شهر الله اکبر
در شهر من قدبلندی جرم است. سرو قامتان دیار من مجبورند گردن فرو آرند یا بر زمین بنشینند تا کوتاه قامتان زبان دراز مذبوحانه گردن فرا کشند و عقده های حقارت خویش را فرو نشانند.
ما دچار فرومایگانی هستیم که با انداختن باد به غبغب و بلغور کردن واژگانی که معنایش را نمی فهمند فضل می فروشند و دانش را به سخره می گیرند.
ما گرفتار آواز انکر کلاغانی هستیم که چهچه بلبل را تقلید می کنند.
ما اسیر کوتاه دستانی هستیم که چماق کریه شان را بر فراز می کنند تا گمان برند دستی بالاتر دارند.
ما به مصیبت دروغ بافی کودکانه سفیهانی گرفتار آمده ایم که به واقعیت تازیانه می زنند تا به شکل بافته های آنان درآید.
ما ناگزیریم مظلومانه بشنویم و دم بر نیاوریم لاف زنی های حقیرانی را که باور دارند مجسمه شگفتی ها هستند.
ما مبتلا شده ایم به ذلیلانی که فخر فروشی خود را دلیل عزتمندی خویش می دانند، خودشیفتگانی که هر دم خود را می ستایند و گمان می برند که فرشتگان عرش هم آن ها را می ستایند و کریه سیرتانی که گمان می برند محبوب عالم و آدمند.
در شهر من قله های سرفراز باید گردن زده شوند تا تپه های خاکی خود را سهند و سبلان و دماوند بدانند.
در شهر من آوای الله اکبر نیز بر گردن کشان فرو قامت ناخوشایند است.
تا بوده همین بوده که وقتی تنها و تنها خدای احد و واحد به بزرگی یاد شده است، حقیران بر خود تابیده اند که پس ما کجاییم؟
آری،
گیرم که سروها را از نیمه بریدند،
چهره های تابان را به کدورت سیلی زشت جلوه گر ساختند،
نواهای خوش بلبلان را به غارغار زاغان در آمیختند،
قله های سترگ رفعت و غرور را در پشت ابرهای غبار پوشاندند،
مردان مرد را به زنجیر فرو بستند تا قامت رسایشان حس حقارت درمان نشدنی شان را تشدید نکند
و گیرم که چنگال درآوردند و دندان نشان دادند
و بر این گمان شدند که با نهیب گذرای رعد و درخشش کوتاه برق می توان شیران شرزه این بیشه را از غرش انداخت....
اما بدانند که باز هم بزرگی خدایم را هر شب به رخشان خواهم کشید و پاسخ تمام هرزه دری هایشان را با همان دو کلمه خواهم داد:
الله اکبر.
که می دانم هیچ طنینی چون این شعار برای مستکبران و گردن کشان آزار دهنده نیست.
آری خدای من از همه ی کاخهای برافراشته ستم و تعدی بالاتر است، بسیار بسیار بالاتر و گردن گردن فرازان دون را خواهد شکست.
خواهم کوشید تا شهر من، شهر خدا باشد،
شهر الله اکبر.
الله اکبر، بدون هیچ تبصره ای یا تکمله ای!
نظرات بازدیدکنندگان
به اميد ايراني آزاد و آباد
Posted by: ف . م | July 22, 2009 02:28 PM
راستی چرا نباید مقامات دایمی هرچندوقت یک بار تست روانی بدند
شیرزاد:
نعوذ بالله، استغفرالله، زبانتان را گاز بگیرید، مگر امکان داره. خداوند عقل کل را به آقایان داده. بابت این تردید استغفار کنید....!.
Posted by: ali | July 20, 2009 11:54 PM
به اميد بالا رفتن ظرفيت در پذيرش نتيجه ي انتخابات و احترام به عقائد و نظرات ديگران ولو خلاف ميلمان
شیرزاد:
نتیجه انتخابات آزاد و واقعی بدون دستکاری روی چشممان
Posted by: Anonymous | July 14, 2009 04:40 PM
الـــــــــلــــــــــه اکــــــــــبـــــــــر
Posted by: ندا | July 14, 2009 12:03 PM
مرگ بر دروغ .
مرگ بر دیکتاتوری در قالب اسلام.
مرگ بر کسانی که اسلام را بازیچه حکومت خود کرده اند.
الله اکبر
Posted by: محسن موسوی | July 10, 2009 11:30 PM
الله اكبر خامنه اي رهبر
شيرزاد:
الله اكبر بدون يك كلمه كمتر يا زيادتر. فقط خداست كه بزرگ است. بقيه بنده هاي ناچيز او هستند. اگر فكر مي كنيد شنيدن كلمه ناب توحيد برايتان گران مي آيد سري به قرآن بزنيد.
Posted by: اردكان يزد | July 7, 2009 05:53 AM
جناب آقای شیرزاد احتراما اینجانب از طرف حداقل 24 میلیون ایرانی به استحضار میرساند مامیدانیم کجای جنابعالی میسوزد که باعث شده این مطالب را در وبلاگ خود در ج نمایید.
Posted by: حسین | July 5, 2009 04:26 PM
الله اكبر الله اكبر الله اكبر
الملك يبقي مع الكفر ولا يبقي مع الظلم
امام علي (ع) ؛ تعرف حق تعرف اهله
با توجه به اينكه حق امري است ثابت ولي اهل ان متغير بايد حق راشناخت تا صاحبان حق به تبع ان شناخته شوند
نبايد به فرد خاصي براي شناسايي حق تكيه نمود زيرا انسان دچار انحراف مي شود البته اين معيار هميشه باعث مي شده تا معصومين به وسيله ان حقانيت خود را اثبات كنند
مسلما استعمار تنها به ايجاد انقلاب مخملي مانند انقلاب مخملي بنياد جورج سورس يهودي در اوكراين تكيه ننموده و چندين راه را براي از بين بردن نظام در نظر مي گيرد و ما اگر تنها به اين رويكرد توجه نممسلما سند نابودي خويش را امضا نموده ايم
امروز ما فراموش نموده ايم كه 8سال با كشوري جنگيديم كه در دين مذهب وفرهنگ با ما مشترك بودند
و اما امروز .............. امروز از اوضاع كشور دلم خون است اتش سرتاسر وجودم را فرا گرفته ولي دود از من بلند نمي شود و باز هم ياداوري كنم كه از اين اوضاع به هيچ وجه راضي نيستم ولي زماني كه عملكرد قاضي كه بالاترين منصب را در حكومت اسلامي دارد مورد سوال قرار گيرد توجه نماييد عملكرد وي نه صلاحيت رسيدگي وي به امري، او صلاحيت رسيدگي را به امر مذكور ندارد وشايد حكمت اين كار ايجاد حس اعتماد نسبت به نظام اسلاميو تسلاي زيان ديده مي باشد
ولي در انتخابات اخير مجلس وانتخابات دهمين دوره رياست چمهوري وخصوصا انتخابات اخير عملكرد شوراي نگهبان به شدت زير سوال و مورد شك وترديد فراوان قرار گرفت چقدر خوب بود رهبري با اختيارات وقدرتي كه داشتند خودشان با پيشنهاد كميته تحقيق وبررسي اين مشكل كوچك را حل مي نمودند تا در اذهان عمومي جامعه بقول اقاي لاريجاني وقاليباف ابهامي باقي نماند وبايد به مردم هم حق داد زيرا انان نيز عضوي از اين جامعه هستند ودر ان زندگي ميكنند نه اينكه قبل از اظهار نظر شوراي نگهبان تكليف انان را روشن وبر ابهامات بيافزاييم
در پايان بنده اگر جاي اقاي موسوي وساير كانديدا بودم پس از سخنراني رهبري در كردستان وبويژه در سالگرد ارتحال امام پس از حمايت ايشان از اقاي احمدي نژاد انصراف خود را اعلام مي نمودم نه اينكه اعتراض به انتخابات را به بعد از برگزاري ان موكول ميكردم
فراموش نكنيم رفع ابهام نسبت به انتخابات حق هر فرد ايراني است از شما دوست عزيز تقاضا دارم نسبت به امانتداري در انعكاس مطالب كوشا باشيد ويا همه انرامنتشر كنيد يا از انعكاس ان بصورت تكه پاره خود داري كنيد
به اميد ايراني اباد
Posted by: سردار كوهستان | July 2, 2009 01:42 AM
ماه پشت ابر نمي ماند. الله اكبر
Posted by: gasem | June 30, 2009 12:26 PM
بسيار زيبا نوشتيد. اصل مطلب را كاملا ادا كرديد. باتشكر
Posted by: فهيمه | June 26, 2009 11:59 AM
دکتر عاشق این نوشته شما هستم..شما قلم فوق العاده ای دارید...
Posted by: یک ایرانی | June 26, 2009 08:57 AM
نعش این شهید عزیز
روی دست ما مانده ست
روی دست ما ، دل ما
چون نگاه ، ناباوری به جا مانده ست
این شعر های بعد از کودتای 28 مرداد چه برای امروز آشنا هستند. شما این گونه فکر نمی کنید؟
شیرزاد:
متاسفانه بلی
Posted by: مهران | June 25, 2009 09:59 PM
دکتر جان سلام : ظاهرا بخت با شما یار نبوده و حداقل تا 4 سال دیگه باید سماغ بمکی ! پس به جای آویزون شدن روی این و اون و یار کشی کردن و کاسه ی داغ تر از آش شدن خواهشا خودت باش و برای خودت تصمیم بگیر و به فکر مشکلات خودت باش نه در نقش ناجی ملت و متکلم وحده ! ملت بلدند برای خودشان چه جوری تصمیم بگیرند و می گیرند این شمایید که روز به روز روسیاهتر از قبل می شوید و از رو هم نمی روید آرزوی سر به راهی برای شما دارم .
شیرزاد:
من در کسوت شریف معلمی مشکلی ندارم. امیدوارم شما نیز در 4 سال آینده در سمت مسولیت پاک کردن دماغ آویزان رجال بی لیاقتی که در مسولیتهای کلان نشسته اند پول خوبی گیرتان بیاید!
Posted by: hosein | June 25, 2009 04:51 PM
سلام
آقای شیرزاد خواهش میکنم بعضی از نظرات رو حذف کنید.
Posted by: Anonymous | June 25, 2009 04:18 PM
هر روز نیم ساعت تمام وسایل برقی ی خانه ی خود را روشن کنیم. همه با هم تا تهران و کل کشور را خاموش کنیم پیشنهاد: ساعت ده تا ده و نیم هر شب تمام وسایل برقی روشن. وقتی مردم الله اکبر می گویند شهر را خاموش کنیم
شیرزاد:
این نوع ایده ها عملی نیست و راهی مناسب برای مبارزه سیاسی به شمار نمی رود.
Posted by: بیرونی | June 25, 2009 12:35 PM
گیرم چراغ را کشتید
با خورشید برآمده در آسمان چه میکنید؟
Posted by: بهروز بیگلری | June 25, 2009 11:59 AM
جناب شیرزاد در باید ببخشید شاید وقت این انتقاد حالا نباشد اما در آن 8 سال آیا نمی شد ساز و کاری برای رای گیری تدوین و تصویب کرد که کسی نتواند به این راحتی در رای مردم را گل بگیرد. آیا اساسا تحقیق و پزوهشی در باب روشهای بالابردن ضریب ایمنی آرا و نمونه های موفق جهانی صورت گرفت؟
شیرزاد:
یادتان رفته دعوای اصلی ما بر سر قانون انتخابات بود، البته انتخابات مجلس. اما وقتی راه بسته بود دیگر برای انتخابات ریاست جمهوری هم کاری نمی شد کرد.
Posted by: Anonymous | June 25, 2009 12:59 AM
باد اله اکبر دودمان احمدی نژاد و حامیانش به هم می ریزد
Posted by: بابک | June 24, 2009 05:57 AM
در درخواست آقای جنتی، هیچ تصریح و تلویحی نیست که این را شورای نگهبان تصویب کرده و یا نه؟ ثانیا«رسیدگی بیشتر» که در درخواست آمده یعنی چه؟ و این دور زدن قانون را آقای جنتی با استناد به کدام اصل قانون اساسی آورد؟ این نیز باید افزوده گردد که استمهال در صورت مخالف نبودن با قانون اساسی، می بایتس زودتر صورت می گرفت که در صورت مخالفت رهبری و یا زماندار شدن در مجمع تشخیص، شورای نگهبان می توانست قانونی رفتار کرده باشد! البته این را نیز باید افزود که رهبری نیز هیچ اشاره ای نداشته که با کدام اصل قانون، توانسته موافقت کند؟ چنانچه این را معضل دانستند باید گفت در اصل 110 آورده شده که باید رهبری به مجمع تشخیص پیشنهاد می کرد تا رسیدگی می شد که در مدت 13 روز چرا نتوانست؟ و تازه آیا اینهمه مصاحبه های پر شمار آقایان جنتی، یزدی و کدخدایی مبنی بر آنکه هیچ مورد مستند نبوده و یا رسیدگی هایی که شده، هیچ موردی نبوده و یا چنانچه چیزک هایی نیز بوده، در سرنوشت آرا سهمی ندارد پس چرا دور زدن جدول زمان بندی قانون اساسی؟ این را نیز باید افزود که آیا با بهانه«تحقیق بیشتر»، می توان فلسفه جدول زمان بندی را که فصل الخطاب رقیبان باید دانست، بهانه سازی نکرده است؟! و آیا اینگونه دور زدون قانون و شفاف نشدن چایگاه قانونی درخواست و حتی موافقت، می توان اطمینان بخشی را نیز برای رقیبان انتخابات نیز ارمغان آورد؟ چنانچه دوست و دشمن بگوید نکند اینها را فرصت سازی برای یکی، و فرصت سوزی برای دیگری باید ئانست، چه می پاسخگویی شفاف را می توان ابراز گرد؟!
چنانچه پس گیری شکایت آقای رضایی را نیز بیفزاییم دیگر چه بهانه شفاف بود؟!
Posted by: محمود فرزانه آملی | June 24, 2009 03:28 AM
فردا روز آزادی است.
منقارهای کثیف و متعفن کلاغان بر جای عقاب نشسته ی به خون آلوده ی جوانان وطن فردا با رذالت در زیر خاک مدفون خواهند شد.
این را تاریخ تضمین می کند.
Posted by: رضا | June 24, 2009 01:25 AM
این روزها صدای ما به هیچ کس نمی رسد حتی به خدا!!! اما همچنان ایمان دارم که خدا بزرگ است و ...
شیرزاد:
مطمئن باشید خداوند صدای همه را می شنود. اما نشنیده اید که می گویند عجب صبری خدا دارد!
Posted by: Anonymous | June 23, 2009 09:40 PM
سلام آقای دکتر.چراماایرانیاهمیشه بایدتاریخ برامون تکرار بشه.این خداییکه ما اینقدرازش دم می زنیم به خداوندی خودش به فریاد اون به اصطلاح کفار بیشترمی رسه تاما.من شما روازدانشگاه ملعون صنعتی می شناسم.و خیلی هم بهتون علاقه دارم بااینکه رشتم شیمی بودوشایدهیچ ربطی به فیزیک نداشت.ولی همیشه به واسطه دوستان فیزیکی از نظرات و سخنرانیهای شما سود می بردم.تو اون دورانی که آقای خاتمی رییس جمهوربودو شاید که نه دیگه هیچ وقت تکرار نمیشه ولی امثال ما قدر همون هشت سالم ندونستیم تا حالا که به قول آقای موسوی کارد هممون به استخونمون رسیدواومدیم به امید تغییر.ولی ....
از یک جهت ولی من اسم این مشارکت 85درصدی رو تغییرمیذارم.می دونیدچرا؟چون حکومت اصل وجودی خودش رو روکرد.شایداگه این اتفاقات نمی افتاداین روشدن یه ده بیست سالی عقب می افتادو مردم درجهالت گرفتار.ولی حالا دیگه بقال سرکوچه مادربزرگم هم داره قدرت دیکتاتوری رو با عمق وجودیش درک می کنه و اونم میپرسه که پس رای من چی شد!!تازه همه دارن می فهمن که 20 ساله سر کارن اگه بیشترنباشه!!8سال جنگیدند برای کی وچی خودشونم نمی دونند.هنوزاجسادشهدای بعضیا پیدانشده دوباره خونهای تازه ریخته میشه.من سوالم از شما اینه که بنظرتون آخر این ماجرا چیه.این اوضاع تاکی ادامه داره.آیا این تکرار تاریخ نه چندان دور پدران و مادران ما و امثال شمانیست؟؟؟
باتشکر
شیرزاد:
امیدوارم روزهای تلخ گذشته هرگز تکرار نشود
Posted by: narges | June 23, 2009 04:05 PM
نیروی انتظامی رسما اعلام کرده است کسانی که ادعا می کنند فردی به اسم ندا (فامیلیش هم لابد شهید است!)خانواده دارد مراجعه کنند و بگویند این فرد وجود خارجی دارد یانه؟
یادمان نرود شهدای 18 تیر را تا 13 شمردند و بعد یکی یکی پس گرفتند.
ما منتظر مشخصات به اصطلاح شهدای شما هستیم تا متقلب و مردم فریب را شناسایی کنیم.بازیگران و فیلمسازان جنگ روانی را بیابید.
شیرزاد:
با این پر رویی که در راست ها سراغ داریم چندی بعد خواهند گفت اصلا آنچه در سایتها نشان داده شده یک فیلم مونتاژ شده در هالیوود است
Posted by: سوال | June 23, 2009 10:39 AM
با سلام و احترام فراوان
چند نکته
به نظر من فرایند اصلاحات در ایران از فقر نظری و نواقص عملی بسیاری رنج میبرد که یکی از مهمترین انها نااشنایی و گاه ناسازگاری مفاهیم اصلاح طلبی با فرهنگ مردم و ارزش های بومی و دینی است
روشنفکران همواره باید مواظب گرفتار شدن خود در دام تعصب باشند،اری تعصب، یک تعصب مدرن...،برخورد های احساسی ما را از اهداف اصلاح طلبانه، دورتر خواهد کرد.
فراموش نکنیم که اصلاحات همواره ابتدا در فضای مجرد عقاید و اندیشه ها شکل میگیرد، بنا براین گام نخست نقدواصلاح افکار
جامعه با تکیه بر ارزشهای بومی است
بگذریم... من البته(خدا رو شکر) نه به اقای احمدی نژاد رای دادم و نه به اقای موسوی، چون با دیدگاه های هر دو مشکل داشتم، ولی در هر صورت،چه انتخابات سالم باشد ویا مخدوش، حق مردم و وظیفه نظام میدونم که پاسخگوی افکار عمومی جامعه باشه
به امید فردایی بهتر
دوستدار شما
Posted by: یوسف کوهساریان | June 23, 2009 09:19 AM
اله اکبر
Posted by: امیر | June 23, 2009 06:25 AM
سلام استاد
چه کنم استاد؟ دارم خون می گریم؟ این فرزندان ما هستند که تکبیر می گویند و خونشان آسفالت را سرخ می کند. منی که 30 سال پیش هم سن سال آنها بودم و با فریاد مرگ بر شاه حنجره ام را پاره می کردم امروز از کرده خود ... پشیمانم. خدارا هم که داشتم در اثر این نامردمی ها سال هاست از دست داده ام. استاد تو که هنوز خدایت را داری بپرس از او که چگونه این ظلم ها را می بیند و دنیا را کن فیکون نمی کند؟ جرا باید جوانان بیگناه اینچنین قلع و قمع شوند؟ به چه گناهی؟ برای اینکه به انتخاباتی دعوت شده اند و با جان و دل رای داده اند؟ بپرس از خدایت که چطور می تواند آسوده بخوابد؟ بگو تو خودت به عنوان یک انسان چطور تحمل می کنی این همه قساوت را؟ من که دارم دیوانه می شوم و امثال من زیاد هستند. فقط امیدوارم که نفرت چشمانم را کور نکندو مرگ را برای هیچ کس نخواهم.
شیرزاد:
صبور باش عزیزم. دنیا از این چیزها زیاد به خود دیده است. مشکل از خدا نیست، مشگک از خداهای زمینی است.
Posted by: مازیار | June 23, 2009 01:19 AM
الله اکبر
الله اکبر
الله اکبر
آری با همین طنین سهمگین بنای کاخ شاهنشاهی 2500 ساله را فرو ریختیم
Posted by: ابراهیمی | June 22, 2009 11:28 PM
پسر دارم كاكل زري
با راي 5مليوني
شده غاصب جمهوري
محمود نشست رو صندلي
واي.....واي
محمود رو بر مي داريم
دموكراسي مياريم
هاي .....هاي
محمود خجالت بكش
ملت رو غارت نكش
ملت شدند يه امت
محمود بكش خجالت
نه رهبر و نه دكتر
واي به هر ديكتاتور
رهبر خجالت داره
محمود لياقت داره؟
رهبر برو تو قوري
با دك و پز دروغي
قلم بگير محمود رو
صدارت دروغ رو
ياد علي رو بيار
خوارج رو،رو نيار
خودت خوارج شدي
قاسط و مارق شدي
رهبر بدون بيداريم
مادست بر نمي داريم
رهبر،خودت ...
محمود،كله پا شو
Posted by: اميدوار | June 22, 2009 11:04 PM
پیشنهاد:هر روز در ساعات پیک مترو و"در درون قطار در حال حرکت "سرود ای ایران "هم موجب ایجاد روحیه جمعی وهم عدم امکان دخالت بسیجی ها
Posted by: azadi | June 22, 2009 10:58 PM
آیا این مجلس خبرگان دکور است و یا ترسو؟ آن را منحل کنید. مجلسی که بعد این همه قانون شکنی های رهبر نمی تواند حتی تذکری هم به او بدهد!
آقای رفسنجانی بعد از این همه جنایت سکوت برای چیست؟
اگر نمی توانی در جایگاه قانونی خود کاری کنی، مثل یک شهروند عادی بیا و این جنایات را محکوم کن.
Posted by: آرش | June 22, 2009 09:47 PM
آقای شاهرودی سردار ...و همکاران کودتاگر او را دستگیر و محاکمه کنید:
یک هفته قبل از انتخابات بولتن "تحلیل روز"، نشریه ای که به صورت اختصاصی برای فرماندهان و هادیان سیاسی سپاه ارسال می شود، از پیشی گرفتن میرحسین موسوی بر محمود احمدی نژاد در اغلب استان های کشور به ویژه در تهران بزرگ خبر داد.
یدالله جوانی رییس دفتر سیاسی سپاه پاسداران در مصاحبه ای مفصل با شماره دوشنبه 18 خرداد هفته نامه صبح صادق (ارگان دفتر سیاسی) در اظهاراتی تهدید آمیز پیشاپیش احمدی نژاد را برنده انتخابات معرفی کرد وگفت سپاه پاسداران "هر حرکتی برای انقلاب مخملی را در نطفه خفه خواهد کرد."
" استفاده از یك رنگ خاص برای اولین بار در انتخابات نشانه ای از كلید خوردن پروژه انقلاب مخملی در انتخابات دهم است."
Posted by: آرش | June 22, 2009 04:18 PM