« چرا تقلب نکنند؟ | صفحه اول | شهر الله اکبر »

عذرخواهی احمدی نژادی

می دانم حیف قلم است که صرف توصیف احمدی نژاد شود. اما خدا وکیلی در تعجبم که چگونه برخی از بزرگان این نظام توقع دارند چهار سال دیگر مردم این رفتار ناهنجار و بی ادبانه را تحمل کنند

از دروغگویی ها و بد اخلاقی های دوره ی تبلیغات انتخابات و تهمت زنی های احمدی نژاد، که اگر عدالتی در کار باشد هر یک از آن ها مستوجب مجازات قانونی و موجب صلب صلاحیت تصدی مقام ریاست جمهوری می شود، که بگذریم، بعد از اعلام پیروزی این حضرت آقا، در مراسمی که روز یکشنبه 24 خرداد در میدان ولی عصر برگزار کرده بودند، ایشان در کمال بی ادبی مخالفان خود را خس و خاشاک خطاب کرد و عدد آنها را کمتر از آراء یک صندوق برشمرد. این اقدام که به شدت احساسات مردم را جریحه دار کرد در راهپیمایی های عظیم میلیونی روز دوشنبه 25 خرداد و روزهای بعد بازتاب داشت و مردم پاسخ خود را با شعار "خس و خاشاک تویی- دشمن این خاک تویی" پاسخ گفتند.

در گردهمایی عجولانه وحدت در عصر سه شنبه 26 خرداد به میدانداری حداد عادل که آن هم یخ اش نگرفت و سپس مصاحبه تلویزیونی ایشان در شامگاه چهارشنبه 27 خرداد که گهگاه ادبیات چارواداری را جایگزین نقد منطقی کرده بود، حداقل این نکته را می شد دریافت که لحن گستاخانه و بی ادبانه احمدی نژاد در برابر مخالفانش مورد تأیید رهبران اصولگرا نیست و به او انتقاد دارند که چرا مخالفان را عصبانی می کند. به این ترتیب به نظر می رسد این فرض منطقی باشد که به او فشارهایی آورده اند که صحبت هایش را تصحیح کند و او بالاخره تحت فشار روزافزون اعتراضات مردمی و احساس خطری که از تداوم آن ها پدید آمده مجبور به این کار شده است.

بسیار خب، گویا احمدی نژاد هم به این فشار تن در داده و مثلاً خواسته است صحبت قبلی اش را مبنی بر خس و خاشاک نامیدن معترضان پس بگیرد. اما بفرمایید، این هم از عذرخواهی و عقب نشینی این آقا، که جان به جانش کنی نمی تواند لحنی مؤدبانه و با شخصیت به خود بگیرد. در اطلاعیه ای که دفتر ریاست جمهوری برای ماست مالی گاف صادره از طرف شخص ایشان صادر کرده با ادبیات همیشگی خلاف را به دیگران نسبت داده و می گوید "برخی رسانه ها و جریان ها" سعی در تحریف سخنان رئیس جمهور کرده اند! وقتی اخبار تلویزیون پنجشنبه 28 خرداد این مطلب را به نقل از دفتر رئیس جمهور پخش کرد و جهت تأیید حرف ایشان مجدداً آن بخش از فیلم سخنرانی روز یکشنبه را پخش کرد که جریانهای اعتراضی را خس و خاشاک نامیده بود، مجدداً همان گند به هم زده شد.

دسته گل های این آقا یکی دوتا نیست. از ماجرای هاله نور گرفته تا موضوع غنی سازی اورانیوم توسط دختر 16 ساله در زیرزمین خانه شان، از گل کاری های آقای رحیم مشایی، دست راستش گرفته تا به سخره گرفتن مجلس و مردم در معرفی کردان به عنوان دکتر کردان به عنوان وزیر کشور و دهها مورد ریز و درشت دیگر. در کدامیک از این موارد او و طرفدارانش صداقت آن را داشته اند که از مردم ایران عذرخواهی کنند و یا شهامت این که محکم روی حرف قبلی خود بایستند و بگویند درست گفتیم. فقط این وسط یک موجود افسانه ای و موهوم وجود دارد به نام "برخی از رسانه ها و جریان ها" که بنا بر ادعای آن ها هر وقت اراده کنند می توانند "چهره ی منزه و آسمانی" آقای احمدی نژاد را خراب کنند.

واقعیت چیز دیگری است. آنچه وجود دارد عقل جمعی مردم ایران است که دروغ را تشخیص می دهند، گزافه گویی را درک می کنند، از دورویی و نفاق بیزارند، ژست های آب دوغ خیاری آدم های حقیری که خود را نابغه دهر می پندارند می فهمند و از همه مهمتر اجازه نمی دهند هیچ کس در هیچ مقامی آن ها را تحقیر کند. آقای احمدی نژاد و حامیانش دیر یا زود باید بفهمند که مشکل اصلی مردم ایران و انگیزه ی جوشان اعتراضات اخیر فقط و فقط یک چیز است: گردن کشی و استکبار برخی حاکمان و تحقیر مردم توسط آن ها.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/327

نظرات بازدیدکنندگان

من اولین باره که سایت شما رودیدم واز این بابت خوشحالم ولی دلم میخواد در اینجا به طرفداران اقای احمدی نژاد بعنوان یک معترض به نتیجه انتخابات که ایمان دارم در این انتخابات تقلب شده به این هموطنان بگم اگر مطمئن بودم تقلبی نشده مثل تمام انتخابات گذشته سر تعظیم در مقابل رای این گروه فرود می اوردم وبه ان احترام میگذاشتم وبهشون تبریک هم میگفتم ولی با اطمینان میگم ،اقای احمدی نژاد با تقلب برنده شده وشماهم بعنوان بخشی از این ملت باید نسبت به این مسئله حساس باشیدواز سلامت ان مطمئن شوید چرا که فرداروز ممکن است کسی را باتقلب بر این کرسی بنشانند که نه منتخب ما باشد نه شما.البته روی سخنم با ان گروه است که فکر میکنند به شکل قانونی وسالم رایشان در برنده شدن احمدی نژاد موثر بوده،نه متقلبین..سکوت وخوش باوری شمامطمئن باشیدروزی به ضرر خودتان خواهد بودودان روز در صورت اعتراض با برخوردی بسیار سخت تراز ما روبرو خواهید شد. در ضمن از شما اقای شیرزاد تقاضا دارم با این دسته از طرفداران با سعه صدر بیشتری برخورد کنید انها بهرحال فکر میکنند با رای خودشان احمدی نژاد پیروز شده ونمیخواهند بپذیرندتقلب بوده البته مطمئنم وقتی به دوروبر خود نگاه کنند نسبت به این رای 24 میلیونی بدون تردید!! دچار شک وتردید خواهند شد.کمی صبر کنید ماه هرگز زیر ابر باقی نمیماند گرچه اکنون هم زیر ابر نیست ولی اینها انچنان وقاحت وگستاخی را به حد کمال رساندند که رسوائیشان بسیار حتمی است زیرا صبر خدا هم اندازه داردنمیشودهمه کار کرد انهم به نام امام زمان.

شما که آزاد مردیدوبا ادب هستید,لطف کنید چند مورد از دروغگویی ها و بی ادبی های آقای دکتر احمدی نژادرا بنویسید.

شیرزاد:
اگر سی دی "نود سیاسی" را ندیده اید ببینید.

در جواب شما فقط یک کلمه باید گفت که :اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید

شیرزاد:
بستگی دارد به این که معیار آزادگی را چه بدانیم

مردم بيندمادرايران چقدر بي دكتري كشيده ايم كه تعدادي از نفهم هاي جامعه به شيرزاد مي گويند دكتر آخر حيف اسم دكتر

شيرزاد:
نه شايعه است. كي گفته دكتر نداريم. دكتر احمدي نژاد، دكتر كردان، دكتر الهام،... اينهمه دكتر ! بازم بگم؟

آقای شیرزاد آمریکا و اسرائیل و انگلیس هم تحمل احمدی نژاد را ندارند حتی یک لحظه شما با آنها شریک هستید نگران نباشید شما پشتیبان دارید

اقای دکتر سلام گزارش دانشجوی دانشگاه از ضرب وشتم دانشجویان در خوابگاه خواندم می خواستم نظرتان را در مورد اتحاد حوزه و دانشگاه بدانم من نیز در سالهای دهه 50 دانشجو بودم و بارها به خاطر یورش به حوزه قم اعتصاب کرده و کتک خوردم ایا امروز کسی در حوزه هست که به خاطر این فجایع اعتراض کند ؟؟؟ یا از ترس قطع شهریه دولتی همچنان ساکت هستند

شیرزاد:
حالا چرا این وسط به این بنده های خدا بند کرده اید. آزادگی و شهامت اعتراض ربطی به لباس و کسوت اجتماعی افراد ندارد.

سلام.ازمطالب خوبتون ممنون.ازمطالبتون مرانيز بيخبرنذارين.

سلام مجدد
دکتر چرا من صدای مردی را نمی شنوم که سالها پیش با سخنرانی کوبنده اش در مجلس علامت سئوال محکمی مقابل ظلم نهاد؟ امروز صدای شما کجاست؟
دکتر جان شما و رهبران اصلاخات کجایید؟ چرا خاتمی امروز تنهاست؟
امروز اگر اصلاحات زمین بخورد فقط زمین خوردن نیست. زمین گیر شدن است.

شیرزاد:
آن صدا هنوز هست، اما در محدوده ای کوچکتر. بلندگوی مجلس در اختیار دیگران است.

آقای دکتر اولین باره که به سایتتون سر می زنم. اما قطعا می تونم بگم نمی دونم چرا اینقدر دشمن دارین. احتمالا شاگرد تنبلای سهمیه دار هستن که ..

بغض گلوم رو گرفته و هر روز ميخوام گريه كنم، آقاي دكتر شما بگيد چيكار كنيم، همه اميدمون به اينكه اگه مردم بخواند همه چي عوض ميشه از بين رفته.من از دانشجوهاي شما تو صنعتيم، ...

مردم بلاخره نخواهند گذاشت رایشان با تقلب عوض شود واقعا تحمل یک ... مثل احمدی نژاد خیلی مشکل است

سلام دکتر هر کاری کردم نتونستم با شما ارتباط برقرار کنم مجبور شدم نامه رو توی نظرات بنویسم لطفا این نامه سرگشاده رو تکثیر کنید و به همه اساتید بدید یا لااقل توی وبلاگتون بگذارید
دوستدار همیشگی شما مصطفی
« به نام تو ای هادی المضلین »

سرنوشت من و تو یکی است...
صدای فحش های یگان ویژه هنوز توی گوشم هست، چه حرف های زشتی وقتی باطوم ها بالا میومد معلوم نبود کجا فرود بیاد چه شب سختی؛ خدایا این شب کی صبح میشه. اون شب، طولانی ترین شب زندگی ام بود. هنوز تموم نشده خاطراتش همیشه همراهم هست...
من به عنوان یک دانشجوی بی طرف دانشگاه صنعتی اصفهان که به دکتر رضایی رای دادم و تا یک هفته پیش به شدت طرفدار دکتر احمدی نژاد بودم قلم می زنم و سعی می کنم جز واقعیت چیزی ننویسم.
قصه از کجا شروع شد:
ساعت 4:30 بعد از ظهر در سالن مطالعه مشغول مطالعه بودم که تعدادی از دانشجویان از طبقه های 2 و 3 خوابگاه های پسران که در دانشگاه صنعتی به خوابگاه های بالا معروف است. تعدادی بطری و مجسمه ولیوان شیشه ای و.... به پایین پرتاب کردند و با خنده شعار های را مطرح کردند. پیش خودم گفتم حتماً امشب توی سلف یه خبرایی میشه به سلف رفتم و هیچ خبری نشد. بعد رفتم مسجد اونجا هم خبری نبود. ساعت9:30 به خوابگاه رسیدم به اتاق یکی از دوستانم رفتم و حدودا ساعت 10:30 تعدادی دانشجویان ظروف شیشه ای و مهتابی سوخته به پایین خوابگاه انداختند و به صورت پراکنده شعار هایی هم می دادند.صدای شکستن شیشه ها جدی تر می شد.کم کم شیشه های پنجره راهرو شکسته شد. باورم نمی شد تا حالا همچنین حرکتی رو در صنعتی اصفهان ندیده بودم. یکدفعه یک یخچال به پایین پرت شد و عده زیادی پایین خوابگاه جمع شده بودند و بقیه هم تشویق می کردند که پایین بیایند و یک جمعیت زیاد پایین خوابگاها جمع شد، و به سمت سلف حرکت کردند و شعار می دادند" موسوی، موسوی رای ما را پس بگیر" و شعار هایی از این قبیل. جمعیتی که کار خرابی می کردند حدود 100 نفر بودند ولی تقریبا 500 نفر هم وجود داشت که از جمعیت آشوبگر فاصله داشتند. و در این میان تعدادی هم وجود داشتند که مخالف این کار ها بودند مثل خود من ولی صداشون به جایی نمی رسید. همه شیشه های سلف شکست به طرف ساختمان مرکزی رفتند در ساختمان مرکزی هرچه شکستنی بود شکست. 4 ماشین روبه روی مرکز معارف که همه دولتی بودند چپ شد و خطر انفجار ماشین ها وجود داشت. و موقع برگشتن از ساختمان مرکزی باز هم به سمت سلف سنگ پرتاب شد و باقیمانده شیشه ها هم شکست حرکت به سمت خوابگاه دختران بود که تعدادی از دختران در بالکن شعارهایی مثل دیکتاتور نمی خوایم و... می دادند. در حین حرکت یک اتوبوس نقلیه را کاملا اوراق کردند. و از کیوسک نگهبانی و بلیط فروشی چیزی باقی نماند. حرکت به سمت خوابگاه ادامه داشت حفاظ خوابگاه دختران به طور کامل کنده شد. دختران هم همگی بیرون آمدند. البته به نسبت پسران تعداد کمی بیرون اومده بودن و پسران وانتی که جلوی خوابگاه بود رو چپ کردند و آتش بزرگی رو به روی خوابگاه به پا کردند. و حرکت خودشون رو به سمت مکان های دیگر دانشگاه ادامه دادند. و از ذکر جزئیات بیشتر پرهیز می کنم و به طور خلاصه آمفی تئاتر کاملا سوخت تالارها به ویرانه تبدیل شد. تالار شهید آوینی در آتش سوخت، طبقه اول مجتمع سوخت. طبقه دوم هم کاملا غیر قابل استفاده شد و همه شیشه های دانشکده شیمی شکست.
و بالاخره سروکله نیرو های یگان ویژه پیدا شد که به نظر من حضور یگان ویژه در این شرایط منطقی بود، چون اگر حرکت ادامه داشت، از دانشگاه همین چیزی هم که باقی مانده باقی نمی ماند.
بنده با دیدن سپرها به خوابگاه پناه بردم. وقتی وارد خوابگاه شدم تعدادی از بچه ها مشغول مطالعه بودند. چون اکثراً فردای آن روز امتحان پایان ترم داشتند و از من می پر سیدند ماجرا از چه قرار است.
آشوبگران اصلی بیرون باقی ماندند و با نیرو های یگان ویژه مشغول زد و خورد بودند. که ما از پنجره شاهد این ماجرا بودیم و گهگاه شاهد کتک خوردن شدید آشوبگران بودیم. به نظرم تا اینجای کار درست بود چون اگر یگان ویژه مبارزه نمی کرد قائله به این راحتی نمی خوابید و آرامش به دانشگاه بر نمی گشت.
یک اتوبوس پر از نیرو هایی به مراتب قوی تر و وحشتناک تر وارد دانشگاه شد. دست، پا، صورت و سینه این ماموران پوشیده بود و پوتین های مشکی و محکم از دور خود نمایی می کرد.
تعدادی از بچه ها به جنگل پناه بردند که نمی دانم چه بلایی سر آن ها آمده.
در این لحظه ورق برگشت.
چرا؟! هنوز برایم سوال است. چرا فرمانده لباس شخصی همچین دستوری داد.
نیرو ها به وحشیانه ترین حالت ممکن به درون خوابگاه ها حمله کردند و تعداد خیلی زیاد حدود 50 نفر شاید هم بیشتر.
همگی دو طرف راهرو با باطوم های چوبی، برقی و لاستیکی همراه با سپرهای شیشه ای و بدن کاملا پوشیده ایستاده بودند و کف راهرو پر از شیشه خورده و آب بود. نمی دانم چه طور کف راهرو پر از آب شده بود. از اینجا به بعد هم داستان خودم را تعریف می کنم هم جریاناتی را که برای دوستانم گذشت.
نیرو های یگان به قصد، با سروصدای زیاد و کوبیدن پاها در راهرو حرکت می کردند. ما طبقه سوم بودیم. صدای پاها را می شنیدیم هم اتاقی ام خواب بود خیلی هم درس خونده بود و خسته خوابیده بود، اون رو بیدار کردم و براش جریان را توضیح دادم، عینکش رو گذاشت ولی هنوز خواب و بیدار بود...
یگانی ها وارد خوابگاه شدند. از طبقه همکف شروع کردند. تونل وحشت درست کرده بودند. دوطرف راهرو با باطوم ایستاده بودند. نیروی یگان درب اول رو با پوتین شکاندند. درب به 4 تکه تبدیل شد و بدون حتی یک ثانیه مکث شروع به زدن بچه ها کرد، با ظربه های باطوم به سر، صورت، کمر و...
بچه ها از اتاق خارج شدند. آنقدر از دیدن این صحنه تعجب زده بودند که اکثراً بدون دمپایی برای فرار از نیروی یگان از اتاق خارج شدند. ولی ای وای...
تمام راهرو پر از نیرو های یگان بود حتی دم درب خروجی. و بچه ها نمی دانستند به کدام سمت حرکت کنند. به هر حال به سمت درب می دویدند و نیرو های یگان با باطوم های سنگین خود و با تمام قدرت به سر و گردن بچه ها ضربه می زدند. و تعدادی هم در راهرو با باطوم های برقی تکه ای از گوشت بدن بچه ها را بر می داشتند. کف راهرو به دلیل تکه شیشه ها و بریده شدن پای بچه ها پر از خون شده بود. از سر و صورت بچه ها خون می ریخت و یگان ها سر تک تک اعضای هر اتاق همین بلا را در آوردند. حتی درب یک اتاق را هم سالم نگذاشتند.
بالاخره به طبقه سوم رسیدند. صدای وحشتناک پای یگانی ها به گوش می رسید. با باطوم به درب کوبید خواستم درب را باز کنم که ناگهان با لگد به درب کوبید، درب شکست و یگانی وارد اتاق شد. هر چه درون اتاق بود را شکاند. هم اتاقی ام تازه از خواب بیدار شده بود و عینک به چشم داشت که با ضربه باطوم به صورتش، عینک از چشم او افتاد. پا برهنه در یک راهروی پر از شیشه و خون که از طرفین باطوم هایی از جنس های مختلف به سروصورتمان فرود می آمد. به پایین رفتیم؛ با خودم گفتم حتما در پاگرد پله ها کسی حضور ندارد اما آنجا هم نیرو های یگان ویژه حضور داشتند. کل بچه های خوابگاه را به پایین بردند و همگی را روی زمین هایی پر از شیشه خواباندند. و ما را مجبور کردند که لباس هایمان را روی صورتمان بیاوریم. حدود یک ساعت به همین وضعیت بدون کوچکترین حرکت در پایین خوابگاه ماندیم همراه با آزارهای روحی فرمانده و سربارزان که بالای سرمان راه می رفتند. و هر چه دلشان می خواست می گفتند. روی پاهایمان فشار می آوردند، روی کمرهایمان پا می گذاشتند و انواع و اقسام فحش ها را به ما و خانواده هایمان حواله می کردند. این یک ساعت یک سال بر ما گذشت.
و الآن که با آه و اشک این متن را می نویسم، خاطراتی در ضمیرم نقش بسته که فکر نمی کنم به این زودی ها فراموش شود. صحنه هایی دیدم که فقط می توان در زندان های ابوغریب و گوانتانامو دید. و چاره ی این بغض چیزی جز فریاد نیست. پس می نویسم هر آنچه که بر من و دوستان بی گناهم گذشته است که مصـداق آیه شـریفه:"بِأیِ ذَنْبٍ مِنْ قُتِلَتْ"
است.
صحنه های عجیبی دیدم؛ یکی از دوستانم که واقعا بی گناه بود و از رتبه دار های دانشگاه صنعتی اصفهان با شماره عینک 12 است، وقتی مشغول فرار در راهرو بود یکی از مزدوران با ضربه به صورتش عینک او را شکاند. او بدون عینک کمی حرکت کرد و جلوتر به زمین خورد چون پابرهنه بود پاهایش پاره پاره شده بود و در حالی که به زمین خورده بود و جایی را نمی دید نیروهای یگان ویژه همچنان او را با باطوم می زدند و اجازه نمی دادند که بلند شود و حرکت کند. خدای من چه صحنه ای! یگانی ها با تمام قدرت به بدن دوستم ضربه می زدند. الآن از او هیچ خبری ندارم فقط می دانم همان شب بستری شد. چه شبی...!
نیرو های یگان درب اتاقی را شکستند و وارد آن شدند. به سه نفر که در اتاق بودند گفتند روی زمین بخوابید. بعد از کلی فحش و بدوبیرا به آن ها گفت فلان فلان شده ها به کروبی رای دادی یا موسوی؟ یکی از بچه ها که از درب حدود 2 متر فاصله داشت، گفت بابا ما رو ول کن ما به احمدی نژاد رای دادیم. ما اصلا نمی دونیم چه خبره. یکدفعه یگان ویژه حدود 2 متر پرید و با پوتین های آهنی لگد محکمی به فک و کتف دوستم زد که پوتینش از جا در رفت. با همین حال او را مجبور کرد از تونل وحشت تا پایین خوابگاه برود و با کتف شکسته یک ساعت روی زمین بخوابد. از وضع او هم خبری ندارم. و هنوز برایم سوال است که جنس این نیرو های یگان ویژه از چیست؛ آیا از جنس همین گوشت و پوست و استخوان است...؟
فرمانده در پایین پله ها با بطری نوشابه بر سر دوستان من ضربه می زد. از حرکات و رفتار فرمانده و سربازان معلوم بود برای آن ها مرگ دانشجویان مهم نیست چون وقتی با باطوم به سر دانشجویان می زنند. حتماً احتمال مرگ هم وجود دارد.
البته واقعا مهرورز و عدالت گستر بودند چون محبتشان را با تمام وجود ابراز می کردند و در کارشان خیلی عدالت داشتند چون همه را می زدند و کاری به قیافه و ظاهر و اینکه آیا جزء آشوبگران هستی یا نه و... نداشتند و به همه اتاق ها سر زدند. نیرو های یگان وارد هر اتاقی که می شدند به همه چیز آسیب می زدند. در یکی از اتاق ها کامپیوتری که دوستم هنوز قسطش را می دهد، با ضربه های باطوم شکاندند، لپ تاپ ها را می شکاندند، چراغ مطالعه، موبایل و... به هیچ چیز رحم نمی کردند، به هیچ چیز. این صحنه ها هرگز فراموش نمی شود هرگز نمی توانم فراموش کنم.
زمانی که روی زمین خوابیده بودیم شخصی کنار من از شدت ترس قرآن می خواند. مزدوران چون فکر کردند صدا از طرف من است، با باطوم به پای من ضربه می زدند. یک نفر در حالی که دستش از ناحیه بازو کاملا شکسته بود و به شکل 7 در آمده بود ولی باز هم این مزدوران اجازه نمی دادند لااقل این یک نفر به بیمارستان منتقل شود. ساعت حدود 3:30 شب بود و ما همچنان روی زمین خوابیده بودیم و اگر صدا یا حرکت کوچکی از کسی بلند می شد مزدوران با باطوم جواب او را می دادند. نزدیک 300 نفر روی زمین خوابیده بودند. و هیچ صدایی جز صدای فحش های سربازان و اراجیف فرمانده به گوش نمی رسید. یک سکوت مرگبار... من بی حس و خون آلود روی زمین پر از شیشه افتاده بودم و با قلبی پر از درد به دانشجویی فکر می کردم که از ترس ماموران خود را از طبقه سوم به پایین انداخت. و اینکه چگونه با فرمان اشتباه یک فرمانده و اجازه ورود به خوابگاه عده ی زیادی بی گناه کتک خوردند و تا مرز مرگ پیش رفتند. و مهم تر از همه سرمایه های ایران به دشمنان نظام تبدیل شدند و با یک دستور اشتباه چگونه 4سال دانشجوی ایرانی به دشمن نظام تبدیل شد و چرا یگان ویژه از اختیار تام برخوردار بود. چرا آن ها هیچ محدودیتی نداشتند. چرا به راحتی هر کاری که می خواستند می کردند و به راحتی هر چه تمام تر به سمت دوستانم با تفنگ ساچمه ای شلیک می کردند. و حتماً رئیس دانشگاه به 5/2 ملیارد خسارت فکر می کرد و من به این که چقدر به رئیس دانشگاه گفتیم که یک هفته قبل و یک هفته بعد از انتخابات دانشگاه را تعطیل کند. واحتمالا او به این فکر می کرد که چگونه این خسارات را جبران کند. و من به این فکر می کردم آیا خسارتی بالاتر از این است که دانشجویان 4سال ایران به دشمنان ایران و این نظام تبدیل شوند. آیا فردا کسی جز این دانشجویان، مدیران این مملکت خواهند بود.
پس وای به حال ایران و وای به فردای ایران.

شیرزاد:

نمی دانم چه بگویم. من از پیش از انتخابات در اصفهان نبودم. چیزهایی در مورد آن شب شنیدم. اما روایتهای شما واقعا تکان دهنده است. اگر دوستان دیگر در مورد جزییات وقایع آن شب نکاتی داشته باشند، وبلاگ من در اختیار آنهاست.

سلام دکتر
روشنفکر کسی است که به این سئوال در پرتو عقل، وحی و معنویت به ذهن حساس جامعه اش پاسخی دهد.
چه باید کرد؟
تنها نقد کردن فقط ذائقه ما را تلخ می کند
فرض کنید من همه حرفهایتان قبول دازم
حالا چه کنم ؟ دکتر

شیرزاد:
به ظلم اعتراض کن، از هر راه که می توانی و ظالم را به رسمیت نشناس.

من پوزش می خوام اما دلیل عدم حمایت شما از دانشجوهاتون منطقی نیست. من را به یاد کوی دانشگاه انداخت که خاتمی حتی به عیادت مجروحان هم نرفت. شاید بعضی وقتها زود دیر میشه. شاید هنوز هم دیر نشده باشه

با سلام
1 - جناب آقای دکتر !!!
میشه بفرمایید در زمانی که نماینده ی ما در مجلس بودین برای مردم اصفهان چه کردید ؟
ما عکس شما را اینجا دیدیم چون در آن 4 سال شما را اصلا ندیدیم .
آیا نماینده ی ما بودین ؟؟؟!!!
2 - شما می دانستین که مجری و ناظر انتخابات از یک طیف است ( به گفته ی خودتان ) پس چرا در این انتخابات شرکت کردین ؟؟؟!!!
آیا از قبل قصد آشوب داشتین و ربطی به نتیجه انتخابات نداشت !!!
3 - به قول آقای کروبی(( همین قانون نیم بندی که داریم عمل شود بهتر است )) چرا به قانون تمکین نمی کنین ؟؟؟!!! آیا کسانیکه به کاندیدای شما رای نداده اند حق شهروندی ندارند ؟ نباید امنیت داشته باشند ؟ آیا قانون فقط برای لحظات پیروزی است ؟؟
آقای دکتر !!!
شما با همین قانون وارد مجلس شدین و با همین شکل انتخابات 4 سال از بیت المال بهره برداری کردین !!! حالا بد شد ؟؟؟
4 - آقای دکتر !!!
شما در برابر یه نقد که دوستمون نوشته بود دوام نیاوردین و تحمل نکردین و فوری جواب نوشتین که تو چی می خوای بگی !!!
پس احمدی نژاد خیلی نسبت به شما بازتره که انواع تحمت ها و فحش ها و دروغگویی ها را شنید و تحمل کرد و تنها مخالفین نظام و مخالفین 40 میلیون رای را خس و خاشاک نامید !!!
ولی شما همه ی مردم را خس و خاشاک می انگارید!!!
سری به پرونده ی 4 ساله وکالتتان در مجلس بزنید .
شاید شما هم مثل هم غارتان آقایان موسوی و خاتمی پرخاشگر و عصبی و دیکتاتور هستید
5 - خوشحالیم که به برکت ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد شماها هم اهل الله اکبر گفتن شدین !!! پیداست رییس جمهور بر روی شما هم تاثیر ارزشی گذاشته !
راستی یه وقت هاله ی نور نبینید
شما که سرعت نور را می دانید !!!
بدانید مفاهیم ارزشی خط امام با سرعت نور حرکت می کند!
والعاقبه للمتقین
شهروند اصفهانی

شیرزاد:
اگر علامت سوال وتعجب کم آوردید بفرمایید برایتان تایپ کنم.

اقای شیرزاد به نظر شما چرا طرفداران احمدی نژاد که به خیال خود پیروز شدند و ابرو باد و مه و خورشیدو فلک همه در پیروزیشان کارها کردند و شادیها نمودند ، باز مثل شکست خورده ها اینجا جوابیه می نویسند .این توجیه کردنها چه دلیلی می تونه داشته باشه
شیرزاد:
اونها براثر تکرار استلال های کلیشه ای نوعی احساس حق به جانب بودن بهشون دست میده. این روزها به شدت به چنین چیزی نیاز دارن.

سلام.
آقای دکتر خواهش می کنم پاسخ بدین:
چرا در مقابل ضرب و شتم دانشچویان صنعتی سکوت کردین؟ شما نماینده مردم بودین و هنوز خیلی ها دوستتون دارن.
امیدوارم این که فرمودید اصلاحات قدرتمندتر از قبل در صحنه است در حد شعار نباشه

شیرزاد:
نمی دانم این چقدر توجیه می کنه، اما من از پیش از انتخابات که از اصفهان آمدم از نزدیک در جریان رخدادهای آنجا نیستم.

سلام.اقای دکتر ما دانشجویان از شمااساتید فرهیخته دانشگاه انتظار بیشتری داشتیم.حداقل کاری که اساتیذ دانشگاه میتونستن بکنن دادن بیانیه ای در اعتراض به اجازه ورود یگان ویژه به خوابگاه های دانشجویان و ضرب و شتم انها بود که متاسفانه این کار را هم نکردند.قبول کنید نسل ما دیگر به هیچ چیز اعتماد نخواهد کرد چرا که در اوج نیاز خودش را تنها و بدون هیچ همراهی دید.

کامنتی که احساس پیشرفتگی به او دست داد و طرفداران موسوی را جهان سومی دانست درست گفت که جهان سومی هستیم زیرا جهان سومی ها شب انتخابات تمام مجاری اطلاع رسانی و سایتها و اس ام اس ها را می بندند و قبل از پایان رای گیری اعلام پبروزی احمدی نژادی با 63درصد آراء میکنند و یکساعته 15 میلیون رای میشمرند و ناگهان شب و روز رای گیری و پس از آن فضا را امنیتی کرده و نیروهای بسیجی و نظامی را در شهرها مستقر میکنند و سر صندوقها و موقع تجمیع آراء نمایندگان کاندیداهای رقیب را اخراج میکنند و تعرفه ها را قورت میدهند !وزودتر از موعد در حالیکه مردم مشتاق رای دادن هستند رای گیری را خاتمه میدهند و دهها شیرینکاری و شعبده که وقت و حوصله ذکر آنرا ندارم انجام میدهند تا معجزه هزاره سوم را حفظ کنند چرا؟ زیرا این خواسته ولی فقیه است!
بله اینجا جهان سوم است !! بازهم بگم ؟بگم؟!
با عذر خواهی از آقای شیرزاد که بجای ایشان پاسخ دادم.

Dear Dr Shirzad,
Don't you still see the KGB hands in this coupe. I told you about it 3 months a go. Why nobody is talking about the $1.5B that is blocked in london? Do you know who was the account holder? Agha Moji , pesare Agha...Ahmadinejaad is just an instrument in this KGB engineered coupe.target your cannons towards the main guys

شیرزاد:
حماقتها در ایران ما را از دخالت کا-گ-ب بی نیاز کرده است.

آقای شیرزاد اللان سایت وزارت کشور آمار صندوق به صندوق رو داده دیگه فکر نمی کنم جای شک باقی بمونه چن من سه تا صندوق رو چک کردم فامیل ها مون توی شهر های مختلف پای صندوق بودن فکر نمی کنم با این وجود بشه تقلب کرد
شیرزاد:
چرا روز اول این کار را نکرد؟ حالا که در این مدت هر کاری دوست داشتند با صندوق ها کرده اند.

خدايا! طلحه و زبير پيوند مرا گسستند، بر من ستم كرده و بيعت مرا شكستند، و مردم را براى جنگ با من شوراندند. خدايا! آنچه را بستند تو بگشا، و آنچه را محكم رشته اند پايدار مفرما،وآرزوهايى كه براى آن تلاش مى كنند بر باد ده! من پيش از جنگ از آنها خواستم تا بازگردند، و تا هنگام آغازنبردانتظارشان را مى كشيدم،لكن آنها به نعمت پشت پا زدندوبر سينه عافيت دست رد گذاردند.

سلام آقای دکتر
آقای دکتر شنیدم عزیزان اقتدار گرای دانشگاه بیانیه دادن علیه شماری از اساتید و از جمله شما که مسببین آشوب ها بودین و خواستار اخراج شما شدن.
صحت داره این مزخرفات؟
شیرزاد:
خبر ندارم

سلام
گویا این را بعد از بیانات روشنگرانهء رهبر معظم انقلاب نگاشته اید،پس حتما توجه کرده اید که ایشان بسیار ناراحت بودند از این که کاندید محبوب جنابعالی ایشان را دروغگو خطاب کرده اند.
بعضی ها آن قدر گفته اند دروغگو که دیگر خیلی ها حرف های ایشان(هیچ کدامشان را)باور نمیکنند، شما حتما 20 دقیقه آخر را که در جواب مناظرات یکطرفه بود دیده اید،آیا همه پیشرفت هایی که ما در این 4 سال کرده ایم دروغ بوده است؟

خیلی خوب گفتید که مردم دروغ و دروغگو را میفهمند و میفهمند که چه کسی بیشتر "ژست آب دوغ خیاری میگیرد"و چه کسی سعی دارد سر مردم شیره بمالد،مردم با انتخابشان نشان دادند که چه کسی را میپسندند،"میزان رای ملت است"نه آن چیزی که شما غالبا "مردم"و... مینامید که فقط اطرافیان خود در تهران را میبینید وبرخی از شما پایتخت نشینان ما را هیچ به حساب نمی آورید،و من به شخصه چندین بار در نوشته های شما این موضوع را دیدم که چون ملت رای مخالف با شما داده اند آنها را هیچ انگاشتید و نادیده گرفتید،لطفا یک طرفه به قاضی نروید
کسی ادعا نکرد "چهره آقای احمدینژاد منزه و آسمانی است"،حرف بعضی ها راجع به هاله نورانی آن قدر خنده دار است که باید به عقل سازنده این خبر مضحک شک کرد و به افرادی که باور کردند این را خندید(:(لااقل من باور نمیکنم)
با همه این جوانب،چه شما قبول کنید و چه نکنید،ملت یک نفر را انتخاب کرده اند و این نشان میدهد که با همه این کم وکاستی هایی که ذکر کردید،ملت دوباره ایشان را به عنوان رییس جمهور انتخاب کرده اند،لطفا این را باور کنید که الآن صحیح ترین کار علاوه بر گذاشتن ذره بین بر روی افعال و کردار مقامات در پرتو قانون،کمک به آرامش و پیشرفت و تعالی کشور است،نه دامن زدن به تنش های موجود!
در انتها من از شما به خاطر لحن تند انتقادهایم عذر میخواهم و استدعا دارم اگر ناخواسته بی ادبی کرده ام من را به مانند فرزند خود لطفا ببخشید،من به شما به چشم پدر نگاه میکنم و بسیار دوستتان میدارم
والسلام

با سلام حضور استاد گرامی:
دکتر شیرزاد من یکی از دانشجویان شما هستم و از این بابت بسیار ناراحت که استادان دانشگاه صنعتی اصفهان بخصوص دانشکده فیزیک که در نزد ما دانشجویان بسیار عزیز و گرامی هستند هیچ گونه اقدامی بر علیه رفتار های زننده حکومت با مردم و دانشجویان از خود نشان نداده اند و با وجود سرکوب شبانه خوابگاهییان دانشگاه روال سکوت در پیش گرفته اند.ما از شما اساتید انتظارات بیشتری داشتیم.

موافقم كه عقل جمعي دروغ را تشخيص مي دهد اين عقل جمعي را ديروز در نمازجمعه ميديدي تا متوجه گزافه گوييهايتان بشويد

شیرزاد:
تا حالا فکر نکردی چرا این نماز با شکوه در مصلا بر گزار نمیشه تا بهتر بشه جمعیت ها را تخمین زد؟!

عمو جون اینا که گفتی از باب مزاح خوب بود و ما رو خنداند.
ولی ظاهرا گندی که تو مجلس بالا آوردی و صدای همه در اومد یادت رفته.
بگم آقای شیرزاد...
بگم؟
شیرزاد:
همونا که بزرگتون احمدی نژاد گفت چه گلی به سرتون زد که حالا تو می خوای بگی

تاسف بار اینکه افرادی مثل حداد عادل و احمدی نژاد خود را منتسب به قشر شریف دانشگاهی هم میکنند!.
از این تاسف بارتر اینکه در منبر نماز جمعه که سمبل طهارت و اخلاق و تقوی و صداقت باید باشد خطیب آن دروغگوئی فردی همچون احمدی نژاد که زبانزد خاص و عام است و به مرحله تواتر رسیده را انکار میکند!دیگر چه وثوقی به منابر و محاریب مقدس نماز جمعه داریم!؟

از دروغگویی ها و بد اخلاقی های دوره ی تبلیغات انتخابات و تهمت زنی های احمدی نژاد، که اگر عدالتی در کار باشد هر یک از آن ها مستوجب مجازات قانونی و موجب صلب صلاحیت تصدی مقام ریاست جمهوری می شود، که بگذریم، بعد از اعلام پیروزی این حضرت آقا، در مراسمی که روز یکشنبه 24 خرداد در میدان ولی عصر برگزار کرده بودند، ایشان در کمال بی ادبی مخالفان خود را خس و خاشاک خطاب کرد و عدد آنها را کمتر از آراء یک صندوق برشمرد. این اقدام که به شدت احساسات مردم را جریحه دار کرد در راهپیمایی های عظیم میلیونی روز دوشنبه 25 خرداد و روزهای بعد بازتاب داشت و مردم پاسخ خود را با شعار "خس و خاشاک تویی- دشمن این خاک تویی" پاسخ گفتند.
..
فکر میکنم خودتون اون سخنرانی رو نشنیدین و یا اخبار پریشب رو که راجع به همین موضوع بود رو ندیدین..!
امیدوارم هدایت شین...و خب حیف قلم و دکمه های کیبورد که مخابش شمائی...
.

دست شما درد نکنه آقای دکتر از متن قشنگتون.
ولی خیلی مواظب خودتون باشید. من مناسبه که یه حدیث از پیامبر (ص) براتون بنویسم:
دانش را از دست مردم نربايند ولي دانشمندان ربوده شوند تاجايي كه دانشمندي باقي نماند و مردم، نادان را به سروري گيرند، چون از ايشان فتوي خواهند، آنان بدون علم و دانش فتواي دهند، پس گمراه شوند و گمراه نمايند. پيامبر اكرم(ص)

Aghaye shirzad, motmaennam khodetoonam midonid aashi ke "bozorgane nezam" pokhteand motoassefaneh 4 saleh nist. In aash gharareh madamolomri bejoosheh, roghan bendazeh va kheili ham shoor basheh.

چشمان کورتان آرای مردم را به صداقتش ندید ؟!!؟!
با این هجمه سنگین تبلیغات علیه او باز مردم راست را از دروغ شناختند و مشت محکمی بر دهان یاوه گویانی چون موسوی زدند

شیرزاد:
مثل اینکه این مردمی که شما ازشون دم می زنید همه شون قهرمان مشت زنی اند!

عده ای بیماران خود را در بیمارستانی بستری کردند و هزینه درمان را پرداختند. خبر آمد که جراحان اعضای بدن بیماران را میدزدند. اطرافیان بیماران به مدیر بیمارستان شکایت بردند. مدیر به حراست فرمان داد که اگر باز شکایت کردند آنها را بزن. گویا فکر میکرد که مدیر بیمارستان یعنی سردسته باند قاچاق اعضا.

عده ای بچه های خود را در یک مدرسه ثبت نام کردند و شهریه آن را پرداختند. خبر آمد که معلمان از بچه های مردم سوءاستفاده میکنند. پدرومادر ها به مدیر مدرسه شکایت بردند. مدیر مدرسه به خدمتکار فرمان داد که اگر باز شکایت کردند آنهارابزن. گویا فکر میکرد که مدیر مدرسه یعنی سردسته باند اغفال کودکان.

عده ای پول خود را در گاوصندوق بانک به امانت گذاشتند و هزینه خدمات را پرداخت کردند. خبر آمد که کارکنان بانک پول مردم را دزیده اند. مشتریان به رییس بانک شکایت بردند. رییس بانک به نگهبان فرمان داد که اگر باز شکایت کردند آنها را بکش. گویا فکر میکرد که رییس بانک یعنی سردسته راهزنان.

سلام آقای شیرزاد خسته نباشید جالبه که هنوز سراغ شما نیومدند!

شیرزاد:
ما چیکاره بیدیم؟

جناب دکتر شبرزاد

سلام

تاکنون اینقدر حس جهان سومی به من دست نداده بود. انتخاباتی برگزار میشود و بازندگان آن با فاصله 11 میلیونی حرف از تقلب در آرا میزنند در حالی که مدرکشان نظرخواهی خودشان است. به جای پیگیری قانونی هواداران را به خیابان میخوانند و از زدن و سوزاندن آنها نیز چندان ناخرسند نیستند.

واقعا باید برای چنین کشوری تاسف خورد. آنجا که هر کس به فکر منافع خود است و براحتی برای تامین آن از حق دیگران صرف میکنند. آنجا که شما که از اساتید دانشگاه و سیاستید خود را دربند ارائه کوچکترین مدرک نمیدانید و براحتی کشور و مردم را در معرض خطر قرار میدهید.

واقعا متاسفم.

اعلام نتیجه شمارش آرا مثل گذشته و متناسب با آمار صندوقها موجب می شد که نتیجه انتخابات تا شمارش آخرین صندوق قابل پیش بینی و در نتیجه قابل دستکاری و مهندسی نباشد.در حالی که عکس آن را عمل کردند.
به هر حال شمارش مجدد آرا یک دام است. چون از این دروغگویان هر چیزی بر می آید. آنها یک رسالت جهانی دارند که به خاطر آن هر خلافی را مرتکب می شوند. یاد مردم غزه می افتم که پس از تحمل آنهمه جنایت بی سابقه در جلو چشم جهانیان باید برای اثبات آسیب دیدگی دلیل و مدرک بیاورند و نیازمند کمیته حقیقت یاب باشند. کمیته حقیقت یابی که خود همطایفه جنایتکاران است.
ضمنا سخنرانی امروز در نماز جمعه با آنهمه تهدید مردم و دفاع از رئیس جمهور منتصب بسیاری از حدسیات را تائید کرد. آدم حیران می ماند از اینهمه تدبیر!

بانگ الله و اکبر و "یا حسین، میر حسین"، امشب رسا تر از هر شب از پشت بامها بلند خواهد شد. امشب باید نشان دهیم که به ویرانی ایران و تباه شدن آینده مان رضایت نمی دهیم. به همه بگویید امشب رسا تر از هر شب همه با هم فریاد ازادی سر می دهیم.

مهم و فوری: مهدی کروبی خواهان ابطال انتخابات و برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری ش

ادوارنيوز: امروز جمعه 29 خرداد ماه ساعت 10 صبح ، مردم در يكي از روستاهای ياسوج، در حال تشييع پيكر دانشجوي شهيد ناصر امير نژاد دانشجوي دكتري هوا فضا كه در كوي دانشگاه كشته شده هستند.

اين در حالي است كه فرهاد رهبر در صداسيما اعلام كرد از 5 اسمي كه به عنوان كشته شده در دانشگاه تهران اعلام شده 4 نفر ساكن كوي نبوده اند. رييس دانشگاه تهران اما در خصوص سرنوشت اين 4 نفر خبري را اعلام نكرد.