« خوش آمدی اکبر | صفحه اصلي | ايران شيرين و دوستداشتني »
May 31, 2005
آهاي فعال سياسي خريداريم!
اين روزها بساط انتخابات به راه است. هنوز ستادها كامل شكل نگرفتهاند. اوايل كار است و تنور خوب داغ نشده است. بعضي از كانديداها از اين بخت برخوردار بودهاند كه از مدتها پيش تكليفشان روشن بوده و همه برنامههايشان عليالقاعده آماده است. تيمهايشان را چيدهاند، افرادي را به كار گرفتهاند و احياناً پول كافي فراهم كرده و مواد تبليغاتي از قبيل پوستر و زندگينامه به ميزان كافي چاپ و انبار كردهاند. حدس من اين است كه نگرانند همان روزهاي اول اگر پوسترها را به در و ديوار بچسبانند به تاراج برود و يا به دليل زمان زياد تا هنگام انتخابات اثر آن از بين برود، اگر اثر معكوس نگذارد.
اين را ميشود مقايسه كرد با انتخابات مجلس كه زمان تبليغات آن بسيار كوتاه است و كانديداها وقت خيلي كمي براي شناساندن خود به مردم دارند. در آن انتخابات همان شبي كه تبليغات آزاد ميشود، از نيمه شب اكيپهاي پوستر چسبان در خيابانها به راه ميافتند و هر كدام تلاش ميكنند زودتر نقاط چشمگير معابر را به خود اختصاص دهند. در شهر ما مد شده كه پوسترها را با نخ به شاخههاي درختان آويزان مي كنند، البته اين از مزيتهاي نسبي شهري است كه داراي فضاي سبز مناسب در سطح تمام معابر باشد.
اما به هر حال هنوز در اين دوره بستر تبليغات در سطح خيابانها گسترده نشده است. قابل پيش بيني است كه اين كار در آخرين هفته منتهي به انتخابات صورت گيرد.
يك نكته جالب در سالهاي اخير حرفهاي شدن كار تبليغات است. قبلاً تبليغات سياسي به نفع يك نامزد انتخاباتي بيشتر توسط نيروهاي هوادار و جوانان و مشتاقاني كه تحقق بخشي از ايدهآلهايشان را در پيروزي آن نامزد ميديدند، انجام ميشد. هنوز هم در موارد زيادي اين نيروهاي داوطلب، سرمايه اصلي سياسي هر نامزد انتخاباتي به حساب ميآيند و در واقع يكي از شاخصهاي مهم تعيين كننده احتمال پيروزي يا شكست او محسوب ميشوند اما واقعيت اين است كه ديگر كمتر كسي اين بخش از نيروهايش را براي نصب پوستر به ديوارها به كار ميگيرد. براي اين كار شركتهاي خدماتي نام و نشاندار يا بينام و نشان متعددي ايجاد شده كه با گرفتن پول همين كار را انجام ميدهند.
در تهيه فيلمها و برنامههاي تبليغاتي هم اظهر منالشمس است كه پول حرف اساسي را ميزند. اين روزها شنيدهايد كه بازار كارگردانان حرفهاي و فيلمسازان مشهور براي تهيه فيلمهاي تبليغاتي نامزدها حسابي گرم است. واقعاً نميدانم كه آيا يك هنرمند براي روح بخشيدن به اثر هنرياي كه ميخواهد خلق كند نياز ندارد كه به آن كار ايمان و اعتقاد داشته باشد؟ بديهي است كه بخشي از كارهاي تكنيكي فيلمسازي را به هر حال همه بلدند و از آن استفاده ميكنند اما تصور نميكنم كارگرداني كه صرفاً به خاطر پول براي نامزد انتخاباتي فيلم تهيه ميكند، درحالي كه به مشي و مرام او چندان اعتقادي ندارد، قادر باشد اثر با ارزش و تأثيرگذاري را به عرصه آورد. به بيان ديگر فكر ميكنم با وجود حرفهاي شدن كار تبليغات و به كارگيري انواع و اقسام شيوههاي هنري در اين امر اما آنجا كه هنرمند، حال چه هنرمند واقعي و چه هنرمند اسمي، صرفاً براي كسب مزد وارد صحنه ميشود قادر نيست به خاطر پيامي كه به آن باور ندارد به كار خويش روح و محتوا دهد. قالبي خواهد شد ساخته و پرداخته كه انواع زيورها بر آن پوشيده شده اما فاقد هر نوع احساس و پيامي است. بگذريم كه اين بحث دامنهدار است.
اما اصل مطلبي كه ميخواستم بگويم يك پله آن طرفتر از نيروهاي عملياتي تبليغات انتخاباتي و نيروهاي حرفهاي و هنري مربوط به اين كار است و آن نيروهاي اجرايي و عناصر فعال ستادها هستند كه در واقع اصليترين بخش مربوط به هدايت و عملي كردن امور تبليغاتي هر نامزد را تشکيل می دهند. در حال حاضر عمده تلاش نامزدها با كمي تقدم و تأخر در اين بخش متمركز است. در واقع با گرم شدن تدريجي فضاي انتخاباتي نيروهاي بيشتري انگيزهدار ميشوند و به صحنه ميآيند. بخشي از موفقيت هر نامزد معطوف است به اينكه تا چه حد بتواند نيروهاي فعال سياسي به خصوص جوانان پرشور را به خودش جذب كند و در كار مديريت و فعالسازي ستادهاي انتخاباتياش آنها را به كار گيرد. شايد به همين دليل باشد كه هنوز صحنه كوچه و خيابان چندان حال و هواي انتخاباتي به خود نگرفته است. در اصل تلاش گستردهاي براي جذب و فعال كردن عناصر سياسي كه بايد كانونهاي فعاليت تبليغاتي روزهاي بعد باشند، در جريان است.
نكته اين است كه به تازگي اين كار نيز دارد براي خودش يك بازار حرفهاي درست ميكند. بعد از به كارگيري نيروهاي عملياتي پوستر چسبان و نظاير آن و نيز هنرمندان و متخصصان تبليغات چشممان به اين يكي روشن. اين موضوع شايد قبلاً در مواردي از انتخابات نامزدهاي نمايندگي مجلس يا شوراها سابقه داشته باشد اما در مورد انتخابات رياست جمهوري انصافاً امري تازه و بديع است. در دوره اول رياست جمهوري آقاي خاتمي آمدن به ستادهاي انتخاباتي ايشان جز كار شبانهروزي به همراه سنگ و چوب مهاجمان به ستادها و احياناً نوش جان كردن كتك چيز ديگري نداشت. كسي هم تا يك هفته قبل از آن فكرش را نميكرد كه ممكن است خاتمي پيروز شود و براي او نان و آبي حاصل شود. در آن هنگام حضور در ستادهاي انتخاباتي خاتمي معنايي جز شركت در يك مبارزه سياسي قانوني براي دستيابي به مطالبات مردم كه زبان نوين اصلاحات را يافته بودند، نداشت. قبل از آن دوره نيز اصولاً انتخابات رياست جمهوري شكل و شمايل ديگري داشت و چندان رقابت جدي در كار نبود. در دوره دوم انتخابات آقاي خاتمي نيز يادمان ميآيد كه مهمترين مشكل، غلبه بر فضاي دلسردي و نااميدي مرتبط با ضربات سال 79 بر پيكر اصلاحات بود و باز صحنه رقابت به گونهاي نبود كه كسي بخواهد روي دست ديگري بلند شود تا نيروهاي سياسي فعال را از چنگ او درآورد.
اما در اين دوره وضع در هر دو جناح به گونه ديگري است. تقسيم شدن هر كدام از جناحها به بخشهاي كوچكتر باعث شده كه بخش زيادي از نيروها در هر دو اردوگاه تا اين اواخر تكليف خود را تعيين نكرده باشند. به همين لحاظ يكي دو ماه اخير رقابت اصلي بر سر جذب اين نيروهاي بلاتكليف به اردوي تداركاتي كانديداها بوده است. تا اينجاي كار البته طبيعي است و هيچ ايرادي ندارد، رقابت سياسي يعني همين. در اين كارزار هر كسي بتواند با دلايل و شيوههاي سياسي خود افراد پرنفوذ و فعالان سياسي بيشتري را به سمت خود جذب كند طبيعتاً موفقتر است. به عنوان مثال شنيدهها حاكي است كه برخي كانديداها شخصاً با تلفن زدن و تماس مستقيم تعدادي از نيروهاي مطرح سياسي و افراد پرنفوذ را به سمت خود جذب كردهاند.
اما نكته جالب اينجاست كه اخيراً برخي سعي كردهاند كه با پول به خريداري نيروهاي فعال سياسي به خصوص در سطح نيروهاي جوان اداره كننده ستادها بپردازند. پريروز يكي از دانشجويان آشنا به من پيام داده بود و با نگراني اظهار ميداشت كه از ستاد يكي از كانديداها آمدهاند و با وعدههاي پولي نامتعارف سعي در خريداري دانشجويان فعال دارند، كه در جواب به شوخي پيامش دادم «مواظب باش شيطان گولت نزند».
البته پرداخت يك دستمزد متعارف به برخي از نيروها كه مجبورند مدتي از كار معمول خود مرخصي بگيرند، يا از ساعات اضافهكاري خود چشم بپوشند و يا برخي كساني كه در حواشي ستادها خدمات معمولي ارائه ميكنند كار مرسومي است. اما متأسفانه در اين دوره شاهديم برخي كانديداها كه قدرت جذب كمكهاي مادي آنها از هوادارانشان بيشتر است موفق شدهاند نيروهايي را به سمت خود جذب كنند كه هرگز كسي تصورش را نميكرد. قدرت است ديگر كارياش نميشود كرد. لابد مشكل از ماست كه فكر ميكنيم تنها با استدلال و مواضع سياسي درست و اصولي ميشود همه فعالان سياسي را جذب كرد. هر چند تعداد آنها زياد نيست اما متأسفانه در مواردي آدم ميشنود كه مثلاً فلان آقا كه تا همين چندي پيش راديكالترين مواضع را در جلسات ميگرفت و به اصلاحطلبان يا آقاي خاتمي ميتاخت كه چرا در برابر قدرت كوتاه ميآيند، الان به سادگي جذب كساني شدهاند كه مدعياند قدرت دارند.
يك ضربالمثل قديمي اصفهاني داريم كه ميگويد: «نه به آن زينب و كلثوم شدنت-نه به اين داريه و تنبك زدنت»!
به هر حال اين هم براي خودش بازار پيدا كرده است. لابد بايد خوشحال باشيم كه خيلي توسعه يافته شدهايم. به طوري كه فعاليت سياسيمان هم در يك بازار اقتصادي رقابتي قابل خريد و فروش است. البته من قبول دارم كه اينها عوارض طبيعي دموكراسي است. بابت اينكه يك آقايي يا معدود افرادي با پول موضع سياسي عوض كردهاند هم نه مدعي هستيم كه بايد كسي را به دار آويخت و نه فكر ميكنيم كه دنيا آخر ميشود. تا دنيا دنيا بوده همين بوده است. تاريخ پر است از مواردي كه آدمهاي پرنفوذ با پول نظرات ديگران را عوض كردهاند، ديگر چه رسد به موارد معدودي كه عناصر متوسط از اين راه توسط برخي نامزدها جذب شده باشند. مشكل هم از دموكراسي نيست، آنچنان كه برخي به اين نتيجه برسند هر كس براي هر كس تبليغ ميكند اجير شده است. اما به هر حال همان دموكراسي به ما هم اين حق را ميدهد كه با چشم باز به عملكرد افراد نگاه كنيم و مواضع فعلي افرادي كه يكشبه عملگرا شدهاند و در مشي سياسي خود بنا دارند به «واقعيتهاي قدرت در عرصه سياسي» نگاهي عملگرايانه داشته باشند را با مواضع سوپر راديكال گذشتهشان كه خاتمي بيچاره را به خاطر برخي ملاحظات آن طور به باد حمله ميگرفتند، مقايسه كنيم. اين دوران ميگذرد و وقت زيادي براي اين بررسيها هست.
May 31, 2005 08:10 AM
نظرات
جناب دكتر سلام
مشكل اينجاست كه به اقاياني كه به راحتي جذب چنين ستادهايي شدند انتقاد مي شود دلايلي مي اورند كه تا كنون و شايد تا اخر عمرمان نشنيده باشيم و ما را متهم به تخريب و توهين و عدم تحمل مخالف مي كنند.
نوشته شده توسط: مهدي اديبان درJune 6, 2005 09:59 AM
عرض شود که مگر هر روضه خوانی که به این خوبی اشک مردم را در می آ ورد یا هر معلم اخلاقی که شکر خدا تعدادشان زیاد است به حرف های خود اعتقاد دارند؟ حالا فقط هنرمند باید مومن باشد؟
نوشته شده توسط: سلطان ذبیح خرم درJune 2, 2005 06:08 PM
ممنون از جوابتون
در مورد وب سایتتون هم میتونه خیلی جالب تر و قشنگ تر از این باشه ...
یه ترکیب رنگ زیبا و همگن همراه با فونت های خوانا و زیبا به نظر من خواننده رو بیشتر جذب میکنه تا مطالب رو مطالعه کنه ...
محسن
نوشته شده توسط: محسن شهبازی درJune 1, 2005 11:53 PM
از شما این جمله در دنیاس حرفه ای گری (که خودتان روزمره به آن در سیاست مشغولید بعید است: "در تهيه فيلمها و برنامههاي تبليغاتي هم اظهر منالشمس است كه پول حرف اساسي را ميزند. اين روزها شنيدهايد كه بازار كارگردانان حرفهاي و فيلمسازان مشهور براي تهيه فيلمهاي تبليغاتي نامزدها حسابي گرم است. واقعاً نميدانم كه آيا يك هنرمند براي روح بخشيدن به اثر هنرياي كه ميخواهد خلق كند نياز ندارد كه به آن كار ايمان و اعتقاد داشته باشد؟"
این یک کار صرفا تبلیغاتی است و هیچ ربطی به شخصیت ، ایمان و اعتقاد هنرمند ندارد.
چیه آقای دکتر فیلمساز خوب گیرتون نیومد؟!!
آقای شیرزاد به قول خودتان گردن فوله.در تخریب رقیب چکار به یقه و گردن هنرمند ها دارید؟
نوشته شده توسط: مستوره درJune 1, 2005 06:39 AM
با سلام
تا اونجایی که اطلاع دارم شما مسیول ستاد دکتر معین در اصفهان هستید ...
من ادرس ستاد رو میخواستم و حاضرم برای کمک به ستاد بیام
ممنون میشم اگر ادرس رو لطف بفرمایید
ممنون
شيرزاد:
من مسئول نيستم، اما محل ستاد استان در خيابان شمس آبادی روبروی بيمارستان سينا است.
نوشته شده توسط: محسن شهبازی درMay 31, 2005 10:54 PM
استاد محترم .... شما به نکات مهمی اشاره داشته اید . آخر آن به قول شما فعال سیاسی (که می تواند یک تبلیغاتچی حرفه ای باشد)و اصلا به هدفی نیزمعتقد نیست همیشه بوده. شما فکرمی کنید آن نامزد ریاست جمهوری که دور از شما ها به چیزی غیر از آن فعال انتخاباتی که به دست مزد می اندیشد فکر می کند یعنی در اصل هردو این افراد هم کاندیدا و هم تبلیغات چی به یک هدف می اندیشند یعنی مادی و معنوی .البته دور از شما ها و بعضی ها.
نوشته شده توسط: حسن بانکی درMay 31, 2005 09:37 AM
