« نوروز و طبقه متوسط | صفحه اصلي | امامزاده شه‌پير »

April 03, 2005

ساختمان روبه‌رو

با روزگاران - اقبال 15/1/84
روبه‌روي خانه ما در مجتمع ساختماني 5 طبقه در حال احداث است. يكي نزديك اتمام است و ديگري تازه سفت‌كاري‌اش تمام شده است. بعد از ده دوزاده روز مسافرت كه به تهران بازمي‌گشتيم، سرپيچ كوچه كه چشم بچه‌ها به اين دو ساختمان افتاد شگفت‌زده شده بودند. در اين مدت ساختمان‌ها به طرز محسوسي پيشرفت كرده بود. آن يكي كه كارش جلوتر بود نماكاري‌اش تمام شده و شيشه‌هايش را هم نصب كرده بودند و آن ديگري كه ديرتر شروع به ساختمان كرده بودند بعد از خاتمه سفت‌كاري بخش عمده‌اي از ديوارهايش چيده شده بود.
در اين مدت كه ما تعطيل بوديم، كارگرها، تكنسين‌ها، مهندس‌ها، راننده‌ها و... در ساختمان هاي روبه‌روي ما و احتمالاً در خيلي جاهاي ديگر كارشان ادامه داشت. در اقتصاد حساب و كتاب روشني وجود دارد كه با آن مي‌توان خسارت معطل ماندن حتي يك ساعت كار را محاسبه كرد. سرمايه معيني به كار گرفته شده كه در مدت زمان معين بايد بازده اقتصادي خود را داشته باشد. افزايش زمان انجام كار و اتلاف وقت بيهوده يعني به تعويق افتادن بازدهي سرمايه و اين يعني ضرر و خسارت.

در ايام عيد پانزده روز تمام يعني نيمي از يك ماه مملكت فلج بود. اما آيا همه بيكار بودند؟ نه، قدر مسلم خيلي‌ها كارشان تعطيلي‌بردار نبود. كارگران و كارفرمايان بخش خصوصي، مثل ساختمان روبه رويي ما جمعه و تعطيل نمي‌شناسند، تحت هر شرايطي كارشان ادامه دارد. بخش‌هايي از اقتصاد نظير بنگاه‌هاي خدماتي مسافران شايد چند برابر روزهاي ديگر سال هم كار مي‌كنند. براي آنها كه پول مي‌سازند و ثروت مي‌آفرينند تعطيلي فرصتي است براي ارائه كالاها و خدمات جديد و كسب درآمد. پس كدام بخش يا بخش‌هاي كشور اين طور از طاعون تعطيلات فلج مي‌شوند و از پادرمي‌آيند؟ خيلي ساده است، بخش‌هاي دولتي و حكومتي. از حقوق و دستمزدي كه در قبال آن خدمتي دريافت نمي‌شود بگذريم؛ با يك محاسبه سرانگشتي مي‌توان مساحت مفيد بناهاي دولتي كه روزهاي پياپي بلااستفاده مي‌ماند و حتي يك ريال در مقابل آن خدمت توليد نمي‌شود و ثروتي از اين طريق هدر مي‌رود را حساب كرد كه سر به فلك مي‌گذارد. در بخش خصوصي و آنجا كه هر تصميم با حساب هزينه و فايده صورت مي‌گيرد علي‌القاعده آدم‌هاي اهل محاسبه هزينه راكد ماندن هر روز هر متر مربع ساختمان قابل استفاده را به حساب مي‌آورند. كاش سازمان مديريت اين كار را انجام مي‌داد و بيلان ريالي هزينه هر روز تعطيلي در بخش دولتي را حساب مي‌كرد و به مردم ارائه مي‌داد. كاش اين نمايندگاني كه مدعي كاهش هزينه‌هاي دولت و جلوگيري از اسراف و ريخت‌و پاش هستند به جاي حذف پذيرايي ميوه در كميسيون‌ها به دنبال كشف رقم‌هاي درشت و واقعي اسراف و تبذير بودند.
جالب است كه سند چشم‌انداز توسعه مي‌نويسيم و مدعي پيشتازي در منطقه در يك دوره 20 ساله هستيم اما با هر دليل موجه و ناموجه، شرعي، عرفي، ملي، سنتي و سياسي كركره را پايين مي‌كشيم و كار را تعطيل مي‌كنيم. نشانه احترام به هر نماد مذهبي يا سياسي شده است تعطيلي يك يا چند روز كار كشور. كجاي دنيا چنين تفكري وجود دارد، كه در آن نفس تعطيلي و خواباندن كارها نوعي ارج‌گذاري و تقديس تلقي شود؟ آيا اين رويه برخاسته از نوعي تفكر ناشي از تنبلي و آماده خوري نيست؟ البته ترديدي وجود ندارد كه تعطيلات در جاي خود و اگر از سر حساب و قاعده باشد نقش بسيار خوبي در ايجاد طراوت و نشاط در جامعه و خروج از روند تكراري زندگي روزمره دارد، اما به شرط آنكه روي آن درست فكر شده باشد و حساب و كتاب كافي صورت گرفته باشد.
يادم مي‌آيد در اواسط مجلس ششم يك بار مقارن همين تعطيلات عيد اشاره‌اي از سوي مقام رهبري صورت گرفته بود و گلايه‌اي از زياد بودن تعطيلات رسمي كشور، در همان زمان تعدادي از بر و بچه‌هاي مجلس از جمله دكتر اطاعت نماينده داراب تلاش كردند طرحي براي كاهش تعطيلات رسمي تقديم مجلس كنند. آن زمان بررسي دوستان به اين نتيجه منجر شد كه آن دسته از تعطيلات مذهبي يا ملي كه براي آنها آيين‌ها و سنن خاصي وجود دارد و مردم عملاً بيكار نيستند بلكه در نوعي فعاليت متنوع اجتماعي، فرهنگي يا سياسي شركت دارند را نگاه دارند و تعطيلاتي كه هيچ ثمره‌اي جز در خانه نشستن و اتلاف وقت ندارد حذف شود. به عنوان مثال مردم در روز 22 بهمن هر سال در آيين‌هاي بزرگداشت پيروزي انقلاب شركت دارند اما في‌الواقع هيچ آيين قابل توجهي در روز 12 فروردين برگزار نمي‌شود.
آن طرح بعد از مدتي راكد ماند. دليلش هم خيلي روشن است، مجلس ششم آن قدر گرفتاري با محافظه‌كاران داشت كه ورود به درگيري برسد حذف تعطيلي‌ها ولو با اشاره مثبت مقام رهبري، در آن جايي نداشت. بعد از چند هفته اغلب دوستان گفتند: بگذار همين‌ها را كه زاييده‌ايم بزرگ كنيم و وارد چالش جديدي نشويم. اما به هر حال طرح دكتر اطاعت و دوستان هنوز آماده است اگر كسي مرد ميدان باشد.
بگذاريد در چند مصداق معين نظر شخصي‌ام را به صراحت بيان كنم واقعاً به غير از روزهاي تاسوعا و عاشورا و سالروز شهادت پيامبر اكرم (ص) و امام علي (ع) در كدام يك از شهادت‌ها مراسم گسترده مذهبي وجود دارد كه مردم در آنها شركت كنند؟ اگر در شهرهاي مذهبي قم و مشهد مراسمي وجود دارد، بسيار خوب همين دو شهر را تعطيل كنند، بقيه كشور كار كند و يا به عنوان مثال دو روز پياپي 14 و 15 خرداد كه به ياد امام راحل (ره) تعطيل است آيا قابل تقليل به يك روز نيست؟ آيا اگر تعطيلي سالروز اعلام جمهوري اسلامي، 12 فروردين حذف شود، عملاً امكان آن كه ادارات از ششمين روز فروردين به طور رسمي و جدي مشغول كار شوند بهتر فراهم نمي‌شود؟ چند سال ديگر بايد تجربه كنيم كه دو روز تعطيلي پياپي عملاً يك هفته را از بين مي‌برد و با زور نمي‌شود فضاي كار در دو سه روز باقي مانده هفته ايجاد كرد؟ آيا روح بلند ائمه اطهار (ع) و يا امام راحل (ره) راضي هستند به اينكه به نام آنها چنين خسارت عظيمي به جامعه اسلامي وارد شود و عملاً هيچ كار مثبتي صورت نگيرد؟
اي كاش رودربايستي‌ها و تعارفات آقايان علما اجازه مي‌داد مصلحت واقعي كشور اسلامي در نظر گرفته شود. اي كاش بزرگان انقلاب خودشان پيشقدم مي‌شدند، شهامت به خرج مي‌دادند، موضوع را براي آقايان در بلاد مذهبي جا مي‌انداختند و به تعطيلات كشور سر و ساماني مي‌دادند. اي كاش سازمان مديريت مثل ماست نمي‌نشست و تماشا كند، لااقل يك محاسبه‌اي مي‌كرد و يك بررسي انجام مي‌داد تا معلوم شود خسارت وضع موجود چيست؟

April 3, 2005 11:08 PM

نظرات

salam

نوشته شده توسط: hamed درMay 9, 2005 02:30 PM

در آمریکا، بیشتر تعطیلات ادارت روز دوشنبه است. اگر در ایران هم سنتی باشه که تعطیلات با روزهای هفته منطبق بشوند، مشکلات ناشی از چرخش نسبی تعطیلات در هفته هم کم میشود. مثل روز قدس که همیشه آخرین جمعه رمضان است. به همین صورت میتوان بسیاری از تعطیلات مذهبی و ملی را بر یکی از روزهای هفته منطبق کرد. مثلا دومین شنبه ماه خرداد را برای ارتحال در نظر گرفت و یا چهارمین یکشنبه بهمن را برای پیروزی انقلاب . ن

نوشته شده توسط: ن درApril 5, 2005 11:26 PM

ارسال نظر





به خاطر بسپار?