خاموشی موقت احمدی نژاد
دقت کرده اید که یکی دو هفته است صدای احمدی نژاد خاموش شده است؟ ظاهراً بعد از آن سخنرانی مشعشع 24 خرداد که مخالفان خود را خس و خاشاک نامید، برخی زعمای ممکلت به این نتیجه رسیدند که هر چه این آقا کمتر وسط میدان باشد به صلاح نزدیک تر است. این شد که خودشان آمدند وسط و ترجیح دادند در این برهه ی حساس، سرنوشت نظام را به دست ماجراجویی های کلامی احمدی نژاد ندهند.
تا وقتی این جناب پشت میکروفن می رفت و در مورد سقوط عنقریب نظام جهانی و شنیده شدن صدای فرو ریختن ستون های اقتصاد و سیاست دنیا سخن می گفت و تا وقتی هر بار یک اظهار نظر نسنجیده مثل موضوع هولوکاست و یا رفتار نامربوط کار دست کشور و مردم می داد، ظاهراً کسی پیدا نمی شد کلام مهار ناپذیر او را کنترل کند و یا لااقل از پخش و اشاعه ی آن جلوگیری کند. برعکس، صدا و سیما مأموریت می یافت قربان صدقه "لحن مردمی" و "شفاف گویی" ایشان در عرصه ی سیاست (بخوانید حرف زدن های بی در و پیکر) برود و مردم از همه جا بی خبر نیز تصور کنند که لحن کلام احمدی نژاد به زودی صحنه ی سیاست جهانی را دگرگون خواهد کرد و استکبار جهانی را به زانو در خواهد آورد! گویی خواست خدا بود که یک بار هم که شده صابون زبان بی ملاحظه و کلام دردسر ساز، سبک، بی تقوا و سرشار از تحقیر و تمسخر آقای رئیس جمهور فعلی به تن خود آقایان بخورد و دریابند که وقتی کسی بر گفتارش هیچ معیاری جز جلب نظر دسته ای خاص از مخاطبین اش حکمرفا نباشد چه مشکلاتی که نمی آفریند.
اما نکته دیگری که در همین ارتباط قابل توجه است آن است که آقای احمدی نژاد در شرایطی دچار سانسور نسبتاً کامل خبری می شود که کارگردانان انتخابات مدعی اند وی 63 درصد از آراء رأی دهندگان را تصاحب کرده است. چگونه می توان تصور کرد رئیس جمهور منتخبی در اوج محبوبیت خویش قرار داشته باشد و در انتخابات کم نظیری که 85 درصد مردم در آن شرکت داشته اند واقعاً 63 در از آراء آنها را به خود جلب کرده باشد، اما بلافاصله پس از موفقیت، قادر به مدیریت افکار عمومی نباشد و بزرگان قوم یا به صراحت از او بخواهند که فعلاً دهان نگشاید و یا به صدا و سیما دستور سانسور خبری و سکوت در مورد سخنان وی بدهند!
معمولاً حرکت نامزدهای انتخابات به سمت قله ی محبوبیت به تدریج و آرام آرام از چند ماه مانده به انتخابات شروع می شود، در هفته های آخر شدت می یابد و سرانجام در روزهای منتهی به انتخابات به نقطه ی اوج خود می رسد. بنابراین ادعای گزافی نیست که توقع داشته باشیم کاندیدای پیروز، آن هم با چنین درصدی، حاکم مطلق قلب ها باشد و در طلایی ترین روزهای زندگی سیاسی خویش قرار داشته باشد. برعکس، کاندیدای بازنده معمولاً هر چه به روزهای رأی گیری نزدیک می شود ستاره ی بخت اش افول می کند و به مرور از توجه افکار عمومی به وی کاسته می شود. بنابراین دور از انتظار نیست که کسی که با نزدیک شدن به زمان انتخابات به تدریج افکار عمومی را از دست داده پس از انتخابات و با اعلام نتایجی که بیانگر همان واقعیت باشد، شاهد رویگردانی بیشتر مردم باشد و حتی تا مدتی چندان رغبتی به ظهور در انظار عمومی و گفتگوی علنی با مردم و رسانه ها نداشته باشد.
اگر در هر کشور دمکراتیک دنیا رئیس جمهور منتخبی توانسته باشد در یک انتخابات 85 درصدی 63 درصد آرا را کسب کرده باشد، یعنی حدود 54 درصد آراء خالص مردم را به دنبال خود داشته باشد، از آن چنان محبوبیتی برخوردار خواهد بود که هر شخصیت سیاسی در جهان حسرت آن را می خورد. چنین شرایطی در صورتی رخ خواهد داد که فرد منتخب با یک گفتمان کاملاً مقبول و گیرا و با عملکردی قاطع و در راستای منافع عموم طبقات مردم و یا لااقل بخش های اجتماعی عمده کشور، توانسته باشد به چنین محبوبیت فراگیری دست یابد. در چنین صورتی چرا چنین فردی نتواند در به میدان کشیدن فوج عظیم طرفدارانش در خیابان ها توفقیق داشته باشد؟
واقعیت این است که اساساً آقای احمدی نژاد در شرایط فعلی فاقد چنین سیمایی است. جناب ایشان چندین تجربه ناموفق را نیز در این زمینه تجربه کرده است. خوب است هم اکنون همین ها را مرور کنیم چون بعد از گذشت مدتی جعبه ی جادویی صدا و سیما آن چنان تصاویر گذشته و حال و آینده را کنار هم خواهد چید که بعد از آن، اصحاب احمدی نژاد به 63 درصد آراء هم راضی نخواهد شد! و دیوار حاشا و کتمان نیز آنچنان فرا خواهد شد که مردم چیزی هم بدهکار شوند.
در هفته های آخر مانده به انتخابات، آقای احمدی نژاد با استفاده از امکانات ویژه هواپیمای اختصاصی، روزی 2 یا 3 مرکز استان را سفر می کرد و تلاش داشت تا با برگزاری اجتماعات عظیم فضا را به دست گیرد. گزارش ها حاکی است که هر چند در این راه بسیج بی امان فرمانداران و بخشداران وزارت کشور و سایر مدیران برای گرد آوردن مستمعان از شهرهای دور و نزدیک همگام ایشان بود، اما اجتماعات برگزار شده از استقبال های معمولی که در دوران ریاست جمهوری از ایشان می شد ضعیف تر بود.
در اصفهان ما با وجود آن که آقای احمدی نژاد دو ماه قبل از انتخابات سفر رسمی به آنجا داشت، اما جمعه قبل از انتخابات (15/3/88) با توجه به اطلاعاتی که از ترکیب آرای اصفهان به دستشان رسیده بود وی مجدداً به این شهر سفر کرد تا اجتماع باشکوهی را در میدان نقش جهان این شهر ترتیب دهد. اما چند روز نگذشته بود که با سفر تاریخی آقای خاتمی در روز چهارشنبه 20/3/88 به این شهر اجتماعی به مراتب با شکوه تر در همان میدان و تمام خیابان های اطراف برگزار شد که به اعتراف پیر و جوان تعداد شرکت کنندگان آن حداقل سه برابر اجتماع قبلی بود. کسانی که با روان شناسی مردم شهرها سر و کار دارند می دانند که چنین رخدادی در یک انتخابات، تیر خلاص به طرف مقابل است. چنین وضعیتی در شیراز نیز تجربه شد و در بسیاری از شهرهای دیگر نیز کم و بیش برقرار بود. من خود در ایام انتخابات عمدتاً در شهرهای کوچک سخنرانی داشتم و به جرأت می توانم شهادت دهم در اغلب آن ها شور و نشاط حامیان موسوی به مراتب گسترده تر از شهرهای بزرگ بود و در آن سو ستادهای احمدی نژاد معمولاً سوت و کور بود و چند نفری از جهت انجام وظیفه، چراغ را روشن نگه داشته بودند.
اما شاید نقطه اوج داستان بر می گردد به برنامه های روز دوشنبه 18/3/88 در تهران بزرگ. در این روز جوانان حامی موسوی مانور بسیار عظیمی داشتند که طی آن کمربند سبزی از تجریش تا راه آهن در تمام طول 18 کیلومتری خیابان ولیعصر برقرار کردند. در این مانور عظیم آن چنان جمعیت جوانان سبزپوش گستردگی داشت که در بسیاری از نقاط سطح خیابان را پوشانده بود. در همان روز هواداران احمدی نژاد در مصلای تهران جمع شده بودند. تصور برنامه ریزان ستاد احمدی نژاد این بود که ابتدا افواج عظیم انسانی را در مصلا گرد آورند و سپس آن ها را در تمام شهر تهران به راه اندازند و به اصطلاح پایتخت را به تسخیر نفوذ و جلوه ی خویش درآورند. این اتفاق نیفتاد و جمعیت در آن حدی نبود که قادر به رویارویی با موج عظیم مقابل باشد. علاوه بر آن، بی رغبتی و بی انگیزگی آنان که شاهد شکست عنقریب خود بودند مزید بر علت شده بود. در آن اجتماع، احمدی نژاد سخنرانی نکرد و برنامه شکست خورد. آن شب تمام خیابان های تهران در تسخیر موج سبز بود و هواداران احمدی نژاد در کنار برخی از ستادها حرکتی به مراتب ضعیف تر و کم رونق تر داشتند. این وضعیت تا پایان زمان رسمی تبلیغات کم و بیش برقرار بود.
ذکر این جزئیات را از آن جهت جالب می دانم که امروز بزرگان نظام می گویند زورآزمایی های خیابانی باید برچیده شود. در تمام سال های دوران اصلاحات به دلیل شرایط خاص آن دوران، تحلیلی که اصلاح طلبان برای پرهیز از مقابله خیابانی داشتند، فقدان ساز و کار لازم برای کنترل جمعیت ها و امکان عمل گسترده گروه های فشار و عوامل خود سر و دلایل دیگری که این جا مجال بحث آن نیست، طرفداران اصلاحات هرگز به فکر برگزاری تجمع های وسیع خیابانی نبودند. بر عکس، طرف مقابل با هر رویداد کوچک و بزرگی هزاران نفر را به خیابان می آورد و با شعار های آتشین و انعکاس گسترده تلویزیونی سعی می کرد فضا را به دست گیرد. علاوه بر این، آن ها با ابزارهای رسانه ای و امکانات حکومتی، راهپیمایی های ملی نظیر راهپیمایی 22 بهمن و روز قدس را نیز به نفع خود مصادره می کردند.
عجب است که اکنون بعد از یک دهه، ناگهان وقتی اصحاب جناح راست در این عرصه نیز کم آورده اند، به صحنه آمدن مردم در خیابان ها و بیان اعتراضات به شیوه قانونی و استفاده از حق مسلمی که اصل 27 قانون اساسی در برقراری تجمعات و راهپیمایی ها به آنان داده، تبدیل به امری مذموم و ناپسند شد که باید تعطیل شود؟! این در شرایطی است که بعد از اعلام نتایج دور از انتظار انتخابات که همراه با هجوم و تعطیلی ستادهای موسوی و کروبی بود، طرفداران احمدی نژاد آن چه در توان داشتند صرف کردند تا اجتماعات باشکوهی تشکیل دهند اما در این کار توفیق نداشتند. اجتماع کم رمقی که روز یکشنبه 24//3/88 از سوی طرفداران احمدی نژاد در میدان ولی عصر تهران برگزار شد هیچ شباهتی به جشن پیروزی کاندیدایی که مسیر اوج گیری محبوبیت خویش تا کسب 63 درصد آراء از 85 درصد مردم را طی کرده، نداشت و گافهای متعدد احمدی نژاد در این برنامه نیز هیچ شباهتی به اعتماد به نفس یک کاندیدای محبوب و پیروز نداشت بلکه به دهن کجی عنصر لجوجی می مانست که می خواست به طرف مقابلش حالی کند که دیدی هر چه ما خواستیم شد!
و اما برگردم به سخنی که از آن آغاز کردم. اگر هیچ دلیل دیگری بر مخدوش بودن نتیجه اعلام شده انتخابات 22 خرداد ماه ایران نتوان یافت، باز هم همین سکوت اجباری تحمیل شده به احمدی نژاد گواه است بر آن که واقعیت مسئله با ادعای برگزار کنندگان انتخابات متفاوت است. نکته ای که من بارها در نوشته هایم متذکر شده ام این است که این آقایان از کم و کیف اعداد و ارقامی که ذکر می کنند هیچ احساسی ندارند و فکر می کنند اگر مثل تمام اعداد و ارقامی که از خدماتشان در ایام تبلیغات به شکل متورم و باد کرده تحویل مردم دادند، در این جا هم تا هر جا که جا داشته باشد اعداد را بزرگتر بگویند، به نفعشان است. آن ها هیچ تصوری از 5/24 میلیون رأی ندارند و نمی فهمند که این عدد چقدر بزرگ است. آن ها متوجه این نکته ساده نیستند که ادعای حایز شدن 63 درصد آراء مردم چه ادعای بزرگی است. مردی که چنین درصدی از حامیان اجتماعی دنبال خود داشته باشد بدون شک باید اصلی ترین عنصری باشد که در شرایط بحران اجتماعی بتواند ابعاد بحران را جمع کند و با ابزار محبوبیت کم نظیر خویش جامعه را آرام کند، نه این که خود به عنوان ابزار تشدید بحران اجتماعی کنار زده شود و سخنانش به دلیل دامن زدن به احساس انزجار عمومی از عرصه رسانه ها حذف شود!
اکنون نامزد به اصطلاح منتخبی که مدعی اند کم نظیر ترین رأی در تاریخ کشور را آورده به دلیل آن که هر بار دهان می گشاید کار را خراب تر می کند از صحنه حذف شده است و به جای او دیگران به صحنه آمده اند! یک شب حداد عادل را می آورند به تلویزیون، یک شب فالیباف را و شب دیگر ولایتی را تا به اصطلاح با سخنانی عاقلانه تر بحران را جمع کنند! و در کنار همه این ها به جای آن که محبوبیت دور از تصور 63 درصدی رئیس جمهور آرامش را بر جامعه حاکم کند، استقرار بی سابقه و کم نظیر نیروهای نظامی و شبه نظامی در خیابان ها عامل ایجاد آرامش، البته از نوعی دیگر، شده است.
ای کاش حسادت ها به کنار می رفت و آقایان می پذیرفتند که همه با هم ایران را اداره کنیم. امروز جا دارد مقایسه کنند میان محبوبیت واقعی رئیس جمهوری که یک بار 20 میلیون و بار دیگر 22 میلیون رأی واقعی آورد و با همه ی تهاجم ها و بحران آفرینی ها به یمن محبوبیت واقعی خویش 8 سال ایران را آرام نگه داشت با فردی که به هزار زحمت باید از خلال انتخاباتی با هزاران حرف و حدیث بیرون کشیده شود، اما5/24 میلیون رأی ادعایی اش قادر نیست در طلایی ترین روزهای اوج محبوبیت اش کشور را برای دو هفته آرام نگه دارد، به گونه ای که برای آرام ماندن کشور ناچار شوند به او بگویند فعلاً ساکت باش تا ما خودمان بحران را آرام کنیم!
نظرات بازدیدکنندگان
جناب دکتر خسته نباشید حقایق را آنگونه که بودبسیار زیبا منعکس نمودید خداوند به شما کمک کند که بیشتر به بیان حقایق بپردازید
شیرزاد:
متشکرم از لطف شما
Posted by: آرش | July 21, 2009 10:52 PM
آقاي دكتر من واقعا تعجب مي كنم كه چرا انسانها بخاطر دنياي ديگران آخرت خودشان را مي فروشند شما يك فردآگاه به مسائل جامعه هستيد شما چرا بايد اين حرفها را بزنيد
دكتر جان بدان كه آخرتي هست و دنيايي
در آخرت خواهيم ديد كه حق به شما و امسل شماست يا با آقاي دكتر محمود احمدي نژاد
شیرزاد:
ممنونم که مرا به آخرت متذکر شدید اما من به عقل خودم از عدالت خدا بسیار بعید می دانم که بهشت خوبش را جایگاه احمدی نژاد و جنتی کند احتمالا آن دنیا مثل اینجا هر کی هر کی نیست.
Posted by: عباس آقازاده | July 20, 2009 07:33 PM
سلام
مرسی از تحلیل به جا وخوبتون...
Posted by: رهگذر | July 20, 2009 10:48 AM
با خواندن مقاله ي براندازي نرم متوجه شدم شما با اخبار و تحليل هاي مخالف نظرتان غير منصفانه و با عصبيت برخورد ميكنيد، چطورممكن است يك خبر آشكار وتحليل ساده اش از دست پنهان دشمنان در پشت پرده ي توطئه ها در قالب هاي موجود اينگونه ساده انگارانه برخورد شود،شايد شما هماني را كه به ديگران نسبت مي دهي باشي ؟
شیرزاد:
کمی به همین جمله خود دقت کنید و ببینید با چه قطعیتی از دست پنهان دشمنان صحبت می کنید. مثل اینکه همه چیز پیش چشمتان است.!
Posted by: Anonymous | July 14, 2009 04:25 PM
ممنون از شما آقاي شيرزاد ، برام خيلي جالب بود كه شما خودتون جواب ميداديد در حالي كه خيلي از اين افراد اونقدر ساده و خوابند كه لايق پاسخ شما نيستن باز هم ممنون از استدلال هاي عقلي و منطقيه خوبتون
Posted by: زهرا | July 11, 2009 11:30 PM
سلام بر تمام شيران خدا
اين كه بعضي از افراد سعي مي كنند تا مردم را نبينند تعجب مي كنم -موج سبز را در سراسر ايران همه ديديم - بيانيه سپاه پاسداران را همه خوانديم - و اين كه بسيجان در وبلاگهاي خود چگونه به سبزپوشان توهين كرده اند را ديديم و خوانديم - فجايع پس از انتخابات را همه ديديم - برادران خواب زده دولتي شمارا به قانون توصيه مي كنم لطف كنيد بيانات آيت ا... منتظري را در رابطه با پاسخ به سوالات شرعي دكتر كديور بدون عينك وابستگي كور كورانه خود با چشمان باز و شعور شيعه پسند ببينيد بعد وضو گرفته دو ركعت نماز بخوانيد با خداي خود و خود صادق باشيد تا خدا شما را هدايت كند-- ظلم پايدار نمي ماند
Posted by: Anonymous | July 11, 2009 10:34 PM
جناب شیرزاد از تحلیل های غیر منصفانه شما به دلیل شکست نامزد مورد نظرجناب عالی دلم گرفت .ای کاش علمی و منطقی و بی طرف تحلیل می کردید.همین توهین های جناب عالی به رئیس جمهور منتخب دلیلی است محکم بر این که بی طرف نیستید و نمی توانیدمنصفانه قضاوت کنید.
شیرزاد:
من قاضی نیستم مثل همه مردم شاکی ام و چون حقم نادیده گرفته شده بنا به فرموده قرآن دادمی زنم.
Posted by: Anonymous | July 11, 2009 06:47 PM
آقای دکتر
بروید فکر کنید چرا 6 دوره است در تمام انتخابات باخته اید
تا زمانی که صورت مسئله را پاک می کنید امید به هیچ پیروزی نیست
می گویم حتی اگر 1% شکست به رفتار خود اصلاحات برمی گردد باید همان را بررسی کرد. این اقدامات پاک کردن صورت مسئله است
من به عنوان یک شهروند عادی که به موسوی رای دادم و دانشجوی همان دانشگاه صنعتی
می بینم که در اصفهان رای آقای احمدی نژاد کم نیست و بسیار است. ای بسا با اختلاف بیش از موسوی. من این را می بینم و تقلب را نمی دانم. اما اگر شما مدارکی دال بر تقلب دارید مطمئنا این را کم تر می بینید.
آقای دکتر. اطرافیان شما ملاک نیستند. ایران خیلی بزرگ است. آقای احمدی نژاد واقعا رای داشت. حتی اگر تقلب کرده باشد... این را بی طرفانه می شد دید.
صورت مسئله را نباید پاک کرد.
با احترام
Posted by: وحید | July 9, 2009 04:05 PM
سلام اقاي دكتر من خيلي نگرانم شما اگه مي دونيد جواب منو بديد اگه اين دولت 4سال دوام بياره واگه 4 سال ديگه انتخابات برگزار بشه چه چيزي يا چه كسي ديگه مي تونه مردم رو پاي صندوق بياره كدوم اپوزوسيون ديگه مي تونه حرف يا برنامه اي ارايه بده و اين دولت مي تونه حتي با وجود انتخابات سالم سالها پيروز بشه چون فقط طرفداراي انگشت شمار خودش پاي صندوق ها ميان و اينطوري احمدي نژادها سالها حكومت ميكنن تا يك نيرويي از خارج بياد و اونهارو ريشه كن كنه
Posted by: سبز | July 9, 2009 01:25 PM
درود بر احمدی نژاد
خوار چشم شیرزاد
شیرزاد:
ممنون که مرا تا این حد بالا بردید که احمدی نژاد را خار چشم من دانستید. ضمنا خار منظور است نه خوار
Posted by: یلدا | July 8, 2009 05:55 PM
اخه... احمدی نژاد به معدود اغتشاش گرای خرابکار خش و خاشاک گفت چرا دروغ مینویسید
Posted by: بابک | July 8, 2009 10:34 AM
مطالبتان را خواندم اما اینها در قوطی هیچ عطاری جز رادیو بی بی سی وسایر خبرگزاریهای خارجی پیدا نمیشه.برات متاسفم که ادعای مسلمانی داری اما به خودت اجازه میدی هر اراجیفی را به زبان بیاری .غافل از اینکه یک روزی باید برای تک تک گفته هایت دلیل بیاوری.اینکه با یک سری دروغ پردازی اذهان مردم را مغشوش کردن هنر نیست.من که دانشجوی جامعه شناسی هستم در هیچ یک از کتابها به یک چنین اراجیفی بر نخوردم اما فکر کنم شما هم مثل خانواده موسوی در از دانشگاه هاوایی فارغ التحصیل شده اید.
شیرزاد:
گمان نمی کنم با این نگاه پر تعصب شما بشود صحبت کرد.
Posted by: سمیه | July 8, 2009 09:48 AM
احتمالا صدا وسیما مطلب شما رو خونده که آقای احمدی نژاد امشب مهمون شبکه یک بودن ! اگرچه برنامه رو ندیدم یعنی نخواستم که ببینم اما خواهش میکنم دیگه چیزی ننویسین که مجبور بشیم توهمات ایشون رو بشنویم!
Posted by: آرام | July 8, 2009 12:58 AM
مرحوم جمالزاده پدر داستان نويسي معاصر ايران داستان كوتاهي به نام دو اتشه داردواز شما مي خواهم اين داستان را كه سالها قبل انقلاب نوشته هم بخوانيد هم در سايت قرار دهيدبسيار گوياست خصوصا درباره اقاي احمدي نژاد
Posted by: م | July 8, 2009 12:45 AM
اقاي شيرزاد از خدا بخواهيدمعرفت درك حقايق را به شما بده بهر حال تمام حرفهاي شما نشان از باخت شما در برابر تلاشهايتان است واين طبيعي است احمدي نژاد با دعاي مردم پيروز شد وچون گفته رهبر دست اعجاز افريني پشت اين انتخابات بود شما با حرفهاتون فقط ما رو سرگرم ميكنيد ادامه بدهيد اين مردم حقيقت رو باتمام وجود احساس كردند
شيرزاد:
درسته، صدام حسين هم در تمام انتخابات بر گزار شده برنده بود و احساس مي كرد دعاي خير مردم پشت سرش است.
Posted by: Anonymous | July 7, 2009 11:54 PM
با سلام برایم جالب بود نظرات مخالف و موافق را نمایش دادید و از آن مهم تر آقای دکتر خود پاسخ گویی را انجام دادند .
من فردی هستم که اطلاح طلبان و بخصوص مشارکتی ها را از نظر حرکتی قبول ندارم .آنها را حتی خائن به طرفدارانشان می دانم .از نظرسیاسی به آقای لاریجانی ،عمل به قالیباف و اقتصادی رضایی تمایل دارم . سخنان شما را آقای شیرزاد در رابطه با عده و تبلیغ و خلاصه یک کلام قدرت نمایی خیابانی قبل و بعد از انتخابات بطور کلی قبول ندارم . تعداد را آرا شمارش شده معلوم می کند .هرچند از نظر من هم این آرا شمارش نشد .
ولیکن تاسف من برای عزیزان و سینه چاکان آقای احمدی نژاد است که از چه دفاع میکنند ؟ آیا این آقا حرمت چه چیز از این نظام را نگه داشته است ؟ عملکرد درخشانی داشته ؟ رانت تبلیغاتی ایشان را من خود در شهرستان های جنوبی کشور شاهد بودم و به دوستان بارها تذکر دادم ولی دیدم که امانت داری نمی کنند .
یاد آوری می کردند دور دوم انتخابات آقای هاشمی و عملکرد انتخاباتی ایشان را که اینان بدتر از ایشان کردند و در آینده در موردشان باز هم چنین قضاوت خواهد شد .
عزیزان از حمایت متعصبانه دست بردارید . مخالف این مشارکتی ها هستید ،باشید ولی ایرادات این قدرت طلبان جدید را نیز ببنید .از خلقیات آقای احمدی نژاد که به هیچ عنوان از اشتباهات ثابت شده حتی بر خودش نیز عذر خواهی نمی کند دوری کنید .باشد که تمام ایرانیان زیر همین پرچم با اقتدار و آسایش زندگی کنیم بدون تفرقه
شيرزاد:
دوست عزيز، اگر مي خواهيد ژست مستقل بگيريد، لازم نيست با كلمات غليظي مثل "خائن" از ديگران ياد كنيد تا مبادا كساني بگويند تحت تاثير مشاركتي ها بوده ايد. انصاف در هر حال چيز خوبي است.
Posted by: محمد | July 7, 2009 01:20 PM
مرگ بر ضد ولايت فقيه خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست درود بر ريس جمهور كه با بيست وچهار ميليون راي برنده انتخابات شد
شيرزاد:
اميدوارم از چيزي سخن بگوييد كه توان ايثارش را داشته باشيد، "خوني كه در رگ ماست...!"
Posted by: Anonymous | July 7, 2009 06:00 AM
انشاالله درآينده اي نه چندان دور آقاي احمدي نزاد سكوت را مي شكنند وبرنامه هاي آقايان وابسته به انگليس راكه مي خواستن ايران را دو دستي تحويل انگلستان بدهند به مردم اعلام مي كنند
شيرزاد:
ما هم مشتاق صحبتهاي بيشتر ايشون هستيم. چون هر چه بيشتر حرف بزنند بيشتر به نفع ما عمل كرده اند.
Posted by: يزد | July 7, 2009 05:44 AM
از اینکه در این شرایط توانستم مطالب شما را بخوانم خوشحالم
اما بهتر است شما هم برای ایران تلاش کنید نه برای اعراب
...
چرا باید صاحبان اصلی ایران در کشور خود در اقلیت باشند ودر هند و پاکستان زندگی کنند و عرب های ملخ خور بر کشور ما حکومت کنند
Posted by: مسلم ایرانی | July 6, 2009 06:52 PM
رای میارید اغتشاش می کنید رای نمیارید اغتشاش می کنید بجز اغتشاش چه کاری بلدید؟ آنهمه اغتشاش در دولت خاتمی مگر فراموش شده؟ماتازه 4 سال است که بوی آرامش به مشاممان رسیده بود ، لطفا حالا استراحت کنید تا مردم این 4سال هم روی آرامش ببینند.
شيرزاد:
روشن است كه در دولت احمدي نژاد كساني آرامش دارند، اما چقدر هستند آنها؟
Posted by: Anonymous | July 6, 2009 06:05 PM
به نظر من احمدي نژاد اولين رئيس جمهوري است كه جمهوري اسلامي ايران به استقبالش آمده است هر جا طرفدارانش را مي بينم شاد ميشوم.
Posted by: هومن | July 6, 2009 12:27 AM
اقای شیرزاد در مورد انتخابات اخیر اگر تخلفی هست وارد مصادیق شوید کلی گویی نکنید.این عوام98درصد اطلاعات خود راازرسانه ملی میگیرند.چگونه انها را توجیه کنم.در ضمن من رای به کروبی دادم.
Posted by: ازادی | July 5, 2009 11:02 AM
سلام آقاي شيرزاد
اينجانب نه طرفدار احمدي نژاد ونه طرفدار موسوي نه رضائي ونه كروبي هستم شخصي كه خود نان خويش را با دست خود بدست آورده به كسي هم نياز ندارم ولي اين اظهارات ضدو نقيض پشت سر احمدي نژاد را منشا در رقيب انتخاباتي ايشان در دور قبلي يعني آقاي رفسنجاني مي بينم كه خودشان در دانشگاه آزاد اطلاعيه داده بودند كه ايشان توسط احمدي نژاد ترور شخصيتي شده اند لذا انتقامشان را در دور بعدي توسط موسوي با حمايت مالي زياد برعليه ايشان انجام دادند اگر شما بگوئيد كروبي لياقت ندارد من قبول مي كنم ولي اگر بگوئيد رضائي هم ندارد نه قبول نمي كنم چون مناظره هر دو ايشان را ديده ام با موسوي هم كاري ندارم اگر موسوي خودش تنها باشد با اراده خودش وسط ميدان بيايد تحسين بر انگيز است ولي اگر ملعبه چند نفر بر عليه ديگري باشد كه منافع ايشان را بعد از قبولي تامين كند . نه قابل قبول نيست . اينكه آيا احمدي نژاد لياقت دارد يا نه بايد در عمل ببينيم نه بر اساس ضد تبليغ. شما كه روشنفكر هستيد روشنفكران نبايد بر خلاف مردم عادي اسير تبليغات هيچ و پوچ سرمايه داران بر عليه رقيبانشان شوند. ما بايد اين حرفها را از شما بشنويم.
شيرزاد:
اگر هاشمي رفسنجاني نبود چه دليلي بر درستي كارهاي احمدي نژاد ارائه مي شد؟ تا كي مي شود پشت سر يك كينه كور عاميانه نسبت به هاشمي رفسنجاني سنگر گرفت؟
Posted by: پدرام | July 5, 2009 12:15 AM
جناب آقای شیرزاد از اینکه برای حرفهای بنده فقط قسمت مربوط به روزنامه ها را جواب داده اید و ادعا کرده اید بندا در خواب هستم و بیدار شوم اتفاقا بنده بیدار هستم آقای شیرزاد بنده قبلا این افتخار را داشتم که روزنامه کیهان را به قیمت 100 تومان میخریدم اما چون همان روزنامه را بامداد همان روز از اینترنت میخواندم دیگر نیاز ندیدم که روزنامه را بخرم اینکه نگران چاپ نشدن روزنامه هستید اصلا نگران نباشید امروز اینترنت آنقدر گسترش یافته است که دیگر کمتر به روزنامه چاپ شده روی میآورند اینکه روزنامه ها چاپ نمیشوند و شما میگویید از چاپ آنها جبوگیری میکنند و برای فشار آوردن مامورین طبق معمول هیچ سندی ندارید شاید یک دلیل آن نیز همین باشد که آگهی تبلیغاتی به روزنامه های فوق نمیدهند و روزنامه هم ضرر میکند آقای شیرزاد نگویید ماموران و مراکز امنیتی برای تبلیغات در روزنامه های فوق فشار میآورند در ضمن مردم براحتی میتوانند نسخه اینترنتی روزنامه های فوق را بخوانند و شما نگران نباشید بنده علاوه بر روزنامه هایی که خودم به آنها علاقه دارم روزنامه ها وسایتهای طرف مقابل را هم میخوانم همین سایت قلم اصلا حرفی برای گفتن ندارد در عرض همین 15 روز چند خبر را در سایت قرار داده است فقط بیانیه های نوشته شده توسط دیگران و امضاء شده توسط موسوی را به اسم موسوی در سایت قرا میدهد
آقای شیرزاد برای سوال یکی از خوانندگان شما که در خصوص اسناد و چگونگی تقلب گفته اید که امدادهای غیبی باعث افزایش آراء احمدی نژاد شده است آقای شیرزاد مصادیق تقلب را در همان اصفهان خودتان بگویید آقای شیرزاد نظر شما در خصوص اینکه آمریکا و اسرائیل و پاکستان و سایر کشورها بمب اتمی داشته باشند و ما نتوانیم برق هسته ای داشته باشیم چیست
Posted by: حسین | July 4, 2009 06:58 PM
فقط يك سئوال دارم 20نفري گشته شدن و سردار احمديان همين چندروز پيش اعتراف كرد و فيلم وحشي گري گارد كه تمام دنيا ديند براي طرفداران احمدي بايد كافي باشد كه به حق نيستند
Posted by: كمال | July 4, 2009 12:10 PM
سلام دکترجان
همیشه ارادت خاصی نسبت به شما داشته و دارم وامیدوارم که همیشه سالم وتندرست بمانی.
میخواستم بیشتر از نظرات شما استفاده کنم ؟ چطور می تونم
شيرزاد:
از طريق همين سايت
Posted by: مهدی | July 4, 2009 12:02 PM
آقاي شيرزاد
اگر كمي بتوانيد بينديشيد گمانم برايتان جالب باشد كه امروزه كليپ ، شعار و فرياد آزادي از حلقوم رسانه هاي امپرياليستي و صهيونيستي پخش ميشود و نام راديو امپرياليسم شده است راديو آزادي !
اين وسط آيا كسي مثل شما كه همان حرفهاي دشمن را ميزند و جاده صاف كن امپرياليسم و صهيونيسم و خائن به كشورش شده است نميتواند مصداق همان خس و خاشاكي باشد كه جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد فرمودند ؟ !
شيرزاد:
لابد اگر رسانه هاي جهان گفتند 156 مسلمان در چين كشته شده، حتما نشده و اگر كسي اين را بگويد همنوايي با رسانه هاي صهيونيستي كرده است. لابد اگر خبر دادند كه در ايران 20 نفر در تظاهرات خياباني كشته شده اند، نشده اند، لابد.....
Posted by: كاظم | July 4, 2009 08:10 AM
بد نيست اين آقاي به قول خودش دانشجو كه در پايين گفته براي چي رفته بوده ديدار خاتمي بدونه كه براي هر چيزي كه بري همون رو مي بيني،مثلا تعداد ماشين هاي پيكان آبي رنگ از وقتي دايي من يكيش رو خريد بيش تر شد،بهتر بدوني اين طور نبود بلكه من دنبال اين ماشين ها چشمم توي خيابون مي گشت و اون وقت توهم زده شده بودم.
يكي از انقلابيون زمان انقلاب سخراني داشت،ولي به تاخير افتاده بود.يكي با عجله مياد بش ميگه كي مي خواهيد شروع كنيد؟زن ها پشت در جمع شدند.پرسيد خوب چه اشكالي داره مگه بي حجابند كه اين قدر هراساني؟ميگه نه اما يكيشون زيرچادرش دامن كوتاه پوشيده.سخنران مي گه:پوشيدن يك دامن كوتاه زير چادر بد تر است يا ديدن يك دامن كوتاه در جمعيتي زياد زير چادر؟
Posted by: Anonymous | July 3, 2009 11:52 PM
جناب آقاي دكتر شيرزاد
من يك سؤال اساسي دارم كه هنوز نتوانستهام پاسخ آن را از اصلاح طلبان دريافت كنم:
در انتخابات رياست جمهوري نهم كه ادعا ميشود جاي احمدي نژاد و آقاي كروبي عوض شد، اين جابجايي آرا توسط چه كسي و چگونه انجام شد و مگر تجميع آرا غير از ستاد انتخابات كشور در جاي ديگري هم انجام ميشود و آيا مجريان اصلاح طلب انتخابات در جريان بودهاند يا خير و در هر دو صورت چرا در اين مورد سكوت كردند؟
منتظر پاسخ شما هستم.
شیرزاد:
به نظر من در انتخابات سال 84 عدد سازی نشد اما در جریان انتخابات به مدد امدادهای غیبی (به قول آقای کروبی) آرای مشکوک زیادی به صندوقها ریخته شد.
Posted by: امير | July 2, 2009 09:29 PM
آقای شیرزاد من نمیدانم نام شما را چه بنامم اما ای کاش بجای تلوزیون بی بی سی تلوزیون جمهوری اسلامی ایران را ببینید که در قبال دروغهای چون حرف شما متن کامل سخنان آقای احمدی نژاد را چندین بار پخش کرد آقای احمدی نژاد در سخنانش عده ای خس و خاشاک را در قبال 40 میلیون رای دهند هیچ دانسته بودند حالا شما حی بگویید احمدی نژاد مخالفان خود را خس و خاشاک نامید حالا هر روزنامه ای که بر نفع شما ننویسد روزنامه بی ارزش است اینکه فرموده اید روزنامه ها چاپ نشده اند دلیل آن این میباشد که چیزی برای نوشتن ندارند چه بنویسند به مردم بگویند تقلب شده است آنوقت همین مردم میپرسند در کجا آقای شیرزاد در خصوص ادهایتان برای آقای احمدی نژاد آنار بحساب دشمنی و عصبانیت شما از آقای احمدی نژاد میگذاریم و درک میکنیم اما در خصو آقای موسوی عرض کنم خدمت شما که خیلی راحتی و خیلی مفت تمام وجود و گذشته و سرمایه خود را در راه عده ای مغرض و مخالف نظام و وطن فروش فروخت اما آقای شیرزاد شما که اینقدر از دست آقای ضرغامی ناارحت هستید بایستی ناراحت نباشید چون مردم بیشترشان هم ماهواره دارند و هر دو را میبینند و خوب را از بد تشخیص میدهند در ضمن این ر هم بگویم که آقای احمدی نژاد از اصفهان نیز بیشتر از موسوی رای داشت و اینکه بنده از آذبایجان تماس میگیرم و خیلی خوشحال هستم مردم آذربایجان گول تظاهرها را نخورد الان سایت اصلاح طلبان آذربایجان یعنی YAGHISH.IR حدود بیست روز است در کما است یعنی اصلا چه بنویسد چه بگوید حرفی برای گفتن نداشتند چون تا روز آخر هر چیز دروغ گفتند و حالا خجالت میکشند حرف راست بگویند چون حرف راست به ضرر آنهاست
شیرزاد:
پس شما می فرمایید عدم انتشار روزنامه ها داوطلبانه بوده و ماموران محترم دادستانی کمک کرده اند که صفحات آماده چاپ و مطالبی که ما در نسخه اینترنتی دیدیم بی جهت به زیور چاپ آراسته نشود!
ّبرادر عزیز اگر تصمیم دارید که خواب بمانید هیچ کس نمی تواند شما را بیدار کند
Posted by: حسین | July 2, 2009 04:48 PM
سلام آقای دکتر.من خودم در راهپیمایی ۲۵ خرداد بودم و حرف شما رو تایید می کنم.
خطاب به طرفدارن احمدی نژاد.به فرض محال که ایشون با همین رقم نجومی رای آورده باشند.دیگه امنیتی کردن و گرفتن و کشتن و فیلترینگ چه مفهومی داره؟مگه ماها تا بحال انتخابات نداشتیم؟؟
Posted by: مهسا حسینی | July 1, 2009 02:24 AM
سلام
این بار نامه می نویسم تا بدون تعصب بگویم که چرا در برنامه آقای خاتمی شرکت کردم
امید وارم مرا شناخته باشید
من آمده بودم تا پارک ماشین ها در وسط چهاراه فلسطین! برای ساختن یک ترافیک تصنعی و انتقال آن به خیابان های اطراف شامل چهارباغ پایین ،فردوسی ، چهارباغ خواجو و... را ببینم.
من آمده بودم تا اساتید دانشگاه صنعتی به همراه خانواده های معظمشان! که بندگان خدا اصفهان به غیراز کوی اساتید و استخر ،جنگل ها و کوه سید محمد جای دیگری در منظرشان نبود، را ببینم
من آمده بودم تا آقای ... (مسئول صوت جلسه) را ببینم که از بی نقص بودن سیستم صوت جلسه بگوید تا این سلول های خاکستری من پی ببرند که این ها دوباره برای مظلوم نمایی ادعا قطع صدا را سرمی دهند.
من آمده بودم تا بستن موضعی ورودی حافظ را ببینم تا وقتی سرم رابه بالا بردم خوش حالی عکاسی را ببینم که از شکار صحنه در پوست خود نمی گنجید و دستور باز شدن دوباره راه راصادر فرمودند.
من آمده بودم پسری را ببینم که بر روی دست و صورت دختران علامت تیک سبز مرقون می کرد.
من آمده بودم جمال آقای طاهری در کنار آقای خاتمی را ببینم و فهمیدم می شود آقای طاهری راغیراز مسجد اعظم حسین آباد جای دیگری یافت.
من آمده بودم تا دوست پسر و دختر هایی (اه ببخشید خواهر و برادر هایی) که در محل اعزام رزمندگان به جبهه جنگ (روبرو ی عالی قاپور) را ببینم که با هم دیگر گپ گفت (اه ببخشید بحث کاملا علمی) انجام می دادند.
خیلی ببخشید من آمده بودم تا یک سوم خالی میدان امام (ره) را ببینم!!!
و در آخر یک سوال غیر دموکراتیک من از شما دارم که احتمالا از این تیپ سوالات خوشتان نمی آید وآن این که کسانی که در عاشورا جلوی امام حسین (علیه السام) ایستادند به غیر از غیرت دینی چه چیزی کم داشتند؟
عقل ما تعطیل است!!! ،شما جواب بدهید؟
شیرزاد:
به نظر می رسد شما فیلمی را دیده اید که در ذهنتان ساخته اید. ضمنا بدانید بسیاری از قاتلان امام حسین (ع) از سر غیرت دینی در دفاع از حاکمی که خود را خلیفه پیامبر می دانست و بر ارزشهای اخلاقی و اصیل اسلام پشت پا زده بود بر امام حسین (ع) تاختند.
Posted by: دانشجو | June 30, 2009 11:09 PM
كل حزب بما لديهم فرحون ، توهمات آقاي نويسنده جالب است ، كاش ايشان قدري هم مطالعات منطقي يا رياضي داشت تاراه استدلال واستنتاج را ياد مي گرفت ، اين روش صغري و كبري چيني را تنها همقطاران خودش مي پسندند ، ولايحزنك الذين يسارعون في الكفر انهم لن يضرالله شيئا"
Posted by: Anonymous | June 30, 2009 03:52 PM
سلام آقاي دكتر
من هميشه به شما ارادت داشتم و شجاعت و دانش شما را ستوده ام . اين مطلب شما را بسيار زيبا ديدم و مطمئنا ادرس آنرا به دوستانم خواهم داد .
اما اگر اجازه بدهيد در جواب دوستان عزيزي كه به حرفهاي شما ايراد گرفته ام بايد بگويم كه اولا من روز "موج سبز " كه در تاريخ ايران خواهد ماند در تهران و در اين موج بودم و ميدانم كه حقيقتي است عريان هرچند برخي سعي در كوچك كردن آن بكنند
دوم اينكه به دوست عزيزي كه تعداد را ملاك قرار مي دهند عرض ميكنم شما با كمك گوگل ارث ميتوانيد ببينيد كه براحتي اين جمعيت ميتوانند در اين مساحت براحتي نفس بكشند و حضور پيدا كنند .. شايد هم من راحتترين نفسهايم را ميتوانم بگويم در همانروز و همانجا كشيدم .
از دوستان خواهش ميكنم با اين گونه بحثها سعي نكنند به ديگران نشان دهند كه نه تاكنو تهران را ديده اند نه درمورد واقعيات ميخواهند چيزي بيش از آنچه كه صدا و سيما ميگويد ببينند
آقاي دكتر منتظر پست بعدي شما هستيم . با تشكر
Posted by: همشهري | June 30, 2009 02:02 PM
استاد خوب احمدي نژاد چپ كنه،يكي ديگه را ميارن.اين طور نيست؟خوب ميشه ايران دزدي ديگه؟يعني جي ميشه؟
Posted by: Anonymous | June 30, 2009 10:52 AM
آقای شیرزاد . اتقوالله.......
شیرزاد:
ممنونم از نصیحت صادقانه شما. امیدمارم خداوند به همه ما توفیق تقوای الهی بدهد.
Posted by: بازمانده دفاع مقدس | June 29, 2009 09:38 PM
من یک دبیر 50 ساله ام بعدازراهپیمایی پای پیاده ازمیدان آزادی تاخانه ام درپونک رفتم فکرمی کنم خیلی ها ازاتوبوسهای دولت خدمتگذار نتوانستند استفاده کنند
Posted by: ن | June 29, 2009 08:49 PM
اينا كه مي گند پولدار ها طرف دار احمدي نيستند انتظار دارند مثلا شمال تهران با خونه هاي در اندر دشت كه جمعيت دو به تبع مساحت زياد، كم مي كنه و آدم هايي كه اصولا ايران نيستند،3 تا 5 مليون جمعيت داشته باشه؟؟؟؟ بر فرض كه پو لدارها طرف موسوي باشند ما مي گيم ما راي مون رو مي خواييم چه پولدار چه بدبخت،جمعيت ما بيش تر بوده .احمدي راي از كجا دزديده؟؟؟
Posted by: Anonymous | June 29, 2009 06:44 PM
با سلام خدمت حاضران
با مرور نظرات در اینجاو سایتها با نظر مخالف چند نکته به ذهنم رسید که عرض می نمایم:فرار از اصول اسلامی ،موجی از غربزدگی به معنای واقعی، ساده نگری به مسایل مهم، ترک ارزشهای انقلاب، غلبه غنی بر فقیر، استدلالهای بی پایه، نقدها برپایه اصالت سود ، فرافکنی و... در کلام بعضی پیداست.بسیاری از رای دهندگان به نامزد مدعی به امید ایرانی عریان و سکولار، رای دادند، در حالیکه آنها هم بازیچه شدند.من معتقدم جامعه ما نوعی نابسامانی فرهنگی یا چند گانگی فرهنگی دارد ، خود باور نیست.
نامزدهای رقیب ،خود گرفتار اکثر توهینها و تهمتهای نسبت داده شده به رییس جمهور شدند.
بازدید کنندگان: باور کنیم همه تهران اطراف من نیست، همه ایران شهرهای بزرگ نیست و همه دنیا کشورهای غربی نیستند.
Posted by: حسن | June 29, 2009 03:47 PM
با سلام.از دوستان و همكلايسهاي قديمي دوستان شما در شريف(سيد حسن... و مجيد و...)هستم.توفيق نداشتم در دانشگاه زياد با شما همراه باشم.اما مثل همه دلسوختگان انقلاب فعاليتهاي شما رو دنبال كردم.و الان كه در مراسم ختم جمهوري به مرثيه نشسته ايم خواستم خداقوتي بگم.به دوستان سلام برسونيد.
Posted by: نصراله نقوي | June 29, 2009 02:49 PM
دكي جون از وقتي ساواك جنابعالي رو به اشتباه به دليل همكلاسي بودن با فلان كس دستگير كرد و شما اصلاً سابقه سياسي نداشتي تا اون وقت. نمي دونم چي شد يهو از اون وقت به بعد توهم برتون داشته. مگه نفهميدين كه دنياي بيرون با دنياي فيزيك فرق داره. توي دنيا تمام علوم به ظهور مي رسند و شما فقط فك ميكنين دني يعني فيزيك. متوهم!
شیرزاد:
طبق معمول در مسایل شخصی دفاع نمی کنم. اما بدبخت هایی مثل تو مستحق ترحم اند.
Posted by: Anonymous | June 29, 2009 12:13 PM
آقای دکتر
با سلام
راجع به محبوبیت واقعی رئیس جمهوری که یک بار 20 میلیون و بار دیگر 22 میلیون رأی واقعی آورد صحبت کردید می خواستم بدانم چرا همین رییس جمهور محبوب !!!! با دو سفر تبلیغاتی در شهرهایی که به زعم شما بیشترین پایگاه را دارد( استان فارس و ...) و مقایسه آن سفرها با سفرهایی که رییس جمهور غیر محبوب فرضی شما به زادگاه( استان یزد) و استانهایی از جمله (استان کرمان و اصفهان )که به قول خودتان پایگاه شما به اصطلاح اصلاح طلبان است داشتند قافیه را باختند و عطای کاندیداتوری را به لقای آن بخشیدند؟؟؟؟
دوم اینکه اگر هم قرار بر قبولی بعضیاز مطالبتان بود با ادعاهای بی اساس فاحشی که در متنتان وجود داشت بر موارد احتمالی هم خطبطلان کشیدید(جمعیت مصلای تهران که خود بندهحاضر بودم و با صحبتی کهبا یکی از خبرنگاران خارجی همانجا داشت میلیونی توصیف شدو در شهرهای دیگرادعاییاز جمله اصفهان و تبریز و مشهد و....حداقل چند برابر جمعیت برای رییس جمهور غیر محبوب فرضی شما مشاهده می شد)
هر چند آنان که خود را به خواب می زنندامیدی به بیداریشان نیست اما شاید موثر افتد به خود بیایید!!!
والسلام
شیرزاد:
لابد می فرمایید این جمعیتهای ملیونی الان به خاطر تقوا و پرهیزگاری پیدایشان نیست. شاید هم به جهت ماموریت های محوله گرفتارند!
Posted by: سید احمد | June 29, 2009 11:53 AM
سلام آقای دکتر . من اهل شهرستان مرند هستم مرندی که در انتخابات نهم معین رای اول رو در این شهرستان آورد. اما چطور شده در این دوره موسوی که روی شناسنامه اش صادره از مرند نوشته اند (در آن زمان خامنه از توابع مرند بود) نتوانست رای اول رو بیاره. آن روزی که در تهران 16میلیونی موج چند میلیونی راه افتاده بود درشهر مرند 180هزار نفری موج 30 هزار نفری آن هم فقط توسط جوانان به راه افتاده بود. حال با آن تجمع عظیم آیا منطقی ست در مرند موسوی فقط 62 هزار رای داشته باشه.
آقای دکتر من خودم یکی از فعالان ستاد موسوی بودم به یک روستایی رفتم که نزدیک سیصد نفر میتونست رای بدن . اونروزی که ما اون روستا برای تبلیغات رفتیم مراسم جشنی بود . ماکه به اون جشن رفتیم شاید 90درصر روستا تو جشن بودن از هر کدوم در مورد انتخابات پرسیدیم گفتن به موسوی رای میدیو . ولی رای که از اونجا اومد 80 درصد احمدی نژاد بود . گویا روستا یه طرح هادی داشته و آقای بخشدار محترم به اونجا رفتن و گفتن اگه احمدی نژاد از اینجا رای نیاره طرحشون اجرا نمیشه. ولی مطمئن باشین با همه این شیطنت ها باز هم موسوی در مرند70 درصد رای داشت.
Posted by: a.p | June 29, 2009 10:07 AM
آقاي احمدي نژاد دوره پيش هم با تقلب انتخاب شد ولي كسي به اعتراض كروبي اهميتي نداد و آقاي هاشمي هم به جاي اعتراض و شكايت به خدا پناه برد. شايد ميزان تقلب دولت در اين انتخابات كمتر از دوره پيش بوده ، زيرا آقاي الهام فرمودند كه پس از بررسيهاي متعدد مشخص گرديد كه اين انتخابات سالمترين انتخابات در سي سال اخير بوده است. ضمنا" مناظره هاي تلويزيوني نيز جالب بود . در جايي خواندم كه پس از مناظره هاي تلويزيوني مشخص گرديد كشتي انقلاب اسلامي در اين سي سال بدست دزدان دريايي هدايت ميشده و مردم خبر نداشته اند.
مردم درك دارند و بسياري از مسايل را بخوبي حس كرده و به آن اطمينان دارند. عدم وجود آراي باطله تا زماني كه مورد اعتراض قرار گرفت نيز يكي از دلايل اين تقلب گسترده بود. وضعيت صدا و سيما نيز كه اسفناك است. اگر حتي تلويزيون اسرائيل را نگاه كنيد گاهگاهي اعتراضات مردم فلسطين را كاملا" نشان داده و شعارهاي آنها را پخش ميكند و برخورد مردم با نيروهاي اسرائيلي نيز كاملا پخش ميشود. ولي در تلويزيون ايران همواره مردم معترض اغتشاشگر ناميده شدند(جالب است تهران دو ميليون اغتشاشگر دارد) لباس شخصي هايي كه صدهها فيلم از آنها در سراسر دنيا منتشر شد از نظر مسئولين وجود ندارد. و نظاميان و بسيجيها حتي به يك نفر شليك نكرده اند و فيلمهاي پخش شده احتمالا" در هاليود فيلمبرداري شده اند. بابا مردم را احمق فرض نكنيد.
Posted by: علي | June 29, 2009 08:39 AM
آقاي دكتر!
من فكر مي كنم بقول اقاي ابراهيم نبوي ما پيروز شديم چون به همه دنيا فهمانديم كه با آنچه از تريبونهاي رسمي اعلام ميشود مخالفيم و اين آقاي منتخب 24 ميليوني! براي خودش حرف مي زنه و حرفش حرف ما نيست!
دوم اين كه ايشون تصور ميكنه اگر بگه اشتباه كردم بازي رو باخته و هيچوقت حاضر نيست حتي از مواضع اشتباه خودش پايين بياد فكر كرده توي زير زمين مسجد داره با بچه هاي بسيجشون گل يا پوچ بازي مي كنه و زرنگ بازي هاي خاص خودشونو درمياره اما غافل از اينه كه اينجا زير زمين مسجد نيست يك دنياست با 7 ميليارد نفر جمعيت!
سوم اين كه كم كم سروصداها ميخوابه و داره آروم ميشه اما تازه اين اول ماجراست چون از يكي دوسال ديگه با دسته گلهاي اقتصادي به آب داده شده و تورمي كه بالا 50-60 درصد ميره و افزايش بيكاري (بقول اقاي محسن رضايي ضريب فلاكت) كم كم همينايي كه توي روستاها و كارخونه ها 2كيلوگوشت گرفتند و يا صدهزارتومان گرفتند وبهش راي دادن با بيل و كلنگاشون راه ميفتن ميان تهرون و شهرهاي بزرگ و اونوقت ديگه من و شماي دانشگاهي و يا اداره اي نيستيم كه اگر مامور نيروي انتظامي رو ديديم داره كتك داره ميخوره نجاتش بديم بلكه اون موقع همين دوستاني كه نسبت به مامهرورزي فرمودند مورد عنايت فيزيكي طرفدارانشون قرار مي گيرن چون اون موقع شكم گرسنه ايمان نداره!
Posted by: Anonymous | June 29, 2009 08:10 AM
سلام آقای دکتر
ظاهرا با توجه به کامنتهای موجود، جنابعالی دکترای فیزیک دارید.متنتان را کامل خواندم. یک نکته خیلی جالب وجود دارد و آن اینکه نوع استدلال هایتان دقیقا شبیه استدلالهای خانم رهنورد (دکترای علوم سیاسی) است. ظاهرا نوع رشته تحصیلی نتوانسته مانع از بروز مغالطات و حرفهای غیر منطقی شود. مهم تر از همه اینکه هنوز هم در اشتباه خود و موضوع توهم پیروزی پافشاری می کنید. از شما تعجب می کنم که چطور حاضر می شوید ترکیب رای کل کشور را با مقایسه جمعیت 18 کیلومتری ولیعصر تا تجریش و جمعیت حاصر در مصلی محاسبه و تخمین بزنید. فارغ از اینکه این روش غیر منطقی است یک مقایسه سر انگشتی هم نشان می دهد که جمعیت مصلی می تواند بیشتر از آن 18 کیلومتر باشد. (اگر در هر متر طول 2 نفر بایستند در کل این فاصله می توانند 36000 نفر حضور پیدا کنند و اگر در کل مسیر 3 ردیف هم آدم ایستاده باشد می شود 108000 نفر. اگر تا بحال به مصلی و محیط اطراف آن دقت گرده باشد می می بینید که حداقل به اندازه ورزشگاه آزادی گنجایش جمعیت دارد که می شود 100000 نفر. پس در بدترین حالت مساوی هستیم. آن هم در تهران و نه در ایران)
امروز نامه دکتر مهدی خزعلی را به احمدی نژآد خواندم. ادعا کرده بود در روز شنبه 5 میلیون نفر در تهران جمع شده بودند. ظاهرا ایشان هم به دلیل غور در مسایل علمی دانشگاهی به قول خودتان هیچگونه حس و فهمی از اعداد ندارند. یا مفهوم میلیون را نمی فهمند و یا خیابان آزادی را ندیده اند. اصلا حساب کرده اند اگر این 5 میلیون آدم بخواهند به خانه هایشان برگردند باید حداقل 50 هزار اتوبوس و حدود 1 میلیون خودروی شخصی بیاید. و آِیا اصلا این تعداد اتوبوس در تهران قابل جمع کردن است.(کل اتوبوسهای شرکت واحد 10 تا 15 هزاره!)
دکتر عزیز! من (حداقل در اینجا دنبال دفاع از عملکرد احمدی نژا د نیستم هر چند او را به خیلی از مشابه شما ترجیح می دهم)اما بهتر است ایران را فقط از محیط سایبر رصد نکنید.
والسلام
شیرزاد:
اولا مصلی از حامیان احمدی نژاد پر نشده بود. ثانیا در بسیاری از نقاط تمام عرض خیابان ولی عصر از بچه های سبز پوش پر شده بود و ثالثا روز دوشنبه 18 خردادعملا تا پاسی از شب اغلب نقاط شهر در تسخیر موج سبز بود. حالا فرض کنید موج احمدی نژاد قوی تر باشد. چرا نمی توانند چماق ها و قمه هایشان را کنار بگذارند و با همان موج فضای اجتماعی را به کنترل خویش در آورند. لابد نمی خواهید بگویید که دوست ندارند قدرت معنوی شان را به رخ بکشند؟
Posted by: فاضل | June 28, 2009 10:13 PM
به نظر من نخستين تقلب اعلام 40000000 ميليون راي است. براي اخذ اين ميزان راي با تعداد صندوقهاي موجود حداقل 2 روز زمان مي بايست اختصاص مي يافت. در هر حال با همين نتايج و انتخاب احمدي نزاد با اين شرايط پيروز اصلي مردم هستند زيرا ثابت كرده اند كه وي رييس جمهورشان نيست و در ضمن اين دروغگوي متقلب بايد پاسخگوي اعمالي باشد كه در 4 سال گذشته انجام داده در حاليكه هم در ايران و هم در ميان مردم و دولتهاي جهان با بحران مشروعيت شديد روبروست.
Posted by: سعيد | June 28, 2009 05:11 PM
استاد شما و دوستاتون كه دستتون بازتره،چرا يه نامه نمي نويسيد و به همكاري بقيه ي كشور ها از سازمان بين المللي درخواست شناخت و محاكمه ي عاملين خشونت ها رو بخوايين.اگه اسرائيل بود تا حالا هزارتا نامه از همه جاي دنيا برا سازمان ملل رفته بود!
شیرزاد:
مطمئن باشید دست قدرت مردم ایران از تمام عوامل خارجی بالاتر و قدرتمندتر است.
Posted by: Anonymous | June 28, 2009 04:58 PM
سلام آقای دکتر
فکر نمی کنید بهترین کار در این زمان سازماندهی همین جوانان موج سبز باشد. احمدی نژاد حتما اگر هم رییس دولت بماند، با مشکلات بیشماری روبروست. میهن به نیروهای متشکل برای ماه های بعد احتیاج دارد.
ممنون
Posted by: هموطن | June 28, 2009 12:48 PM
ببين برادر بزرگوار!شما قواعد باختن در بازي را هم قبول نداريد.الان بيشتر از اينکه اين طور روي توده هاي ساده دل بالاي شهري در تهران و شايد اصفهان سوار شويد به اين فکر کنيد که چرا اکثر مردم با شما نيامدند؟حتي در تهران چرا بجز بالاي ميدان ازادي همراهيتان نکردند حتي در ا...اکبر گفتن ها؟اين نگاه جامعه شناختي مي خواهد که تا نداشته باشيد باز هم شکست مي خوريد.
شیرزاد:
اصرار به دروغگویی یا خوش باوری نداشته باشید. راهپیمایی حماسی 25 خرداد بدون تردید عظمتی چندین برابر راهپیمایی های رسمی داشت و تمام اقشار مردم در آن شرکت داشتند. ضمنا تمام مردم به یک میزان صاحب رای هستند چه مردم شمال شهر چه جنوب شهر.
Posted by: يه نفر | June 28, 2009 11:39 AM
استاد اين ماجرا فقط 4ساله؟يا ديگه ايرانمو دزديدند؟
لطفا فقط جواب رو روي وب لاگ بذاريد تا جناح مخالف از سردرگمي ما شاد نشه.
شیرزاد: خدا می داند، 4 سال یا 40 سال یا 4 ماه. فقط مطمئنم احمدی نژاد با این دست و فرمان خیلی زود چپ می کند، اما این به این معنی نیست که کار ما به همان زودی روبه راه می شود.
Posted by: Anonymous | June 27, 2009 09:00 PM
سلام
اولا بنده هردو سخنراني آقايان احمدي نژاد و خاتمي را بودم و به جرات مي توانم بگويم که اظهار نظر شما خلاف واقع است و عکس مقايسه آماري شما قريب به صحت است
ثانيا پس از بزنامه با شکوه يکشنبه در ميدان ولي عصر، رئيس جمهور سفري به روسيه داشتند ، ديداري با نمايندگان مجلس داشتند، سفري به منطقه عسلويه براي افتتاح پروزه اي و ... که احتمالا شما آنها را نديده ايد
ثالثا جناب آقاي دکتر بنده جسارت شما به مقام معظم رهبري را به نوبه خودم نمي بخشم
از شما استاد دانشگاه بعيد است که به قانون اساسي که از محکمات آن ولايت فقيه است پايبند نباشيد؟
شیرزاد:
امیدوارم صحبت شما نوعی تهدید نباشد چون من نمی دانم بخشش یا عدم بخشش شما چه تاثیری بر زندگی من دارد. اما فکر نمی کنید این نوع نگاه تعصب آمیز شما باعث می شود عقل خود را تعطیل کنید و به هر مسئله ای از دریچه تعصب خاصی که گفته اید بنگرید؟ مثلا همین تعصب باعث می شود واقعیتی که عمده مردم اصفهان از آن باخبرند کتمان کنید. ضمنا برای من قابل درک است که شما در سخنرانی احمدی نژاد شرکت کرده اید، اما شما در سخنرانی آقای خاتمی چکار داشتید؟
Posted by: دانشجو | June 27, 2009 11:47 AM
با سلام خدمت كسي كه دلش براي اين مرز و بوم ميسوزد. بابا اين احمدي نژاد اگه محبوبيت داشت كه وقتي اومد اصفهان از شهرهاي اطراف آدم نمي آوردند!
شیرزاد:
ببینید وقتی بگویند این آدم 24 ملیون رای آورده چه احساسی به انسان دست می دهد.
Posted by: احمد | June 27, 2009 11:00 AM
Dear Dr. Shirzad, This situation reminds me of a story in Golestan: A man with a very bad voice was reading the Holly Qoran. Someone asked how much he makes by reading to which he answered: "I read for the sake of God." The man said, for God's sake stop reading. Please continue your solemn and noble effort professor.
Posted by: Your Old Friend | June 27, 2009 09:16 AM
دکتر عزیز!
برای اثبات راه دور نروید. خود شورای نگهبان بعد از شمارش 50 شهر اقرار کرد سه میلیون رای جا به جا شده است.
Posted by: مهران | June 27, 2009 08:08 AM
سلام استاد تحلیل شما از اوضاع چیه به نظرتون تا کی این حرکت ها ادامه پیدا می کنه چرا هاشمی حرف نمی زنه؟
آیا ممکنه معجزه هزاره سوم استعفا کنه؟
به نظر شما ممکنه این قضیه به مجلس تشخیص مصلحت کشیده بشه؟
شيرزاد:
منتظر پست هاي بعدي باشيد.
Posted by: مصطفی | June 26, 2009 06:45 PM
با ز هم سلام
اجازه بديد از شما تشكر كنم. از ظهر تا حالا دارم آرشيو تون رو مي خونم . تو اين روزها كه به قول يكي از وبلاگ نويس ها حتي يار و الكل ( اينو امتحان نكردم هنوز ) و موزيك و فيلم وكتاب نمي تونه يه ذره حس خوشبختي به آدم بده ، نوشته هاتون تونست كمي آرومم كنه. من گل آقا خون قهاري بودم. يادم نمي آد چيزي ديده باشم از شما. شم طنزتون عاليه . پيروز باشيم و پايدار تا پاي دار .
----
كيانوش راد ؟ موسوي ؟ .... هر چي فكر مي كنم حتي ميدري؟ اسم هاشون هم يادم نمي آد....خوزستان يه نماينده داشت اون هم امين بيانك ... هيچ كدوم هيچ كاري نكردن . حاضرم به تون ثابت كنم ( تب مناظره به م دست داده :p )
شيرزاد:
از لطفتون نسبت به خودم متشكرم و از كم لطفي تان نسبت به بچه هاي عزيز خوزستان در مجلس ششم بسيار گله مندم. اينها كه اسم برديد از شريفترين و جدي ترين نماينده هايي بودند كه من مي شناختم. شايد امثال بنده به خاطر نطق هايمان بيشتر شناخته شديم ولي كار مجلس كه فقط نطق كردن نيست.
Posted by: فرزانه | June 26, 2009 04:53 PM
به شعور مردم توهین نکن. احمدی نژاد مخالفانش را خس و خاشاک ننامید. دست از تحریف سخنان دیگران حتی اگر پست ترین افراد در نظرت باشند بردار. این رفتار شما از عقده حقارت و عقده های روانی نشأت می گیرد.
شيرزاد:
به كسي توهين نمي كنم، اما عربده كشي گردنكشان را به رسميت نمي شناسم و تحقير كلامي و رفتاري احمدي نژاد و برخي دوستانش نسبت به ديگران را نيز بر نمي تابم
Posted by: ک، م | June 26, 2009 02:46 PM
سلام
يادش بخير روزنامه صبح امروز... ستون هاي شما و شادروان بورقاني و بهنود و ديگران و ديگران..اون موقع ها هميشه افسوس ميخوردم كه چرا اهواز نماينده اي مثل شما نداره. ..مثل شما و مثل اعلمي كه با وجدان واسه حوزه شون كار مي كنن .حالا هرچقدر هم رانت خواري داشته باشيد ( محض ايراد بگيرهاي هميشگي) نطقي حركتي چيزي ديده مي شد از شماها. اما نماينده هاي خوزستان.... افسوس
آقاي شيرزاد ..افسوس كه كودكي مون رو با آوارگي از خرمشهر برداشتيم . نوجوني مون رو با اضطراب موشكها ي هميشگي اهواز و 36 سالگي با نوميدي كامل از دنياي سياست و كلا چيزي به نام ايران ...افسوس
شیرزاد:
فکر می کنم منظورتون بچه های مجلس ششم نباشه. چون در اون مجلس دوستان بسیار خوبی از خوزستان داشتیم.
Posted by: فرزانه | June 26, 2009 01:08 PM
َاقای شیرزاد سلام، در اینکه تعداد آرای احمدی نزاد بیشتر از موسوی است شک نکنیم البته تقلبهایی هم ممکن است صورت گرفته باشد اما آنها تاثیر گذار نیستند من در منطقه خودمان می دیدم که چطور ازبرخی روستاهاصد در صد آرا بنفع احمدی نژاد در می امد --80000 هزار تومان سهام عدالت (یا حقارت) اقای احمدی نژاد واقعامعجزه می کرد .حتی روستاهایی که هنوز نگرفته بودند هم به امید گرفتن ان مثل بقیه روستاهای دریافت کننده به معجزه هزاره سوم رای دادند. تقلب اصلی در روز انتخابات اتفاق نیفتاد بلکه پیش از انتخابات صورت گرفت این نکته خیلی مهمی است که بسیاری از اقشار ضعیف رای خود را به همین 80 هزار تومان نقد یا نسیه فروختند . به دولتهای قبلی هم این نقد وارد است که چرا انقدر خود را مشغول کارهای زیر بنایی دیر بازده کردند واز خدمات رفاهی خرد غفلت کردند که 80 هزار تومان اینقدر جذابیت پیدا کرد که سر نوشت یک کشور اینطور خراب شود.(الان یک جوان تقریبا براحتی 2 میلیون وام ازدواج می گیرد یک زوج 4 میلیون ،چند سال پیش ولی همان جوان جرات نمی کرد به بانک پا بگذارد) .تقلب بزرگ دیگر که ان هم معجزه بود به مناظره برمی گشت خصوصا مناظره13 خرداد ، تا آن شب موج موسوی واقعا جذابیت عمومی داشت. در منطقه ما یکدفعه از فردای ان شب جو بکل عوض شد احمدی نژاد با نامردی و البته هشیاری و شیطنت موسوی را به رفسنجانی چسباند ویکدفعه خودش را در ذهن عوام به یک قهرمان ارتقا داد بسیاری از افراد از همان شب رای خود را از موسوی به احمدی نژاد تغییر دادند ، بماند که مراجع قانونی هم در برابر همان تقلب یا تخلف بزرگ که بحق می بایست به رد صلاحیت احمدی نزاد ختم می شد موذیانه سکوت کردند و افسوس که اصلاح طلبان کاری نکردند... بهر حال بعد از 22 خرداداتفاق بزرگی افتاد که رای اوردن این شخص یا رای نیاوردن ان شخص نبود بلکه پاره شدن رشته اعتماد سی ساله ای بود بین مردم وحاکمیت که چه آسان هم پاره شد ! از روز 22 خرداد تحول بسیار بزرگی اتفاق افتاد که هزینه ان چقدر باشد خدا می داند ؟!
شیرزاد:
با نظر شما موافق نیستم. با وجود شیطنت هایی که برشمردید، باز هم جریان افشاگرانه وسیعی که بر ضد دروغگویی احمدی نژاد به راه افتاده بود بسیاری از مردم را آگاه کرده بود. بد نیست لطف کنید و منطقه خود را معرفی کنید تا شاید اگر خوانندگان دیگر مشاهدات متفاوتی دارند ذکر کنند.
ضمنا مطمئن باشید آنهایی که قبل از انتخابات به آن وقاحت و صراحت مرزهای اخلاق را در هم شکستند در انتخابات هم از هیچ کاری رویگردان نیستند، حتی عدد سازی.
Posted by: حی | June 26, 2009 11:23 AM
دنيا رو ببين
مايكل جكسون سوپر استار موسيقي و احمدي نژاد سوپر استار جمهوري.
همشون عين همند،مگه نه؟
شیرزاد:
نه
Posted by: Anonymous | June 26, 2009 11:14 AM
واقعا در حق اين رئيس جمهور بي انصافي شد.
انصافا كدوم رئيس جمهور رو مي شناسيد كه طي 4سال صدراتش،اين قدر گند بالا بياره كه اين يكي آورد؟
صداو سيما مي تونست بيش تر به بقيه ي كانديداها اجازه بده كه از خدمات گنديده و گنديده ي خدمات ايشان ،مردم با اطلاع بشوند
Posted by: Anonymous | June 26, 2009 11:03 AM
سلام
آقاي دكتر واقعا كه فيزيك منشانه تحليل كرديد، ولي براي من جالبه كه معتقديد دست ضرقامي نيست.شايد دست خودش نباشه ولي دست ناصب ايشون كه هست و شخص ناصب اون سخنراني دور از منطق را فرمودند...
Posted by: يك نفر | June 26, 2009 08:18 AM
با سلام من مصاحبه صریح و شجاعانه ای از آقای سید حسین موسوی تبریزی در برخی از سایتهای فیلتر شده دیدم که بسیار جالب است حیفم آمد دیگران از آن بیخبر باشند لطف کنید اجازه دهید بصورت کامنت در اینجا ذکر شود ممنون :
موسوی تبريزی: هر كس حق مردم را بخورد، طاغوت است
ثانيهنيوز- جوان، حبيب تركاشوند - در گفت وگوى صريحى با حجتالاسلام موسوى تبريزى، دبير كل مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و دبير كل خانه احزاب كه از حاميان ميرحسين موسوى در انتخابات دهم بود، به بحث درباره اقدامات ميرحسين و حاميانش در برگزارى تجمعات غيرقانونى پرداختهايم كه در ذيل مىآيد، قضاوت را به شما مى سپاريم:
* آقاى موسوى تبريزى آيا افراد و گروهها مىتوانند مطالبات خود را از طريق غيرقانونى پيگيرى كنند؟
من اولاً بايد بدانم منظور شما از خلاف قانون چيست، بعداً پاسخ مى گويم.
* آقاى موسوى ادعايى دارند كه آن را با برگزارى راهپيمايى و تجمع هواداران پيگيرى مىكنند كه منجر به اغتشاش مىشود آيا اين موضوع را تاييد مىكنيد؟
هيچ كس اغتشاش را تاييد نمىكند آن وقت من تاييد كنم؟ كدام اغتشاش؟ مردم مىآيند حق خود را درخواست مىكنند آيا اين اغتشاش است؟ راهپيمايى سادهاى كه حتى شعار هم نمىدهند، اغتشاش است يا آنها كه مردم را مىزنند، اغتشاش است؟
* الان به هر حال رهبرى، روز جمعه خواستار متوقف شدن تجمعات شدند؟
من كارى به آنها ندارم. از من فقط قانون را بپرسيد، رهبر هر چه گفته خودش مىداند، من قانون را مىگويم.
* پس شما بيانيه اخير آقاى موسوى را تاييد مىكنيد؟
بله تاييد مى كنم، براى اينكه مردم بايد حقشان را بگيرند. اين انقلاب هم از همين حرف ها درآمده، شاه هم به اينها مى گفت اغتشاشگر. من جريان ۲۹ بهمن تبريز را مىدانم، جريان ۱۹ دى قم را نيز من ايجاد كردم. وقتى در تبريز مردم بيرون آمدند، شاه، آموزگار و مجلس او گفتند كه اينها از آن طرف مرز آمده اند اينها اغتشاشگرند.
* شما خود يك مبارز انقلاب هستيد، رژيم طاغوت را نمىتوان با نظام اسلامى مقايسه كرد؟
قطعاً مىشود، رژيم طاغوت مگر آدم نبود؟ رژيم شاه به خاطر اينكه همين حرف ها را مى زد طاغوتى بود، اگر اين حرف ها را نمى زد و حق مردم را مى داد كه طاغوت نبود. فرقى نمى كند هر كس حق مردم را بخورد، طاغوت است.
* خب چرا از راه قانونى مطالبه خود را پيگيرى نمىكنند؟
قانون همين است، مردم مىآيند تظاهرات مىكنند و حق خود را مىگيرند. شوراى نگهبان بىطرف نيست، بايد يك افراد بىطرفى را بگذارند تا موضوع را بررسى كنند.
* بر فرض ادعاى شما كه مىگوييد شوراى نگهبان بىطرف نيست درست باشد. اما اين شورا اعلام كرده كه حاضر به بازشمارى آرا در حضور نمايندگان نامزدهاست؟
همين مقدارى كه من صحبت كردم اينها را در روزنامه مى|نويسيد يا فقط با من بحث مىكنيد؟
* بله مىنويسم.
من مىگويم وقتى شوراى نگهبان از چند ماه پيش بىطرفى خود را نقض كرده، آيا مى تواند حَكم باشد، امكان ندارد. آن وقت چه كسى حَكم مى شود، نماينده نامزدها يا شوراى نگهبان. همين حرفها را با حضور افراد بىطرف بررسى كنيد و يكى از آنها هم شوراى نگهبان باشد. وقتى شوراى نگهبان برخلاف نص صريح قانون اعلام مى كند كه بازرسى كل كشور نمىتواند در رابطه با انتخابات نظارت كند، چه انتظارى است؟
* آقاى موسوى تبريزى در كدام قانون آمده است كه بازرسى كل كشور مىتواند ناظر انتخابات باشد؟
هم در قانون اساسى و هم در قانون بازرسى كل كشور كه ما خودمان آن را تصويب كرديم. بازرسى كل كشور مى تواند در تمام امور حتى در نهادها و وزارتخانه ها بازرسى كند كه يكى از آن وزارتخانه ها، وزارت كشور است. وزارت كشور كارش اجراى انتخابات است. بازرس مى خواهد بر اجراى انتخابات نظارت كند كه چطور انجام مى شود و هميشه هم بوده است. اما شوراى نگهبان برخلاف حق و قانون مىگويد بازرسى كل كشور نمىتواند نظارت كند و وزارت كشور هم مىگويد كه ما اطلاعات به بازرسى نمىدهيم. مگر سفارت انگليس است كه اطلاعات نمىدهند.
* سازمان بازرسى در تخلفات ادارى وزارتخانه مىتواند دخالت كند اما ما در قانون انتخابات جايگاهى براى نظارت بازرسى كل كشور نداريم؟
انتخابات و اجرا كردن، كار وزارت كشور است. بازرسى مىخواهد ببيند، تخلف دارد يا خير؟ من حاضرم با تمام اعضاى شوراى نگهبان مناظره علمى و حقوقى كنم و به آنها بگويم كه سازمان بازرسى مىتواند نظارت كند.
* حاج آقا ما قانون داريم، در قانون انتخابات چيزى به نام بازرسى كل كشور وجود ندارد.
قانون همين است. قانون انتخابات مىگويد، نظارت بر انتخابات بر عهده شوراى نگهبان است. آنها هم مىگويند بازرسى در همه جا مىتواند، نظارت كند.
* پس جنابعالى اقدامات و بيانيه آقاى ميرحسين را تاييد مىكنيد؟
بله تاييد مىكنم براى اينكه از حق دفاع مى كند. از حقوق مردم دفاع مى كند. اقدامات آقاى موسوى تا حالا حقوقى و قانونى بوده وقتى مىگويد به شوراى نگهبان اطمينان ندارم خيلى از مردم اين عقيده را دارند.
* اما شوراى نگهبان براى بازشمارى آرا با حضور نمايندگان كانديداها اعلام آمادگى كرده است؟
بله گفتهاند از هر ده صندوق يك صندوق را بازشمارى مىكنيم. اكنون در حوزه شهررى ۲۰۱ درصد راى دارد. محسن رضايى نيز در شبكه دو اعلام كرد در ۱۷۰ حوزه، حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ درصد راى داشتهايم.
* به هر حال ما شهرهاى مهمانپذير نيز داريم.
از اين خلافها ما هم شنيدهايم؛ مهمانپذير نداريم چطور تا حالا در طول تاريخ انقلاب اينها مهمانپذير نبودند حالا شدند؟
Posted by: ابراهیمی | June 26, 2009 05:19 AM
سلام آقای دکتر,
من یک سئوال ساده دارم. آیا ممکن است ما 15 میلیون ایرانی باشیم و موافقانِ آقای احمدی نژاد 25 میلیون, با این تفاوتِ ساده که صدای ما, اعتمادِ بنفسِ ما و دسترسی ما به اطلاعات بمراتب بیشتر از آن 25 میلیون نفر است؟
یعنی اقلیتی که در برخی از زمینه هایِ روابط اجتماعی از اکثریت قویتر است. مثلا در فریاد زدن در وب, با حتی مطبوعات, در مخاطب قرار دادن مردم و
اما, هرکدام از ما همانقدر حق رای دارد که اکثریت 25 میلیون نفری
من جواب این سئوال را نمیدانم ولی فکر میکنم خلی مهم باشد. میتوانید در یافتن پاسخ کمکم فرمایید.
فرصت کردید این صفحه را هم بخوانید:
http://baharvin.blogfa.com/post-394.aspx
Posted by: سید نادر رسولی | June 26, 2009 03:45 AM
دوستان عزیزی که تو کار ریاضیات، منطق، اقتصاد، علوم کامپیوتر، فیزیک، و غیره هستید. لطفا فکر کنید و سریعا یک راه حل برای مشکل تجمعات داخل ایران پیدا کنید. این موضوع رو جدی بگیرین لطفا. این مساله شماست، نشون بدید که چیزهایی به درد بخور هم بلدید! لطفا این مطلب رو تو بالاترین بزارید
یکی از مشکلات بسیار جدی که در راه راهپیمایهای مسالمت آمیز مردم وجود دارد این است که ماموران مسلح دولتی همزمان با دیگران از مکان و زمان راهپیماییها خبر دار میشوند و با حضور زود هنگام در محل مورد نظر از تشکیل هسته اولیه این تجمعات جلوگیری میکنند. سوالی که مطرح میشود این است که چه راه حلی برای این مشکل وجود دارد. من متخصص نظریه بازیها نیستم اما فکر میکنم که بشود یک استراتژی پیدا کرد که امکان تشکیل تجماتی با تعداد قابل توجهی از مردم رو بده. صورت مساله اینه: فرض کنید پانصد هزار نفر میخواند در جائی، مهم نیست کجا مثلا در یکی از میادین تهران، تجمع کنند. فرض کنید صد هزار نفر نیروی ضد شورش هم وجود داره. مردم چه جوری رفتار کنند که در یکی از میادین حدود صد هزار نفر بتونند تجمع کنند؟ برای اینکه موضوع روشن بشه استراتژی زیر رو در نظر بگیریید:
فرض کنید که مردم قرار است ساعت ۴ بعد از ظهر در میدان انقلاب جمع بشن. حالا قرار میزاریم که هرکسی بره در اولین میدونی که در فاصله حد اکثر ۵ کیلومتری میدون انقلاب است تجمع کنه و وقتی که تعداد تجمع کنندگان به مثلا ۱۰۰ نفر رسید به میدون نزدیکتر حرکت کنند. و قرار میزاریم که اگر کسی به مانع برخورد کرد(مثلا پلیس ضد شورش یا...) راهش رو کجع کنه ولی عقب نره. در این صورت چه اتفاقی میافتد؟ به نظر من امکان اینکه تعداد قابل توجهی از مردم بتونن در یک جا همدیگر رو پیدا کنند بسیار زیاد است. شما فکر کنید چرا و ببینین آیا استراتژیهای بهتری پیدا میکنید؟
Posted by: ahmad | June 26, 2009 12:24 AM
دوباره كه خودشو آقاي عالم حساب كرده و مي گه اوباما به خاطر حرفاش بايد عذر خواهي كنه تا ما تازه به فكر بيفتيم كه مي خواييم حرف بزنيم يا نه.
روش نمي شه بگه ما سواد نداريم، دو تا كلمه انگليسي هم با مدرك دكتري مون بلد نيستيم،و هم گروهيامون هم از بس كه چپكي ترجمه كردند مي ترسم حواسشون نباشه ،واين دفعه هم پايه خنده جهان بشيم، يا اين قدر گند بالا آورديم كه رهبر هم به ما گفته ... شو.
Posted by: Anonymous | June 25, 2009 10:42 PM
سلام آقای دکتر
پیام من دو بخش است یکی درسی دیگری سیاسی
اول از درس شروع می کنم من دانشجوی مهندسی مکانیک گرایش جامدات هستم وبه رشته ام هم علاقم مندم اما برای من دوستدار فلسفه فیزبک جذابیت زیادی دارد زیرا با آن می توان اسرار طبیعت را شناخت برا همین از شما می خواهم کتابهایی را معرفی کنید تا با برخی از مباحث مهم فیزیک مثلا نسنبیت یا کوانتوم
بیشتر آشنا شوم البته منظورم محاسبات ریاضی آنها و اثباتشان است اما قسمت دوم پیامم مربوط به خاطراتم از مجلس ششم است زمانی که آن نطق تاریخی شما از اخبار پخش می شد من در یک مجلس مهمانی بودم یکی از نزدیکان ما از فرماندهان ارشد نیروی انتظامی است وقتی صدای شما پخش شد او گفت این هم نماینده اسرائیل در مجلس ومن سعی کردم نظرات شما را برای او توضیح دهم که او هم مسائل مربوط به غیرت ملی و ایستادگی در مقابل غربیهای پلید را مطرح کرد.واقعا شما و دوستان اصلاح طلبتان باید کمی به گذشته خود هم رجوع کنید که از ایجاد حکومت ولایت مطلقه فقیه که در آن کشور در عمل در دست یک نفر است حمایت کردید آن موقع هرجا که میرفتم تمام دغدقه ارگانهای انتصابی و بویژه فرماندهان نظامی و انتظامی بی کفایتی دولت و مجلس بود آنها شما را خائنینی می دانستند که از مسیر انقلاب خارج شده اید .
Posted by: شاهد مجلس ششم | June 25, 2009 10:03 PM
با تشکر از نکته سنجی و تحلیل زیبای شما بنده هم روی آن نکته تاکید میگذارم که فرمودند دست از زور آزمایی خیابانی بردارید. ولی راه کار این مطلب این بود که به قوای مسلحه و لباس شخصیهای باتوم بدست رخصت دهند که آنها با تجهیزات و بیرحمی تمام جلوی دوربین ها و انظار جهانی زور آزمایی خیابانی را از آن خود کنند !؟
اصلا رای دهندگان به آقای موسوی چه زور آزمایی کردند؟ آنها که مسالمت آمیز و مطابق اصل 27قانون اساسی مملکت اعتراض مدنی انجام میدادند. آن زور آزمایی بود یا استخدام لباس شخصیهای بیرحم برای ضرب و شتم مردم ؟
جناب آقای خامنه ای بهتر است به پند خیر خواهانه آیت الله منتظری که روزی فرد دوم این مملکت بودند و بلاشک خیر این نظام و مردم ایران را میخواهند ترتیب اثر دهند و تا دیر نشده و بحران مشروعیت عمیق تر نشده با تشکیل هیئتی مرضی الطرفین به این غائله پایان دهند.
Posted by: ابراهیمی | June 25, 2009 09:48 PM
سلام شیرزاد جان خسته نباشی نه عزیزم نگران نباش سیمای ضرغامی دیگر طاقت نیاورد بیش از این مارا از بیانات حکیمانه دکتر بی نصیب بگذارد و اقدام به پخش نصایح عمیق پدرانه و البته دلسوزانه ایشان خطاب به رییس جمهور دست نشانده و عوام فریب آمریکا نمودند که آقای اوباما خودشو اصلاح کن !
شیرزاد:
درست، اما کنترلش دست ضرغامی است!
Posted by: بهروز بیگلری | June 25, 2009 08:13 PM