معبد هسته ای
چندی پیش بچه های دانشکده فیزیک (دانشگاه صنعتی اصفهان) از من خواستند مصاحبه ای در مورد مسائل هسته ای کشور با یک نشریه دانشجویی داشته باشم. مصاحبه انجام شد و بچه ها انصافا کار ژورنالیستی خوبی روی آن کرده بودند. متاسفانه سر بزنگاه مسولان دانشگاه جلوی انتشار نشریه چاپ شده را گرفتند. من از آنها خواهش کردم متن تنظیم شده شان را به من بدهند تا از این طریق زحمت خوبی که کشیده انذ ضایع نشود و متن مصاحبه در اختیار علاقه مندان باشد. در زیر می توانید این مصاحبه را بخوانید. سوالها را با حروف سیاه می بینید.
- بهتر است براي شروع، يك ديد تخصصي تر نسبت به انرژي هسته اي داشته باشيم، تعريف انرژي هسته اي چيست؟
- هسته هاي سنگين ناپايدارند، متلاشي مي شوند و به هسته هاي سبك تر تبديل مي شوند و توليد انرژي مي كنند. عنصر اورانيوم درست در مرز عناصر پايدار و ناپايدار قرار دارد، كه بعد از آن همه ي عناصر راديواكتيوند و هسته هاي ناپايدار دارند و نيمه عمرشان كوتاه است. اما اورانيوم نيمه عمر قابل توجهي دارد، شايد در حدود چندملیون سال باشد. و عنصري است كه در طبيعت كمياب است ولي يك چشمه ي انرژي است. البته يك چشمه بسيار غني تر انرژي هم وجود دارد: هم جوشي هسته هاي سبك، اتفاقي كه در مركز خورشيد مي افتد، هيدروژن ها با هم تركيب مي شوند و تشكيل هليوم مي دهند. فرايندهايي كه تحت فشارها، دماها و چگالي هاي بسيار بالا انجام مي شوند، ولي اگر بخواهيم روي سطح زمين چنين آزمايشي را انجام دهيم، امكان پذير نيست، در واقع دستيابي به چنين دماهايي مشكل است. و دستيابي به انرژي هم جوشي هسته اي رويايي است كه سال هاست وجود دارد اما هنوز جامه ي عمل نپوشيده. اين ها دو مقوله ي جدا از هم هستند و دو چشمه ي انرژي جدا از هم، شكافت هسته اي كه سال هاست از آن استفاده مي شود، چه به طور نظامي و چه به طور غير نظامي. ولي بخش جوش هسته اي هنوز دستيابي به آن محقق نشده است.
- چرخه اي كه در نيروگاه ها طي مي شود، چيست؟
- اگر يك نوترون به هسته ي اورانيوم برخورد كند، هسته به عناصر سبك تر و دو نوترون متلاشي مي شود، كه هركدام از اين نوترون ها يك هسته ي ديگر را شكافت مي دهند و طي يك زمان كوتاه اين فرايند بهمن وار اتفاق مي افتد و انرژي خيلي زيادي آزاد مي كند. در نيروگاه اين كار به شكل كنترل شده انجام مي شود. يعني ما يك توده ي غليظ اورانيوم را يكجا قرار نمي دهيم.
- نيروگاه بوشهر قادر به تامين چه مقدار از برق مصرفي شهري مثل اصفهان است؟
- نيروگاه بوشهريك نيروگاه 1000 مگاواتي است، مصرف برق كل كشور 40000 مگاوات است، اگر مصرف اصفهان را یک چهلم، يعني دو و نیم درصد مصرف كل ايران فرض كنيم، مي شود 1000 مگاوات. نيروگاه بوشهر با تمام مشكلاتي كه در 50-40 سال گذشته براي كشور به وجود آورده است، اگر راه بيفتد، فقط دو و نیم درصد برق كشور را تامين مي كند. ولي همين نيروگاه براي تامين سوختش نياز به 50 هزار دستگاه سانتريفيوژ دارد. در حال حاضر نه تنها سانتريفيوژهاي كافي در دسترس نيست، بلكه همين سانتريفيوژها هم قديمي و ناكارامدند و انرژي زيادي مصرف مي كنند. و حال اگر كل انرژي كه اين نيروگاه مصرف مي كند را محاسبه كنيم و مقايسه كنيم كه آيا از اين نيروگاه، انرژي به دست مي آوريم و يا انرژي مي دهيم؟ فكر كنم به احتمال زياد انرژي از دست مي دهيم و اقتصادي نيست.
- با اين وجود، ايران چرا به دنبال دستيابي به اين فناوري است؟
- مسئله ي هسته اي ايران خيلي خيلي سياسي شده و به نظر مي آيد كه بيش تر به عنوان يك مسئله ي سياسي به آن پرداخته مي شود، تصميم گيرنده ي اصلي سياست است و كم اند افرادي كه در بخش تكنيكي دست اندركارند. برخی افراد وقتی هنوز وارد دنياي سياست نشده بودند، در ابتدا با دستيابي به انرژي هسته اي مخالف بودند، اما طي يك فرايندهاي سياسي، با اين فعاليت ها هماهنگي نشان مي دهند. با اين وجود همه قبول دارند كه براي ما در بحث تكنيكي هيچ سودي ندارد و ما با مشكل مواجهيم.
براي دستيابي به يك فناوري،كشور بايد پايه هايي داشته باشد.مثلا براي دستيابي به انرژي هسته اي يا يك كشور بايد درتامين منابع اوليه ي آن خيلي غني باشد، يعني با هزينه ي بسيار كم بتواند منابع اوليه را تهيه كند و اين منابع اوليه براي آن كشور يك مزيت نسبی ايجاد كند.و يا اين كه در بخش هاي تخصصي آن، مهارت، تجربه و يا گذشته ي قابل ملاحظه اي داشته باشد، تا اين كه بتواند به طور اقتصادي در زمينه ي فناوري رقابت كند. در عرصه ي فناوري هسته اي ما هيچ يك از اين ها را نداريم، يعني نه تجربه ي قابل توجهي داربم و نه قادر به تامين مواد اوليه ي آن هستيم. گفته مي شود كه ما در بهترين حالت 3000 تن ماده اولیه اورانیوم می توانیم از معادن مان استخراج کنیم، فرض كنيم اين ادعا درست باشد در حالی که به اندازه ی 1400 تن منابع اوليه داريم. اين مقدار فقط در حدود 4-3 سال مي تواند نيروگاه بوشهر را تامين كند، نيروگاهي كه فقط دو و نيم درصد برق كشور را تامين مي كند، در حالي كه گفته مي شود ما مي خواهيم 21 هزار مگاوات برق هسته اي داشته باشيم.
ما كه مواد اوليه نداريم اما اگر بخواهيم از ديگر كشورها تامين كنيم، آيا با كشورهايي كه داراي منابع اوليه هستند، روابط سياسي مان به گونه اي هست كه به ما منابع اوليه بفروشند يا نه؟
در دنيا كشورهايي كه صاحب اين منابع و معادنند، اين ها را مي فروشند،ولي به ما نمي فروشند، بعدا هم نخواهند فروخت، تا زماني كه توجيه كافي براي اين كه مي خواهيم چه كار كنيم وجود نداشته باشد، نمي فروشند. فرض كه مشكلات فناوري آن را حل كرديم، اما، ما براي تامين مواد اوليه نياز داريم كه يك روابط خيلي گسترده و درستي با كشورهايي كه انحصار مبادله ي منابع خام هسته اي دارند، داشته باشيم. بايد روابط سياسي كاملا متفاوت با نوع روابط كنوني داشته باشيم، يعني تغيير رويه سياسي بدهيم تا ان سوخت را تامين كنيم. ودرآن شرايط هم ما بايد قطعا امتيازات سياسي بدهيم.
با اين وضع مي خواهيم چه كار كنيم و با چه هدفي اين كار را دنبال مي كنيم؟
اين يك مسئله ي سياسي است. صد در صد سياسي است.
- اگر تا کنون اين فناوري سودي براي مردم نداشته است، چه اصراري براي ادامه ي اين كار وجود دارد؟
- اين را من نمي توانم براي شما روشن كنم، من هم از هركسي كه خواستم براي من روشن كند، نتوانسته است. مردم ايران هزينه ي چيزي را مي پردازند كه هيچ معلوم نيست كه چه فايده اي دارد؟ شاید بتوان گفت که اينها صرفا براي تبليغات است،كه مثلا با اين كار مشت محكمي بر دهان استكبار جهاني بزنیم. فرض كه با اين مشت دندان هاي استكبار جهاني شكست، ولي چه سودي براي ما دارد؟ اگر ضربه اي كه به رقبا و دشمنان زده شد، براي ما هم فايده اي داشت، بسيار خوب، مشت بزنيم. وکی فرض كه در بعضي موارد ، ضرباتي هم به طرف مقابل خورد ولي نفعي براي ما نداشت، چه فايده؟ ما فقط خسارت مي پردازيم. عين سوال شما را من هم دارم،كه واقعا چه به دست می آوریم؟
جالب این است که این مسئله در بعد سياسي هم سودي براي ما نداشت، جز اين كه قطعنامه عليه ما صادر شد، ديگران را با خودمان دشمن كرديم، حتي كشورهاي منطقه را هم با خودمان دشمن كرديم، نتيجه اي نگرفتيم. آيا به عنوان يك ايراني، احترام ما در سطح جهاني بيش تر شد؟ دستيابي به اين انرژي مي توانست براي ما سودي داشته باشد، اگر درست مديريت مي كرديم. چيزي كه مشكل ايجاد كرده اين است كه اين اورانيوم غني شده براي بعضی ها مقدس شده، شده معبد ما و هيچ سودي براي ما ندارد. مثل گوساله سامری. کلا این طور که معلوم است ما دوست داریم که برای خود بت درست کنیم از هر چیزی و به جای این که از آن استفاده کنیم آن را در یک معبد قرار دهیم و آن را بپرستیم. درست مانند انرژی هسته ای که ما اورانیوم را در یک معبد گذاشته ایم و فقط می گوییم که در این معبد اورانیوم هست اما هیچ استفاده ای از آن نمی کنیم.
اما اگر از ديد يك جناح سياسي خاص نگاه كنيم، براي يك دولت ناكارامد ضعيف غير پاسخگو كه قادر نيست دوتا شعار درست بدهد و به آن ها عمل كند، مسئله هسته ای يك شعار بسيار خوب است، يك معركه گرفتن سياسي است. براي ما امامزاده اي ساخته اند كه هيچ خاصيتي از خودش ندارد. بای ما آب ندارد اما گویا برای بعضی ها نان دارد. اينها صرفا براي يك نوع شعارسازي سياسي است.
به هرحال ساختن اين امامزاده، متاسفانه در بخش هايي از جامعه اميدهايي ايجاد كرد و اعتماد مردم را جلب كرد، اما بالاخره زمانی می رسد که مردم مي پرسند معجزه اش كو؟ اين امامزاده اي كه ساختيد، معجزه اش كو؟
- سال قبل از سوي مقام معظم رهبري سال اصلاح الگوي مصرف نام گذاري شده بود، آيا ما قدمي در راه صرفه جويي برداشته ايم يا فقط به فكر توليد انرژي هستيم؟
- بحث انرژي در هر كشوري يك بحث بسيار بسيار اساسي است، كه متاسفانه در ايران اصلا به اين مسئله پرداخته نمي شود. مسئله ي انرژي عمدتا در لا به لاي بحث هاي كوچه بازاري سياسي و عوام فريبي دولت ها و ناكارامدي مديران فنا شده است و اصلا به آن توجه نمي شود. از توجيه هايي كه در مورد دستيابي ما به انرژي هسته اي مي شود، اين است كه نفت ما تمام مي شود، پس يك منبع انرژي ديگر بايد جايگزين آن شود. اما ما براي دستيابي به اين انرژي، حتما بايد فناوري پيش رفته اي در اين زمينه داشته باشيم، نه سانتريفيوژهاي مستهلك دست دوم پاكستاني كپي شده از فناوري 30-20 سال پيشتر آلماني.
براي اينكه وابستگي خود را به كشورهاي خارجي كم كنيم، بايد برنامه هايي براي صرفه جويي داشته باشيم، كه مثلا اگرمنابع نفتي ما 10سال ديگر تمام مي شود، كاري كنيم كه 20 سال ديگرتمام شود، اگرقراراست 30سال ديگر تمام شود، بشود 50سال ديگر. واين كار به راحتي قابل اجراست. كافي است مثلا در مصرف برق10 درصد صرفه جويي كنيم، درحال حاضر ميشود4000مگاوات و كل نيروگاه بوشهربا همه مشكلاتي براي ما به وجودآورده، 1000 مگاواتي است و اين فقط در بخش برق است. اگر مثلا فقط 5 درصد اصلاح در الگوي مصرف داشته باشيم، چندین برابر توليد انرژي هسته اي، براي ما نفع دارد. ما بايد سياست مصرف انرژي مان را عوض كنيم. ولي اين كار را نمي كنيم، چرا؟ چون اين كار احتياج به مديريت دارد، احتياج به به كارگيري عقل دارد، نياز به استفاده از آدم هاي متعهد و دلسوز دارد، و اين براي مسئولين سخت است.
-آيا دستيابي به انرژي هسته اي،تاثيري در پيش رفت در زمينه ي پزشكي،كشاورزي و... دارد؟
- مسئله ي پيشرفت در زمينه ي پزشكي، كشاورزي و...به پروژه ي غني سازي نطنز و اورانيوم غني شده هيچ ربطي ندارد و يك فريب بزرگ سياسي است.اين ها دو مقياس كاملا متفاوت هستند. فناوري هسته اي كاربرد هاي زيادي در پزشكي، كشاورزي، باستان شناسي و ... دارد، اما منابعي كه براي اين ها استفاده مي شود، منابعي بسيار ضعيف اند. براي تولید اين ها يك راكتور 10 مگاواتي كافي است. راكتور تحقيقاتي تهران فقط 10 مگاوات قدرت دارد و نيروگاهي كه قرار است در بوشهر ساخته شود 1000 مگاواتي است،يعني 100 برابر. در صنعت مقياس تعيين كننده است، يك مقياس براي يك فرايند است و يك مقياس براي يك فرايند ديگر. چيزي كه الان منشا بحث است توليد انرژی هسته ای در مقياس هاي بزرگ است. مقياسي كه ايران مدعي است كه مي خواهيم براي نيروگاه توليد كنيم. حال اگر مطرح شود كه اگر اين جا پيش رفت كنيم، پزشكي ما نيز پيش رفت مي كند، فقط يك دروغ است.
ما مشكلي اساسی در تامين راكتورهاي كوچك نداريم، به راحتي مي توانيم از كشورهاي خارجي سوخت اين راكتورها را تامين كنيم، البته يك نظارت آژانس هم لازم است، كه طبيعي است، هميشه هم بوده، هيچ قطعنامه اي هم عليه ما نيست، البته تحت نظارت آژانس بودن هم صرفا به اين معنا نيست كه يك كشور فقط بمب نسازد. اگر يك چشمه ي كوچك باعث آلايش يك شهر بشود، اين مي تواند مسئله ساز باشد، هر كشوري كه بخواهد اين فناوري را داشته باشد، غیر از مسائل نظامی به اين دليل كه نبايد امنيت مردم را به لحاظ انتشار مواد رادیو اکتیو بهخطر بيندازد، بايد تحت نظارت آژانس باشد، كه اين نظارت به لحاظ تخصصي مفيد هم هست.
- رويكرد ديگر كشورها در مورد انرژي هسته اي چيست؟
- در كشور آلمان احزاب سبز 30-20 سال مبارزه كردند كه ما با فناوري هسته اي مخالفيم، نه فقط با بمب هسته اي، با فناوري هسته اي مخالفيم. به يك سري دلايل تخصصي. طي اين سال ها كشور آلمان بحث هاي دو طرف را شنيد. چند سال پيش اين احزاب راي بيش تري آوردند و ساخت نيروگاه هاي جديد را متوقف كردند و نيروگاه هاي فعلي را نيز تعطيل كردند. و اين اتفاق 15-10 سال پيش در ايتاليا هم رخ داد.
و اما مسئله ي ديگر اين است كه يك اروپايي زماني كه مي خواهد به كسي راي بدهد، همه ي بحث ها را مي شنود و در برنامه ي احزاب، ديدگاه آن ها را در مورد محيط زيست، انرژي هسته اي، سلاح هاي هسته اي، صلح جهاني، امنيت جهاني و...مي شنود ولي اين جا يك متخصص منتقد چنين امكاني را ندارد و مردم نيز مطلع نمي شوند. دريغ از اين كه يك مسئولی بگويد كه فلانی بيا حرف هایت را بزن ببینیم چه می گویی. يعني نه اين كه مي خواهند مردم ندانند، اصرار دارند خودشان هم ندانند. اين يك فاجعه است. اگر فقط راضي بودند كه ما بدانيم، مردم ندانند. خب. اگر خودشان مي دانستند شايد جايي در تصميماتشان تاثيرگذار بود اما اصرار دارند كه خودشان هم ندانند. مثل كسي كه واقعا خودش نمي خواهد بيدار شود. در چنین شرایطی نمي شود كاري كرد.
- آيا در اين شرايط سكوت افراد آگاه درست بود؟
- ما سكوت نكرديم، ولي نمي گذارند صدايمان برسد. اصلا افراد مطلع قائل به سكوت نيستند، اما بحث اين است كه گاهي يك فضاي فريب ايجاد مي شود كه ديگر نمي شود كاري كرد. از يك متخصص سياسي چه انتظاري مي رود؟ انتظار مي رود كه حرف خود را بگويد. حتي احزاب سياسي در اين مسئله بيانيه دادند، اعتراض كردند، انتقاد كردند ولي گوش شنوا نبود، اما گاهي چاره اي جز صبر نيست كه جامعه به مرور زمان متوجه حقايق شود. سال هاي اول مردم فكر مي كردند كه ما فردا در موقعيت يك تمدن هسته اي قرار مي گيريم. اما پس از مدتي متوجه مي شود كه نه، خبري نيست. اگر فضاي باز رسانه اي بود، مي شد خيلي كارها كرد، ولي وقتي فضا بسته است شاید بشود با شعارهاي سياسي کوتاه و بحث هاي كلي به مردم مختصری آگاهي داد، ولي بحث هاي تخصصي تر را نمي شود با شعارهاي سياسي كوتاه به گوش مردم رساند.
نياز هست كه توسط جامعه ي روشنفكري ما، برنامه هاي مفصل ريخته شود، تضارب افكار شكل گيرد، اما وقتی اين اتفاقات نمي افتد، چاره اي جز صبر نيست. مي بينيم كه هرچه مي گذرد، فضا تنگ تر مي شود، متاسفانه شوراي امنيت ملي به صراحت در مسائل هسته اي بخش نامه مي كند كه روزنامه ها اين ها را بگويند و اين ها را نگويند، حتي اكتفا نمي كند به اين كه اين چيزها را نگويند، بلكه اصرار دارد كه اين چيزهارا هم بگويند. واقعا در چنين فضايي نمي شود حرف زد و به مردم آگاهي داد.
- ديد مردم جامعه را نسبت به سلاح هاي هسته اي چه طور ارزيابي مي كنيد؟
- اين سوال بسيار مهمي است و نوع سوال هم تكنيكي نيست و يك سوال سياسي است. فرض كه كشوري مثل ايران به سلاح هسته اي دست پيدا كند، به چه مي رسد؟ آيا كشورهاي كوچك، كشورهاي در حال توسعه قادرند در اين مسابقه ي هسته اي با كشورهايي كه سال هاست به سلاح هسته اي دست پيدا كردند، برنده باشند؟ فكر كنم عقل سليم بگويد، نه.
اين يك طرف مسئله است، اما سوال اين است كه كشورهايي هم كه سلاح دارند، چه سودي از سلاح خود مي برند؟ آيا مي توانند ازآن استفاده كنند؟
سلاح هاي هسته اي، سلاح هايي هستند براي استفاده نكردن و تعداد مواردي كه استفاده شده بسيار محدودند و در مواردي هم كه استفاده شده، فقط باعث شرم ساري آن ها بوده است. مثلا شرم ساري جامعه ي آمريكا نسبت به استفاده از سلاح هسته اي پايان ناپذير است. من نديدم جايي كه انسان هاي فهيم افتخار كنند به اين كه ما زديم و ده ها هزار نفر را به خاك و خون كشيديم و به خاكستر تبديل كرديم، به هر حال بايستي نسبت به اين مسئله افكار عمومي را تحریك كرد، به مردم آگاهي داد.
اين جا مثالي براي روشن تر شدن مسئله مطرح مي كنم. جامعه ی ما زخم سلاح هاي شيميايي را ديده و متنفر است از هركسي كه بخواهد سلاح شيميايي توليد، انبار و استفاده كند. و اگر روزي بحث ممنوعيت سلاح هاي شيميايي مطرح شود، جامعه ي ما در اين زمينه پيشتاز خواهد بود، چون مردم ما حس كاملي از آن دارند و آن را با گوشت و پوست خود حس کردند، و همين طور حس مشابه را مي توان در ژاپني ها در مورد سلاح هاي هسته اي پيدا كرد، آن ها هستند كه مي توانند بفهمند كه سلاح هسته اي يعنی چه، واضح است كه آن ها ترس از سلاح هسته اي، اشاعه و توليد و توسعه ي آن را دارند.
متاسفانه در برخي كشورهاي جهان سوم فكر مي كنند كه سلاح هسته اي يك چيز خيلي خوب است، يك در غلتان، يك نقل و نبات. مثلا در بعضي اقشار جامعه اين تفكر هست كه چرا اسرائيل داشته باشد و ما نداشته باشيم؟ مگر چيز خوبي است؟ مگر آن ها كه دارند، مي توانند ازآن استفاده كنند؟ مي توانند به اين كه سلاح دارند، افتخار كنند؟ كه بگوييم كه آن ها دارند، پس ما هم بايد داشته باشيم.و بعد داشته باشيم كه به كجا بزنيم؟ اين صحبتي است كه خود مقام معظم رهبري هم به آن اشاره كردند كه ما براي استفاده از سلاح هسته اي هدفي نداريم.
سلاح هسته اي انتخاب نمي كند كه چه كسي را بكشد، همه را مي كشد. يك سلاح كشتار جمعي است. ما اصلا گاهي معني اين كلمات را نمي فهميم. اين بايد براي جامعه ي ما روشن شود، كه داشتن سلاح كشتار جمعي افتخار نيست. كشوري افتخار مي كند كه روشنفكرانش اصلا اجازه ندهند كه حاكميتش به اين مسئله فكر كند. افتخار اين است كه ما در ايجاد جنبش هاي ضد سلاح، ضد سلاح هاي كشتار جمعي پيشتاز باشيم، ما مسلمان ها، ما ايراني ها.
افتخار انساني، افتخار است نه افتخار ساختن سلاح هاي ضد انساني. حتي اگر صرفا نظامي فكر كنيم، با تجزيه و تحليل هاي خيلي خشك، باز سلاح هسته اي، سلاحي نيست كه به ما قدرت دهد و اگر سياسي تر فكر كنيم، آيا دستيابي به سلاح هسته اي براي ما قدرت سياسي و بين المللي ايجاد مي كند؟ يا ابزار تهديد سياسي ميشود و بر عليه ما استفاده مي شود؟
دسته ای از استراتژيست ها مخالف داشتن سلاح هسته اي هستند، نه به جهت اخلاقي- انساني، بلكه به اين جهت كه قابل استفاده نيست. بيش از اين كه قدرتي براي ما در صحنه هاي بين المللي ايجاد كند، براي طرف مقابل ما قدرت ايجاد مي كند. و تفكر ديگري كه هست، اين كه بعضي ها فكر مي كنند كه حق وتو به كشورهايي مي دهند كه سلاح هسته اي داشته باشند. اما مي بينيم كه آلمان و ژاپن سلاح هسته اي ندارند اما وقتي كه بحث تصميم گيري هاي مهم جهاني پيش مي آيد، پنج قدرت اول دنيا نظر آن ها را نيز مي پرسند و بدون آن ها نمي توانند تصميم گيري كنند. سلاح هسته اي نيست كه به اين كشورها قدرت مي دهد. اصلا ما بايد در رفتارهاي سياسي به گونه اي رفتار كنيم كه اگر كشوري قدرتي دارد، به دليل داشتن سلاح هسته اي نباشد.
اين ها تفكرات قديمي است، شايد بيش تر تحليل هاي دوره ي جنگ سرد باشد. زماني كه در تقابل بين آمريكا و شوروي سابق يك مسابقه ي تسليحاتي وحشتناك به خصوص در مورد سلاح هسته اي به وجود آمده بود. آن زمان تفكرات غالب و حاكم بر محافل سياسي به اين سمت مي رفت كه بايد سلاح داشته باشي كه نتوانند تهديدت كنند. الان در اين دنياي به هم پيچيده ي اقتصادي، ما خيلي ساده تر مي توانيم براي خودمان امنيت بخريم. كشور كوچكي مثل امارات متحده ي عربي به چه اعتباري برج 800 متري مي سازد و اين سرمايه گذاري كلان را انجام مي دهد؟ با كدام ارتش از خود دفاع مي كند؟ اين سوال را از خود بپرسيم. خيلي ساده. در كشور امارات، آلماني ها، ايتاليايي ها، فرانسوي ها، امريكايي ها، انگليسي ها و... همه منافع دارند. ما مي توانيم همه ي كشورهاي دنيا را در كشور خود صاحب منافع كنيم، منافعي كه نه به قيمت ضررخودمان باشد. آن ها سرمايه گذاري كنند و ما هم پيش رفت كنيم. ما به راحتي با باز كردن پاي سرمايه داران خارجي به كشور كه به دنبال خود، مديريت و رفاه مي آورند، ارزش افزوده در داخل كشور ايجاد مي شود و... مي توانيم براي خود امنيت بخريم. كدام انسان عاقلي ممكن است به كشوري حمله كند كه خودش در آن منافع دارد؟ الان مولفه ي دفاعي اين است، يعني تفكرات دفاعي استراتژيك در سطح جهاني عوض شده است.
بعضي افراد در 4 دهه پيش فكر مي كنند. اين درست مثل اين است كه دور ايران بايد يك ديوار بكشيم، رويش هم سقف بگذاريم، امواج از اطراف وارد نشوند، تفكرات عجيبي كه مثلا با چنگ و دندان نشان دادن، براي خود امنيت بخريم. و اين ها شعار نيستند، كارهايي است كه در كشورهاي مختلف اجرا شده، بايد تنگ نظري ها را كنار بگذاريم، افراد ديگر هم بهره اي ببرند و در مقابل بهره اي هم به ما برسانند. قطعا ما ديگر نيازي نداريم از بعد نظامي ديگران را تهديد كنيم و يا ديگران ما را تهديد كنند. مثلا زماني كه كويت در معرض تجاوز قرار گرفت، همه از آن دفاع كردند، كويت چه كرد؟
البته اين را هم اضافه كنم، ما فقط داريم فرضيه مطرح مي كنيم. اين براي همه پذيرفته است كه سياست رسمي ايران پرهيز از سلاح هسته اي است. هيچ شعار رسمي، هيچ برنامه ي رسمي براي دستيابي ايران به سلاح هسته اي وجود ندارد.
- و به عنوان سوال آخر، آژانس چه ايرادهايي به پرونده ي هسته اي ايران مي گيرد؟
- عمده ايرادي كه به ايران هست، اين مسئله است كه ايران برنامه ي خود را پنهان كرده است. اين منشا همه ي ايرادها بوده، اين كه مسائلش را به موقع گزارش نداده و به موقع شفاف سازي نكرده است، كه آخرينش هم مسئله ي سايت قم بود.
واقعيت اين است كه ما نمي توانيم كاري را انجام دهيم، بعد آن ها بفهمند و برايمان دردسر شود و در تبليغات جهاني ضربه بخوريم و در مذاكرات موضعمان ضعيف باشد. به هرحال ندانم كاري هاي خيلي خيلي زيادي شده است. ندانم كاري ها، سياست ناورزي ها، كارهايي كه از سر سياست و كياست و تدبير نبوده، خيلي انجام شده است و لطمه هم به ما زده است. متاسفانه از همه ي عقل ها استفاده نمي شود و فكر مي كنند كه خدا همه ي عقل ها را يك جا به آن ها داده و ديگران خائن اند، يا عقل ندارند، يا خود فروخته اند و يا دزدند. آن ها فقط آدم هاي عاقل و فهيم و همه چي هستند و بقيه دروغ گو هستند.
نظرات بازدیدکنندگان
سلام استاد
1.با ذکر منبع مطلبتون رو در وبلاگم میذارم اجازه هست؟
2.ریشه ی فریب خوردن و حرف های آدم متخصص را جدی نگرفتن یا حتی تحقیق نکردن درمورد آن به نظرتان ازکجا آب می خورد؟
پاینده باشید.
شیرزاد:
صاحب اختیارید. لابد منافعی هست که باعث می شود کسانی از حرف حساب رویگردان باشند.
Posted by: زهرا | May 7, 2010 11:27 AM
استاد گرامي بسيار به خود ميبالم که بر کرسي استادي استيدي از اين جنس تکيه زده اند
اما وقتي به کرسي رياست دانشگاه صنعتي برميگردم (که چندي پيش جلساتي مبسوط با ايشان و همکارانشان داشتم) بسيار متاسف ميگردم که اينچنين ... بر چنين اريکه اي تکيه زده است
Posted by: دانشجويي که درس خود را در کتابخانه دانشگاه صنعتي ميخوا | May 6, 2010 01:46 PM
خاک بر سر هرکی وطن فروشه
.
ایران همیشه ایرانه
رهبر همیشه خامنه ای
شیرزاد:
چه دفاع شاعرانه ای از رهبری کردید!
Posted by: hamed | May 4, 2010 09:20 AM
سلام وخسته نباشید استاد گرچه میدونم اتفاقات اخیرخستگی رو تو تن همه باقی گذاشته. من ازدانشجوهای صنعتی هستم که پیرووقایع اخیراز دانشگاه تبعید شدم اما همچنان احترام فوقالعاده ای برای اساتیدی مثل شما قائل هستم که هنوزم حرفشون رو میزنن .خوشحال میشم به وبلاگ من سربزنید.
Posted by: دانشجوی صنعتی | May 1, 2010 03:39 PM
علي لاريجاني در گردهمايي شوراهاي مساجد؛
ولايت فقيه عامل اصلي هستهاي شدن جمهوري اسلامي ايران بود
خبرگزاري فارس: رئيس مجلس با اشاره به فعاليتهاي صلحآميز هستهاي كشورمان، گفت: امروز اگر ملت ايران سرافراز است بايد قدر نعمت ولايت فقيه را بدانيم و در واقع اين نعمت باعث شد كه ايران هستهاي شود.
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8902110548
یعنی الان ما هسته ای شدیم دیگه ? خوب پس حالا به باقی کارها برسند آقایون!!!
Posted by: alireza | May 1, 2010 12:48 PM
خوشحا ل مي شويم از ما هم سر بزنيد
Posted by: اتحا ديه معلما ن ايران | April 27, 2010 06:26 PM
سلام استاد. سپاس فراوان برای این مصاحبه. بسیار اموزنده و ارزشمند است. با اجازه شما انرا در فیس بوک میگذارم
Posted by: Mina zand | April 26, 2010 08:41 AM
چند جواب اول مصاحبه تان را که خواندم شرمم گرفت.ديگر نخواندم. واقعا چرا دکتر شما هم حرف هاي دشمنان ما را مي زنيد ؟ چرا ؟؟؟؟
Posted by: يک کارگر ذوب آهن اصفهان | April 24, 2010 08:45 PM
آقای دکتر، البته من از دسته آدمهایی هستم که از جدا شدن علوم از یکدیگر که باعث مشکلات زیادی برای کشور عزیزمان ایران شده بسیار ناراحت هستم، از قرن نوزدهم که علوم تخصصی شدند، دیگر ما نمی توانیم ابن سینا یا ایوریحان یا عمرخیام داشته باشیم و نمی توانیم مدعی شویم شخصی بر نمامی علوم دوران خودش مسلط است، اما نمیدانم چرا عزیزانی چون شما که در یک رشته تحصیل علم کردید و شاید بتوانبد در رشته خود تاثیر گذار باشید، در خصوص تمامی علوم دیگر اعم از تاریخی، اقتصادی، سیاسی، مدیریت کلان، آمار و ... بعنوان یک دانشمند اظهار نظر میکنید.
این قسمت که فرمودید:"نيروگاه بوشهر با تمام مشكلاتي كه در 50-40 سال گذشته براي كشور به وجود آورده است، اگر راه بيفتد، فقط دو و نیم درصد برق كشور را تامين مي كند." آیا واقعا شما ایرانی هستید؟ نیروگاهی که قرار است بفرض کوجکترین مشکل تامین نیروی کشور را حل کند مشکلزاست آیا اگر بوشهر را تعطیل کنیم آمریکا دست از دشمن سازی برای ایران برمیدارد؟؟ آیا عراق بتنهایی با ایران جنگید یا با تحریک آمریکا بمنظور کاهش قدرت حکومتهای ایران و عراق و حتی دیگر کشورهای خاورمیانه بود؟ کدام کشور از جنگ ایران و عراق سود بردند؟ ایران؟ عراق؟ یا آمریکا؟ شما که اینگونه تحلیل میکنید، نباید شک کرد که شما ایران را کشوری خوار و بی تاثیر در دنیا می خواهید؟
آیا شما هم تحت تاثیر تبلیغات قرار دارید؟
من یک ایرانی هستم که در انگلستان زندگی میکنم، و براستی مشکل ایران و ایرانی مشکل اقتصاد است یا مشکل علوم و نیروگاه؟
خواهش میکنم بیاندیشید: مشکلات مردم اقتصاد و فساد اقتصادی در دستگاههای حکومتی و حتی مردمیست نه داشتن علوم پیشرفته، اگر عادل باشید، میدانید که ایران از نداشتن نظارت و کنترل و قانونی که همه را شامل شود و نظام مریض توزیع کالا و نظام مریض اقتصادی رنج میبرد نه از داشتن فناوریهای پیشرفته.
آقای دکتر، باید بدانیم بواقع در این دوران ایران از ایرانی رنج میبرد، برخی با تحمیق کردن خود، مشکلات ایران را به اشخاصی که در ذهنشان بعنوان اعراب بیگانه ساخته اند نسبت میدهند، آیا واقعاً آقای خامنه ای عرب است؟ یا احمدی نژاد عرب است؟ آیا می توانیم هاشمی رفسنجانی را عرب بنامبم؟ کروبی عرب است؟ یا اینها هم ایرانی هستند؟ باید ببینیم اگر ما جای هاشمی بودیم به همین اندازه فساد میکردیم یا نه، اکثر مردم به جرس قاطع میگم فاسد هستند و مشکل از اقتصاد است،
ادارات = رشوه، عدم ارائه خدمت مناسب ==> از اقتصاد مریض
نیروی انتظامی = سوء استفاده از مشکلات مردم، رشوه ==>از اقتصاد مریض
قوه قضائیه = رشوه، شریک دزد ==> از اقتصاد مریض
نظام توزیع = قاچاق، گرانفروشی، کلاهبرداری، عدم نظارت و کنترل، ربا خواری، وجود رانت و ارتباطات مالی خاص از سوی افراد خاص ==>از اقتصاد مریض
شما نماینده مجلس بودید، بهتر میدانید حتی نمایندگان کوچکترین شهرها چه پیشنهادات جالبی برای کسب درآمد دارند
امیدوارم پاسخ بگیرم، ایمیلم رو براتون گذاشتم
شیرزاد:
فرصتی برای پاسخ مبسوط ندارم. به نظرم می رسدبرخی قضاوت های شما در مورد ایران ذهنی است، هم این بدبینی های افراطی نسبت به مردم ایران و هم این خوش بینی که در اول مطلبتان بیان کردید و تصور کردید که با راه افتادن نیروگاه بوشهر بعد از چهل سال آن هم با هزار ناز و عشوه روسهاما هم به مغز علم دست پیدا کرده ایم و هم پشت آمریکا را به خاک نالیده ایم. حرف من در موردموضوع هسته ای ایران و از جمله نیروگاه بوشهر محاسبه هزینه ها و فایده هاست.
Posted by: محمد حاتمی | April 20, 2010 08:42 AM
من معنی نظر پاسخ شما را نفهمیدم. به هر حال هم من و هم شما می دانید که سیاستداران غربی با وجود شانتاژهای فراوان تبلیغاتی حرف های دقیق تری می زنند. این که حرف های من می تواند ادعا های غربی ها را ثابت کند واقعیت را تغییر نمی دهد. من اینجا دلسوزی هم نکردم. تنها مسائل صاف و صریحی را مطرح کردم که نظر به محور مشکلات دارد.
البته من راه حل مشکلات را نه در ساخت بمب اتم که در خارج شدن از سیاست ایدئولوژیک و وارد شدن به عرصه مدرن سیاسی می دانم که با اصول اساسی جمهوری اسلامی در تناقض است و البته من به عنوان یک شهروند جمهوری اسلامی در عین مخالفت التزام عملی به این قوانین ایدئولوژیک را دارم و با توجه با این موضوع دست یابی ایران به بمب اتمی را در چهارچوب سیاست های ایران توجیه پذیر می بینم. علاوه بر اینکه جمهوری اسلامی ایران با بحران مشروعیتی که امروز دست به گریبان است نیاز مبرمی برای قدرت نمایی در عرصه ی جهانی و به پر کردن جای رای 98 درصدی سال 57 با سلاح اتمی در سال های آتی نیازمند است.
شیرزاد:
با نظرات شما مخالفم. به دلایلی که در مقاله های مختلف شرح داده ام.
Posted by: نوید | April 17, 2010 09:24 PM
با سلام . میدونید که با توجه به اینکه تلوزیون دولتی ایران این مطالب را هیج وقت بیان نمی کنند. از شما مخواهم اجازه بدید تا این مصاحبه را باذکر منبع در وبلاگ خود قرار بدم تا بقیه هم یه جیزهایی را بدونن.
شیرزاد:
صاحب اختیاریبد.
Posted by: سیامک | April 15, 2010 11:24 AM
سلام
خداقوت
خداانشاالله ماراازشرفرقه ضاله مصباحیه به تعبیرمحتشمی نجات دهد
Posted by: زیتون | April 14, 2010 04:35 PM
به سیاست زده بودن شخص جنابعالی و عمده همفکرانتان همیشه معتقد بوده و هستم (البته سیاستمداران کارکشته ای هم در جمع شما یافت میشود). با وجود شما و همکارانتان در جبهه ... دوم خرداد، آمریکا نیازی به تهاجم به ایران نخواهد داشت- همانگونه که به دلیل حضور افرادی ... چون شما در 200 سال اخیر، هیچگاه به فکر استعمار ایران نیافتادند، چون مطمئن بودند که شماها زمینه های استمعار را فراهم خواهید کرد.
به خاطر ... جنابعالی و همفکرانتان، حقوق ملی ما در دوران اصلاحات بازیچه مستکبرین قرار گرفت و مشکلات کنونی را ایجاد کرد. خوشحالم از اینکه هنوز فیلتری به نام شورای نگهبان وجود دارد که ... هایی چون شما را از صحنه سیاست دور نگه دارد.
شیرزاد:
کلمات و عبارات اهانت آمیز را با چند نقطه نشان داده ام
Posted by: Anonymous | April 12, 2010 09:23 AM
سلام دکتر
بعد از مدت ها دیدن مطلب جدید در سایتتون از طرفی خوشحالم کرد و از طرف دیگه با خوندنش متاسف شدم
کاش حقیقت نداشت
Posted by: Anonymous | April 11, 2010 11:40 PM
با سلام . در مورد مسئله هسته ای ایران چند سوال داشتم :
1.تا چه حد با این فرضیه موافق هستید که مشکل غرب با ایران تنها دستیابی ایران به فناوریهای هسته ای است و مشکلی با نقض حقوق بشر در ایران ندارد؟
2.ایران تا چه حد در برخورد با آژانس به دروغ متوسل شده؟صحبتهای غرب درباره دروغگوئی ایران تا چه حد واقعیت داره؟
3.چرا ایران باید مواد اولیه رو باید از خارج تهیه کنه؟(اطلاعاتم کمه و ممکنه سوال پیش پاافتاده ای باشه .پیشاپیش عذر می خوام)و اصولا اگه ایران قادر نیست انرژی هسته ای تولید کنه و بکار ببره چرا تا این حد پافشاری روی این مسئله داره (در متنتون اشاره کردید که برای دولتی ضعیف مثل احمدی نژاد انرژی هسته ای صرفا 1 شعار سیاسیه.برای دولتی مثل خاتمی که شعار سیاسی مطرح نبوده چه چیز باعث پافشاری برای فناوری هسته ای بوده در حالیکه ایران قادر به تولیدش نیست؟)؟
شیرزاد:
پاسخ به بعضی از پرسشها برای من امکان پذیر نیست و با سیاست های رسمی یا مصالح ملی کشور مرتبط است. در مورد بسیاری از نکات نیز در نوشته هایم و در پاسخ به کامنت ها توضیح داده ام. اما در مورد دولت خاتمی واقعیت این است که مسئله هسته ای تا این حد به صورت حیثیتی مطرح نشده بود که هست و نیست مملکت را به آن گره بزنند. و ضمنا تنها خاتمی نبود که در این مورد تصمیم می گرفت.
Posted by: اصفهان | April 10, 2010 11:19 PM
سلام جناب آقاي دكتر شيرزاد. من زماني افتخار شاگردي شما را در دانشگاه صنعتي اصفهان و در دوره المپياد فيزيك داشتم.
نظراتتون رو كاملاً قبول دارم. زنده باد
Posted by: سروش | April 10, 2010 10:26 PM
باتشکر از مطلب شما اماچند مورد مورد سوال:1- کل ذخایر اورانیوم ایران 1400 یا حداکثر 3000 از چه منبعی ذکر شده است؟ و چقدر مستند است؟ ایا نمی توان تصور کرد که ایران از یکی از کشورهای دارای ذخایر غنی (مانند نیجر و یا قزاقستان و ...) حجم زیادی از اورانیوم را خریداری کرده باشد؟ ... البته من شنیده ام که کیک زرد را (مثل نفت) بشکه ای می فروشند اگر این موضوع حقیقت داشته باشد امکان خرید قاچاقی این بشکه ها برای ایران وجود ندارد؟ 2- ایا امکان ارتقا تکنولوژی سانتریفیوژها وجود دارد؟ چقدر هزینه دارد؟ سوال مهمتر اینکه آیا ایران واقعا به دنبال بمب اتمی است؟ و اگر بله چند سال تا رسیدن به آن زمان لازم است؟ در این صورت عکس العمل اروپا و امریکا در مورد ایران دارای بمب اتمی چگونه خواهد بود؟... ممنون
شیرزاد:
1- اطلاعات مربوز به ذخایر کشورها را در سایت آژانس بین المللی انرژی اتمی می شود پیدا کرد. به سایت سازمان انرژی اتمی خودمان هم می شود مراجعه کرد.
2- امکان قاچاق مواد اولیه هسته ای در مقادیر کلان بسیار بعید است، آن هم توسط کشوری که به شدت زیر ذره بین است. تجربه نشان می دهد که در ایران چندان چیزی مخفی نمی ماند، نمونه اش سایت غنی سازی فردو در قم.
3- امکان ارتقاء تکنولوژی سانتریفوژها وجود دارد اما به کندی. ولی مسئله اساسی برای ما این است که حتی اگر پیشرفته ترین ابزار غنی سازی را داشته باشیم، می خواهیم با آنها چه چیزی را غنی کنیم؟ ما مواد اولیه برای غنی کردن نداریم.
Posted by: شهروند | April 10, 2010 04:05 PM
ممنون جناب دکتر بابت اطلاعات مفید و تحلیل دقیق تان، از اون زمانی که افتخار شاگردیتون را داشتم (حدود 12 سال پیش) خیلی چیزها عوض شده، متاسفم که داخل دانشگاه هم دیگه تریبونی برای بیان واقعیت تحمل نمیشه، حتی بحثهای علمی!!ا
Posted by: saeed | April 10, 2010 10:19 AM
من چندین انتقاد اساسی به این بحث شما دارم.
اولا موقیت سیاسی نظامی تاریخی ایران با امارات و کویت فرق دارند. ایرانی ها (حتی شاید روشنفکران ایرانی) علاقه ای ندارند که ایران مثل کویت باشد که عراق با تانک هایش یک روزه عرض کویت را طی کرد. بعلاوه تفکری در جامعه ی ایرانی وجود دارد که اسرائیل از منظر ایدئولوژیک خواستار سلطه بر منطقه است و همین طور امریکا تمام و کمال از اسرائیل حمایت می کند. حال ایران که از منظر ایدئولوژیک با با اسرائیل در تضاد است بعید است که بتواند از کمک امریکا و اروپا در تقابل های منطقه ای بهره ببرد. در واقع وقتی بحث ایدئولوژیک ایجاد پیش میاید اسرائیل و کلا یهودی ها اینقدر با امریکا و اروپا منافع مشترک دارند که ایران عملا نتواند با آن مقابله کند.
انتقاد بعدی من در تحلیل شما از میل ایران به دسترسی به بمب اتم است. در نامه ی محسن رضایی به آیت الله خمینی که موجب پذیرفن قطع نامه ی 588 توسط جمهوری اسلامی شد ایشان (که از بلند مرتبه ترین اشخاص در تعیین سیاست های نظامی کشورند) به صراحت اعلام کرد که ایران برای ادامه ی جنگ نیاز به بمب هسته ای و نوسازی کامل تسلیحاتی دارد. شاید این واضح نباشد اما به نظر می رسد پس از هشدار ایشان سیاستگذاران نظامی به این فکر بیافتند که در شرایط صلح این خواسته ها را تامین کنند. به نظر من ایران واقعا به دنبال توان بالقوه ی ساختن بمب هسته ای است و دردسر ما با اروپا هم بر سر همین است. شروع برنامه ی هسته ای در دوره ی نخست وزیری آقای موسوی و در شرایط جنگی کلید خورد و این نشان می دهد برنامه ی هستی ایران چه قدر نظامی است.
انتقاد سوم من به تعیین وزن بمب اتمی است. بمب اتمی شاید هیچ گاه برای بار دوم استفاده نشود ولی نکته ی مهم نقش بازدارندگی آن است. به هر حال اگر کشوری مستاصل شود و استقلال خود را در معرض نابودی ببیند آیا از بمب اتم استفاده نخواهد کرد ؟ سوال من مخصوصا به اسرائیل می چرخد. چون عملا آلمان و ژاپن هر دو به نوعی بمب اتمی دارند. چرا که آلمان از نظر نظامی عضو پیمان ناتو است و منافع اتحادیه ی اروپا کاملا در هم گره خورده و امروزه نگاه نظامی به ارتش آلمان یا ایتالیا معنی ندارد. همین طور ژاپن کاملا با سیاست های آمریکا همساز است (چون طرف شکست خورده ی جنگ جهانی است و عملا تنازغ ایدئولوژیک با امریکا ندارد و امریکا خدمات ارزنده ای پس از جنگ به ژاپن داد و در واقع ژاپن مثل خاک امریکا در شرق آسیاست) ولی ایران اصلا این شرایط را ندارد. اگر اسرائیل یا روسیه یا غرب بداند که ایران بمب اتم دارد و فکر کند که ایران توان موشکی لازم برای زدن بمب اتم در مسکو یا تل آویو یا پاریس یا . . . را دارد تهدید اتمی کردن ایران بی معنی خواهد شد. و توافق نانوشته ای بین دو کشور در عدم استفاده از تسلیحات نظامی شکل خواهد گرفت. (حتما می دانید که در جنگ ایران و عراق ایران بارها به استفاده از بمب اتم علیه اش تهدید شد.)
و در آخر من از شما تعجب می کنم که مشکل اصلی اروپا با ایران را در پنهان کاری می بینید. ایران اورانیوم لازم برای ساخت چند بمب اتمی را دارد و شاید در حال دسترسی به تکنولوژی ساخت آن است. مثلا همین چند ماه پیش اروپایی ها تلاشی برای تعویض اورانیوم های خطرناک ما با اورانیوم های غنی تر و بی خطر کردند که خود شما همین جا با آن مخالفت کردید. پس مشکل اصلی غرب با توان بالفعل ایران برای ساخت بمب اتم است نه پنهان کاری در 20 سال گذشته.
در ضمن من اعتقاد دارم که این برنامه ی هسته ای گرچه لازم است اما اصلا به درستی پیش نمی رود. یعنی در بی لیاقتی دولت احمدی نژاد با شما هم داستان هستم. احمدی نژاد برنامه ی هسته ای را برای ما بسیار پر هزینه کرده است و از یک برنامه ی نظامی چند ده ساله آن را به یک ابزار سخیف تبلیغاتی تنزل داده است. (البته من با نقد هایی که بر خاتمی برای توقف برنامه ی هسته ای می شد موافق هستم ولی راه پاسخ به آنها را از راه احمدی نژادی آن نمی دانم)
شیرزاد:
با وجود دلسوزانی اینچنین، جمهوری اسلامی نیاز به دشمن ندارد. ظاهراغربی ها برای اثبات ادعاهایشان کافی است سراغ شما بیایند.
Posted by: نوید | April 7, 2010 08:23 PM
چرا؟ چرا آقاي شيرزاد؟
تا كي تا كجا؟
البته شما كه يك مرده ي سياسي بيشتر نيستي ولي به نظر شما دوستانتان تا كجا مي خواهند ادامه بدهند؟يادتان است بعد از جاسوسيتان براي آمريكا و اسراييل توي مجلس ششم كروبي به شما چه گفت؟ اينها همه در صفحات تاريخ ثبت است و در حافظه ي مردم شما كه آخرت و دنياتان از دست رفت بياييد و يك نگاه انتقادي به نظرات خود كنيد چيز هاي زيادي دستگيرتان مي شود. البته اگر جرئت اين كار ا داشته باشيد! بعيد مي دانم
شیرزاد:
شما چرا نگران گفته های یک مرده سیاسی هستید؟ به کوری چشم شما وبرادرانتان ما زنده ایم.
Posted by: جاويد | April 7, 2010 03:19 PM
از اطلاعات جالبی که دادین خیلی ممنونم.متاسفانه نمی گزارن که ما خیلی چیزها رو بفهمیم..ای کاش همه ی مردم لااقل دسترسی آزادانه به اینترنت داشتند و می تونستند این وبلاگ رو بخونند.
Posted by: Anonymous | April 6, 2010 11:57 PM
جالب بود، ممنون. فقط دو تا ایراد به حرفهای شما. اول اینکه امریکاییها شرمسار نیستند از استفاده از بمب اتمی. سیاستمداران برایشان توجیه کرده اند که اگر چند صد هزار نفر را نمیکشتیم، جنگ ادامه پیدا میکرد و در عوض میلیونها نفر میمردند. توجیه مزخرفی است ولی به هر حال استفاده میشه (من در امریکا زندگی میکنم). نکته دوم این که اگر کشورهای دیگر در کشور ما سرمایه گذاری کرده باشند، لزوما به این معنی نیست که حمله نظامی هم نمیکنند. مثلا عراق. و نکته آخر برای بلا اسفاده بودن بمب اتمی، مقایسه کره و عراق است. ولی اصلا نباید به این بحث وارد شد چون از اساس داشتن بمب غیر اخلاقی است.
Posted by: Anonymous | April 6, 2010 07:19 PM
البته این رو هم اضافه می شه کرد که با پولی که داریم صرف این نیروگاه می کنیم و به روس ها می دیم چند تا نیروگاه معمولی می تونستیم درست کنیم!!!!!
Posted by: علیرضا | April 5, 2010 08:33 PM
مصرف برق كل كشور 40000 مگاوات است،? dar ruz ya sa@
شیرزاد:
این عددبیشینه توان مصرفی کشور در ساعت اوج مصرف است. البته تقریبا.
Posted by: Anonymous | April 5, 2010 08:23 PM