« مخاطبان كيستند؟ | صفحه اصلي | لبخند بزن »

May 07, 2005

قدر اين روزها

چيز عجيبي است كه نمايشگاه كتاب امسال بدون جنگ و دعوا با شهرداري برگزار شد. خوب حتماً‌ برگزاركنندگان نمايشگاه با نهادهاي ذيربط مثل پليس راهنمايي و رانندگي و شهرداري تهران تماس‌هاي مفصل داشته‌اند و در مورد نحوه برگزاري نمايشگاه به توافق رسيده‌اند. دستشان درد نكند. اما نكته جالب اينجاست كه مگر سال‌هاي پيش و براي نمايشگاه‌هاي قبلي نمي‌شد همين كار را كرد.

همين يكسال پيش آنچنان درباره ترافيك خيابان‌هاي اطراف صحبت مي‌شد و شكايات مردم تهران را بهانه تعطيلي نمايشگاه مي‌كردند كه گويي فردا با برگزاري اولين نمايشگاه تخصصي، تهران منفجر مي‌شود و آوار آن روي سر همه فرو مي‌ريزد. جالب آن است كه همزمان با اين هشدارها به دلايل نامعلومي ترافيك خيابان‌ها طوري به حال خود رها مي‌شد كه داد همه رانندگان نگون‌بختي كه از آن حدود رد مي‌شدند را در مي‌آورد.
پريروز نوبت من بود كه طبق برنامه تعيين شده در غرفه اقبال در نمايشگاه مطبوعات حضور يابم. مهم‌ترين پديده‌اي كه در ارتباط با نمايشگاه امسال به چشم مي‌خورد همين نكته بود كه عليرغم تراكم جمعيت و هجوم تهراني‌ها و حتي مسافراني از شهرستان‌ها، راهنمايي و رانندگي تهران موفق به روان‌سازي و ساماندهي ترافيك اطراف شده بود. معلوم مي‌شد اگر بخواهند مي‌توانند. البته شايد انصاف اين باشد كه به هر حال در درازمدت مكان فعلي نمايشگاه‌ها بايد به محل مناسب‌تري منتقل شود. اما مسأله اين است كه يك حرفي كه علي‌الاصول درست است و بايد براي اجرايي‌شدن آن در زمان مناسب برنامه‌ريزي كرد يك دفعه تبديل مي‌شود به دستاويز كشمكش‌هايي كه شايد در واقع اهداف ديگري را دنبال مي‌كنند. ممكن است كسي بگويد حالا كه باسلام و صلوات نمايشگاه برگزار شده و طرفين اعتراض نكرد‌ه‌اند شما چرا زخم‌هاي بسته‌شده را باز مي‌كني. فعلاً‌ كه دعوايي نيست بهتر است چيزي نگوييم.
عرض مي‌كنم مشكل از همين مقطعي نگاه ‌كردن است. يك روز با تمام قوا شهرداري و وزارت‌خانه‌ها رودرروي هم مي‌ايستند و كار به هيأت دولت مي‌كشد و به دنبال آن يكي دو نمايشگاه تخصصي را هم مي‌فرستند توي بيابان‌ها با كمترين امكانات و بازديدكننده‌هاي اندك باقي مانده را مجبور مي‌كنند بروند آنجا. بعد نگاه مي‌كني و مي‌بيني پرحجم‌ترين نمايشگاه كشور بعد از نمايشگاه بازرگاني در همان محل هميشگي برگزار مي‌شود و به جز مشكلات قابل تحمل هميشگي آب از آب تكان نمي‌خورد. اتفاقاً به نظر من بعد از هر دعوايي، اگر صلح برقرار شد بايد نشست و فكر كرد كه اصلاً‌ علت دعوا چه بوده است و آيا اصلاًُ نمي‌شد به گونه‌اي رفتار كرد كه آن كشمكش‌ها رخ ندهد.
به هر حال اميدواريم كه صلح ادامه يابد. اما آرزو مي‌كنم ايكاش هميشه در وضعيت ماه‌هاي قبل از انتخابات باشيم. چقدر در اين ايام همه مهربان مي‌شوند، كسي براي ديگران شاخ و شانه نمي‌كشد، نهادهايي كه مي‌توانند در كوتاه مدت حالت رضايتمندي در شهروندان ايجاد كنند با تمام قوا مي‌آيند وسط، حرف‌هاي شاعرانه‌اي زده مي‌شود، همه از حقوق و شأن مردم سخن مي‌گويند و خلاصه هر نوع دعوايي به بعد از انتخابات موكول مي‌شود.
راستي شما با خود فكر نكرده‌ايد چرا امسال برخوردهاي فصلي بر سرمسائل فرهنگي كمتر است و توي خيابان‌ها كمتر شاهد هيبت‌هاي پليسي آنچناني هستيم، از گشت‌هاي متعدد و بازرسي‌ها خبري نيست و مردم تا حدودي به حال خود گذاشته شد‌ه‌اند. دقت كرده‌ايد كه مدتي است خبري از برخورد با اجتماعات و تنش و درگيري به گوش نمي‌رسد.
عجيب انسان فراموشكار است. راست راستي يادتان مي‌آيد همين خاتمي كه اين روزها كاري به كارش ندارند و در رسانه‌هاي خاص نيز برخورد مثبتي با او مي‌كنند، همان خاتمي است كه 9 روز يكبار برايش يك بامبول و بند و بساط به راه مي‌انداختند. جداً چه شد آن همه بحران‌ها و گردوخاك‌ها. عجيب هستند اين «عناصر خودسر» كه درست و به موقع آن هم به طور هماهنگ و سراسري تشخيص مي‌دهند كه الان وقت مناسبي براي جولان نيست و بايد همگام با نهادهايي كه مهربان شده‌اند آنها نيز فعلاًً ساكت باشند. انتخابات هيچ بركتي نداشته باشد حداقل حسني دارد همين آرامش دو سه‌ماهه‌اي است كه قبل از آن برقرار مي‌شود. اين روزها را قدر بدانيد.

May 7, 2005 02:33 PM

نظرات

سلام آقای دکتر شیرزاد، من به تلاشتان ارج می گذارم ولی بهتر نیست در مورد دستاوردها صحبت شود؟برآیند عملکرتان و همنشینان شما را به عنوان یک نوجوان رو به جلو نمی بینم.هیچ کس نمی تواند و نمی باید مانع حضور شما یا یک آخوند یا هر کس دیگر در سیاست شود پس شرط و مقایسه شما درست نیست در حالی که من به عنوان یک ناظر فقط از مفید تر بودن فعالیت شما صحبت کردم.ترا به خدا به عنوان یک دانشمند نگویید که نتیجه تلاشتان این است که من برای شما می نویسم و شما با کمال لطف پاسخ می دهید ،چراکه شما بهتر از هر کسی می دانید که دنیای تکنولوژی با 8 سال قبل خیلی متفاوت هست و قسمت عمده آزاد نویسی را ما مرهون این پدیده تقریبا غیر کنترل هستیم.می دانید که شرکت مخابرات می تواند ادعا کند رشد سیستم موبایل در ایران بعد از انقلاب بی نهایت بوده است.باور کنید جمهوری اسلامی از اید آمارها تا کنون داده است.

نوشته شده توسط: صادق درMay 9, 2005 02:51 PM

سلام اقای دکتر؛ شما چرا از چه نباید می شد می گویید؟!به قول خودتان بهتر نیست از چه باید کرد صحبت کرد؟پدرم تا کی می خواهید این بازی مچ بگیری را ادامه دهید؟مملکت به توان شما همانند کاری که برای المپیاد فیزیک کرده اید نیازمند تر است.

شيرزاد:
آدم عاقل هم بايد بداند چه نمی خواهد وهم بداند چه می خواهد. مهم آن است که در "چه نمی خواهد" خود در جا نزند. اميدوارم مجموعه رفتار و گفتار ما نشان داده باشد که به غير از نفی شيوه های اقتدارگرايان در عمل هم برای تحقق شعارهای خودمان تلاش کرده ايم. در ضمن مگر آقايان علماء حاضرند دست از دنيای سياست بردارند و دنبال همان فقه و اصول خودشان باشند که ما به فيزيک خودمان بسنده کنيم؟! مگر اگر کسی در يک رشته تحصيلی اندک موفقيتی کسب کرد بايد از ورود به صحنه سياست منع شود.

نوشته شده توسط: صادق درMay 8, 2005 12:12 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?