« لبخند بزن | صفحه اصلي | پير فيزيك ايران »

May 10, 2005

بازي «مياد-نمياد»

بالاخره مرحله نهايي (به قول ورزشي‌ها فينال) بازي «مياد-نمياد» از ديروز شروع شد و تا اوايل هفته آينده تكليف اين بخش از بازي مشخص مي‌شود. چهره‌هاي اصلي اين بخش از بازي يكي آقاي هاشمي رفسنجاني و ديگري آقاي ميرحسين موسوي بودند. البته غير از اينها نيز چهره‌هاي زيادي در حاشيه تاريك و روشن صحنه انتخابات راه رفتند تا ببينند بالاخره اوضاع روزگار، آنها را به چه سمت و سويي مي‌كشاند.

اينكه نتيجه انتخابات به درستي قابل پيش‌بيني نباشد، رخداد نامطلوبي نيست. اين نشان‌دهنده نزديك‌تر شدن جامعه ما به وضعيت بهتري از استقرار مردمسالاري است. چرا كه در يك نظام تمام‌عيار مردمسالار رقابت‌ها جدي‌تر و نزديك‌تر است و حوزه نفوذ و تأثير رأي دهندگان بر فعل و انفعالات سياسي و انتخاباتي گسترده‌تر است.
اما كشور ما از آنجا كه در همه چيز ويژه و استثنايي است در انتخابات رقابتي رياست جمهوري‌اش هم الگويي منحصر به فرد است كه نظيرش را در هيچ جاي دنيا نمي‌شود پيدا كرد! در كشورهاي ديگر يا انتخابات رياست جمهوري يك كار صوري و تشريفاتي است كه در آن از ماه‌ها قبل تنها كانديداي انتخابات مشخص است و كس ديگري هم به اين عرصه راه نمي‌يابد. و يا اينكه انتخابات آزاد و رقابتي‌ است و احزاب و گروه‌ها در چارچوب يك نظام مردمسالار از مدت‌ها پيش كانديداي خودشان را تعيين مي‌كنند. در نتيجه حداقل از سه چهار ماه مانده به انتخابات مشخص است كه كانديداي احزاب اصلي و تعيين كننده چه كساني هستند.
كشور ما انصافاً وضعيت نوظهوري دارد. حدود 40 روز مانده به انتخابات هنوز تكليف حضور يا عدم حضور كساني معلوم نيست كه بودن هر كدام به طور قطع در آرايش كانديداها و نيروهاي سياسي اثر دارد. آن وقت انتظار داريم در چنين فضاي مه گرفته‌اي مردم شور و هيجان هم براي انتخابات داشته باشند. كجاي دنيا اينقدر مردم بلاتكليف هستند؟ مشاركت حداكثري در انتخابات يك شرطش هم اين است كه قدري فضا شفاف‌تر باشد و حداقل بازيگران اصلي رقابت انتخابات مشخص شده باشند.
جامعه 65 ميليوني ايران با اين پراكندگي جغرافيايي و فرهنگي جامعه‌اي بسيار بزرگ است. به اصطلاح ما فيزيكي‌ها مي‌گوييم اينرسي اين جامعه زياد است (اينرسي را به فارسي لختي، به فتح لام، مي‌گويند) يعني به سختي به حركت درمي‌آيد و اگر هم به حركت درآمد به سختي مي‌ايستد. اين توده عظيم جمعيت براي گرم شدن و به راه افتادن انرژي زيادي مي‌خواهد و از لحظه‌اي كه شرايط واقعي انتخابات ايجاد شد، مدت زماني طول مي‌كشد تا گرما و حركت در همه بخش‌هاي آن ساري و جاري گردد. در وضعيت ابهام و نامعين بودن اوضاع، حركت چندان جدي صورت نمي‌گيرد.
از زماني كه بحث انتخابات در جامعه كم و بيش مطرح شده تاكنون حتي بسياري از گروه‌هاي نخبه سياسي از انجمن‌هاي صنفي-سياسي تأثيرگذار گرفته تا احزاب سراسري صاحب نام هنوز نمي‌دانند تكليف‌شان چيست و چه كار مي‌خواهند بكنند، ديگر مردم عادي كوچه و بازار كه سهل است.
پريروز نتيجه برخي از نظرسنجي‌هاي دولتي را مي‌ديدم. صرفنظر از بعضي نكات خاص، نتايج آنقدر مغشوش و درهم برهم است كه به سختي مي‌شود توجيه قابل قبولي براي اين پراكندگي آرا به دست آورد. معلوم مي‌شود كه جامعه در طي اين مدت تا حدي در معرض هجوم پيام‌هاي تبليغاتي بوده و يك چيزهايي به گوشش خورده، اما واقعاً بسياري از شهروندان نتوانسته‌اند تكليف خود را درست معين كنند. در همين نظرسنجي‌ها گزينه‌هاي نمي‌دانم، هنوز تصميم نگرفته ام، احتمالاً چنين مي‌كنم و امثال اينها از همه بيشتر ديده مي‌شود.
اينها كه عرض كردم البته همه معلول بود، لكن معلولي كه به نظر من شناخت واقع‌بينانه آن اهميت زيادي دارد. بگذاريد گزاره اصلي مورد ادعايم را يك بار ديگر به طور خلاصه بيان كنم. مدعي هستم كه «ابهام در تعيين بازيگرهاي اصلي صحنه انتخابات (كانديداها) يكي از اصلي‌ترين عوامل بلاتكليفي شهروندان و تأخير در سمت و سوگيري آراي مردم است»، يعني تداوم بازي «مياد-نمياد» تا آخرين دقايق ممكن.
خوب حالا علت اين قصه چيست؟ چرا شخصيت‌هاي تراز اول سياسي كه به قول فرنگي‌ها در كاليبر رياست جمهوي هستند يا عقب مي‌كشند يا تا آخرين لحظه بلاتكليف مي‌مانند؟ اين خود موضوع بحث جدي‌تري است كه خيلي اينجا ادامه‌اش نمي‌دهم. اجمال داستان اين است كه تمام عناصر تعيين كننده موازنه سياسي در ايران در صحنه آشكار سياست و در ميدان ظاهري رقابت بين كانديداها و احزاب و گروه‌ها خلاصه نمي‌شود. اتفاقاً اصلي‌ترين عناصر تعيين كننده تصميمات سياسي در ايران وراي اين رقابت‌ها قرار دارد و بيشترين ابهام‌ها از همين جا شكل مي‌گيرد. اگر سياست را عرصه تقابل قدرت‌ها در جامعه بدانيم در كشور ما تمام اين عرصه در رقابت بين جريان‌هاي سياسي تعيين نمي‌شود.
درست به همين دليل است كه تا آخرين روزهاي مانده به ثبت نام نامزدها برخي از فعالان سياسي و بخش‌هاي عمده‌اي از جامعه نمي‌دانند جهت‌گيري‌ها و تصميم‌گيري‌ها در حوزه پنهان سياست ايران به چه سمت و سويي است. اين مي‌شود كه برخي مثل آقاي ميرحسين موسوي از اول قرص و قايم تصميم مي‌گيرند در اين فضاي مبهم وارد نشوند و برخي هم بازي «مياد-نمياد»شان تا آخر ادامه پيدا مي‌كند.
اما در عين حال بي‌انصافي است اگر اين آخر يك نكته را نگويم. در اين فضاي پرترديد، رفتار مدني تعدادي از احزاب و جريان‌هاي اصلاح‌طلب كه از ابتدا نظرشان را واضح و مشخص بيان كردند و در آن بخشي كه به خودشان مربوط مي‌شود جامعه را دچار بلاتكليفي نكردند، قابل تقدير و كمي از استاندارد موجود سياسي ايران بالاتر است. واقعيت اين است كه ورود در اين عرصه چندان هم بي‌مخاطره نيست و شجاعت و شهامت سياسي قابل توجهي مي‌خواهد. به خصوص به نظر من شخص دكتر معين به لحاظ جسارت و قاطعيتي كه در ورود به عرصه و اعلام نظرات و ديدگاه‌هاي خود به خرج داد قابل ستايش است. به هر حال اين دو سه روز ديگر را هم دندان روي جگر مي‌گذاريم تا ببينيم سرانجام بازي «مياد-نمياد» چه مي‌شود. از هفته بعد يك بازي ديگر شروع مي‌شود، يعني درواقع به مراحل پاياني مي‌رسد كه فعلاً اسمش را نمي‌گويم. بعداً راجع به آن حرف مي‌زنم.

May 10, 2005 09:47 PM

نظرات

bâ drud,

1 dar bâre ye andâza ye nevisahâ (font size), mitavânid be jâ ye "internet explorer" az Firefox (http://www.mozilla.org/products) bahre barid.


2 bâ in hâl, sabab e nokhostin e in neveshtâr, sepâs az shomâ barâ yâd dâdan e vâzha ye Fârsi ye "inertie" be mâ bud.
Nâm e shomâ dar vâzha-nâma ye mâ afzuda migardad.

نوشته شده توسط: xayyami درMay 13, 2005 01:23 PM

استادمحترم ... شاید خیلی ها دیگر نیز مثل بعض حضرات افکار ما ملت ایران را خوب فهمیده اند اینکه پای صحبت عده ای می نشینیم لام تا کلام چیزی نمی گوئیم و فقط می شنویم. و ان وقت در موسم رای قصاص می کنیم را درک کرده اند.اصلا نمی شود رای ایرانی را قیاس کرد اگر فکر می کند حتما باید رای دهد حتی دست مادر بزرگش را می گیرد و به حوزه اخذ آرا می رود وای به ان روزی که تمایل رای نداشته باشد آنوقت هزار دلیل می خواهد برای برائت کاندیدا.این است که باید منتظر بود و باید انتظار کشید

نوشته شده توسط: حسن بانکی درMay 12, 2005 12:14 AM

ba salam agar momken ast size font ra kami bozorgtar entekhab konid

نوشته شده توسط: jkskks درMay 11, 2005 05:30 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?