« يا شاسين آذربايجان | صفحه اصلي | به خاطر ايران »

June 19, 2005

شبي از تاريخ

از صبح هزار حال شدند. هر خبري كه مي‌رسيد وضع روحي بچه‌ها عوض مي‌شد. ضريب حساسيت آنها آنقدر بالا بود كه اگر كسي مي‌خواست سر به سرشان بگذارد به راحتي مي‌توانست. شوخي نيست،‌براي بعضي ماها كار و براي بعضي‌ حدود 20 روز پرتنش پشت سر گذاشته شده بود. مگر از يك جوان چقدر مي‌توان توقع داشت. شايد تا يك هفته قبل از آن كسي چندان توقع يك پيروزي قطعي نداشت، اما در سه چهار روز آخر موج فراگيري در سراسر كشور به راه افتاده بود و همه جا حرف دكتر معين بود. از بعضي شهرها خبر مي‌رسيد كه فضا بسيار مناسب است و رقبا اغلب از پيروزي خود نااميد شده‌اند. در بعضي ستادها پرنده پر نمي‌زد و عملاً صحنه را واگذار كرده بودند. همين خبرها موجي از اميد بين بچه‌ها در ستادهاي سراسر كشور ايجاد كرده بود.


روز جمعه سراسر اضطراب بود. شب را همه صبح كردند با اين اميد كه موج برپا خاسته روزهاي قبل به ثمر نشيند و اصلاح‌طلبان و دموكراسي خواهان پيروزي شيريني را تجربه كنند، موفقيتي كه ثمره پشتكار تلاش و جديت در صحنه سياسي بود. دلها در سينه مي‌تپيد با اين اميد كه جمعه روز چيدن ميوه استقامت و پافشاري بر حقوق مردم است.

قبل از ظهر جمعه كارواني از شوق در پشت سر دكتر معين به راه افتاد،‌از ستاد خيابان نجات‌اللهي تا حوزه رأي‌گيري دانشگاه اميركبير. رضا خاتمي، خانم كولايي، خانواده دكتر معين، انبوهي خبرنگار و فيلمبردار و جمع كثيري از فعالان ستاد دكتر معين همه همراه بودند. نسيمي‌ها و جوانان ستاد با شوق و اميد همراه بودند، همه به هم نويد موفقيت مي‌دادند. فقط بايد حدود يك شبانه‌روز ديگر را به سر مي‌آوردند، همين.

حوالي بعد از ظهر، خبرها حكايت از رويدادهاي ديگري مي‌داد. بازرس‌ها يك به يك پس از بازديد صندوق‌ها و حوزه‌هاي رأي‌گيري از راه مي‌رسيدند. خبرهاي آنها حكايت از آن مي‌كرد كه تعداد قابل توجهي از آرا به نفع […] است.
خبرهاي اول و دوم را مي‌شد يك جوري توجيه كرد: «خوب فلان مسجد پايگاه سنتي آنهاست»، «در فلان محل فلان آقا نفوذ دارد» و ... اما تواتر خبرها حكايت ديگري داشت. گويي در همان يك روزي كه ميان دوره تبليغات و زمان رأي‌گيري فاصله بود شهر از اين رو به آن رو شده بود. مثل اينكه موج ديگري دور از چشم‌ همگان در همان يكي دو روز آخر به راه افتاده بود، موجي كه آهسته و فراگير همه جاي كشور را در برگرفته بود. نياز نبود كه اين موج چندان با سرو صدا همراه باشد. اين از همان سازهايي بود كه به قول ضرب‌المثل معروف صدايش يك روز بعد به گوش مي‌رسيد.

حدود 3 بعدازظهر به بعد ستاد شده بود ماتمكده. جوان‌ها گوشه و كنار چرتشان پاره شده بود. هم غمزده بودند هم منتظر و هيجان زده. هر كسي از در وارد مي‌شد دور او مي‌ريختند تا كسب خبر كنند. هنوز جاي اميد بود. مسن‌ترها دلداري مي‌دادند كه: صبر كنيد،‌ طرفداران ما معمولاً ياران دقيقه 90 هستند، بسياري از مردم عصر كه شد راهي صندوق‌ها مي‌شوند. انصافاً جمعه 27 خرداد گرماي كم سابقه‌اي هم همه‌جا را در برگرفته بود. طبيعي مي‌نمود كه همه صبر كنند تا هوا خنك شود و بعد بروند رأي دهند.

اين پيش‌بيني درست بود. از حدود 5 بعدازظهر كم‌كم خبرهاي خوب رسيد. گفتند حوزه‌ها دارد شلوغ مي‌شود. تحليل‌ هميشگي دوستان ما اين بود كه افزايش مشاركت مردم آراء خاموش را به صحنه مي‌آورد و بر درصد آراء آقاي دكتر معين مي‌افزايد. گزارش‌ها هم كم و بيش همين را تأييد مي‌كرد.
دوستان حاضر در ستاد به اين جمع‌بندي رسيدند كه رقيب به شكل سازماندهي شده در ساعت‌هاي اوليه طرفدارانش را سر صندوق‌ها برده تا براي ساعات باقيمانده موج ايجاد كند، اما مشتريان ما عمدتاً عصري هستند نه صبحي. هر چه زمان مي‌گذشت خبرهاي بهتري از حوزه‌هاي رأي گيري به گوش مي‌رسيد. موج نشاط و اميدواري فزوني گرفت. جوان‌ها شاد بودند و اميدوار اما مضطرب و دل‌نگران.
حوالي ساعت 8 شب خبرها از تهران و اغلب شهرهاي بزرگ حكايت از آن داشت كه سر صندوق‌ ازدحام است و نوع رأي‌دهندگان بيشتر طرفدار ما هستند يا حداقل به آن نامزد صبحي رأي نمي‌دهند. نگراني‌ها از اين بود كه شوراي نگهبان از تمديد مهلت‌ رأي‌گيري جلو‌گيري كند. اول خبر رسيد كه تا ده شب تمديد شده و بعد تا يازده شب، بيش از آن هم كه ديگر معقول به نظر نمي‌رسيد، نگراني‌ها كمتر شد.
خبر رسيد برق ناحيه‌اي در غرب تهران قطع شده است. بچه‌ها سراسيمه با وزارت نيرو تماس گرفتند، در مدت كوتاهي وصل شد. اما هر چيزي مي‌توانست يك دلهره و دلواپسي عميق ايجاد كند.

سر شب دكتر قنبري آمار چند صندوق روستاهاي ناحيه كوهرنگ را براي دوستان اعلام كرد،‌ معين مجموعاً حدود 6 درصد آرا را به دست آورده بود. نا خودآگاه ذهن‌ها اين رأي شگفت‌ را تعميم مي‌داد، بعضي‌ها مي‌گفتند شايد در همان دور اول ما ببريم. همه خدا خدا مي‌كردند حاضران در صف‌هاي طويلي كه گزارش آن مي‌رسيد به دكتر معين رأي دهند. آدم ناخودآگاه دلش مي‌خواست مي‌توانست با آنها حرف بزند. اگر ما هم مي‌توانستيم صدها هزار نيرو را سازماندهي كنيم و حول و حوش هر صندوق چند نفري از هوادارنمان را بفرستيم چندان غيرممكن نبود كه بتوانيم دو سه ميليوني رأي به نفع كانديدايمان به صندوق‌ها روانه كنيم. اگر مي‌شد چي مي‌شد! چيزي كه فراوان است آدم بلاتكليف و كم‌سواد در اطراف حوزه‌هاي رأي‌گيري كه تا دم صندوق هنوز تصميم نگرفته‌اند كه به چه كسي رأي دهند. كافي است بشود اين رأي‌ها را هدايت كرد. حتي شايد بشود چنان عمل كرد كه تخلف آشكار نيز نباشد.

مهم داشتن يك نيروي چند صدهزار نفري است. با يك حساب سرانگشتي اگر بشود نيرويي چهارصد هزار نفري را سازماندهي كرد و هر كدام بتوانند در طي ده دوازده ساعت رأي‌گيري حداقل ده رأي جلب كنند، مي‌شود چهار ميليون رأي. مگر در اين انتخابات شلوغ پلوغ با اين همه كانديدا چقدر رأي براي ايجاد يك شگفتي لازم است!

ساعات رأي‌گيري تمام شد و دوران دلهره آغاز گشت. از حدود 12 شب تراكم خبرها زيادتر شد. يك خبر، آه سرد را از دل انبوه بچه‌هاي حاضر در ستاد به آسمان مي‌برد و خبر ديگر هيجان‌زده آنها را به كف زدن وامي‌داشت. اندك اندك تعداد خبرهاي بد بيشتر شد.
گزارش رأي‌ها آنقدر درهم و برهم بود كه نمي‌شد فهميد در مجموع چه كسي جلوتر است. مسن‌ترها هنوز مي‌خواستند اميد بدهند: «شايد در جمع زدن، دكتر معين وضعش بهتر شود، صبر كنيد.» حدود ساعت 3 بامداد عده‌اي از پا در آمده بودند. چشم‌ها قرمز شده بود از شدت بي‌خوابي و خستگي. بعضي‌ها گوشه و كنار چرت مي‌زدند و هر نيم ساعت يك بار چشم‌هايشان را باز مي‌كردند، ببينند معجزه‌اي اتفاق افتاد يا نه. تعداد كمتري خبرها را دنبال مي‌كردند.

من رفتم همسرم را كه بازرس يك شعبه رأي‌گيري بود آوردم و پسرم را كه در گوشه‌اي از هوش رفته بود بيدار كردم و نوميدانه ستاد را ترك كرديم.
به خانه كه رسيديم اذان صبح شده بود نماز را خوانديم و خوابيديم. تلفن همراهم را خاموش كردم. بچه‌هاي شهرستان‌ها مرتب زنگ مي‌زدند و خبر مي‌خواستند. يكي دو ساعت بيشتر نتوانستم بخوابم. به يكي از بچه‌هاي ستاد كه مي‌دانستم تا آخر كار بيدار مي‌ماند زنگ زدم. كار تمام شده بود. نتيجه حدود 12 ميليون رأي به طور غيررسمي مشخص شده بود. ما با تمام تلاش صادقانه دوستان و جوانان با تفاوت نه چندان زيادي از ديگران عقب مانده بوديم.

اراده بچه‌ها در كار بسيار محكم بود. اما شايد اراده‌هاي ديگري نيز باشند كه ابزار اعمال آنها مهياتر است. ما در اين انتخابات امتحان خوبي پس داديم. اما همه چيز به تلاش ما بستگي نداشت. عوامل زيادي در نتيجه دخيل بود كه روزهاي بعد بيشتر به آن خواهم پرداخت.

دير يا زود بچه‌ها دوباره خود را باز خواهند يافت. ما از رو نمي‌رويم و در صحنه مي‌مانيم. اين را مكرر در سخنراني‌هايم تكرار كرده‌ام. نسل سياسيون اصلاح‌طلب جان سخت‌تر از اينها هستند كه با شكستي و قهري از صحنه كنار روند. دنيا آخر نشده است. دوباره ادامه مي‌دهيم. ده بار ديگر نيز كه به جفا و با استفاده از فنون غيرجوانمردانه زمين بخوريم دوباره به پا مي‌خيزيم. ما مرد شكست و پيروزي هستيم و درست به همين دليل پيروزيم. اگر عمر ما به سر رسيد جوا‌ن‌هاي ديگري در راهند. آزادي هزينه دارد، مي‌پردازيم و پاي آن مي‌ايستيم. خواهيم ديد.

June 19, 2005 07:29 PM

نظرات

:نتایج انتخابات: -جمهوری اسلامی مشروعیت دارد -اشخاص روحانی از اقبال بیشتری در نزد مردم برخوردارند -بخش قابل توجه ای از مردم دغدغه ها و فرمانبرداری مذهبی دارند - هنوز تخریب رقیب بیش از تبلیغ خود به عنوان یک استراتژی خریدار دارد - بخش عمده ای از مردم رفع مشکلات معیشتی و آزادی های اجتماعی را بر آزادی های سیاسی ترجیح می دهند - رقابت انتخاباتی نیازمند کار تشکیلاتی و سازمانی است - هر چند اعتماد به نفس دلگرمی خوبی است ولی نادیده گرفتن رقیب و تاکتیک آن خطرناک است - ملت ما تجربه با کله به زمین کوفتن سیاستمدار ها را بصورت یک شبه زیاد دارد و بعضی مواقع لذت می برد. - باید در ایران مطالعات اجتماعی و اصولا علوم انسانی را جدی تر گرفت و نخبگان را به سمت آن متمایل کرد.

نوشته شده توسط: shohreh درJune 20, 2005 05:40 AM

آقای دکتر شیرزاد
همین الان با بررسی آمار وزارت کشور متوجه شدم آراء ایرانیان خارج از کشور در جمع کل آرا در نظر گرفته نشده. صرفنظر از اینکه این مسئله نتیجه نهایی را عوض نمی کنه ولی یک توهین بزرگ به ایرانیان خارج از کشور و یک تخلف انتخاباتی است! علاوه بر این در نتیجه نهایی آرا دکتر معین تاثیر دارد. خواهش می کنم بررسی کنید و نتیجه رو هم برای عموم روشن کنید. متشکرم

نوشته شده توسط: بابای وبلاگ بابا و دخترش درJune 20, 2005 04:55 AM

سلام آقای دکتر
خسته نباشید.
میدانم خستگی ماهها فعالیت تا ماهها از تنتان نخواهد رفت بخصوص با وضع پیش آمده
نتایج آنقدر نامطلوب بود که من همچنان منگ و ناراحتم. خوب نیازی به گفتن نیست که به که رای داده ام. خوب صرف نظر از آنچه پیش آمد و آنچه در انتظار این کشور همواره ستمدیده خواهد بود، باید به تحلیل پرداخت و برای آینده راهی برگزید.
اولا با تمام ارادتی که به دکتر معین دارم و میدانم چه از دست رفت ولی از زمان دیدن متن کامل صحبت های ایشان با آقای حجاریان دانستم ایشان از رای توده ها بی بهره خواهندو بود. دکتر معین عملا در صحبت های خود توده ها را نادیده گرفت و جامعه ای طبقاتی نمایاند که در آن بجای اغنیا نخبگان در راس بودند.
آقای دکتر معین این را همه میدانند ولی نیازی به گفتن نبود.واقعیت این است ما در کشوری با فرهنگ سیاسی و اجتماعی بسیار عقب مانده( بگذارید بگویم عقب نگهداشته شده) زندگی میکنیم و دانستن زبان توده ها شرط برقراری ارتباط با آنان است. آقای دکتر در کنار هزاران نامردی و حمله به ستاد ها و ....بزرگترین عیب شما غفلت از توده ها بود. آگر چنان که میگویید با میدان آوردن بسیج رای ها را برای خود خریده اند باز تقصیر دارید که در عمق توده ها نرفتید. البته بر افتاده زدن روا نیست ولی شما افتاده نیستید. بدانید این حادثه بیشتر به نفع ما و شما بود. مردم ما باید تجربه ای چنین داشته باشند.بیاد آورید معالجه ابن سینا بر آن شاهزاده را که دست بر جاقو برد و گفت اگر تو گاو هستی بر ذبح تو آمده ام. هیچ توهینی در این باب منظورم نیست ولی چاره ما آنست که بر ما افتاد. یادتان هست در یکی از نوشته هایتان کفتم باید ملتمان آنها را ببینند و بعد تصمیم گیرند؟ و گفتید شاید این بذلو بخشش به نفع نباشد. کم کم آنچه میگفتم رخ داد و حال میگویم این جریان دوام چندی نخواهد داشت. شاید بتوان رای مردم را خرید ولی آنگاه که مردم دیگر نخواهند، هیچ چیزی مانعشان نخواهد بود. سخن بدرازا رفت. خواهش میکنم این سایت را رها نکنید. بگذارید این روزنه باز باشد هرچن با آمدن آقایان به دوام آنهم امیدی نیست.
پاینده باد ایران و برافراشته باد پرچم اسلام راستین
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مفان و شراب ناب کجاست.
نفستان زنده باد.

نوشته شده توسط: جعفر درJune 19, 2005 11:10 PM

بسم الله الرحمن الرحيم
هدف از قيام امام حسين (ع) امر به معروف و نهي از منكر بود .
با عرض سلام به پيشگاه ملت ايران
گروه ياران مصدق بنا بر گزارش هاي رسيده از طرف ناظرين دكتر معين در شعب اخذ راي و تخلفات آشكار و سازمانده اي شده و نيز موارد تاسف بار كه در آينده به اطلاع ملت خواهد رسيد. اعلام مي دارد كه اين انتخابات و ساير انتخاباتي كه در نظام جمهوري اسلامي به اين شكل برگزار شود را از مصاديق منكر دانسته و لذا اعلام ما دارد كه به عنوان مسلمان اين انتصابات را تحريم خواهيم كرد و از صداقت آقاي كروبي وشرافت او صادقانه تشكر مي كنيم واز دكتر معين (رهبر جبهه دموكراسي و حقوق بشر) به خاطر عدم مشاركت در دور دوم تشكر كرده و از او مي خواهيم تحريم خود را اعلام كرده واز قدرت طلبان به اصطلاح اصلاح طلب فاصله بگيرد و برايت خود را از كساني كه خود را اصلاح طلب پيشرو دانسته و در انتصابات شركت خواهند كرد اعلام مي داريم.
پايان 29/3/1384

شيرزاد:
نمی خواهم با ترديد با شما برخورد کنم. اما فکر می گنم اين حرفهای به ظاهر راديکال تنها به نفع احمدی نژاد است و بس!

نوشته شده توسط: mosaddeghlover درJune 19, 2005 09:52 PM

سلام

درست می شود. زیاد ناراح نشوید. همه بچه ها کار کردند از هر نوعی گرفته ولی نشد که نشد من همین الان ناراحت هستم ولی نه انقدری که در کنج خانه بنشینم و غر بزنم.

نوشته شده توسط: ایران امروز درJune 19, 2005 08:48 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?