« امامزاده شهپير | صفحه اصلي | سلام ، آمديم »
April 04, 2005
كي بودم ، كي هستم
شهريور1337به دنيا آمدم. مادرم ميگويد بچگي خيلي آرامي داشتهام . پدرم تراشكار است، البته الان ديگر نميتواند كار كند. پدر بزرگ خدا بيامرزم هم آهنگر بوده است. بنابراين در آهن بزرگ شدهام.
سال 55 ديپلم گرفتم و در رشته مهندسي برق شريف قبول شدم، بعد ديدم از مهندسي خوشم نميآيد ،تغيير رشته دادم رفتم فيزيك. سال63 ليسانس گرفتم، يعني 8 سال بعد، اما زودتر از همه هم دورهايهايم . شاگرد اول هم بودم، هر چه تعطيلي بود به پست ما خورد، قبل از انقلاب، انقلاب، انقلاب فرهنگي … و يكبار هم استادان دانشگاه اعتصاب كردند. نصف درسهايم را در هفت سال خواندم و نصف ديگرش را در سال آخر. سال 67 فوق ليسانس و سال 71 دكترا گرفتم درهمان رشته فيزيك و در همان دانشگاه صنعتي شريف. در هر دو مقطع ما اولين سري دانشجويان پذيرفته شده بوديم .
ده دوازده سال از دوره دانشجويي طولانيام را عضو شوراي انجمن اسلامي شريف بودم. يك سال هم عضو شوراي تحكيم وحدت. هفت هشت سالي هم در آموزش و پرورش و در گروه فيزيك سازمان پژوهش و برنامهريزي درسي كار كردم . بعد از فارغ التحصيلي رفتم اصفهان و عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي اصفهان شدم. از سال 75 دوره جديدي از فعاليت سياسي و مطبوعاتي را در كنار كار علمي شروع كردم . يادم رفت بگويم، چهار پنج سالي هم در اوايل جنگ عضو شوراي سردبيري روزنامه اطلاعات بودم. سال 66 به كمك تعدادي از همكاران، المپياد فيزيك ايران را به راه انداختيم. از آن زمان كه دانشجوي فوق ليسانس بودم تا حالا 17 سال است كه سرپرست تيم المپياد فيزيك ايران در كشورهاي مختلف بودهام. بعضي از شاگردان آن دورههاي اول الان جز بهترين فيزيكدانهاي ايران و بلكه دنيا هستند.
سال 78 از طرف مردم اصفهان به مجلس ششم راه يافتم و دوباره اثاث را به كول كشيدم آمدم تهران. به اين ترتيب 18 سال اصفهان ، 16 سال تهران، دوباره 7 سال اصفهان و اين دفعه 5 سال است كه در تهران زندگي ميكنم . از اين جهت جزء دوزيستان هستم و هر دو آب و هوا به من ميسازد . به جهت ديگري هم دوزيست هستم و آن از يك طرف رشته تحصيلي و تحقيقيام ، فيزيك و از طرف ديگر علايق سياسي و مطبوعاتيام است.
سال 59 زن گرفتم. آن زمان 22 ساله بودم. سه تا فرزند دارم: مهدي 23 ساله، دانشجوي فوق ليسانس جامعه شناسي، محمد امين 17 ساله دانش آموز دبيرستان مفيد و هدي خانم 11 ساله دانش آموز كلاس پنجم دبستان. خانواده خوشبختي هستيم. در تمامي پيچ و خم ها و دشواري ها همسرم مطمئنترين تكيه گاه و بهترين مشاورم بوده و هست. سختترين مصيبتي كه در زندگيام داشتم فوت مرحوم خواهرم در سال 64 بر اثر سانحه رانندگي بود آن وقت او 30 ساله بود و مهندس شيمي از دانشگاه شريف. اگر امروز در ميان، بود حتما جز خانمهاي فعال و موفق كشور بود. به اين ترتيب در حال حاضر من تنها فرزند پدر و مادر رنج كشيدهام هستم . خدا عمرشان را طولاني كند با صحت و سلامت( و مرا هم برايشان حفظ كند، علي الخصوص از چشم بد خواهان!) خدا همه جور نعمتي به من داده است . او را سپاس گذارم .
April 4, 2005 11:14 PM
نظرات
کی بود کی بود من نبودم . پس شما خودرا در دستاوردهای مثبت جناح سرکوبگر دیروز و اصلاح طلب امروز شریک می دانید و اعمال آن زمان این جناح را ناشی از متغیر های پنهان می دانید
سخن آخر آنکه اینجانب بازجو نبوده بلکه وبگردی بودم که اتفاقی به وبلاگ شما برخوردم والسلام
شيرزاد:
نمی دانم قضاوت شما در مورد زندگی خودتان چيست. ما نه خود را قهرمانان خلق می پنداريم و نه گناهکارانی که بايد روزی ده بار در برابر کسانی که تنها عنصر مشخصه هويتشان "وبگرد" بودن است زانو بزنند و توبه کنند. خدا را شکر می کنيم از همين ميزان توفيقی که به ما داد تا اندکی برای کشورمان موثر باشيم. والسلام.
نوشته شده توسط: احمد درDecember 19, 2005 05:24 PM
اطلاعات من غلط است یا شما!؟ شما اعدامهای آن زمان را انکار می کنید .آیا در همین اصفهان وتهران نبود که کتابفروشیها را به آتش کشیدند . آیا در همین چهارباغ اصفهان نبود که در و دسته جناح شما که اکنون اصلاح طلب شده اید بر روی دست مردمی که لباس آستین کوتاه می پوشیدند رنگ می مالیدند و موهای آنها را د ر ملا عام کوتاه می کردند تا کی مردم باید تاوان اشتباه شما و امثال شما را پس بدهند
سکوت مردم در برابر این وقایع را نشانه حماقت وفراموشکاری آنها ندانید بلکه این سکوت باید بستر تفکر و عبرت باشد
و آخر اینکه جواب سوال من چه شد ؟ آیا جزو دانشجویان اشغالگر سفارت بودید یا نه؟
شيرزاد:
خيلی عصبانی نشويد. اطلاعاتتان چندان درست نيست. اگر طرف صحبتتان من هستم، اينها که می گوييد ربطی به من ندارد. راستی معلوم هست که ما بايد به چند نفر بازجويی پس بدهيم؟
نوشته شده توسط: احمد درDecember 18, 2005 10:37 AM
آنهایی که تفکراتشان در آن زمان مخالف تفکرات شما بود اکثرا اعدام شدند. باشد روز قیامت از آنها می پرسم.
شيرزاد:
اطلاعات شما درست نيست. بسياري از دانشجوياني كه آن زمان ماركسيست بودند، و يا عقايد ديگري داشتند هم اكنون در بازار كار به ويزه در بخش صنعت مشغول كارند. اما اگر دوست داريد تاريخ گذشته مطابق ميل شما نوشته شود، بحث ديگري است.
نوشته شده توسط: احمد درDecember 17, 2005 07:48 PM
خیلی دلم می خواهد بگوئید در زمانی که عضو انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بودید با مخالفین خود چگونه رفتار می کردید ؟
آیا آن زمان به فضای باز سیاسی اعتقاد داشتید ؟
یا نه آن زمان هم همین بازیها وجود داشت و فقط جای مهره ها عوض شده ؟
راستی آیا شما جزو دانشجویان خط امام اشغالگر سفارت بودید ؟
شيرزاد:
اگر دوست آشنايي داشتيد، مي توانيد از بر و بچه هاي قديمي شريف كه تفكراتشان با ما فرق داشت و الان هم كم و بيش در جامعه دارند كار مي كنند بپرسيد.
نوشته شده توسط: احمد درDecember 16, 2005 09:43 AM
زندگینامه جالبی بود استاد. یونیورس همیشه بهترین انتخاب رو انجام میده. من همیشه از خواندن زندگینامه بزرگان و یافتن نکاتی که به اثبات نظریه طرح هوشمندانه یونیورس کمک میکنه خوشم میاد.
موفق باشین.
شیرزاد:
متوجه نشدم منظورتان از طرح هوشمندانه یونیورس چیست؟
نوشته شده توسط: خودم درSeptember 5, 2005 11:38 AM
نکته جالبی را در نوشته ((بچه مثبت)) به آن اشاره کردید چون ما به یاد داریم که شما چگونه در گذشته ها صبح تا شب دم از مردم و رای و نظر آن ها میزدید و دایم در محافالتان صحبت از شعور بالای مردم زده می شد.
البته حالا نکته جالب این است که در عرض یک شب مردم ناگهان نادان شدند و به گفته خانم کولایی ((مردم ایران واقع بین نیستند))
نوشته شده توسط: محمد درAugust 6, 2005 11:11 AM
آقاي شيرزاد
سلام
جناب دكتر از اينكه نامه اينجانب را بي پاسخ نگذاشتيد متشكرم.
قطعا فرد فرهيخته اي چون جنابعالي تسلط بيشتري به امور مملكتي دارد و صلاح امور را بهتر از هركسي مي داند . من بالشخصه براي شما احترام بسيار زيادي قائل هستم و از شما كمال امتنان را دارم.
اميدوارم با توكل به خداوند متعال شاهد پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات سال آينده باشم.
به اميد موفقيت شما در تمام صحنه هاي زندگيتان
نوشته شده توسط: احسان درAugust 1, 2005 06:14 PM
جناب دكتر شيرزاد
سلام
جناب دكتر خواهشمندم پاسخ نامه الكترونيكي اينجانب را كه با نام احسان براي شما فرستاده شده است بدهيد.
ضمنا اينجانب براي سلامتي آقاي گنجي بسيار نگرانم و بعد از هر نمازم براي سلامتي ايشان دعا مي كنم و از تمامي دوستان اصلاح طلب و ملت ايران خواهشمندم به فكر چاره بيفتند چرا كه اگر كار مهمي براي آزادي ايشان توسط مردم انجام نشود و ايشان خداي نكرده جان خود را از دست بدهد آن وقت بايد گفت اين مردم شايسته كار بزرگ آفاي گنجي نيستند.
با تشكر.
شيرزاد:
مطلب قبلی شما که منعکس شده، تصور نمی کنم کار خوبی باشد که راجع به همه کامنت ها من هم اظهار نظر کنم.
نوشته شده توسط: احسان درJuly 31, 2005 07:35 PM
جناب آقاي دكتر احمد شيرزاد
سلام
جناب آقاي دكتر بنده از كساني بودم كه توفيق راي دادن به آقاي خاتمي را در سال 76 يافتم.در سال 78 در دانشگاه پذيرفته شدم و با وجود آنكه دانشگاه ما زير نظر يكي از ارگانهاي نظامي كشور بود ولي اكثر دانشجويان از طرفداران اصلاحات بودند و از آنجاييكه اينجانب ساكن اصفهان هستم به توفيق ديگري دست يافتم كه همانا راي دادن به جنابعالي و همكاران دوم خرداديتان در سال 78 بود.اما امروز تحمل شكست اصلاحات برايم بسيار سخت و دشوار است و اگر بگويم كه هنوز در كما به سر مي برم چيزي به گزافه نگفته ام.اما به نظرم مي رسد كه بايد تحليل خود را در خصوص آنچه بر سر اصلاحات رفت بيان نمايم.هرچند اكنون ديگر دير شده و اين تحليلها بايد دقيقا زمانيكه اولين شكست اصلاح طلبان در انتخابات دوره دوم شوراها پديدار گشت ارائه مي شد.
1- عدم توجه به اصلاحات خواست مردم كه خواستار حركت اصلاح طلبان تا آن سوي تنش با اقتدار گرايان بودند.
2- عدم توجه كافي به مشكلات معيشتي و اقتصادي مردم از جمله بيكاري جوانان خانواده هاي ايراني و تورم ،هرچند جهت حركت مثبت بود اما كافي نبود
3- وجود اصلاح طلبان ترسو در كنارنيروهاي اصلاح طلب
4- معرفي وزرايي با گرايشهاي ضد اصلاحات و تدام بلكه تشديد آن در كابينه دوم آقاي خاتمي علارقم در اختيار داشتن مجلس ششم
5- عدم انجام حركت قابل قبول در جهت آزادي زندانيان سياسي و عدم بازداشت آنها
6- تن دادن به برگزاري انتخابات فرمايشي دوره سوم مجلس خبرگان و دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي
7- عدم انجام حركت تندتر در سياست خارجي كشور و برقراري رابطه با دولت آمريكا در قالب سفر نمايندگان مجلس به آمريكا و ديدار آنها با نمايندگان مجلس آمريكابا وجود عذر خواهي از ملت ايران
اگر اين اقدامات در طول اين چند سال صورت نمي گرفت قطعا امروز اميد مردم به اصلاحات همچنان زنده بود و از بين نمي رفت.
اما امروز بهتر است تا از پتانسيل حاميان 5/5 ميليوني خود (آراء آقاي دكتر معين و آقاي مهندس مهر عليزاده )به خوبي استفاده نماييد و با سازماندهي آنها در قالب جبهه فراگير مشاركت ملي تلاش خور را بر انتخاباتهاي آينده متمركز نماييد.
جناب دكتر خواهشمندم مطالب بنده را در سايت خود منعكس نماييد.
با تشكر
نوشته شده توسط: احسان درJuly 27, 2005 08:18 PM
آقای شیرزاد ما هم حافظه مان ضعیف نیست ما هم به یاد داریم که افرادی که به آقای هاشمی ناسزا میگفتند چگونه در کمتر از 5روز به حمایت از ایشان پرداختند
نوشته شده توسط: محمد درJuly 8, 2005 03:13 PM
آقای دکتر سلام
بعد از انتخابات تا حدودی دلسردی حاکم شده نمی دونم اصلا بعد از این همه سال قعالیت ( قبل دانشگاه و زمان دانشجویی)چرا باید ادامه داد؟ اونایی که بخاطرشون تلاش می کردیم چه طور یه دفعه از ما رو برگردوندند !!!!
جالب اینکه می دونم بعد از گذشت این چهار سالی که تازه آغاز شده از همه مغبونتر همونایی هستند که از پی نانی و رفاهی به شخص پیروز رای دادند.
شيرزاد:
اگر جامعه سرش کلاه رفته باشد دير يا زود متوجه خواهد شد. اين از لزوم پاسخگويی کسانی که زيرآبی حرکت کردند و با چهره ای متفاوت با واقعيت خويش خود را به مردم معرفی کردند چيزی نمی کاهد.
نوشته شده توسط: محمد درJune 29, 2005 12:50 PM
با سلام
بعد از این همه تلاشی که در این چند سال چه در دانشگاه و چه قبل از آن . حالا خیلی دلسرد شدم نمی دونم چیکار کنم. ازیه طرف می گم به چه ربطی داره که باید برای این ملت کار کرد از طرف دیگه دلم نمیاد به فکر مردم نباشم مخصوصا قشر ضعیف جامعه اونایی که گمان کردند رییس جمهور جدید به دادشون می رسه در حالیکه می دونم دود این سیاست های غلط اول تو چشم همون مستضعفین میره.
چیکار کنم
شيرزاد:
فعلا کمی صبر کنيد عرق شعارهای خدمتگزاری آقايان سرد شود. بعد هم مطمئن باشيد موتور اصلاح طلبی خاموش شدنی نيست. اگر من و شما هم ببريم باز راه می رود.
نوشته شده توسط: محمد درJune 28, 2005 09:22 PM
آقای شیرزاد آیا می توان 7میلیون رای بیشتر آفای احمدی نژاد را به حساب ((نه)) به هاشمی قلمداد کرد ؟
آیا این حرف منطقی است؟؟؟!!!!
(قابل توجه 7 میلیون عدد بزرگی است )
در پناه حق باشید.
نوشته شده توسط: محمد درJune 27, 2005 03:41 PM
Dear Dr Shirzad
Salam
I wished that I had persian alphabet on my keyboard and write to you in our beloved persian language in my first comment for you but I'm away of Iran and I don't have persian keyboard.
I just wanted to say that graet Iran and honoured persian people are so proud of such a people like you who believe what they say and say what they believe.
I was the younget city consulor acroos Iran when you were as a congressman in the Reformist Congress and I was following your, Mrs Haghighatjoo's and my honorable friend Hossein Loghmanian's talks in Congress and I think your talks will remain in Persian history forever.
God bless you all.
written: five hours before Presidental election PUPPET in Iran
Talk to you later
Hamid-Canada
نوشته شده توسط: Hamid درJune 24, 2005 02:53 AM
باسلام
جناب اقاي دكتر شيرزاد
در مورد انتخابات اخير نكته اي را خاطر نشان ميكنم
اينكه آقاي هاشمي رفسنجاني جرات كرده كانديداي انتخابات شود،اينكه مردم به اصلاح طلبان راي نمي دهند ، اينكه از بين آقاي هاشمي و احمدي نژاد يكي رئيس جمهور مي شود ،اينكه اصلاح طلبان كارشان به جايي رسيده كه از هاشمي حمايت مي كنند، نتيجه بيكفايتي و خيانت شخص آقاي خاتمي و عدم شجاعت اصلاح طلبان مي باشد كه در هيچ موردي نتوانستند بر مواضع بر حق خود كه خواست اكثريت بود پافشاري كنند و در همه موارد در مقابل طرف اصليشان كوتاه آمدند .
حتي پس از هشت سال تجربه نتوانستند از موقعيتي كه برايشان پيش آمد(رد صلاحيت آقاي معين) استفاده كرده وباز هم زير بار حكم حكومتي رفتند .
شجاعت ، عمل گرايي ،وپرداخت هزينه حداقلي موفقيت اصلاح طلبان واقعي را در انتخابات سه سال آينده مجلس حتمي خواهد ساخت.
با آرزوي توفيق روز افزون جنابعالي
شيرزاد:
غصه نخوريد. شايد به زودی در دولت دموکراتيک و کارامد پرزيدنت احمدی نژاد همه مشکلات خل شود و نيازی به انتقاد از کسی نباشد! اصلا می دانيد دولت کودتا از گل بهتر بود، بايد يادمان باشد به نسل های بعدی هم بگوييم هر چه ثقصير بود زير سر مصدق بود که عرضه نداشت زورش قد زور شاه باشد!
نوشته شده توسط: rasool درJune 21, 2005 11:41 AM
سلام دکتر
من از زمانی که در مجلس ششم آن صحبتهای جالب در مورد انرژی هسته ای کردید با شما آشنا شدم . و اکنون با نوشته های جالب تان در روزنامه اقبال . با اینکه در این گوشه سرزمین ایران در شرقی ترین نقطه آن هستیم و روزنامه ها 1 روز دیرتر به دست ما می رسند و اکثر سایتهای سیاسی مسدود شده اند ولی باز هم شما و همراهانتان محبوبیت خاصی در میان قشر تحصیل کرده و فعال این خطه دارید.
نوشته شده توسط: عبود درJune 13, 2005 11:41 AM
ولی من فکر می کنم که جنس حرف هایی که در مجلس باید زده شود باید متفاوت باشد ،با حرف هایی که یک استاد دانشگاه می تواند سر کلاس بزند..با نقد هایی که در روزنامه می کند..با بحث هایی که در دفتر تحکیم می کند...حتی اگر این حرف ها را شخص مبتکر علمگرایی چون دکتر شیرزاد بزند...قبول ندارید؟
گاهی ممکن است آدم سیاست خوب بداند ولی سیاستمدار خوبی نباشد..در تریبون مجلس سرمقاله ی جنجالی بنویسد و سر کلاس درس تذکر آیین نامه ای بدهد و در دفتر تحکیم تدریس بی ثباتی کند!
-----
نکته ی آخر اینکه فکر می کنم که افتخارات شما و ارزش ها یتان Continouse باشد ..و بازگو کردن آنها هر چند ریز باشد، نفس گسسته کردن محیط بروزشان است !قبول ندارید؟؟
نوشته شده توسط: وحید بازرگان درMay 31, 2005 10:24 PM
harf bezanid.salam,ostad lotfan rage be nataige entekhabat ham
نوشته شده توسط: hadi درMay 31, 2005 08:52 AM
امید وارم تا وقتی زنده هستید بنویسید
نوشته شده توسط: محمد درMay 30, 2005 12:39 PM
سلام آقای دکتر:
خوب هستید؟
آقای دکتر چرا برای لیسانس درس ارائه نمی کنید؟
دروس کوانتومی لیسانس شما را به عنوان بهترین مدرس طلب می نماید.
با تشکر...
نوشته شده توسط: دانشجوی فیزیک IUT درMay 25, 2005 07:47 AM
سلام
من از دوستداران شما در اصفهان هستم البته فکر می کنم قیافتا من را بشناسید.
نظرات جالب و تلخی در مورد شما نوشته بودند و البته شما هم خوب جوابشان را داده بودید.
راستی دکتر الوعده وفا سپیداران در نقطه دید لینک شد .( جلسه چند هفته قبل در دفتر اصفهان با خبر نگاران روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان که من جز سه دسته محسوب می شوم. )
نوشته شده توسط: بهروز شجاعی درMay 20, 2005 06:11 AM
Dear Dr sheerzad I am glad I have found this site.It is lovely with a bit of Esfahani cheekiness!!I am so sorry to see another so called Dr in the parlement(Dr Kamran)from my beloved city ( actually from I can,t remember where ,somewhere near Esfahan !)what a contrast! and such a shame.For us outside Iran last Majles was a great hope but anyway we live with hope.wish u best and hope to hear from u more Mokhleseem
Shirzad:
There are so many peoples called as Dr., don't worry. Ma ham mokhlesim.
نوشته شده توسط: Alireza Torknejad درMay 19, 2005 03:18 AM
والبته جنابعالي با خيانت به ملت ايران اطلاعات مربوط به انرژي هسته اي را از طريق تريبون مجلس ششم به دشمنان ملت ارائه داديد و نام شما در زمره خائنان به ملت ثبت شد
مرگ بر مزدوران آمريكا
و البته شما خائنان به خميني سزاي خيانت هايتان را در همين دنيا خواهيد ديد
نه ... نه ... شما لياقت كشته شدن نداريد
شما آنجنان بي حيثيت مي شويد كه وقتي 80 تن از شما 27 روز اعتصاب بازي در مي آوريد
يك نفر هم نان بربري برايتان نمي آورد
ها ها ها ها ها
خيلي با حاليد
شيرزاد:
بد نيست بدانيد که اين جناب جمشيد خان در فاصله چند ساعت به کرات شاهکار ادبی شان را کامنت فرموده اند. به اين وسيله لنگه کفش اينترنتی ايشان اعلام وصول می شود.
نوشته شده توسط: جمشيد درMay 15, 2005 09:01 PM
سلام آقای دکتر شیرزاد
همان طور که امثال دکتر ثبوتی چراغ تحقیقات علمی را در این مملکت روشن نگه داشتهاند امثال صابر علیجانی و رحمانی با وجود فشارهای متعددچراغ آزادیخواهی را در این مرز بوم روشن نگه داشتهاند.
ستون با روزگاران امانتی در دست شماست .لطفا صنفی برخورد نکنید.
شيرزاد:
سرمايههاي اين كشور همه از يك نوع نيستند. دريغ است اگر تمام ميراث انساني خويش را نشناسيم و پاس نداريم.
نوشته شده توسط: دانشجو درMay 15, 2005 08:20 AM
salam aghaye doktor
man daneshjooye daneshgah sanaty esf.. hastam
ye roozi shoma ra be khatere notgh pish az dastooretoon kooboondan va daghighan yek sal bad
be baj dadan razi shodan.mer30 khodahafez
be omid oomadan mohandes mirhossein mousavi dr arse entekhabat.
نوشته شده توسط: ali درMay 8, 2005 01:15 PM
سلام
من یکی از دانشجویان شما بودهام که فکر کنم در بین همه ی آنها بیشترین زمان را از وجود شما کسب علم کرده ام. شاید بعضی از تفکرات سیاسی شما را قبول نداشته باشم ولی همواره به عنوان یکی از الگوهای زندگی ام برای من محترم بوده اید. امیدوارم در موفق باشید.
نوشته شده توسط: یک آشنا درMay 5, 2005 07:24 PM
سلام من يك فعال سياسي هستم مي خواستم خواهش كنم وقتي بگذاريد شما را ملاقات كنم.ممنون مي شوم به همين ايميل پاسخ بدهيد
شيرزاد:
از ابراز لطف شما متشکرم. فعلا همين ارتباط ايميلی با مردم به اندازه کافی ما را از کار و کاسبی انداخته.
نوشته شده توسط: reza درMay 4, 2005 12:51 PM
سلام آقای دکتر شیرزاد
پیشنهاد میکنم اشتغالات دیگر خودتان را رها کنید و ستون با روزگاران را هر روز جاپ کنید.
شيرزاد:
با تشکر از نظر لطف شما, باور بفرماييد کار بسيار دشواری است هر روز و هر روز نوشتن. من در ضمن کليهء اشتغالات سياسی و مطبوعاتی يک "فيزيک پيشه" تمام وقت هستم و از اين راه نان می خورم. در ضمن نگران تکراری شدن مطالب برای خوانندگان نيز بايد باشم. البته خوشبختانه تا حالا سوژه کم نياورده ام ولی فکر می کنم اگر مطالب يک روز در ميان ارائه شود بهتر می توانم به آن برسم.
نوشته شده توسط: دانشجو درMay 4, 2005 10:50 AM
من شاید تنها کسی این جا باشم که اصلآ از شخصیت سیاسی شما خبر نداشتم و بعد از اندکی « سرچ !»در اینترنت به دنبال شما و دکتر خرمی و بهمن آبادی و شریعتی ، گذرم به اینجا افتاد.سوال: فیزیک را بیشتر دوست دارید یا سیاست ؟احمد شریعتی، یا علی شریعتی؟!
با تشکر/...
شيرزاد:
براي من هم تعجبآور است. دقيقا يادم نميآيد در كدام دورهء المپياد فيزيك خدمت شما بوده ام. اما بد نيست بدانيد وقتي بعد از مدتي سكوت در عرصهء سياست, سال 75 مجددا فعاليتهايي را آغاز كردم بعضي ار دانشجويان چشمهايشان گرد شده بود. آنها باورشان نميشد معلم ناخنخشكي كه يك دهم نمره به كسي نميدهد و غير از درس فيزيك در سر كلاس و عرصهء دانشگاه چيزي از او نشنيده بودند اهل سياست هم باشد. شما هم شاهد ديگري از اين ماجرا. اما اگر بخواهم پاسخ راست به سؤال شما داده باشم من چيزي زيباتر از فيزيك كه روايت لطيف صنع خداست نميشناسم. براي من سياست حكم تكليف عقل را دارد و فيزيك حكم كشش دل را. سخت است آشتي ميان اين دو, اما سالهاست كه به اين دوزيستي عادت كردهام.
نوشته شده توسط: بابک فتوحی درApril 29, 2005 11:58 PM
اين كه از شريف دكترای فيزيك داريد و در راهاندازی المپياد فيزيك نقش داشتهايد، جالب بود. چون اين روزها خيلی از اهالی سياست و حتی چماقداران در ايران، دكتر شدهاند. اما كمتر كسی از آنان هست كه درس درست و حسابی خوانده باشد.
نوشته شده توسط: Sohrab درApril 24, 2005 10:36 PM
salam. darbare matlabam kotah nemiayam . shoma mitavanestid tahsilat , faaliat va tasireshan ra dar zendegietan benevisid chenanake in enteghad ra be jenabe moein ham daram. va dar toole doorane 8 sale be kole eslahtalaban.
نوشته شده توسط: zahra eshraghi درApril 19, 2005 05:00 PM
آقای دکتر!!!!!!!!!!!!!!!
1- چرا برای دانشجویان لیسانس درس ارایه نمی کنید؟
2- چرا در دانشگاه فعالیت سیاسی شما به حد صفر رسیده است ؟
نوشته شده توسط: دانشجوی دانشکده فیزیک صنعتی اصفهان درApril 19, 2005 01:03 PM
شيرزاد:
سرکار خانم اشراقی, ضمن سلام و ابراز خوشوقتی از اين که وبلاگ ناقابل بنده را لايق توجه دانسته ايد, نمي دانم اين برداشتهای عجيب را شما از کجای نوشته حقير استنباط فرموده ايد؟ به هر حال هر کسی که مطلب بنده و اظهار نظر توأم با کم لطفی جنابعالی را بخواند قضاوت خواهد کرد. ضمناُ جهت اطلاع شما عرض کنم که همسرم بسياری از نوشته هايم را قبل از چاپ می خواند و در قريب به اتفاق موارد اگر نظری داشته باشد من آن را لحاظ می کنم. در اين مورد بخصوص نيز او تمام متن را کلمه به کلمه خواند و نظراتی هم داد که تأثير دادم, اما به هيچ وجه چنين برداشتی را نه او و نه تعداد بسيار زيادی که به اين وبلاگ مراجعه کرده اند نداشتند. اگر من چيزی راجع به ايشان ننوشته و با جزييات معرفی نکرده ام اين چيزی است که خود او بسيار روی آن مصرِِّ است. خوب است بدانيد که در تمام مدت نمايندگی من نگذاشت همکاران محل کارش بدانند همسر کيست. او اين طوری احساس راحتی بيشتری دارد ومن برای انتخاب وی احترام قائلم. باز هم بد نيست بدانيد که در هفته های قبل از انتخابات مجلس هفتم برخی از دوستان اصرار داشتند ايشان از شهر اصفهان کانديدای نمايندگی شود که او با وجود آن که من نيز مايل بودم به هيچ وجه نمی پذيرفت.
به هر حال تصور می کنم شما نيز مثل حقير برای تشخيص ايشان و شيوه ای که برای زندگی شان انتخاب کرده اند احترام قائليد. شايد سوء تفاهم شما ناشی از نوعی پيشداوری باشد, اما اگر فکر می کنيد قالب سادهء به کار رفته در متن فوق نارساست حاضرم هزاران بار به ارزش و احترامی که در کنار محبت و يکرنگی برای همسرم قائلم اعتراف کنم. با آرزوی سربلندی روز افزون شما.
نوشته شده توسط: شيرزاد درApril 19, 2005 12:56 PM
darbare hamsaretan bishtar va behtar benevisid . chenan goftid gooee zaeefee bish nist . moteasefam....
نوشته شده توسط: zahra eshraghi درApril 18, 2005 11:02 PM
salam aghaye shirzad. darbare hamsaretan chenan sohbat mikonid gooee dar khane bardee bish nist. ba shenakhti ke az hamsaretan daram kheili behtar mitavanid moarefi namaeed.farzandanetan ra be arshe ala bordid va hamsaretan ra .........
نوشته شده توسط: zahra eshraghi درApril 18, 2005 10:58 PM
البته فکر کنم که یه زندگی دوزیست هفتگی هم دارید. چون دو روز در هفته را اصفهان هستید و بقیه را تهران!!! .
خدا به پدر و مادرتان عمر با عزت عنایت کند
نوشته شده توسط: مجید مزروعی درApril 9, 2005 04:41 PM
اقای دکتر ورودتان را به دنیای بی قفس و مرز اینترنت تبریک میگویم.برای ما که شما را دوست داریم جای خوشوقتی است که هر بار وارد این فضای مجازی می شویم می توانیم شما را ملاقات کنیم.البته شما خود بهتر می دانید و در این چند سال جنبش وتکاپوی شجاعانه خود به فراست دریافته اید که:در ره منزل لیلی که خطر هاست در ان/ شرط اول قدم ان است که عاشق باشی.والبته شما ثابت کردهاید که چنین بوده اید.ارادتمند شما :رشید اسماعیلی
نوشته شده توسط: رشید اسماعیلی درApril 7, 2005 11:48 PM
فقط یک کلمه آفرین
نوشته شده توسط: arash esfhany درApril 7, 2005 04:12 PM
آقای دکتر از یک جهت دیگه هم دوزیست هستید. بعد و قبل از انتخاب به یاد بیارید. یادتون هست اون زمان قبول کردید مادر مشکلات و مانع اصلی اصلاحات در این مملکت چی و کیه؟ چی شد در اون چهار سال یادتون رفت؟ چی شد در اون چهار سال دیگه از اون نامه هایی که بعد از گپ عمران نوشتید خبری نبود؟
نوشته شده توسط: دانشجوی سابق صنعتی اصفهان درApril 6, 2005 09:28 PM
دکتر، «زن گرفتم» یعنی چه؟
بگو «ازدواج کردم» ظاهرا این تهران آمدنت خیلی تاثیر مثبت نداشته و از اصفهانی بودنت کم نکرده..
نوشته شده توسط: یک آشنا درApril 6, 2005 04:48 AM
