« توجیه جدید | صفحه اصلي | خلبانی »
April 30, 2005
خاتمی با صفا
حيفم ميآيد راجع به اظهارات نهچندان دور از انتظار جناب احمدينژاد چند كلمهاي نگويم. قبلاً در اين ستون به برخي از اظهارنظرهاي مشعشع ايشان پرداخته بودم (يادداشت «هر وقت، جايي» ـ اقبال). اين نشان ميدهد كه بعد از برخي ائمه محترم جمعه صحبتهاي ايشان به اصطلاح روزنامهنگارها «سوژه خور» خوبي دارد. به اين ترتيب قابل پيشبيني است كه ايشان نيز آينده خوبي داشته باشد و به كرات مورد توجه نويسندگان روزنامهها و وبلاگها قرار گيرد!
تجزيه و تحليل جملات اظهار شده توسط آقاي احمدينژاد انصافاً ارزش پرداختن ندارد. هركدام از شما كه مطلب را بخوانيد ناخودآگاه شروع خواهيد كرد به پاسخ گفتن. همانها كه شما در دل ميگوييد حرف من هم هست. اما بد نيست به طور كلي به اين موضوع نگاهي داشته باشيم.
شواهد نشان ميدهد كه امثال آقاي احمدينژاد براين تصورند كه حمله صريح و بيپرده به خاتمي برايشان رأي ميآورد. خيالشان ظاهراً راحت است كه بيش از دوسه ماه ديگر با دستگاههاي اجرايي كار ندارند و گمان ميكنند جامعه براي كسي كه شديدتر و بيپردهتر به خاتمي بتازد بيشتر هورا ميكشد. آقاي احمدينژاد در نيشخندهاي ناشيانه خود سعي كرده است از خاتمي چهره يك مسؤول سياسي طاغوتي و «سعدآباد نشين» ترسيم كند كه يك بار برحسب اتفاق «بدون اسكورت» از مسير عادي فاصله سعدآباد تا دانشگاه تهران را طي كرده و تازه متوجه شده كه تهران هم ترافيك دارد. نكته اين است كه مدتهاست جامعه از معيارهاي ظاهري كه «چه كسي به فكر مردم است» و «چه كسي به مردم خدمت ميكند»، و از آن سو «چه كسي بر برج عاج نشسته» و «چه كسي به جاي حل مشكلات مردم دنبال رسيدن به منافع سياسي خود و دوستانش هست» عبور كردهاند و نه پوشيدن لباس رفتگري را دليل به فكر مردم بودن ميدانند و نه سوارشدن برخودرو ويژه و داشتن اسكورت (براي مقامي در حد رياست جمهوري) را دليلي بر دوري از مردم و مشكلات آنها ميدانند.
تصور حقير اين است كه مردم در خطوط چهره افراد، در عمق نگاه آدمها، در لحن كلام آنها، در لبخند مهربانانه آنها، در كلمه كلمه سخنانشان، در نحوه شوخيهايشان و حتي عصبانيتهايشان، در نحوه راهرفتن آنها، و مهمتر از همه در عملكرد صادقانه و صميمانه آنها و لو با هزاران ضعف و كاستي همراه باشد، به خوبي ميتوانند صداقت و صفاي آنها را جستوجو كنند. خاتمي به زودي از عرصه اجرايي كشور كنار خواهد رفت اما گمان ميكنم خاطره صفا و صميميت او هرگز از ياد ايرانيان نخواهد رفت. شايد هزاران ايراد و انتقاد سياسي يا اجرايي بتوان به خاتمي گرفت اما ترديد ندارم كه هميشه چهره يك رئيسجمهور خودماني و مردمي از او در خاطرهها خواهد ماند.
بعضيها ممكن است چهره بسيار ساده و مردمي به خود بگيرند، ظاهر لباس و رفتارشان را نيز با طبقات محروم و فقير جامعه تطبيق دهند، اما با هزار رنگ و لعاب ظاهري، تبختر و غرور از تكتك سلولهاي چهرهشان و تكتك كلماتشان ميبارد. خاتمي با هر وسيلهاي جابهجا شود، مهم آن است كه در برخورد با مردم توانسته است پيوند و ارتباط عميق و هميشگي خود را حفظ كند.
يك خاطره بگويم. عيد همين امسال، هفته دوم فروردين اصفهان بودم. شبي با بچهها رفتيم پارك. يكي دو خانواده بوديم. صداي اسكورت و چندين اتومبيل ويژه رسيد و متوجه شديم كه كسي از مسؤولان از آن مسير عبور ميكند. بعداً فهميديم خاتمي پس از بازديد از نطنز به اصفهان آمده و اتفاقاً همان شب فاصله ميان پل خواجو تا سيوسهپل را پياده طي كرده و مردم به دورش جمع شدهاند، از شهروندان اصفهاني تا ميهمانان نوروزي از ساير شهرستانها. خبرها حكايت از برخورد بسيار صميمانه متقابل ميان او و مردم حاضر در آن صحنه داشت. نمونهها از اين دست زياد است. گمان ميكنم آقاي احمدينژاد كه خود در اين ايام گرفتار سفرهاي نيمهرسمي انتخاباتي است، ادبيات بسيار نامناسبي به كار گرفته است. اگر اين ادبيات گيرايي داشت روزنامههايي كه سالهاست از اين ادبيات استفاده ميكردند جايگاهي داشتند.
April 30, 2005 10:10 PM
نظرات
در خوب بودن آقای خاتمی شکی نیست
اما گند هایی که به مملکت زدند را نیز نمی شود نادیده گرفت.
که اکنون ناموس من و شما را به همه جا می برند.
نوشته شده توسط: میلاد حاجی پور درJune 9, 2005 06:26 PM
من در صحبت هاي اقاي احمدي نژاد كلام نادرستي نديدم.
وفكر مي كنم كه اقاي خاتمي در صحبت هايشان مقداري تند رفتند.
اما جناب اقاي شيرزاد سوالي از شما داشتم.
چه كساني در مورد انتقال نمايشگاه و يا پروژه منوريل در كار شهرداري اختلال ايجاد كردند؟
با تشكر
َشيرزاد:
سؤال شما نشان می دهد که اختلاف نظرهای کارشناسی بر سر انتقال نمايشگاه يا مونوريل را کارشکنی می پنداريد. آيا با اين نوعی نگاه توأم با جانبداری از تصميمات شهرداری قضاوت نمی فرماييد؟
نوشته شده توسط: كامران درMay 10, 2005 05:47 PM
با سلام
البته شخصا من از ادای این سخنان توسط آقای خاتمی ناخرسندم و ایشان را بیش از این صاحب تامل میدانستم. اما پاسخ های شهردار (قدیس به قول کیهانیان) بیشتر موجب ناراحتی است. من مدتی است تهران را ندیدی ام ولی اوصاف تلاشهای ایشان چون طرح تعریض خیابان ولیعصر ، مونوریل و نمایشگاه را شنیده ام. متاسفم که پس از یک دوره عملگرائی دوران آقای کرباسچی که خود از نزدیک شاهدتحول تهران بودم باز هم به دوران شعارگرائی باز گشته ایم. حرفهای بزرگ غیر قابل انجام برای مصارف سیاسی تا کی در این مرز و بوم خواهد بود؟
به هرحال عصبانیت آقای اجمدی نژاد کجا نشان از صبوری اولیا ما دارد که ایشان سنگشان را به سینه میزنند و برایشان مهدیه و حسینیه میسازند؟
نوشته شده توسط: جعغر درMay 8, 2005 02:16 PM
اگه مي دانستم كه اين... (احمدي نژاد) كجاست و مي توانستم پيداش كنم به نيت تمام شهيدان يه سيلي بهش ميزدم.
شيرزاد:
فصل سيلی زدن ها سپری شده است, همين طور فصل مشت محکم کوبيدن بر دهان اين وآن. تنها چيزی که بايد زد حرف حساب است, آن هم محکم و بی واهمه.
نوشته شده توسط: فرزند شهيد درMay 3, 2005 10:51 AM
به قول حافظ
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولنگه توست
عز خود میبری وزحمت ما میداری
ناشیاته روی تنها حسن خاتمی دست می گذارند
نوشته شده توسط: hesam درMay 2, 2005 09:47 PM
متاسفانه بايد بگويم که آقای خاتمی اشتباه بزرگی کرد که چنين موضوعی را مطرح کرد چون باب بحثی را باز کرد که خود دولت ضعف بسياری در آن دارد. همه ميدانيم که جای معذرت خواهی بسياری از مسئولان از صدر تا ذيل هست.
نوشته شده توسط: مهدی درMay 1, 2005 12:32 PM
با سلام
ما ایرانیها ادعای داشتن تمدن وفرهنگ داریم ولی واقعا نداریم وفقط پیشینه فرهنگی وتمدن داریم با این همه ادعا هنوز نتوانستیم دلایل رفتار آقای خاتمی را درک کنیم آقای خاتمی بیشتر از این نمی توانست در این فضای بسته قاطعیت نشان بدهد چرا که اگر فشار می آورد آنها هم متقابلا فشار می آوردندو ناخودآگاه مردم ضربه می خوردند.ما منتظر نشستیم تا یکی غیر از خودمان بیاید و سرنوشت ما را رقم بزند وخودمان حاضر نیستیم هزینه کنیم وهیچ بعید نبود که در موقع لزوم پشت خاتمی را هم خالی نکنیم. در کل آقای خاتمی یک ایرانی بودکه ایران وایرانی رابخوبی می شناخت
وبابهترین روش ضمیر ناخودآگاه اکثر ایرانیان را بیدار کرد وبه حق حاکمیت بر سرنوشت خودآگاه ساخت به هر حال ماقدرزحمات وخدمات این بزرگ مرد ایرانی را به خوبی می دانیم و به حرفهای اشخاصی که خواب نما شده اند ودچار خودبزرگ بینی هیچ اعتنایی نمی کنیم.
نوشته شده توسط: علی محمدی درApril 30, 2005 11:29 PM
همانطور که شما گفتید مردم بهترین قاضی برای عملکرد مسئولان هستندبنابراین به این آقایان تنها باید گفت:خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
نوشته شده توسط: اقبالی درApril 30, 2005 04:33 PM
با سلام این اقا فکر می کنه مردم ... هستن بخدا مردم اگه از حتی اقای ولایتی هم خوششان بیاد ازاین احمدی نژاد ... دارن ...
نوشته شده توسط: ugd درApril 30, 2005 11:34 AM
جناب شیرزاد, به قول سعدی شیرازی
گرهنرمنداز اوباش جفایی بیند
تادل خویش نیازارد و درهم نشود
سنگ بدگوهر اگرکاسه زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود
خاتمی عزیز نگران نباشد تاریخ قضاوت خواهد نمود.
نوشته شده توسط: ناصر درApril 30, 2005 08:11 AM
...آآ خاتمی این سیدّ از سلاله خوبان همیشه خدا، برای ما ایرانی ها همیشه مظهر صلح وصفا خواهد ماند.اگر دیگران به خواهند جای پای او قدم بگذارند حرفی نیست ولی باید مثل او اندیشه کنند و مثل او زحمت بکشند . مطالعه کنند. قلم بزنند و دست آخر مهربان باشند .بنده به عنوان یک شهروند می توانم منتقد او باشم ولی نمی توانم چهره پدر گونه او را کدر کنم .آآ خاتمی برای ایران اندیشید و برای ما عزیز خواهد ماند اگر چه بعضی ها دلشان نخواهد .او از متفگران تاریخ سیاسی ماست .از معدود فلاسفه ای است که در یک کشور شعار زده پست اجرائی داشت . با مهارت ریاست کرد وضعف هم داشت ولی در نهایت یک آآ ماند.یادش گرامی است
نوشته شده توسط: حسن بانکی درApril 29, 2005 11:31 PM
