« نظرات کارشناسی کیلویی | صفحه اصلي | قدر اين روزها »

May 05, 2005

مخاطبان كيستند؟

سرمقاله روزنامه اقبال 15/2/1384 -احمد شيرزاد

اظهارات ديروز جناب آقاي شاهرودي رئيس محترم قوه قضائيه اهميتي هم‌سطح اظهارنظر چند سال پيش ايشان در مورد «تحويل گرفتن ويرانه‌اي از قوه قضائيه» دارد. اين سخنان نشان مي‌دهد كه كماكان آقاي شاهرودي از عملكرد بخش‌هايي از قوه قضائيه رضايت ندارد. هر چند كه اين بار وي تعبير ويرانه را براي اين دستگاه به كار نبرده است، اما شكايت‌هاي او از رفتار برخي بخش‌هاي دستگاه‌ قضايي و ضابطان دادگستري در معنا چيزي كمتر از اين مفهوم را القاء نمي‌كند. سخنان فوق بخشي از حرف دل اصلاح‌طلبان، حقوقدانان و عموم شهرونداني است كه نسبت به تضييع حقوق شهروندي نگران بوده‌اند و اينكه ايشان بدين نكات توجه دارند قابل تقدير است و تشكر.

آقاي شاهرودي براي دومين دوره تصدي رياست قوه قضائيه را دارد و ششمين سال خدمت خود را در اين سمت مي‌گذراند. چه عواملي باعث شده است كه ايشان نتواند در طي اين دوره طولاني بر عملكرد اين دستگاه تأثير راهگشايي داشته باشند؟ محافل و مراجعي كه طرف خطاب ايشان واقع شده‌اند چه كساني هستند و چرا تخلفات آنها در طي اين مدت مديد ادامه داشته است؟ چرا رفتارهاي خلاف به قول آقاي شاهرودي «در برخي جاها رويه شده است»؟

محظورات آقاي شاهرودي در اين شش سال اخير چه بوده است كه در اين موقعيت زماني باب دل گشوده و گلايه‌هاي خود را به ناگاه برملا كرده‌اند؟ آيا در تمام اين مدت رئيس قوه قضائيه از تخلفات رخ داده بي‌خبر بوده‌اند يا خبر داشته‌اند و از قدرت كافي براي جلوگيري از روند خلافكاري‌ها برخوردار نبوده‌اند؟

آقاي شاهرودي از «تشكيل پرونده در خارج از دادسرا خبر داده‌اند»، گفته‌اند «قاضي نبايد وظايف خود را با نيروي انتظامي خلط كند و ريش و قيچي را به دست آنها بسپارد»، ادامه داده‌اند: «براي استنطاق و بازجويي يك مجوزي مي‌گيرند، مي‌برند در بازداشتگاه‌هاي خصوصي بدون حضور داديار و قاضي بازجويي انجام مي‌دهند»!ايشان رفتار با دستگيرشدگان را در مواردي شبيه كارهايي كه آمريكايي‌ها در زندان ابوغريب انجام داده‌اند، دانسته‌اند و نهايتاً دادسرايي كه اين طور عمل مي‌كند را لايق تخته شدن شمرده‌اند.

سخنان ديروز آقاي شاهرودي يك نقطه عطف است. اينها را نمي‌توان صرفاً گلايه‌هايي از سر احساسات و عصبانيت يا گوشه و كنايه‌هايي به كساني كه نمي‌خواهند مستقيماً با آنها برخورد اداري كنند، دانست. اينها مواردي است كه هيچ كس نمي‌تواند آنها را به حساب اهمال، كم‌تجربگي و ضعف اجرايي عوامل انجام آن به شمار آورد. تك تك اين موارد حتي اگر مصداق‌هاي محدود و انگشت‌شمار داشته باشد قابل گذشت نيست. فراموش نكنيم در عدالتي كه امام علي (ع) معيار و مصداق آن است كمترين تعرضي به حقوق يك پيرزن ذمي كه تحت حمايت حكومت او قرار دارد مسلمان را لايق جان دادن به حساب مي‌آورد.

به نظر مي‌رسد مسأله جلوگيري از روند خلاف و اصلاح دستگاه‌ها و بخش‌هايي كه خطاب ايشان هستند يك موضوع است اما قبل از آن موضوع مهمتر آن است كه واقعاً چگونه بايد مصاديق اين امور بازشناسي شوند. چه كسي مسؤول است كه موارد اين خلاف‌ها را مشخص كند؟ آيا اينها نيز مصداق بارز فساد به شمار نمي‌روند؟ آيا فساد تنها شامل مواردي نظير رشوه و اختلاس است يا سلب حقوق شهروندان، حتي متهماني كه احياناً تخلفاتي دارند نيز مصداق فساد به شمار مي‌روند؟ اگر قرار نيست اين سخنان مورد تكذيب واقع شود مردم بي‌صبرانه منتظرند بدانند موضوع خطاب آقاي شاهرودي چه كساني هستند و اگر قرار نيست آخر سر چند مأمور جزء نيروي انتظامي به عنوان متخلف معرفي شوند، انتظار مي‌رود عناصري كه در طي سال‌هاي گذشته بازداشتگاه‌هاي غيرقانوني بر پا كرده‌اند و با سوءاستفاده از برگه‌هاي سفيد به حقوق شهروندان تجاوز كرده‌اند معرفي و از كار بركنار شوند. مگر در تمام اين سال‌ها اعتراض اصلاح‌طلبان به چه چيزي بود كه با حربه «سياسي بودن» به آن وقعي نهاده نمي‌شد؟
مگر آنها غير از همين سخنان، حرف ديگري در زمينه قوه قضائيه داشتند؟
اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين.

May 5, 2005 10:04 AM

نظرات

جناب آقای شيرزاد،
نميدانم چرا وقتی صحبت از انتقاد ميشود اينگونه بر می آشوبيد. بهتر است سری به وبلاگ من بزنيد و با نظرات من بيشتر آشنا شويد اما اگر حرف دل ما را ميخواهيد از زبان شيوای خشايار ديهيمی بشنويد. باور کنيد ما بد مملکت را نميخواهيم. چرا فکر ميکنيد که ما نشسته ايم و غر ميزنيم؟ اين جمله: آيا از غر زدن به اصلاح طلبان آبی به جوش می آيد؟ از شما بعيد بود. گفتمان کجا رفت؟ بگذريم، لينک صحبتهای ديهيمی را برايتان ميگذارم شايد نديده باشيد:
http://www.sharghnewspaper.com/840217/html/index.htm

شيرزاد:
تعجب می کنم چقدر دير به جملات کوتاه من پاسخ داديد. برخی دوستان انتظار دارند که اگر انتقاداتی را به هر شکلی مطرح کردند طرف مقابل دربست بگويد حق با شماست وگرنه قضاوت می کنند که فلانی انتقادپذير نيست. نه برادر, من برنياشفتم. نکاتی که عرض کردم را اگر در کمال آرامش بخوانيد به نظر من مطالبی کاملا جدی و قابل فکر هستند. مطمئن باشيد به جز طلبکاری از ديگران شايد بشود کارهايی کرد. در مورد مطالب آقای ديهيمی هم اگر وقت کنم حتما نکاتی را می نويسم. پيروز باشيد.

نوشته شده توسط: مهدی درMay 12, 2005 12:59 PM

ْآقاي شيرزاد سوالم ربطي به موضوع ندارد ا ما سو ال يكي از دانش آموزانم است كه امروز از من پرسيد راجع به وعدهء آقاي كروبي مي گفت معلوم نيست توي اين سالها چقدر خوردن كه حالا ميخواهند يك مقدارش را به مردم بدهند پس حرف آنهايي كه ميگفتند اگر انقلاب كنيد پول نفت در خانه هايتان مي آورنددرست بوده وبا اين وعده ووعيدها مردم را به خيابانها كشاندند؟؟.... من گفتم ...

شيرزاد:
ببخشيد که جمله شما را سانسور کردم. همين قدر می دانم که در اقتصاد بايد با عدد و رقم و دقطق صحبت کرد.

نوشته شده توسط: محمد حسن محب درMay 10, 2005 11:40 PM

آیت الله مشکینی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سفر مقام معظم رهبری به استان کرمان و استقبال باشکوه مردم این استان از ایشان خطاب به بوش گفت: آقای بوش! اگر تو واقعا هنر داری در کشور پهناورت اهالی روستاها دسته جمعی باید با ارادت قلبی به استقبال تو بیایند ولی این گونه نیست چرا که حکومت شماها حکومت پوشالی وحکومت دلار واسلحه است ولی حکومت ما حکومت اسلام و حکومتی الهی است که 1400 سال پیش امام صادق(ع) حکم ریاست آن را برای رهبری ما امضا کرده است.

شيرزاد:
من كه نفهميدم چه ربطي داشت. ضمنا منبع خبر را هم ذكر نفرموديد.

نوشته شده توسط: شریف درMay 7, 2005 05:18 AM

خسته نباشید
ارائه اینچنین انتقاداتی از رئیس یک نهاد صددرصد انتصابی با هر انگیزه ای قابل ستایش است پیشنهاد میکنم اصلاح طلبان با استدلالهای حقوقی و عقلائی حمایت کنند البته گلایه از عملکرد ضابطین قضائی در زمان کاندیداتوری قالیباف محل تامل است

شيرزاد:
يادداشت بنده با همين انگيزه بود.البته بهتر است خيلي هم ذوق زده نشويد. در ضمن فكر نمي‌كنم در جمله آخرتان قصد تبرئه ضابطان دادگستري در زمان سردار قاليباف را داشتيد.

نوشته شده توسط: hesam درMay 7, 2005 01:20 AM

جناب آقای شیرزاد با عرض سلام

مامردم در رده های بالای نظام سیاسی نیستیم واز خیلی چیزها خبر نداریم. می خواستم از شما خواهش کنم که:
1. در صورت امکان موانع اصلاحات رابیان نمایید و اگر در اعلام اسامی اشخاص محدودیتی وجود دارد با بیان خصوصیات وغیر مستقیم بیان کنید.تا ما بدانیم با کی طرف هستیم.
2. اگر پیشنهاد اول قابل انجام نمی باشد دستکم هواداران راستین اصلاحات را نام ببرید که ما متوجه بشویم که چه کسانی اصلاح طلب وچه کسانی در ظاهر اصلاح طلب هستند. چرا که خطری که این دسته می توانند داشته باشند از دسته اول بیشتر است

شيرزاد:
هر چه قابل نوشتن باشد را در مجموعه يادداشتهايم مس نويسم.

نوشته شده توسط: علی محمدی درMay 6, 2005 12:42 PM

جناب آقای شيرزاد
اين چندمين بار است که نظرم را در مورد مطالبتان مينويسم تا شايد انتقاد به دولت خاتمی توسط خود شما آغاز شود. ميپرسيد: آقاي شاهرودي براي دومين دوره تصدي رياست قوه قضائيه را دارد و ششمين سال خدمت خود را در اين سمت مي‌گذراند. چه عواملي باعث شده است كه ايشان نتواند در طي اين دوره طولاني بر عملكرد اين دستگاه تأثير راهگشايي داشته باشند؟
خيلی بامزه است اما شما بايد پاسخ را بهتر از ما بدانيد. همانها که نگذاشتند خاتمی 8 سال کار کند. امروز داشتم وبگردی ميکردم ديدم راجع به بحث فيلترينگ، چقدر از جوانان به مجموعه دولت بدبين اند. اين فقط يک نمونه ساده و جلوی چشم بود. به راستی در اين 8 سال به جز دوره ای کوتاه چه کرديد؟

شيرزاد:
بهتر نيست پرسيده شود "چه کرديم" نه "چه کرديد"؟ برای اصلاح ايران چه کسانی وظيفه دارند؟ آيا از غر زدن به اصلاح طلبان آبی به جوش می آيد؟ همه وظيفه داريم, هر کس به سهم خود. ما بيش از اين عقلمان نمی رسيد, شما کاری بکنيد.

نوشته شده توسط: مهدی درMay 5, 2005 12:40 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?