« سرشار از گلايه | صفحه اصلي | خوش آمدی اکبر »
May 30, 2005
به طور پيش گزيده
عجب يك هفتهاي گذشت و عجب سه هفتهاي را در پيش داريم. گاهي آرزو ميكنم هر چه سريعتر اين دو سه هفته هم بگذرد تا تكليف همه يكسره شود. در اين يك هفته گذشته مسير عجيبي را طي كرديم از تبديل شدن به نيروهاي رانده شده از حاكميت كه چارهاي جز سازماندهي يك حركت و جنبش مدني براي فشار بر نظام ندارند، تا قرار گرفتن در رأس يك حركت رقابتي در انتخابات و ايفاي نقش مشاركتجويانه در اين عرصه فاصله اين دو نقش بسيار متفاوت در تصميم حساس و تعيينكننده شوراي نگهبان بود. اين دو سه روز آخر را هم همهاش در التهاب بوديم تا ببينيم اجماع غالب حاميان معين به كدام سمت شكل ميگيرد و پس از آن آقاي معين خودش چه تصميمي ميگيرد. انصافاً تصميم دشواري بود. هر كس ديگري هم جاي معين بود نصفالعمر ميشد تا به يك جمعبندي روشن برسد.
هفته پيش با تأكيد گفتم حالا هم دوباره تكرار ميكنم مشكل اصلي در اينجاست كه هيچ كس نميداند جهتگيريهاي اساسي نظام به كدام سمت ميخواهد برود. نگاه كنيد در همين هفت هشت روزه كه ما سرمان به مسأله رد يا تأييد معين و سپس آمدن و نيامدن او گرم بود، از آن طرف يكدفعه مسؤولان كشورمان همچون خيز گرفتند كه انگار فردا ميخواهند سوئيچ كارخانه فراوري اورانيوم اصفهان را بزنند بعد سر بزنگاه يكدفعه عقب كشيدند، سپس مذاكرات ادامه يافت البته توأم با شاخ و شانه كشيدن، بعد يكدفعه عضويت ما در WTO پذيرفته شد و از آن طرف هم اعلام شد تعليق غنيسازي دو ماه ديگر نيز ادامه خواهد يافت.
شما را به خدا نگاه كنيد يك سر اين رويدادها درگيري كامل با قدرتمندان دنياست و يك سر ديگرش تعامل و تساهل با آنهاست. چه ميگذرد در محافل تصميمگير، والله ما كه درماندهايم. به ياد تحليل مشعشع استراتژيست جناح راست ميافتم كه ميگفت همين مبهم گذاشتن جهتگيريها و تصميمها نقطه قوت ماست، يعني بايد كاري كنيم كه هيچ كس نتواند پيشبيني كند كه ما فردا ميخواهيم چكار كنيم. البته گاهي فكر ميكنم با اخلاق و رفتار ما كه بعضي وقتها راست راستي نميدانيم فردا ميخواهيم چكار كنيم شايد همين استراتژي سازگارتر باشد.
گذشت رفت و آقاي معين تأييد صلاحيت شد و به هر شكل قرار است بيايد توي صحنه. اما آدم از خودش ميپرسد آيا واقعاً از قبل معلوم نبود كه شوراي نگهبان «به طور پيش گزيده» (اين اصطلاح را از بر و بچههاي دانشكده پرسيدم و به عنوان ترجمه اصطلاح by default به كار ميبرم) روي مود رد صلاحيت همه نامزدها به جز همان 6 نفر تأييد شده در اول كار است؟ يعني اين دستگاه را وقتي روشن ميكني به طور طبيعي جوابش ردصلاحيت همه كساني است كه باعث ميشوند بدن آقاي جنتي از نگراني بلرزد. مثل راديويي كه فقط يك ايستگاه به خصوص را ميگيرد، معلوم بود كه گيرنده اين شورا هيچ موج ديگري به جز آنها كه از قبل هم قابل حدس بودند را تقويت نميكند. واقعاً پيشبيني اينكه شوراي نگهبان اگر هيچ پيغامي به او نرسد و هيچ توصيه خاصي به او نكنند «به طور پيشگزيده» معين را ردصلاحيت ميكند، كار دشواري نبود.
خوب حالا سؤال اينجاست كه پس چرا آقاياني كه به رهبري توصيه كردند كه از شوراي نگهبان تأييد صلاحيت معين را درخواست كند دست روي دست گذاشتند تا اين اتفاق بيفتد و اين وضعيت غيرقابل دفاع براي نظام پيش بيايد. يا بايد بپذيريم كه آقايان از سر بيخيالي و بيمسؤوليتي گفتند «به ما چه كه بخواهيم در كار شوراي نگهبان دخالت كنيم» اما بعد كه ديدند ممكن است آبروريزي جبرانناپذيري به بار آيد به اين نتيجه رسيدند كه نميشود نشست و تماشا كرد. يا بايد بپذيريم كه عمدي در كار بوده است كه نظر اوليه شوراي نگهبان در خبرها منعكس شود و بعد مشخص شود كه اين نظر به دليل عنايات صورت گرفته اصلاح شده است، تا بعداً طرف خيلي رويش زياد نشود. و بالاخره تنها احتمال ديگري كه به ذهن من ميرسد اين است كه فرض كنيم قبلاً به شوراي نگهبان گفتهاند تأييد كن اما اين شورا استنكاف كرده و مصر بوده كه نظر خودش را بدهد و تنها با دستور صريح رهبري حاضر به تغيير آن بوده است.
هر طرف قضيه را بگيريد يك جاي كار ايراد دارد. در اين بالا و پايين شدن تصميم شوراي نگهبان بخشي از آبروي نظام به تاراج ميرود. خيال نكنيم تمام شد و رفت. تازه اول ماجراست. شوراي نگهبان ناچار است در قبال ردصلاحيتها و به قول خودشان عدم احراز صلاحيتها پاسخگو باشد. مظنهاي نيست كه بگويند اين آقا مظنهاش به اندازه رياست جمهوري بود و آن يكي نبود. در آنچه رخ داد مجموعاً جناح راست بسيار متضرر شد. جامعه اكنون نسبت به اصلاح طلبان و كانديداي ويژه آنان يعني دكتر معين حساس شده است. اين همان موجي بود كه اصلاحطلبان براي ورود به عرصه انتخابات به آن احتياج داشتند. ردصلاحيت غيرقانوني و بدون توجيه معين و سپس كوتاه آمدن از آن، موجي را در جامعه دامن زد كه دير يا زود مردم را به تفكر واميدارد. آنها نياز به اين داشتند كه بدانند كه آيا اصلاحات هنوز امري جدي است يا حركتي است فراموش شده. داستاني كه رخ داد نشان داد كه آري هنوز اصلاحطلبان چالشي جدي در عرصه سياسي كشورند كه راستيها نميتوانند نسبت به حضور آنها دغدغه و نگراني نداشته باشند.
به نظر من جناح راست توان مديريت خود بر عرصه سياسي كشور را از دست داده است، هر روز بيشتر از ديروز. اين جناح نه توانست در درون خودش سازماندهي سياسي درستي داشته باشد، نه قادر شد با جوسازيها مانع حضور هاشمي در انتخابات شود و نه توانست از قدرت ويژه ردصلاحيت خود، يعني سلاحي كه تنها در شرايط انفعال جامعه كاربرد دارد، براي كنار زدن معين بهرهبرداري كند. براي من همين يك علامت كوچك كافي است كه به قضاوت فوق برسم. آن علامت اين است كه: اولاًـ از قبل (لااقل براي خود آنها) معلوم بود كه شوراي نگهبان معين را رد ميكند و ثانياً ـ معلوم بود كه تأييد صلاحيت مجدد دكتر معين به نفع اصلاحطلبان تمام ميشود، پس چرا با تمام اين اوصاف پيش از اعلام نظر شوراي نگهبان كسي با آنها رايزني نكرده بود؟
May 30, 2005 11:11 AM
نظرات
hi mr shirzad
i don't know how much i can trust you and dr moeen, but i like your dreams and ideal( IRAN FOR ALL IRANIANS) on that dictatorship situation you are the best alternative.
i will vote for dr moeen
i missed IRAN
نوشته شده توسط: mohsen درJune 4, 2005 10:48 AM
