گاه نجوا گذشته است...**
«عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس يادآور شد بهتر بود آقاي کروبي قبل از رسانه يي کردن اين مباحث اگر موردي داشتند ابتدا به کميته ارائه مي کردند.» اين جمله يي است که روزنامه هاي 25/5/88 به نقل از سروري نماينده تهران در مجلس هشتم و رئيس کميته ويژه مجلس براي پيگيري وضعيت بازداشت شدگان اخير نقل کرده بودند. اين جمله را بهانه قرار مي دهم براي طرح چالشي که سال ها است در کشور ما ميان سياست پيشگان و کنشگران سياسي مطرح بوده است.
موضوع از اين قرار است که در صورت بروز نوعي فساد، انحراف، اشتباه اساسي و خلاصه هرگونه عارضه سوئي در نهادهاي وابسته به نظام که تداوم آن باعث شود نظام تدريجاً به بيراهه رود، وظيفه آگاهان و دلسوزاني که به آن انحراف آگاهي دارند، چيست؟
گروهي بر اين عقيده اند که در چنين مواردي نبايد موضوع را به افکار عمومي کشانيد و در رسانه ها مطرح کرد. اين گروه معتقدند طرح علني اشکالات بروز کرده در پيکره نظام باعث مي شود اعتماد مردم به نظام سست شود و آبروي مسوولان زير سوال برود. همچنين آنها معتقدند چنين کاري دشمنان جمهوري اسلامي را شاد مي کند و آنها را در برابر نظام متجري و حق به جانب مي سازد.
در مقابل جماعتي ديگر بر اين نظر هستند که لاپوشاني عيوب حاصلي ندارد و دير يا زود پرده ها کنار مي رود و مردم از همه آنچه برخي ها سعي در کتمان آن داشتند مطلع مي شوند. اين گروه معتقدند پنهان کاري در برخورد با غده هاي سرطاني و مراکز عفونت ريشه دار هرگز نمي تواند برطرف کننده اين قبيل فسادها باشد.
بنا به اين نظر، طرح مخفيانه مشکلات در محافل دربسته و خودداري از درميان گذاشتن آنها با مردم، در عمل هيچ گاه نتوانسته است باندهاي فساد درون حکومت را کنار بزند يا حداقل آنها را از ادامه روش هاي نارواي خود بازدارد.
اتفاقاتي که در ماه هاي اخير و به دنبال بروز اعتراضات به نتايج انتخابات رخ داد و به خصوص مسائلي که در برخي از بازداشتگاه ها به وقوع پيوست، نمونه يي از انحراف ها و نابساماني هايي است که تمام اصحاب نظر و اغلب رجال سياسي کشور از هر دو جناح روي اصل ناپسندي و محکوم بودن آن توافق دارند.
قوه قضائيه سعي دارد از انتساب رويدادهاي ناگوار برخي از بازداشتگاه ها به خود تبري کند، نيروي انتظامي آن را نتيجه اقدامات افراطي و خودسرانه برخي از ماموران خاطي مي داند، کميته ويژه مجلس خبر مي دهد «12 مامور انتظامي و قاضي متخلف در حادثه کهريزک از کار برکنار شده اند» (روزنامه ها 25/5/88)، دستور تعطيلي بازداشتگاه کهريزک صادر شده است و... . از ديگر سو شخصيت هاي اصلاح طلب و روشنفکران و دلسوزان کشور به شدت نسبت به موارد نقض حقوق شهروندي در عرصه زندان ها و بازداشتگاه ها برآشفته شده و ابراز نگراني کرده اند که نيازي به يادآوري آنها نيست. آنچه روشن است اينکه مشکلات و انحراف هايي در کار بوده و تخلفات غيرقابل کتماني از سوي برخي ماموران و آمران آنها رخ داده است. اما به طور واضح شاهديم که دو گرايش ياد شده در برخورد با اين موضوع رودرروي هم قرار گرفته اند.
گروه نخست سعي دارند تا جايي که مي شود تخلفات را کوچک و موردي تلقي کنند و رسيدگي به موضوع را مساله يي داخلي به حساب آورند که بايد بدون کشانده شدن به سطح افکار عمومي از سوي «مقامات صالحه کشور که در عدل و انصاف آنها ترديدي نيست»، رسيدگي شود. بگذريم از اينکه اين جماعت وقتي نوبت به ديگران مي رسد ناگهان از اين در وارد مي شوند که همه در برابر قانون مساوي اند و با اين توجيه به خود اجازه مي دهند به زعم کمترين شک و شبهه يي تخلفات ادعايي را قبل از اثبات و قطعيت يافتن، از رسانه هاي ميليوني با اسم و رسم اعلام کنند.
و اما گروه دوم که عمدتاً شامل چهره هاي معترض و اصلاح طلبان است بنا بر تجربه هايي که به کرات آزموده به اين نتيجه رسيده است که اگر موضوع تخلفات و فسادهايي که در صورت اثبات، نامي جز جنايت و شقاوت بر آنها نمي توان نهاد به افکار عمومي کشيده نشود، اراده جدي براي برخورد با آنها وجود نخواهد داشت.
چهره هاي برجسته يي نظير آقاي کروبي، امروز پس از سه دهه تجربه حضور در عرصه هاي مختلف سياسي کشور، به اين جمع بندي رسيده اند که اگر تيشه يي برا و کارآمد براي قطع ريشه هاي فاسد به دست نگيرند، فساد روزبه روز گسترده تر و فراگيرتر خواهد شد و کار به جايي مي رسد که هيچ اميدي براي ريشه کني آنها در چارچوب نظام باقي نخواهد ماند. تجربه به ايشان و مردم ايران نشان داده است که معمولاً در گرماگرم برملا شدن يک رسوايي، افراد و محافل خاص عکس العمل هايي نشان مي دهند که حاکي از محکوم دانستن تعرض به حقوق مردم است. در اين برخوردها تلاش مي کنند با همراهي نشان دادن محدود به نوعي فضا را آرام کنند تا تب ماجرا فروکش کند. آنگاه بعد از آنکه آب ها از آسياب افتاد و از شدت موضوع در افکار عمومي و رسانه هاي مستقل کاسته شد، دوباره همان محافل قدرت هستند که ريشه مي دوانند و جايگاه خود را مستحکم تر از گذشته بازمي يابند.
آنها اين توانايي را دارند که بعد از فروکش کردن بحران اعتراضي در افکار عمومي باز خود را به تصميم گيران و سران نظام نزديک کنند و تحليل ها و افکار خاص خود را در گوش آنها زمزمه کنند. آنها همواره قادرند مسوولان کشور را به نحوي قانع کنند که آنچه کرده اند ضرورت ناگزير حفظ نظم در کشور بوده و حالا اگر در جاهايي عنان کار از دست شان دررفته و «افراط » هايي صورت گرفته چاره يي نبوده است. آنها اين امکان را دارند که وجود خويش را در عرصه هايي که مصون از پاسخگويي قانوني و رودررويي با افکار عمومي است، ضرورت حفظ نظام در برابر توطئه هاي دشمنان جلوه گر کنند.
اما سوال اينجاست که اين روند تا کجا پيش مي رود. ترديدي نيست تخلف ها و فسادهايي که امروز برملا شده اند يک شبه به وجود نيامده اند و مواردي جزيي و استثنايي نيستند. به طور قطع کساني که در گذشته و حال در مصادر امور کشور بوده اند خود بهتر مي دانند که مصاديق عديده ديگر اين قبيل نابساماني ها در گذشته چه بوده است.
اين سوتر که مي آييم همه به ياد داريم که در ماجراي 18 تير اغلب رجال و شخصيت ها تعرض به دانشجويان را محکوم کردند. اما آيا آب ها که از آسياب افتاد اقدامي جدي براي ريشه کني فساد صورت گرفت؟ آيا تا به امروز پديده شومي مرسوم به لباس شخصي ها موضوع رسيدگي و برخورد جدي مسوولان نظام واقع شده است؟ در ماجراي معروف قتل هاي زنجيره يي آيا اقدامي اساسي براي برخورد با ريشه هاي فساد و انحراف صورت گرفت؟ آيا قاتلان زهرا کاظمي در زندان اوين شناسايي و محاکمه شدند تا نوبت به زهرا بني يعقوب، سهراب اعرابي، روح الاميني و ديگران نرسد؟ ترديدي نداريم که امثال کروبي و خاتمي مصالح جمهوري اسلامي را بر مصالح سياسي خود و جناح خود ارجح مي پندارند و شکي نداريم که امثال اين آقايان ده ها و صدها مورد از فسادها و انحراف ها تا به حال برايشان محرز شده است، اما به خاطر همان مصلحت هايي که ذکر شد موضوع را از سطح صحبت هاي خصوصي و نامه هايي که احتمالاً هرگز منتشر نشدند فراتر نبردند. اين بار گويا متاسفانه کار به جايي رسيده که ديگر چنين روش هايي کارساز نيستند و اراده يي براي برخورد با غده هاي سرطاني کشنده يي که اکنون حيات نظام و ارزش هاي اخلاقي جامعه را به خطر انداخته اند ديده نمي شود.
به خاطر داريم زماني را که ياران اصلاحات در مجلس ششم در چارچوب نطق ها، تذکرات و ساير اختيارات قانوني خويش روي برخي از فسادها و کج روي ها دست مي گذاشتند. آنگاه دوستاني ناصحانه مي آمدند و مي گفتند شما سوژه به دست رسانه هاي بيگانه مي دهيد، شما با تندروي هايتان باعث مي شويد طرف مقابل لجاجت کند، شما نظام را زير سوال مي بريد و... . اما امروز به نظر مي رسد با گذشت زمان، تعداد بيشتري از دلسوزان واقعي امت به اين حقيقت پي مي برند که شيوه هاي درگوشي و انعکاس بي سروصداي مشکلات به مسوولان راه به جايي نمي برد و چاره يي نيست جز بيان صريح و بي پرواي مشکلات. آري، گاه نجوا گذشته است، فريادي بايد.
________________________________________________
** يادداشت چاپ شده در روزنامه اعتماد مورخ 27/5/88
نظرات بازدیدکنندگان
این چه نظامی است که برای باقی ماندن باید ............؟؟
Posted by: جعفر | September 3, 2009 01:07 AM