديم وپشيمان هم نيستيم چون عقيده را انتخاب كرديم نه حرف ديگران يا ترس از آينده يا گرفتن جاه و مقام. وبا همان عقيده در دور دوم شركت نكرديم البته چون براي عقيده ديگران ارزش قايل هستيم قصد تحريم نداشتيم ولي وقتي از ناظر دكتر معين وديگران حرف هايي شنيديم وخود ديديم تصميم به تحريم گرفتيم تا به دوري از منكر دعوت كرده باشيم اما شرح نامه اي كه در ابتدا اشاره اي شد: بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي شيرزاد در مورد ترديد شما در مورد ما خيلي تعجب كرديم كه البته منجر به نامه اي شد كه در آينده براي شما مي فرستيم اما اعلام مي داريم كه خط قرمز ما با آقاي هاشمي به قرمزي خون كشته شدگان راه انديشه در قتل هاي زنجيره اي و خط قرمز ما با آقاي احمدي نژاد به سرخي خوني است كه در بدن داريم وشايد در آينده ريخته شود و شايد قابل باشيم با شهداي نهروان كه بر خوارج تاختند محشور گرديم البته اين به معناي خط مشي نظامي و... نيست بلكه به معني اين است كه ما با انديشه , استدلال , قلم جلو مي رويم و مانند پروردگار به قلم سوگند خورده وآن را پاس مي داريم و اگر كج انديشان خواستند ما را قرباني كنند باكي نداريم. والسلام
آنچه گذشت نامه اشاره شده در بالاي متن بودبله شايد دكتر معين نبايد وارد صحنه اي مي شد كه دوستان خواستند اينگونه تمام شود تا درس گرفتن آنها از انتخابات مضحكه سيماي 20:30 ضرغامي شود شايد دكتر معين با نفوذ در بدنه اجتماع براي 4 سال ديگر برنامه ريزي مي كرد جبهه دموكراسي و حقوق بشر نبايد قبل از انتخابات پيدا شود و يك شبه نابود گردد آقايان چرا با احساسات بخشي از جوانان اين مملكت بازي كرديد قبلا به شما ترديد كرده بودم ولي اعتبار نهضت آزادي و بازرگانش كه تاجر سياست صادقانه بود باعث شد همراه موج شما شويم و با تمام وجود كار كنيم نگوييد لا اقل بخشي از شما حرص قدرت نداشتيد. آقاي شكوري راد در سايت رويداد اعلام پيروزي حتي در دور اول مي كند وتا دو روز روي سايت اين مطلب مي ماند آيا مي دانيد يكي از وبلاگ هاي ما بلافاصله بعد از اينكه به اصطلاح اعلام كردند معين راي نياورد روي وبلاگمان چه تيتري رفت؟
نوشته بوديم كه : ما به سمت جبهه دموكراسي و حقوق بشر مي رويم آن وقت شما ...!!! گويي صدايي مردي كه مي گفت : “ اگر در اين انتخابات پيروز هم نشوم از تمام توانم براي تحقق(( جبهه دموكراسي و حقوق بشر )) استفاده خواهم كرد.” بله آن صدا چه شد آقاي شيرزاد؟؟!!! البته براي گرفتن جواب اين پرسش در حضوري كه در دفتر اين جبهه داشتم از يكي از آنها شنيدم كه بيانيه دكتر يك حقه سياسي بود !!! كه لابد ما هم طعمه آن! آقاي دكتر شيرزاد عزيز باور كن من كوچك تقريبا 22 ساله زياد كينه به دل نمي گيرم و از شما مي خواهم به بدنه اجتماع بياييد نظريه هاي گوناگون در موارد مختلف حكومتي اقتصادي فرهنگي و ... بدهيد ولي ما را بازي ندهيد به نقد قانون اساسي و قدرت بپردازيد. در درون حوزه هاي كوچك مردمي نفوذ كنيد تا آرام آرام رشد فرهنگي بروز كند تاثير دكتر شريعتي بر اجتماع زمان خود نمونه اي از اين تلاش هاست. باور كنيد آن روز ها كه عده توسعه سياسي و توسعه اقتصادي مطرح مي كردند اينجانب در قبل از انتخابات توسعه فرهنگي را مهم ديدم البته موارد ديگري مانند اهميت دولت الكترونيك در رفع خيلي مفاسد را اعلام واز دولت آينده خواستم به آن توجه شود و... مكتوبات موجود است .حالا كه بحث سوسيال دموكراسي مطرح شده حدود 1 يا 2 سال پيش در گفتمان علمي در مورد بهترين شيوه هاي حكومت با برادرم اين نوع شيوه را اعلام كردم البته نه به شكل ديگر كشور ها بلكه الگويي متناسب جامعه خود آقاي شيرزاد به هر حال من و دوستانم دوست داريم از نزديك شما را ببينيم و حرف هاي در دل مانده خود را بگوييم والبته اميدوارم به تحليل ده نمكي نرسيم كه اصلاح طلبان با استفاده از 18 تير بود كه به كرسي هاي مجلس ششم تكيه زدند واما يك پرسش آقاي شيرزاد رييس جمهوري كه انتخاباتي كه گذشت را سالم بداند ومجري انتخابات آزاد و عادلانه و رقابتي والبته رفاقتي مجلس هفتم باشد و ... را همچنان صادق مي دانيد. و آيا همچنان در مورد ما ترديد مي كنيد؟! والسلام
موسس
گروه ياران مصدق از اصفهان 8/4/1384

شيرزاد:
عذر مي خواهم اگر جسارتی شده باشد. اما شما آن قدر پراکنده گويی کرده ايد که من نمی دانم به کدام يک جواب دهم. فقط اين را می دانم که وقتی کسی در ادبياتش زيادی واژه ی خون را به کار می برد من کمی مور مورم می- شود، چه کار کنم دست خودم نيست! رک بگويم، توصيه می کنم کمی از اين ادبيات نو-انقلابی فاصله بگيريد تا واقع بينانه تر تحليل کنيد.

نوشته شده توسط: ياران مصدق درJune 29, 2005 09:10 PM

سلام آقای دکتر

آری فرصت زیادی هست تا به تحلیل آراء پرداخت و البته فرصت خوبی هم هست که اصلاح طلبها خارج از در گیریهای اجرایی به تقویت مبانی تئوریک و بهبود وضعیت تشکیلات بپردازند
از طرف دیگر مردم نیز فرصت پیدا کنند که عملکرد جناح پیروز رو هم ببینند و در آینده با دید باز تر انتخاب کنند

نوشته شده توسط: مجید مزروعی درJune 29, 2005 02:48 PM

سلام آقای دکتر و دوست عزیزی که نام خود را ننوشته اید.
می خواهم بی ادبی کرده و در حضور دکتر به سوال شما جواب بدهم.
اگر به شعار های تمام نامزدها اندکی دقت می کردید می دید که همه ی آنها شعار هایی می دهند که بسیار به حرف ها و شعار های اصلاح طلبان نزدیک است اما با کمی ریز شدن و دقت کردن در گذشته ی این افراد می بینیم که اعمال آن ها در گذشته متفاوت با شعار های امروزشان بوده و همانطور که آقای دکتر گفتند باید صبر کنیم تا فعلا دوران شعار قشنگ و مردم فریبانه ی آقای احمدی نژاد تمام شود و بعد از آن ببنیم که چقدر این آدم در عمل به اصلاح طلبان نزدیک است .
به هر حال بنده که فکر می کنم نه تنها اعمال آینده ی ... به اصلاح طلبان نزدیک نیست بلکه این تدارکاتچی ... کاملا مخالف اصلاح طلبان و دموکراسی خواهان عمل خواهد کرد.

نوشته شده توسط: حسین درJune 29, 2005 01:02 AM

سلام دكتر !انتخابات هم تمام شد و ما انتخاب نشديم برايمان يك شكست عشقي شد ويك هفته سردرگمي ،ولي حداقل دوستان خوبي پيدا كرديم.درست مثل شما، يادش بخير شبي كه با هم در مغان بوديم و شما حتي ناي تلويزيون نگاه كردن هم نداشتيد و در حاليكه مي خواستيد صحبتهاي دكتر معين را گوش كنيد خواب هفت پادشاه را ميديديد . شب خوبي بود . در صورت امكان خاطره نويسي آن دوران را ادامه بدين و وقت هم كردين سري به وبلاگ من بزنين درست است كه احتمالا" كباب بره نداشته باشد ولي حتما" يك چاي تركي ديشلمه آماده است شما هم كه بشدت رگه هاي تركي دارين البته از نوع اصفهاني اش.مرسي!

نوشته شده توسط: حميد رستمي درJune 28, 2005 10:04 PM

پيشنهاد بازنگری اصل ولايت فقيه در قرآن توسط آيت الله های طراز اول

حضرت آيت الله مهدی کروبی. با سلام. عزم شما بزای تاسيس يک حزب جديد قدمی مبارک در جهت توسعه ی نهادهای مدنی است. بی شک اعتراض اخير شما و استعفا از پست های خود، نشان فرخنده ای است از شکستن پوسته ای که در عوض موجب تسریع فرايند شکل کيری حزب و خدمت به هموطنان خواهد يود. در پی دعوت شما از مردم برای ارائه نظر چند جمله زير ارسال می گردد:

بزرگترين مسئله گريبانگير کشور، مردم، و احزاب موجود - ديکتاتوری فردی است که متاسفانه با تز ولايت فقيه آيت الله خمينی تئوريزه شده و در فانون اساسی تبلور يافته است. و چنانچه همه شاهدند تا کنون موجب خسارت های هنگقت جانی و مالی شده است. از آنجايی که اين اصل بر خلاف نص صريح قرآن کريم می باشد، شحاعت و صداقت شما ايجاب می کند که حرکتی در اين جهت داشته باشيد. پيشنهاد اين است که پيشقدم شده تيمی از آيت الله های طراز اول تشکيل داده و به مرور مجدد قرآن بپردازيد. بی شک اين حرکت می تواند مشکلات احزاب را بطور استراتژيک بر طرف سازد. اگر خود به اين اصل معتقد هستيد، شما و ساير آيت الله های همفکر را به يک مناظره از طريق اينترنت دعوت می نمايم. پيوست خلاصه ای از دلايل خود را ارسال می کنم. قل هاتو برهانکم!

) خدا حتی به کافران می گويد برای کافر بودن خود «برهان» (دليل) بياوريد. خدا خودش هم اهل دليل و برهان است.
۲) با اين که خدا قادر به انحام هرکاری است، خودش را سرخود نمی پندارد. پس از خلق بخش جديدی از هستی و مجموعه قوانين و روابط آن، ادامه کار آنرا به قوانين آن واگذار ميکند و از دخل و تصرف های خودسرانه در آن پرهيز ميکند. در قران چندين مورد آشکارا يادآوری ميکند که «کلمات» خدا بر خود خدا سبقت گرفته است.

۳) «کلمات» خدا نامحدودند و به آنچه در قرآن و ساير کتاب های آسمانی آمده است خلاصه نمی شود. اگر تمام درياهای دنيا مرکّب و همه درختان دنيا قلم شوند، نمی توانند تمام کلمات خدا را بنويسند. قرآن بخش بسيار کوچکی از «کتاب مبين» است.

۴) کلمات خدا که در قرآن آمده است ساده هستند و برای پند و اندرز دادن به مردم می باشد.

۵) وظیفه پيامبر ابلاغ پيام به مردم است و هدايت شدن يا نشدن مردم به خودشان مربوط می شود.

۶) حتی پيامبر هم «ولي» مردم نيست. آنچه به غلط از«اولی الامر» برای توجيه ولايت فقيه تعبير شده است، فقط يک اصل ساده و پيش پا افتاده سلسله مراتب سازمانی است، مثل سرکارگر، سوپروايزر، مدير و غيره!

۷) در قرآن حتی يک آيه در مورد رهبر و يا عالم دينی و اين که مردم بايد قرآن و يا دين را از آنها ياد بگيرند وجود ندارد. اصلا صحبت از نياز به يک واسطه برای ارتباط انسان ها با خدا نيست. از عالمان دينی قبلی هم به بدی ياد شده است. اما قرآن همه جا در مورد موضوعات مهم و اساسی از «اولی الالباب» (صاحبان خرد) و نقش أن ها در جامعه ياد ميکند.

---------------------------------------------------------------------------------------------

برخی آيات مربوط به هر قسمت:

۱) ۲۱:۲۴، ۲۴:۱۷، ۲۷:۶۴، ۲۸:۷۵، ۲۳:۱۷، ۱۲:۲۴، ۴:۱۷۴، ۲:۱۱۱

۲) ۱۱:۱۱۰، ۱۰:۱۹، ۱۰:۶۴، ۲۰:۱۲۹، ۳۷:۱۷۱، ۴۱:۴۵، ۴۲:۱۴، ۴۲:۲۴.

۳) ۱۸:۱۰۹، ۳۱:۲۷، ۱۱:۶، ۶:۳۸، ۶:۵۹، ۳۴:۳، ۴۳:۲،۳،۴، ۳۵:۱۰، ۱۰:۶۱.

۴) ۵۴:۱۷،۲۲،۳۲،۴۰، ۸۱:۲۷، ۶۸:۵۲، ۷۳:۱۹، ۸۰:۱۱،۱۲، ۸۷:۹، ،۱۰،۱۱ ۸۸:۲۱،۲۲، ۷۴:۳۱،۵۴،۵۵، ۵۱:۵۵، ۴۴:۱۳،۵۸، ۴۳:۲،۳،۴، ۴۱:۴۱، ۳۷:۱۳، ۲۰:۲،۳.

۵) ۳۶:۱۷، ۳۹:۴۱، ۳۹:۶۲، ۱۰:۱۰۸، ۵:۹۹، ۵:۹۲ ،۲۴:۵۴

۶) ۴:۸۳.

۷) ۲:۱۷۹،۱۹۷،۲۶۹، ۳:۷،۱۹۰، ۵:۱۰۰، ۱۲:۱۱۱، ۱۳:۱۹، ۱۴:۵۲، ۳۸:۲۹،۴۳، ۳۹:۹،۱۸،۲۱، ۴۰:۵۴، ۶۵:۱۰.

شيرزاد:
اخوی فکر نمی کنيد اولا قرآن را با کتاب ولايت فقيه اشتباه گرفته باشيد، ثانيا سايت ما را با سايت آقای کروبی!

نوشته شده توسط: Arash (Doust114) درJune 28, 2005 09:32 PM

با سلام و عرض ادب
آقای دکتر شیرزاد چون همه گمان میبریم اینجا یمی از معدود تریبونهای بجا مانده اصلاح طلبان است ن باید اینجا سوالات خود را باز پرسیم.
من اعتقاد کامل دارم که بسته بودن فضای رسانه ای برای شما یکی از دلائل شکست بود. گمانه زنی های در ارتباط با تقلب را هم باز تا حدودی میپذیرم. اما با وجود تمام ارادتم به خدمت آقای دکتر معین،آیا میپذیرید که ایشان کاندید مناسبی نبودند؟ آقای دکتر من به شدت معتقدم ریاست هر صنفی برازنده فردی با مهارت های مرتبط آن صنف است. من بیزارم از آنجه در اوایل القلاب به دلیل قحط الرجال (که متاسفم هنوز هم پا برجاست) مرسوم بود که افراد بدون توجه به تخصص در مقامی جای میگرفتند. میدیدیم وزیر نفت در دوره بعد وزیر پست شد و .... آقای شیرزاد واقعیت این است ما فردی مناسب قامت ریاست جمهوری نداریم. و قضیه هر کسی از ظن خود شد یار من را مینوازیم. دکتر معین مدیری بسیار لایق در عرصه وزارت علوم بود و من بر این باور دارم. شاید یمی از کارهای زیر بنایی اصلاحاح طلبان واقعی تربیت یک سیاست مدار واقعی برای دوره های بعد باشد. خیلی متاسفم از وجود افرادی مثل آقای دکتر زیباکلام که متاسفانه از تخصصشان هیچ برکتی ندیدیم.
شاید اصلاح طلبان باید بیش از این قدر سعید حجاریان و عباس عبدی را بدانند. و بنظر حقیر باید بیشتر بمیان مردم روند.
موفق باشید.

شيرزاد:
والله رجل سياسی (که ايضا شامل بانوان محترم هم هست) کم نداريم. مشکل آن است که به دليل همين اوضاع و احوالی که می بينيد حاضر نشدند بيايند وسط. دکتر معين هر عيبی که داشته باشد همين که قبول کرد اين طور جوانمردانه به صحنه بيايد و پای کار بايستد جای تشکر دارد.

نوشته شده توسط: جعفر درJune 28, 2005 01:49 PM

آقاي دكتر سلام
ميخواستم از حضورتان بپرسم آيا گمان نميكنيد در تحليلتان كمي افراط ميكنيد و زيادي به برنامه هاي دولت آينده بدبين هستيد؟ تا آنجا سخنان اوليه آقاي احمدي نژاد بر ميآيد ايشان خواستار ادامه راه اصلاحات ميباشند. مگر آنكه در گفتارشان صادق نباشند و فقط در سطح شعارهاي توخالي بمانند. خوشحال ميشوم نظرتان را در اين زمينه بدانم. با تشكر.

شيرزاد:
کمی صبر داشته باشيد.

نوشته شده توسط: فريور درJune 28, 2005 12:02 AM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?