« مجلس باید به رأی ملت ... | صفحه اصلي | سرشار از گلايه »
May 28, 2005
گردن نامرديه!
بچه كه بودم در دوران ابتدايي گاهگاهي همكلاسهايي داشتيم كه احساس ميكردند زود در بازويشان ترش شده است. مرتب به سر و كول يكديگر ميپريدند و حريف ميطلبيدند. بعضي روزها در حاشيه زنگ ورزش كه معلم ما را به حال خود رها ميكرد بين مدعيان مسابقه برگزار ميشد تا ببينيم چه كسي «زور كلاس» است.
مسابقه معمولاً در حاشيه باغچه خاكي نهالكاري شده ته مدرسه انجام ميشد كه آن زمان با چشم بچگي به نظر ما يك جنگل انبوه ميآمد. به اين محوطه ميگفتيم «قلمهها». معمولاً دور دونفري كه كشتي ميگرفتند حائل ميشديم تا به كمك درختهاي نورس صحنه از چشم ناظم مدرسه پنهان بماند. يادم ميآيد كه يكي از مهيجترين كشتيها بين «دهقان» و «خيرمند» بود كه فكر كنم هر دو بعد از دوران ابتدايي تحصيل را رها كردند. معمولاً ضمن مسابقه كار به رجزخواني و ناسزا هم ميكشيد. دو طرف قرمز و برافروخته ميشدند و اغلب با پيراهن و شلوار خاكي و جر خورده به خانه برميگشتند و حتماً كتكي هم آنجا نوش جان ميكردند.
يك اتفاق جالب حين كشتي كه در آن از تمام فنون دعوا هم استفاده ميشد، مسألهاي بود به نام «نامردي». آن زمان، هنوز كلمه فول يا خطا را ياد نگرفته بوديم. گاهي يكي از طرفين مبارزه ميپريد مثلاً گردن طرف مقابل را ميگرفت و بناي كشيدن يا فشار دادن را ميگذاشت. در اين موارد حريفي كه در آستانه شكست بود با تمام قوا فرياد ميزد: «ول كن، ول كن، گردن نامرديه!» و جالب اين بود كه حريف اغلب وقتي اين حرف را ميشنيد كه با اعتراض تماشاچيان طرفدار رقيب همراه ميشد تحت تأثير فريادهاي «ول كن نامرد»، طرف مقابل را رها ميكرد تا به او نگويند كارت نامردي بود! در آن روزگار هيچ قرار و قاعدهاي جايي نوشته نشده بود كه ما بدانيم گرفتن كدام عضو مصداق «نامردي» است و استفاده از كدام فن، «مردي» به حساب ميآيد. در اين وضعيت يك وقت ميديدي گرفتن زير يك خم يا دو خم حريف هم با فريادهاي «ول كن نامرديه» روبهرو ميشد و در عالم بچگي كشتيگيري كه در موقعيت برتري قرار داشت به خاطر جوسازي و شلوغ بازي ديگران از موقعيت خود دست ميكشيد.
اين را به تفصيل گفتم تا برسم به موقعيت فعلي خودمان. داستان به روايت حقير از اين قرار است كه بعد از انتخابات مجلس هفتم كه ما با نامردي مطلق حريفان اصولگرا خاك شديم، دوباره اندك اندك تنور مبارزه سياسي گرم شد. چند ماه بود كه دور هم ميچرخيديم تا براي اين روزهاي اوج هماوردي خود را آماده كنيم. همان طور كه قابل پيشبيني هم بود در حساسترين زمان، شوراي نگهبان از فن معروف «ردصلاحيت» (كه نميگويم حاكي از جوانمردي است يا نامردي، قضاوتش با خودتان و عموم مردم ايران) استفاده كرد. اما خوشبختانه شرايط با اوضاع مظلومانه سال 82 فرق داشت و آنها نتوانستند با اين به اصطلاح «گردنگيري» ادامه كشتي را مديريت كنند.
شواهد نشان ميداد به دليل استفاده مكرر از يك فن نامردي (به قول امروزيها خطا) صحنه تبديل به مسابقه بيمعنايي ميشد كه قطعاً با سروصدا و اعتراضات تماشاچيان روبهرو ميگرديد. به هر حال از آنجا كه استفاده از فن خطا آخر و عاقبت ندارد آقايان مجبور شدند در اولين فرصت و با اولين اخطار گردن حريف را رها كنند و به مبارزهاي منطقيتر تن دهند. طبيعي است كه براي حفظ حرمت، يك ژستي هم بگيرند كه ما زورمان ميرسيد اما لطف كرديم اين دفعه را فرصت داديم ببينيم چه كار ميكنيد. غافل از آنكه در چنين فضايي ما به عنوان حريف تازه نفسي كه روحيه گرفته وارد عرصه ميشويم و قطعاً در شرايط بهتري به مسابقه ادامه ميدهيم.
موج ناشي از نظر اوليه شوراي نگهبان و عدول از اين نظر به دليل واقعيتهاي موجود در عرصه هماوردي، آنچنان در اين دو سه روز كشور را به وجد آورده كه اصلاً قابل پيشبيني نبود. حالا راست راستي زير دوخم حريف دست ماست و بايد با يك ياعلي آن را بالا بكشيم تا امتياز حسابي بگيريم اما حكايت اينجاست كه درست در چنين اوضاع و احوالي شگرد قديمي بچههاي رند مدرسه ما كه در آستانه خاك شدن بودند دارد رو ميشود. يك دفعه سر اين بزنگاه از اين طرف و آن طرف داد ميزنند: «نامرديه» وقتي ميپرسيم آخه چه جور نامرديه؟ ميگويند: «اين استفاده از حكم حكومتي است كه شما گفتيد قبول نداريد.»!
حالا آقاي معين در حالي كه زير دوخم حريف را گرفته مانده است هاج و واج كه نكند مرتكب نامردي شود. قضيه شده است مثل نجابتهاي آقاي خاتمي كه تا ميگفتند خلاف مصالح نظام است، دست و دلش ميلرزيد كه نكند به نظام لطمهاي وارد كند. مزهدار اينجاست كه در اين يكي دوروزه رسانههاي راست و برخي روزنامهها فهميدهاند كه انگار اين موضوع بد چيزي نيست و اين امكان وجود دارد كه با كمي سر و صدا كه اين «نامرديه» و آن «حكم حكومتيه» حريف در آستانه امتياز گرفتن را مفت و مسلم از صحنه خارج ساخت. اين است كه مرتب اصرار دارند بگويند آقاي معين با حكم حكومتي و با «عنايت خاص» در موقعيت بهتري قرار گرفت. از آن طرف هم صرف نظر از برخي دوستان كه نجابتشان ما را كشته و نگرانند كه «يك وقت آقاي معين اصول خودش را زير پا نگذارد»، عده ديگري هم كه از اول ميخواستند بازي را چپه كنند و كاري كنند كه اصلاً مسابقه پرشوري اتفاق نيفتد اصرار دارند كه «اگر معين بيايد نامردي كرده».
اين صحنهاي است كه فعلاً با آن روبهروييم.
ما هم به عنوان يك تماشاچي به آقاي معين عرض ميكنيم: «اخوي اول كار است، از اين بند و بساطها زياد اتفاق ميافتد. اگر زير دوخم را گرفتي ترديد نكن, بگير و بكش بالا. دير بجنبي زير دوخم خودت را ميگيرند. از اين مچگيريها زياد اتفاق ميافتد كه بگويند شما كه اين را گفتي حالا اين كار را بايد بكني و آن كار را نبايد بكني. توي اين كشمكش بالاخره چهار نفر هم آدم را مسخره ميكنند، يك جايي هم ممكن است دكمه پيراهنمان كنده شود. مواظب باش مفت و مسلم موقعيت برتري را كه در بازي به دست آوردهاي از دست ندهي. فرصتها هميشه تكرار نميشوند. شما زير دوخم را محكم بگير، بگذار هر چه دلشان ميخواهد بگويند نامردي بود. بعداً ميشود فهميد علت اين فريادها چه بوده است.»
خداوكيلي بد ميگويم من؟
May 28, 2005 08:25 AM
نظرات
1- حذف فيلترينگ وگزينش وسانسور
2-ازادي ماهواره وانواع موسيقي وکنسرت وعدم نياز به مجوز براي انها
3-ازادي راديو وتلوزيون خصوصي
4-ازادي انتشارمطبوعات بدون لزوم اخذ مجوز
5-حذف کنکور کارشناسي ارشدوگسترش تحصيلات تکميلي داخلي و تسهيل اعزام به خارج
6-حذف يا اختياري شدن خدمت سربازي
7-ازادي زندانيان سياسي
8-توجه خاص به بازنشستگان ومعلمان ومهندسان برق-قدرت
9-ايجادرفاه واشتغال ومسکن وماشين وازدواج
10-تسهيلات مسافرت داخلي وخارجي
11-مبارزه باتورم ورانت ورشوه وبوروکراسي
12-توجه خاص به بهزيستي
13-ايجادشوراي عالي حقوقبشروشهروندي
14-گردش ازاد اطلاعات وعدم دخالت در حريم خصوصي وازادي بيان وقلم وانديشه وانتخاب وانتخابات واجتماعات
15-رابطه با امريکاوروابط استراتزيک با اروپا (عضويت ناظر)ا
16-اموزش زبان محلي ودرس ازادي وحقوق بشر وحقوق اقليتها وقوميتها ومذاهب
17- عدالت جنسيتي وقوميتي ومذهبي ونسلي وتبعيض مثبت
18-رفع مشکلات دانشگاه ازاد
19-بيمه بيکاري وبيمه دانشجويي وتامين اجتماعي وهدفمندکردن يارانه ها
20-ايجاد مجلس داننشجويي
21-(دولت الکترونيک-انقلاب صنعتي-استفاده از نسل سوم-انتخابي شدن استانداران وفرمانداران وشهرداران (مسعولان محلي
22-امکانات براي مغزها براي عدم فرار
23- عدم ردصلاحيت ونظارت استصوابي وتدوين قانون رفراندم درموارد مهم طبق اصل 59 قانون اساسي
24-توجه خاص به فناوري هاي نو وفارغ التحصيلان
25-نشاط واميد وشادي واوقات فراغت
26-تقويت استقلال وخودگرداني وازادي عمل شوراها تبديل انها به مجالس محلي مثل استاني وشهري وغيره
مطالبات جمعي از دانشجويان واساتيد وهنرمندان سمنان واهوازوتبريزودهلران وتهران وابادان
نوشته شده توسط: مانی درJune 6, 2005 07:20 PM
دکتر شیرزاد عزیز
سلام
حرف شما کاملا درست است بخصوص آنجا که گفتید " هر دو بعد از دوران ابتدايي تحصيل را رها كردند"
نوشته شده توسط: بابا و دخترش درMay 30, 2005 02:38 AM
گفته بوديد كه نامه رهبري حكم حكومتي نيست حال يك سوال داشتم ميخواستم به صراحت جواب دهيد تا ما به صداقت شما پي ببريم و اما سوال در ديدار رهبر با اعضا مجلس مورد علاقه صحبت هاي صريحي مطرح كردند كه مجلس ششم- آقاي معين-قسمت هاي اجرايي و كلا اصلاح طلبان را شامل مي شد. كه دارند پازل دشمن را كامل مي كنند و ... در ضمن قوه قضاييه-شوراي نگهبان-مجلس قواي منظم و قانوني خوانده شدند كه عده اي قصد ضربه زدن به آن ها را دارند و نمي دانند كه بالا سر اين ها كيست.(1) آقاي شيرزاد با صراحت لهجه تان بفرماييد كه مثل قضييه حكم حكومتي باز اين تحليل ها را قبول نداريد -يا بايد ديگر نام شماها برده شود تا شايد قبول كنيد خلاصه اگر تحليلي توجيهي- داريد بيان بفرماييد خوشحال مي شويم.
البته مي گويم بر طبق ميل قلبي ام به معين و صداقتش تا به اينجا راي مي دهم و به ديگران هم توصيه مي كنم. درود بر معين. (1) البته رهبر در ديدار اول با راه يافتگان با عنوان .... از مجلس ششم نام برده بود كه حتما در جريان هستيد!!!.
حتما جواب بدهيد حال مخفي يا در سايتتان!!!
شيرزاد:
والله ما زن و بچه داريم، جان و قوهء اعتصاب غذا کردن در زندان را هم نداريم. جرأت يواشکی گفتن اش را نداريم چه رسد به علنی گفتن!
نوشته شده توسط: mohsen درMay 29, 2005 10:20 PM
بعد از اون همه گربه رقصوندن آدم نظام مراتب خاکساريش رو به حضرت آقا ثابت کرد. اصلاح طلب راستين اکبر گنجی که تو زندون هم برای اصلاحات ومردم اثرگذاره نه معين که نقش آخرين سرباز حضرت ولی فقيه رو بازی می کنه. پيشينه معين و مراتب وفاداريش به نظام واضح تر از اونی که بشه با اسم حقوق بشر و شيرين عبادی از یاد مردم برد.
شيرزاد:
مثل اين که شما با همه مشکل داريد. مطمئن هستيد که اگر فردا اکبر گنجی هم چيزی گفت که برآورنده مواضع آتشين شما نبود با او هم به همين شيوه سخن نمی گوييد؟ در هر حال ما برای انقلاب نيامده ايم. اگر شما فکر می کنيد مردم چنين می خواهند، بسم الله.
نوشته شده توسط: shahab درMay 29, 2005 06:39 PM
با سلام به استاد بزگوار ، مورد احترام و عزت خود و كشورم آقاي دكتر شيرزاد
من در تعجبام كه بزرگان روشنفكر ما چطور اين چنين دچار اضطراب و تشويش ميشوند. چرا ما بايد بنشينيم و ببينيم كه آنها چهكار مكنند و يا چهفكر ميكنند تا آن وقت ما هم يك كاري بكنيم. شما مطمئن باشيد كه اگر اين دوره بهمانند دوره مجلس از دست برود ديگر هيچ مجالي براي شما و ما جوانان باقي نخواهد ماند.من نميدانم چرا بايد به اين فكر كنيم كه يكي از راهها خالي كردن صحنه است. ما مطمئن هستيم كه راي مياوريم پس نبايسي به هيچ چيزي به غير از ادامه كار و در هرم اين كارها جوانان فكر كنيم. من اميد وار هستم كه با آمدن آقاي معين يك جامعه مدني با تمامي خصوصياتش داشته باشيم. وسلام
نوشته شده توسط: جمشيد جعفري درMay 28, 2005 03:01 PM
ba salam,
ostade gerami man hamishe az nazarate shoma piramoone masayel mokhtalef estefade mikonam,choon be khate mashye shoma va aghidetan bavare daram.
ba sepas shagerde shoma
نوشته شده توسط: hadi درMay 28, 2005 10:12 AM
