« قاليباف بايد پاسخگو باشد | صفحه اصلي | مخاطبان كيستند؟ »
May 03, 2005
نظرات کارشناسی کیلویی
پريروز در چند بخش خبري كه از اتفاق در ترافيك تهران از راديو پيام ميشنيدم آقايي به نام دانشيار، كه گويا رئيس كميسيون انرژي مجلس هفتم هستند داشتند چرتكه ميانداختند در مورد نيازهاي مربوط به توليد برق در كشور و آخرش نتيجه ميگرفتند كه ما بايد تعدادي نيروگاه هستهاي داشته باشيم. نگاهي به محاسبه سرانگشتي ايشان بد نيست.
ميفرمودند: «ما الان حدود 35 هزار مگاوات توليد برق داريم كه ظرف 20 سال آينده چون مصرفمان زياد ميشود، بايد آن را دو برابر كنيم.» ايشان اضافه ميكردند: «نيروگاههاي برق- آبي حداكثر 10 درصد اين نياز را ميتوانند تأمين كنند، 60 درصد را هم ميگذاريم براي نيروگاههاي فسيلي و مابقي را چارهاي نداريم جز آن كه از سوخت هستهاي تأمين كنيم.»
در بين ارقامي كه از ايشان نقل كردم فقط روي آن عدد 20 سال آينده ترديد دارم، بقيه را مطمئنم كه ايشان همين ارقام را فرمودند. اگر فكر ميكنيد حقير از جانم سير شدهام و نسبت به اصل ايدئولوژيك «نياز كشور به انرژي هستهاي» ابراز ترديد خواهم كرد، معاذالله چنين نيست! اما به جاي آن كه پايم خداي ناكرده روي خردهنانها برود و كار دست خودم بدهم، بهتر ميدانم راجع به اين فرهنگ «كيلويي حرف زدن» بعضي آقايان كه شايد تصور نميكنند مردم بيچاره روي حرفهاي آنان حساب باز ميكنند، يكي دو نكته بيان كنم. اول اين كه رقم واقعي توليد انرژي الكتريكي در كشور هنوز به 30 هزار مگاوات نرسيده است. تا جايي كه يادم ميآيد مصرف كشور زير اين رقم و در حدود 28 هزار مگاوات است و تازه اين رقم هم بيشتر به ساعت اوج مصرف برق مربوط ميشود وگرنه ميانگين مصرف در حدود 25 هزار مگاوات ميباشد. البته معمولاً ظرفيت نصب شده درصدي بيشتر از ميزان مصرف است كه باز هم رقم مربوطه همان عددي است كه گفتم يعني حدود 28 هزار مگاوات.
نكتهاي را عرض كنم كه در محاسبهاي كه اين آقا ارائه كردهاند اين طور نيست كه فقط حدود تخميني ارقام مهم باشد. در يك برنامهريزي 20 ساله براي نصب نيروگاههاي مورد نياز كشور، بين 60 هزار مگاوات يا 70 هزار مگاوات تفاوت جدي است و نحوه برنامهريزي براي ساخت و راهاندازي ظرفيت مورد نظر با هر 10 درصد تفاوت در ارقام به كلي متفاوت ميشود.
و اما مطلب دوم، آن كه با كدام محاسبه ظرف مدت مورد نظر نياز ما دو برابر ميشود، چرا دو برابر و نيم نميشود؟ چرا يك برابر و نيم نميشود؟ آخر همين طور كيلويي كه نميشود تخمين زد. در اين محاسبه پارامترهاي متعدد (بهتر است فارسي بگويم «پرمايههاي متعدد») نقش دارند. آهنگ رشد جمعيت، آهنگ سرمايهگذاري در بخشهاي مختلف، آهنگ رشد شهرنشيني و مصرف، الگوي زندگي مردم و دهها عامل مؤثر ديگر دخيل است. من فكر ميكنم براي پيشبيني همين يك قلم بايد دهها كار تحقيقي انجام داد و مرتب نيز نتايج را «بهروز» كرد. البته اين كارها را نهادهاي اجرايي مربوطه مثل وزارت نيرو و سازمان برنامه انجام ميدهند اما حرف بايد به گزارشهاي آنان مستند باشد، نه روي هوا اظهار شود.
و بالاخره از همه مهمتر اين درصدهايي كه ايشان گفتند (10 درصد برق- آبي، 60 درصد فسيلي، 30 درصد هستهاي) از كجا آمده است؟ جالب است كه ارقام تا اين حد گرد (رند) است! يك قلم از اين پيشبيني جناب ايشان را كمي باز كنم، ببينيد چه ميگويند. 30 درصد از 70 هزار مگاوات برق مورد نياز ميشود 21 هزار مگاوات برق (يعني چيزي در حدود سه چهارم ظرفيت فعلي توليد برق در شبكه سراسري) براي اين كه اين ميزان برق از نيروگاههاي هستهاي تأمين شود بايد 21 نيروگاه مشابه نيروگاه اتمي بوشهر بسازيم. حالا دقت بفرماييد كه بعد از حدود 30 سال بالا و پايين رفتن اين همه دعوا داريم بر سر يك نيروگاه هزار مگاواتي در بوشهر، آن وقت ايشان نسخه ميپيچند كه ظرف دو دهه آينده اين يك نيروگاه (اگر راه بيفتد) بيست تاي ديگر را هم تكثير كند. خب، حرف است ديگر، امروز يك كاربرد سياسي داشته باشد، 20 سال ديگر كي مرده است كي زنده، كي سر كار است كي بركنار از كار.
جهت اطلاع ايشان عرض كنم در كشورهايي كه براي هر يك دلار سرمايهگذاري با حساب و كتاب تصميم ميگيرند نه با اراده سياسي، نرمافزارهاي بسيار پيچيدهاي وجود دارد كه فقط همين موضوع به ظاهر ساده را جواب ميدهند، يعني همين كه چند درصد برق توليدي از سوخت فسيلي باشد، چند درصد هستهاي، چند درصد برق- آبي و چند درصد ساير منابع. اين قبيل نرمافزارها دهها پرمايه (پارامتر) ورودي (از قبيل نرخ انواع سوختهاي فسيلي در دسترس، فاصله منابع توليد آنها از قطبهاي مصرف، نرخ حمل و نقل، دستمزد نيروي انساني، نرخ بهره بانكي، وجود و ميزان منابع اورانيوم و...) را ميگيرند و نهايتاً بهترين تركيب ممكن براي انواع نيروگاهها را به كاربر ميدهند. البته اگر اراده سياسي بر امري تعلق گيرد همه چيز را ميشود يك كارياش كرد. اما حداقل بهتر بود يك كمي رنگ و لعاب كارشناسياش را بهتر ميكردند. دانشجويان سال اول مهندسي بهتر از اين بلدند با عددسازي و دستكاري در دادههاي آزمايشي، جواب آزمايش را تر و تميز ارائه دهند.
×××
يك اطلاع- با پوزش از خوانندگان عزيزي كه مطالب اين ستون را دنبال ميكنند، به دليل كثرت اشتغال در كارهاي مختلف، تا اطلاع ثانوي مطالب «با روزگاران» را يك روز در ميان، روزهاي زوج ارائه خواهم كرد. خوشحال خواهم شد كه عزيزان با نظرات سازندهشان مرا بيش از پيش راهنمايي كنند.
May 3, 2005 09:46 PM
نظرات
این مشکل تو کشور ما همه گیر است بهتر نیست به دوستان اصلاح طلب هم کمی گیربدهید که دست کم خودتان را هم نقد کنید قبول کنید اگر از اول کارشناسی ها کیلویی نبود الان وضع کشور این نبود.در کل اگرنقدی بر اصلاح
طلب ها هم بنویسی فکر کنم باعث پیشرفت اصلاحات میشود
شيرزاد:
حق با شماست, ولی خدا وکيلی اگر نمره پياده بودن بدهند اون وری ها در صدر ليست نيستند؟
نوشته شده توسط: علی محمدی درMay 4, 2005 05:31 AM
دانشگاه که هیچ،ما دبیرستان هم بودیم بهتر از اینا عدد سازی میکردیم :)))با چاهار تا آزمایش و رفرنس (حالا گیرم فرضی!) حداقل حرفامون رو مستند می کردیم.شما که یادتونه!
اما یک نکته ای.شما به عنوان روزنامه نگار،وظیفتون انتقاد کردنه،یا وظیفتون انتقاد کردن(و گاهی کوبیدن یا خراب کردن) صرف از احزاب مخالف؟این 2 تا خیلی با هم فرق داره.حداقل فرقش اینه که بعد از یک مدتی آدم اعتماد خودش رو به تحلیل اون هایی که واقعیت ها رو از پشت فیلتر میبینن از دست میده.نمونش مطلب قبلیتون در مورد شهردار.خاتمی عزیز یک متلکی پروندن،شهردار عزیز هم با 2 تا متلک جوابشون رو دادن.دیگه بقیه حرف هاتون خیلی عجیب بود.
شيرزاد:
درسته که جواب سلام, عليکه؛ اما انصافا نوع متلک خاتمی با نيشهای توأم با غيظ و کينه احمدی نژاد يکی بود؟ البته طوری هم نشده, مهم اين است که آقای شهردار بفهمد که اگر تکه ای پراند انعکاس دارد, در مورد ماها که که آنها خوب آزمايش کرده اند که سالهاست بد و بيراه می گويند آب هم از آب تکان نمی خورد. تا حالا شما ديده ايد نيش و کنايه که چه عرض کنم, هر نوع اهانت ديگری به خاتمی برای کسی عوارضی داشته باشد؟ حالا رضايت دهيد اقلا اين آخر کاری چهار تا رفيقش يک حرفی در پاسخ به هتاکی ها بدهند.
نوشته شده توسط: hamed alikhani درMay 4, 2005 01:57 AM
برای این یکه تازان عرصه انقلاب و جنگ با این شور وحال انقلابی 20تا نیروگاه که چیزی نیست بگو 2000000
آقای شیرزاد مهم کیفیت مطالب است حتی اگر سالی یک مطلب در شرایط فعلی ما فرصت خواندن نداریم متعجب بودم شما چطور می نویسید
نوشته شده توسط: hesam درMay 4, 2005 12:17 AM
