« پيمان با ايران زمين | صفحه اصلي | مجلس باید به رأی ملت ... »
May 25, 2005
عبور از قله
حكايتي بود به يادماندني، بيست و چهار ساعتي كه از سرشب يكشنبه اول خرداد جاري شروع شد و ساعتي مانده به مغرب دوشنبه دوم خرداد پايان يافت.
التهابي نبود. هيجاني هم نبود. حتي بهت و تعجب هم نبود. بيشتر همه حالتي از تأسف داشتند و حسرت بر روزگار ازدست رفته. در فاصله زماني ميان اعلام كانديداهاي «احراز صلاحيت شده از سوي شوراي نگهبان» تا زمان اعلام تجديدنظر در اين تصميم از سوي مقام رهبري، نظام جمهوري اسلامي نقطه عطف بسيار حساسي را طي كرد. اين نقطه حساس تاريخي در مرز ميان اصلاحپذيري يا اصلاحناپذيري نظام قرار گرفته بود.
هماكنون در كشور ما چه در ميان نخبگان فكري جامعه و چه در ميان مردم كوچه و بازار كم نيستند كساني كه قائل به اصلاحناپذيري حكومت از طريق ساز و كارهاي قانوني هستند. در واقع اگر آراي خاموش قريب به 50 درصدي از جمعيت كه هنوز تمايلي به شركت در انتخابات از خود نشان ندادهاند را تجزيه و تحليل كنيم درصد عمدهاي از آنها به كساني تعلق دارد كه معتقدند «فايدهاي ندارد». حتي در ميان نخبگان سياسي و كساني كه زماني هر كدام سردمدار تحولي و حركتي بودهاند چهرههاي برجستهاي را ميبينيم كه به صحنه نميآيند، اغلب از ميان زندان رفتهها يا زخم خوردههاي دستگاه قضايي و شبه قضايي.
طي يك سال گذشته از بعد از شوك ناشي از انتخابات مجلس هفتم تا آغاز فعاليتهاي جدي انتخابات رياست جمهوري و به خصوص در چند ماه اخير، جامعه ما شاهد يكي از جديترين چالشهاي فكري-سياسي خود در عرصه نخبگان و مجامع فكري بوده است، چالش ميان حركت اصلاحي در عرصه حكومت يا رفتن به سمت تغيير بنيادي و سريع در مباني حاكميت. در هر دو طيف فكري افراد، جريانها و نيروهاي شاخصي نيز حضور داشتند، هر چند در طيف دوم يعني طرفداران تغيير اساسي و ريشهاي در نظام بسياري از افراد صريحاً به عرصه اين چالش فكري نيامدند اما روي هم رفته رفتاري را از خود نشان دادند كه معنايي جز اين نميتوان از آن دريافت.
در هر حال اين چالش بسيار عميق آرام آرام و با دشواري و مشقت بسيار به سمت تفوق ايده اصلاحپذيري نظام پيش رفت، ايدهاي كه حداقل شرط پذيرش آن از سوي مشكلپسندان طيف دوم امكان حضور حداقلي در عرصه انتخابات رياست جمهوري تلقي ميشد. طرفداران نظريه اصلاحناپذيري، البته برخيشان يا بهتر بگوييم بسياريشان، نجابت به خرج دادند و سنگي هم در مسير اصلاحطلباني كه ميرفتند تا آخرين بخت خود را براي امكان تحقق نظريه اصلاحپذيري از طريق حضور در حاكميت بيازمايند، نينداختند. عده معدودي نيز كه گويي در دنيا هيچ رسالتي نداشتند جز اينكه تابيدههاي ديگران را واتابند، تمام تلاش خود را به خرج دادند تا جلوي هر حركتي را از سوي اصلاحطلبان سد كنند. بگذريم.
در چنين هنگامهاي نظام جمهوري اسلامي در معرض آزمون تعيينكننده اصلاحپذيري يا اصلاحناپذيري قرار گرفت و اين آزمون كه البته نخستين و آخرين آزمون از اين نوع نيست چيزي نبود جز موضوع بررسي صلاحيت كانديداهاي رياست جمهوري. در رشته ما (فيزيك) گاهي سرنوشت دونظريه مهم و متقابل يا حداقل متفاوت به نتيجه يك آزمايش گره ميخورد. به اين قبيل آزمونها «آزمون فيصلهبخش» يا «آزمون حساس» ميگوييم، مثل آزمايش معروف مايكسون و مورلي كه به تثبيت تئوري نسبت خاص در برابر نظريه قديمي اتر منجر شد. بلا تشبيه، زبانم لال، اگر بعضي جامعهشناسان و سياستشناسان فكر نكنند جامعه را هم به بساطت و سادگي يك سيستم فيزيكي ميپنداريم، اما از اين حيث گاهي شرايط جامعه و سياست نيز طوري است كه همه چيز به نتيجه يك آزمون حساس گره ميخورد.
البته اين را بگويم كه به لحاظ نظري آسمان به زمين نميآمد اگر نتيجه برعكس آن چيزي كه الان اتفاق افتاده است ميبود، هرچند سرنوشت كشور بسيار متفاوت با وضعيت فعلي بود. عرض من اين است كه اين ماجرا درست در نقطه قله منحني اصلاحپذيري و اصلاحناپذيري قرار داشت به طوري كه به قول بچهها با يك تلنگر به سمت اصلاحناپذيري ميرفت و با تلنگر ديگري در خلاف جهت آن مسير را در پيش ميگرفت. در ماجراي تأييد صلاحيتهاي مجلس هفتم اين تلنگر از آن طرف بود و سيستم رفت توي گودال اصلاحناپذيري. در روزهاي حساس بهمن ماه 82 و درست مقارن با تحصن نمايندگان معترض در مجلس به چنين نقطه اوجي نزديك شديم و متأسفانه به بليهاي دچار شديم كه ميدانيد. در اين انتخابات اصلاحطلبان تمام تلاششان را به خرج دادند كه دوباره سيستم را از ماندن در ته چاه اصلاحناپذيري بالا بكشند و با هر تلاشي كه امكانپذير هست حداقل به نقطه عطفي برسانند كه در معرض يك انتخاب حساس بين اين دو وضعيت قرار گيرد. از قبل قابل پيشبيني بود كه اين نقطه، نقطه بسيار تعيينكنندهاي است. همه منتظر چنين روزي بوديم و به هر حال سر رسيد.
من شخصاً فكر ميكنم سرنوشت انتخابات به هر سمتي برود، در اين نقطه به يك نتيجه مطلوب رسيديم و آن برملا كردن اينكه هنوز نظام ظرفيت اصلاحپذيري قابل قبولي دارد.
حساسيت افكار عمومي در روزهاي اخير، پيامهاي متعدد، همدلي اصلاحطلبان، توان بسيج سياسي آنها، گرفتن مواضع اصولي و منطقي از سوي آنان، برخورد از سر كرامت و عزت نفس و بالاخره تحركات دانشجويان و امثال آنان كه طليعه ايجاد اعتراضات گستردهتر بود، همه و همه فضايي ايجاد كرد كه نظام را به سوي ظرفيتهاي اصلاحپذيري خود سوق داد و اين امر مثبتي است، هر چند به معناي آن نيست كه ما كاملاً در يك سراشيبي قرار گرفتهايم.
May 25, 2005 12:02 PM
نظرات
جناب شیرزاد با عرض سلام
باید عرض کنم چون هنوز چشم امید به اصلاحات هست پس باید دکتر معین در صحنه بماند و ما ناامید نشویم که پیگیری اصلاحات به مانند بازی شطرنج است وباید از هر فرصتی برای پیشبرد اصلاحات استفاده کردوتمامی این تلاشها باید مسالمت آمیزباشد(ما باید از مبارزات آفریقای جنوبی و هندوستان درس بگیریم وبدانیم مرحله به مرحله پیش برویم وتندروی نکنیم چرا که این کار ما بهانه تندروی را به طرف مقابل هم میدهد)
با این اوصاف بهتره که دکتر معین شرایط زیر را به عنوان هدف شرکت در انتخابات به پیشگاه ملت بزرگ ایران اعلام کنند :
1)مخالفت با حکم حکومتی واعمال فراقانونی
2)مخالفت با عملکرد شورای نگهبان واحراز صلاحیتها
3)تلاش برای تغییر ترکیب اعضای شورای نگهبان یا دستکم اعلام مخالفت با این ترکیب
4) تلاش برای اجرای کامل قانون اساسی واصل رفراندوم( امام خمینی در بهشت زهرا گفتند پدران ما حق نداشتند برای ما تصمیم بگیرند و حکومت پهلوی را تثبیت کنند آنها خواستند ما نمی خواهیم با توجه به این گفته که در نظر سران حکومت از فانون هم بالاتر است ما هم بایید بتوانیم سرنوشت خود را رقم بزنیم)
5) تلاش برای تقدس زدایی از سیاست وتبیین دین وسیاست و مشخص کردن این موضوع که اسلام یک دین و روش است نه یک شخص یا یک گروه
6) تلاش برای تشکیل وتحکیم نهادهای مدنی از جمله احزاب وکانون وکلای مستقل وسندیکاهای کارگری و...
7) مخالفت با دخالت در حریم خصوصی افراد و نقض حقوق افراد
8) مخالفت با نهادهای اطلاعاتی موازی وتلاش برای تحدید کردن وتعطیل کردن فعالیت آنها
9) تلاش برای پاسخگو کردن تمامی افراد ونهادها و... در برابر ملت ایران
10) تلاش برای اصلاح روشهای اطلاع رسانی وفراهم کردن شرایط مساعد برای فعالیت همه جریانهای مردمی واحیانا قانونی
دست آخر تلاش مجدانه برای رواج فرهنگ دموکراسی در جامعه وافزایش فرهنگ عمومی جامعه.
نوشته شده توسط: علی محمدی درMay 27, 2005 10:26 AM
اين روزها به عمروعاص فکر مي کنم. به جلسه ي حکميت... از سر ِ خيرخواهي از مظلوميت دکتر معين دفاع کردن؛ اما ... دکتر معين مي تواند با اطمينان دل وارد گود شود و مردانه مبارزه کردن را به اينها ياد بدهد. به صداي هل من ناصر ينصرني مردم دل بدهيد. براي كمك به مردم گاهي بايد آبرو را هم گرو نهاد.
نوشته شده توسط: محمد درMay 27, 2005 09:11 AM
راستش اين بازي حكم حكومتي بود يا نبود خيلي خنده دار بنظر مي آد. مثلا فرض كنيد مي خواهند عبدالله نوري را كه بي جهت و به گفته او توسط دادگاه غير صالخ و غير قانوني به زندان افتاده به هر دليل و بدون اينكه او هيچ درخواستي كرده باشه آزاد كنند. به گفته دوستان چون او به حكم حكومتي و حكم دادگاه اعتقاد نداره و اين را اعلام كرده نبايد از زندان بيرون بياد! يا اينكه بايد بگه من فقط در صورتي بيرون ميروم كه همه زندانياني كه به عقيده من غير قانوني به زندان اقتاده اند هم آزاد شوند.
اگه واقعا شركت در انتخابات رو درست نمي دانند خوب اين حق او نهاست ولي اگه مي گن هيچ كس حق نداره در انتخابات شركت كنه و اگر كسي خواست شركت كته با يد به هر نحو منطقي يا غير منطقي گير هاي صد تا يه غاز بهش داد ، شايد بد نباشه به شباهت طرز فكر و عقيده شون به بعضي ها، توجهي داشته باشند.
نوشته شده توسط: قادري درMay 27, 2005 06:13 AM
اين دو مطلب را براي شما فرستاده بودم نمي دانم خوانديد يا نه !به عنوان يك دانشجو نظر شما را مي خواستم.
تحليل حكم رهبري
ديروز اعلام زودتر شوراي نگهبان همگان را در ترديد و فكر فرو برد اما بر
خلاف آنچه آقايان معتقدند كه سياست در كارشان دخلي ندارد آنها تاكتيك هوشمندانه اي به كار بردند تا كاريز اصلاح طلبان را فتح كنند و آن حكم رهبري بود بدين صورت كه همان طور كه در حكم رهبري نيز آمده ((شما اعضاي شوراي نگهبان به وظيفه قانوني خود عمل كرديد)) يعني معين و مهر عليزاده به درستي رد شده ايد ولي به علت مشاركت حد اكثري مردم بنا بر مصلحت و احكام ثانويه كه ناقض احكام اوليه مي باشد اين ها را به عرصه راه بدهيد!و به اصطلاح توپ را در ميدان اصلاح طلبان بياندازند تا آنها يكبار ديگر در مورد قدرت و رسيدن به آن محك بخورند و ليكن اين بار اصلاح طلبان چه مي كنند ؟ آيا تن به حكم حكومتي مي دهند ؟ حكمي كه مرتب از سوي دانشجويان از معين سؤال مي شد كه چنين حكمي را قبول داريد يا خير ؟ كه تنها ابراهيم يزدي به صراحت اين را قبول نداشت (1) كه البته اسم او هم در حكم مذكور نيامد. سياست هوشمندانه راست سبب خواهد شد تا آراي خاكستري كه اصلاح طلبان منتظر آن بودند به صندوق ريخته نشود و آنها ضربه كاري خود را وارد سازند و با كنار زدن هاشمي رفسنجاني با بحث هايي كه در بسيج دانشجويي شكل گرفته مانند اينكه بعضي ها به شدت او را به باد انتقاد مي گيرند -شايد همكاري گذشته را فراموش كردند- تا او نيز از صحنه به در شود و در گام آخر با اجماع اصول گرايان به يك پيروزي هوشمندانه براي آنها بيانجامد و شام آخر اصلاحات را سرو كنند. ولي اصلاح طلبان كار سختي پيشرو دارند آيا آرمين و الهه كولايي كه تقريبا بويي از اين دسيسه برده بودند و قبل از اعلام حكم حكومتي گفته بودند: معين به هر نحوي حاضر به برگشت به انتخابات نيست مگر به عذر خواهي شوراي نگهبان آيا روي حرف خود خواهند ماند ؟ و از آنجا كه شوراي نگهبان عذرخواهي نمي كند آيا به صحنه نمي آيند ؟ و به استقبال خطرات يك تصميم مهم مي روند ؟ آيا آنها در كنار دانشجويان و تكنو كرات ها قرار مي گيرند يا به خيال سايه قدرت به چاه اصول گرايان هوشمند مي افتند ؟ البته آنچه مي توان گفت اين است كه در كوتاه مدت برد با اصول گرايان است. ولي در دراز مدت انديشه هاي راديكال ميدان دار صحنه خواهند بود كه زمان آن بستگي به ايجاد و رشد مردم سالاري در بدنه اجتماع و سطح عامه مردم خواهد داشت كه البته نياز به رشد فرهنگي و طبعا زمان نياز دارد. والبته در هر صورت به نظر مي رسد كه دوران اصلاح طلبي در ايران به پايان رسيده است. والسلام ...(( و مكرو و مكر الله و الله خير الماكرين)) (1) دكتر يزدي بار ها گفته بود كه به رد صلاحيت كانديدا ها اعتراض دارم در حالي كه اصلاح طلبان نگفتند كه اگر يزدي رد صلاحيت شود شركت نمي كنيم كه اين خود جاي سؤال دارد. پايان مقدم دانشجو 84/3/2
esttehran@yahoo.com for call me
--------------------------------------------------
پاسخ كوبنده
همان طور كه در نامه قبلي ام با عنوان تحليل حكم رهبري گفته بودم پيروزي كوتاه مدت چه در صورت شركت يا عدم شركت اصلاح طلبان با اقتدار گرايان خواهد بود اما پيروزي كوتاه مدت اقتدار گرايان را مي توان شكست. با :
1-اعلام شركت در انتخابات و اعلام حق قانوني بودن حضور خود و عدم تمكين به حكم رهبري
2-دعوت از ملي-مذهبي ها و دفتر تحكيم وحدت و ساير گروه هاي دانشجوي اصلاح طلب در جلسه پنجشنبه مشاركت و مجاهدين انقلاب اسلامي
3-توضيح و تبيين اهميّت شكست اقتدارگرايان در كوتاه مدت براي مدعوين
4-دعوت از مدعوين براي شركت در كابينه معين براي تحقق شعار ايران براي همه ايرانيان. مانند : دعوت از افراد نهضت آزادي و دعوت از تحكيمي ها و قبولاندن اين مطلب كه اگر حاكميت حق مردم است شما ها در حكومتي مردمي (معين) شريك شويد
5-اعلام اينكه دولت متحد اصلاح طلب در صورت هر گونه مانع تراشي به دنبال اصول مردم خواهد بود واز آن كنار نخواهد كشيد و اهل مسامحه نيست اين بار عناصر قدرت طلبي مانند جنتي ها بايد كنار بروند و استعفاء دهند
6-اعلام اين موضوع كه اي مردم راي دادن به ما يعني اينكه ملت خواهان رد صلاحيت جنتي ها و ساير اعضاء شوراي نگهبان مي باشد
7-مجبور كردن افراد قدرت طلب براي استعفاء از سمت هاي خويش
8-اعلام برايت از همه قدرت هاي خارجي و هشدار صريح به آنها و اينكه پيروان راه مصدق حضور سلطه طلبانه بيگانه را براي يك ثانيه تحمل نمي كنند
9-رفتن به سوي الگوي عدالتي علي (ع) و سعي در نشان دادن گوشه اي از اسلام اصيل به مدعيان مسلماني
والسلام... مقدم دانشجو از اصفهان
esttehran@yahoo.com
نوشته شده توسط: moghaddam درMay 26, 2005 02:51 PM
جناب آقای شيرزادو سلام بر شما و راهتان
با آنکه کوچکترين عقيدهای به نظام مورد علاقه شما و اصل موضوعه آن که آميختن نهاد دين و سياست و بعبارت عاقلی ،ادغام همه جانبه سه نهاد سرکوب و استثمار يعنی زور و زر و تزوير است ، تصور می کنم برای ايران بايد ماند. من همواره عقيده داشته ام که عدم حمايت اجدادمان از سلطنت خوارزمشاهيان و تسليم در برابر هجمه مغول اشتباهی بزرگ بود که چوبش را هنوز ما نديدگان و نبيرگان می خوريم، در باره تسليم پدر جد هايمان در برابر تازيان چيزی نمی گويم که خدای ناکرده به ايمان اهل کتاب برنخورد.
حال ما هستيم و گزينه اب کاملا مشابه: گرگانی گرسنه که در انظار احتضار اين گوسفند بيچاره يعنی مام وطن ايستاده اند و به انتظار: در جنوبش که آل نهيان برای خوردن سه جزيره مان در ليست انتظارند! در شمال که خزر را خوردند و بردند و می خواهند ته کاسه را هم بليسند! در شرق و غرب هم نگو که يانکی های شش لول کش منتظر فرمان آتش عمو سام آدامس می جوند!! اين يکی ديگر همه لش را می خواهد و به دل و جيگر و قلوه و خلاصه دله خوری عادت ندارد!!(عمو سام را می گويند).
من خودم به عنوان يک ايرانی که سعی می کنم(ادعا نمی کنم)وطن خواه باشم فکر می کنم امروز زمان آن است که نگذاريم نوه ها،نتيجه ها و نديده هايمان فردا روز تف بر غيرت از دست رفته مان بيندازند و لعنمان کنند.
بلکه روز آن است که کاری نو کنيم، کاری که فردا روز روسياهی به ذغال بماند و آيندگانمان به درايت ما دعا کنند. به همه میگویم، قوام السلطنه را ببينید، هر پدر سوخته ای بود امروز من به او میگویم خدایش بیامرزد که اگر نبود، امروز ولایت آذربایجانمان هم مثل بقیه قفقاز دست اوباش و اراذل باقیمانده پولیت بیورو حزب کمونیست شوروی دست به دست می شد.
گرچه با شما مخالفم اما هیچگاه نمی توانم کرده های غیر قابل انکار خاتمی و دوستانش(از جمله شما و امثال شما) را نبینم، هر شیر پاک خورده ای که فقط اندکی به مغز خود فشار بیاورد و حافظه تاریخی اش را کار بیندازد(کاری که ما اهل این زاد بوم متاسفانه با آن غریبه ایم)نمی تواند عظمت آن را منکر شود.
دوست دارم به شما و همه خوانندگان این وب نوشت بگویم: من رای می دهم، به معین هم رای می دهم چون در سی و پنج سالگی به این مپل عقیده پیداکرده ام که: اگر ایرانی گوشت همدیگر را بخورد استخوانش را بیرون نخواهد انداخت. باید رهرو خوبی بود: رهرو آن نیست کخ گه تند و گهی خسته رود رهرو آن که آهسته و پیوسته رود!!
دمکراسی یک پکیج نیست که آن را بشود خرید و یا وارد کرد و نصب کرد، دمکراسی یک منش است، یک رفتار در سطح مردم و نخبگان، و چون از جنس رفتار است باید آن را آموخت، تجربه کرد و بکارش گرفت و یاد گرفتن زمان می خواهد، پشتکار می خواهد، علاقه و عشق و مداومت می خواهد. اگر مردم دول فائقه یک روز، فقط یک روز از پایش مزرعه آزادی خود( که برای آن خونها و خونها داده اند)غاقل شوند، شارلاتانهای سیاسی فرنگی بر آنها آنچنان خواهند کرد که روی این خودی ها سپید خواهد شد!!! فقط پنجاه سال از بلای نازیسم و فاشیسم می گذرد!!! و پنجاه سال در مقیاس تاریخ یک طرفه العین است و بس!!!
سربلندیتان مستدام باد.بابک
نوشته شده توسط: بابک شکری درMay 26, 2005 02:11 PM
به نظر من اگر آقای معین از شرکت در انتخابات صرف نظر کند اشتباه بزرگی خواهد بود. درست مانند استعغای دولت مرحوم بازرگان که عرصه را برای تندرویان خالی نمود.
از اظهار نظر دکتر یزدی معلوم میشود که ایشان هنوز بر درستی آن استعفا اعتقاد دارند. ولی باید در نظر داشت که در سیاست، نتیجهی کار درستی یا نادرستی کار را مشخص میکند نه نفس عمل.
حتی اگر دکتر معین و حامیانش فکر میکنند که احتمال پیروزیشان ناچیز است باید در انتخابات شرکت کنند.
اینکه بگویند چون با حکم حکومتی صلاحیتشان تایید شده نباید بپذیرند، قابل دفاع نیست. آقای معین اگر دو یا سه میلیون رای هم بیاورد پیروزی بزرگی است و نباید این عدد را با ۲۲ میلیون رای خاتمی مقایسه نمود چرا که بیشتر آرای خاتمی در واقع ضد رای به ناطق نوری و پشتیبانان وی بود تا رای به خود خاتمی.
نوشته شده توسط: محمد درMay 26, 2005 08:03 AM
جناب شيرزاد
خودفريبي تا كي؟ نظامي كه حاضر نيست كليت خويش را در معرض آراي عمومي بگذارد و مشروعيت و مقيوليت خود را بسنجد يا بزباني ديگر تاب نگريستن بخويش را در آينه ندارد چگونه ميتواند ظرفيتهاي اصلاحپذيري داشته باشد؟
شيرزاد:
اصلاح پذيری مراتب متفاوتی می تواند داشته باشد. اين که نظامی حاضر باشد مشروعيت خود را مستقيما به معرض آزمون بگذارد اوج اصلاح پذيری است و در عمل هم نياز به رفراندن دم به دم ندارد. حالا شما کمی تخفيف دهيد و قبول بفرماييد رفتن زير بار انثخابات "نيمه آزاد" هم مرتبه ای از اصلاح پذيری است.
نوشته شده توسط: فريور درMay 26, 2005 12:10 AM
باعرض سلام
بنظر میرسد اصلاح طلبان از وضعیت پیش آمده خوشحال گردیده اند. اما بحث واقعی حال در مورد آینده این مجادلات است. متاسفانه آقای معین حال علامت پذیرش با حکم حکومتی را از طرف اقتدارگرایان دارد و شما بخوبی میدانید این یک دستاویز برای کاربردهای بعدی است. شخصا بعنوان یکی از طرفداران ایشان نمیتوانم بپذیرم ایشان بدون ارائه دلایل متقن به مردم بخصوص دانشجویان بخواهند به نامزدی ادامه دهند. البته از نظر من ایشان کاملا درست عمل نمودند. بهیچ وجه منت این و آن نکشیدند و فقط آش خیلی شور شده بود. اما جوانان نیاز به قانع شدن دارند. باید بدانند دکتر معین تنها نقطه اتکا برای پیشبرد اصلاحات در این سرزمین رنج کشیده است. من از این نظر ایشان را از اقای خاتمی مظلوم تر میدانم. آقای خاتمی خیمه شب بازی هایی همچون کارناوال عاشورا و ... را دیدند ولی گرفتار چنین گردابی در ابتدای راه نشدند. برای دکتر معین از همین حال نقشه میکشند. ای کاش آنانکه ایشان را به صرف نظر نمودن از نامزدی تشویق مینمایند میدانستند چگونه آب در اسیاب رقبای نالایق ایشان میریزند.
پروردگارا ایشان را با تمامی ناملایماتی که در پیش رو دارند و تمام کم لطفی هایی که در حقشان میشود یاری بنما.
ارادتمند
نوشته شده توسط: جعفر درMay 25, 2005 07:54 PM
استدلالهای شما مثل رجوی و دار و دسته اش هست.شما فقط می دانید که چطور برای هوادارانتان صحبت کنید.آقای دکتر وقت تنگ است مردم شعارهای قبلی شما را فراموش نکردند.تا کی توجیه؟تاکی صحبت از اصلاح پذیری این و آن؟یا مردانه به میدان بیایید و هزینه در میدان بودن را بپردازید یا بکشید کنار و بگذارید تجربه دیگری اصلاحات را به پیش برد.
شيرزاد:
شما بفرماييد ميانهء ميدان هر طور که صلاح می دانيد هزينه بپردازيد و به هر نحو که فکر می کنيد درست است اصلاحات را پيش ببريد. اگر فکر می کنيد حضور ما سد راه شماست بفرماييد چگونه ما جلو اقدامات قاطعانه شما را گرفته ايم، مطمئن باشيد بخش ساده تر داستان اين است که ما برويم کنار.
نوشته شده توسط: مجاهد اسبق،بسیجی سابق،مخالف امروز درMay 25, 2005 06:49 PM
