« یک روز- یک تاریخ | صفحه اول | عذرخواهی احمدی نژادی »

چرا تقلب نکنند؟

از ما دلیل می خواهند که شما مستندات ارائه کنید که در کدام صندوق آراء آقای موسوی نادرست محسوب شده است. سؤال این است که وقتی برگزار کنندگان انتخابات همگی از یک طایفه ی سیاسی اند و ناظران هم از طایفه خویشاوند آنها، ما چنین مستنداتی را از کجا می توانیم بیاوریم.

این سخن را سخنگوی شورای نگهبان به کرات اعلام کرده است و آقای حداد عادل هم در برنامه ی تلویزیونی یک سویه ای که چهارشنبه شب (27/3/88) بر ضد طرفداران آقای موسوی داشت بر آن تأکید کرد. استدلال فوق به این می ماند که از یک زندانی سیاسی مورد شکنجه قرار گرفته خواسته شود که مستندات محکمه پسندی بیاورد که در شرایط بازداشت توسط بازجویان شکنجه شده است. روشن است که در بازداشتگاههایی که حقوق زندانیان نقض می شود و پای بازرسان بی طرف نیز به آن جا نمی رسد غیر از زندانی و بازجو و خدای متعال، هیچ چشم ناظری وجود ندارد تا با استناد به آن بتوان سوء رفتار بازجویان و زندانبانان را اثبات کرد.

به خاطر دارم سال های قبل از انقلاب که ایامی را مهمان اوین بودم، برخی از زندانیان که بازجویی آنها تمام شده بود و قرار بود آزاد شوند، گاه هفته ها اضافه در زندان می ماندند تا زخم پاهایشان خوب شود. کدامیک از آن ها قادر بودند پس از آزادی دلایل و مستنداتی بیاورند که مورد شکنجه واقع شده اند. اگر چنین بود که زندانی آزاد شده در هر جای دنیا می توانست دلایل محکمه پسند و مدارک قاطعی که منعکس کننده ی نحوه ی رفتار بازجویان با وی باشد ارائه کند، هرگز این ضرورت در میان آزادی خواهان و مدافعان حقوق بشر در جهان مطرح نمی شد که بازداشتگاهها ی کشورهای مختلف باید تحت نظارت منابع مستقل و بی طرف باشد. این روشن است که زندان هایی که نور نظارت بی طرفانه بر آن ها نتابد هرگز نمی تواند بر مبنای اعتماد به زندانبانان و گردانندگان آن ها محلی برای رفتار انسانی با زندانیان باشد.

همچنین است برگزاری انتخابات در کشورها. کدام دولت تمامیت خواهی است که تمایل به تقلب در انتخابات و ادامه ی استقرار قدرت خویش نداشته باشد. عقل و منطق در موضوع نحوه ی برگزاری انتخابات به دست دولت ها اقتضا دارد که اصل بر عدم برائت گذاشته شود. دولتی که در ادامه ی کار خود منافع مستقیم دارد نمی تواند بدون نظارت به امان خدا رها شود تا هر طور دلش خواست انتخابات را برگزار کند. این اصل عقلی و منطقی ربطی به این دولت یا آن دولت ندارد. فرق نمی کند دولت خاتمی باشد یا احمدی نژاد، ایران باشد یا آمریکا، اسلامی باشد یا لیبرال. منطق حکم می کند به دولتمردانی که تک تک شان منافع مستقیم در انتخاب رئیس دولت بعدی دارند اعتماد مطلق نشود و حتماٌ ناظران بی طرف و صالحی که مورد اعتماد عموم طبقات مردم باشند بر کار برگزاری انتخابات نظارت کنند. تعجب است از این که برخی از بزرگان کشور فرموده اند که در کلیه انتخابات برگزار شده به مجریان اعتماد کرده اند. وظیفه امانتداری مردم اقتضا دارد که درست عکس این روش اجرا شود و اصل بر آن قرار گیرد که بر کار برگزاری انتخابات نظارت کاملاً بی طرفانه و بی غرض صورت گیرد.

درست به دلیل همین ضرورت است که واضعان قانون اساسی در ابتدای انقلاب نگران تقلب در انتخابات توسط دولت ها بودند و بحث گسترده ای در مجلس خبرگان قانون اساسی در این مورد صورت گرفت که چه نهاد یا مرجعی بر برگزاری انتخابات در کشور نظارت کند. سیاق بحث های انجام شده در آن مجلس نشان می دهد که اعضای آن با تکیه بر تجارب شومی که از دخالتهای دولت های قبل از انقلاب در روند انتخابات داشتند مبنای نگاهشان عدم اعتماد مطلق به دولت ها در این کار بوده است. آن ها خوب به خاطر داشتند که فرمانداران و بخشداران با جمع آوری شناسنامه ها در روستاها و بخش های محروم و گاه پرکردن صندوق ها از تعرفه های نوشته شده توسط عوامل خود عملاً سناریوی وقیح و رسوای انتخابات فرمایشی را به دستور وزارت کشور به اجرا در می آوردند. کدام فرمانداری است که از یک دولت حکم گرفته باشد و اقتضای ادامه کارش یا ارتقای اداری اش در ادامه حاکمیت آن دولت نباشد؟ و کدام فرمانداری است که از یک دولت اهل تقلب و ریاکاری حکم گرفته باشد اما در عمل از شرکت در سناریوی انتخابات نمایشی سر باز زند. بر این مبنا روح حاکم بر قانون اساسی حکم می کند که مبنای کار اعتماد مطلق به دولت ها نباشد و کار انتخابات بدون نظارت بی طرفانه رها نشود.

اما مشکل کار در کشور ما از آن جا شروع شد که واضعان قانون اساسی فرض را بر آن گذاشتند که اعضای شورای نگهبان نهاد مستقل و بی طرفی هستند که بدون داشتن منافع خاصی می توانند بر انتخابات نظارت کنند و جلوی تخلفات را بگیرند. متأسفانه اختیارات بی حد و حصری که شورای نگهبان با استناد به تفسیر خودش از قانون اساسی در این امر برای خود در نظر گرفت باعث شد در عمل کسانی که از سوی این شورا به اسم ناظر بر انتخابات گمارده می شوند مجریان تام الاختیاری باشند که در تمام مراحل انتخابات حرف اول و آخر را می زنند. تا قبل از دولت نهم شورای نگهبان به تدریج با ایجاد نهادی دائمی متشکل از نیروهایی که قریب به اتفاق آنها به یک جناح سیاسی تعلق داشتند دستگاهی عریض و طویل تر از وزارت کشور برای دخالت تام و تمام در مسئله انتخابات ایجاد کرد و تلاش نمود تا کلیه امکانات تدارکاتی وزارت کشور را نیز عملاً در اراده سیاسی خویش هضم کند. در آن دوره ها کسانی که نگران رأی مردم بودند گاه تلاش داشتند با تکیه بر اختیارات اجرایی وزارت کشور و نظارت نمایندگان مجلس بر کار دستگاه اجرایی اندکی از مداخلات بی حد و حصر ناظران شورای نگهبان که عملاً مجریان بی چون و چرای انتخابات بودند، بکاهند. تلاشی که در موارد زیادی نیز ناموفق بود. گهگاه نیز در زمان حضرت امام (ره) با شکایت بردن به ایشان سعی می شد از اعمال نظر سیاسی شورای نگهبان در رای مردم جلوگیری شود که در مواردی با دخالت ایشان و فرمان مستقیم به شورای نگهبان مسئله فیصله می یافت.

اما نکته ی اساسی آن است که از آغاز دولت نهم پدیده ای کاملاً جدید در عرصه سیاسی کشور رخ نمود. اگر در گذشته تعارض یا تفاوت نسبی دیدگاه ها در شورای نگهبان و دولت باعث می شد امکان جا به جایی مستقیم آراء تا حد زیادی منتفی باشد و شکل ظاهری قانون رعایت شود، در این دوره دیگر چنین فرضی وجود نداشت. در دوره های گذشته عمده روشی که شواری نگهبان و ناظرین آن برای تأثیرگذاری بر نتیجه انتخابات در پیش می گرفتند مبتنی بر موارد زیر بود:
1- رد صلاحیت کاندیداهایی که منش سیاسی آن ها با دیدگاه شورای نگهبان و جناح سیاسی مورد حمایتشان سازگار نبود.
2- نپذیرفتن معتمدین محلی که از سوی فرمانداری ها برای تعیین هیأتهای اجرایی انتخابات معرفی می شدند و تلاش برای تعیین ترکیب معتمدین مطابق میل شورای نگهبان .
3- تلاش برای گماردن ناظرینی بر صندوق ها که عملاً بر روند اجرای انتخابات تأثیر جدی داشته باشند. لازم به ذکر است که تعداد ناظرین شورای نگهبان در هر صندوق عملاً دو برابر مجریان است.
4- چشم پوشی از تخلفات برخی از نامزدها در روند کارهای تبلیغاتی و رفتار طرفداران آنها در روز رای گیری و سختگیری بر برخی دیگر.
5- ابطال آراء برخی صندوق ها که بر نتیجه انتخابات تأثیر جدی داشته باشد. هرگز اتفاق نیفتاد که شورای نگهبان صندوق هایی را باطل کند که نتیجه آن راهیابی نامزدی با گرایش اصلاح طلبانه به مجلس باشد. در نوشته های مفصلی که در زمان معاونت سیاسی تاجزاده در وزارت کشور بین او و شورای نگهبان مبادله شده و همچنین در دوره های دیگر سیاهه مفصلی از ابطال صندوق ها توسط ناظران شورای نگهبان می توان یافت که در تمام آن ها نتیجه ی کار حذف کاندیدای مستقل یا دارای گرایش اصلاح طلبانه و راهیابی نماینده راست به مجلس بوده است.
6- ابطال کلی انتخابات در حوزه هایی که نتیجه قاطعی در آن ها به نفع کاندیدای غیر مورد نظر شورای نگهبان حاصل شده بود.

نکته قابل توجه آن است که در تمام دوران های گذشته با وجود آن که در دیدگاه دخالت جویانه ی شورای نگهبان استفاده از هر وسیله ای برای دستیابی به مصلحت مورد نظر آقایان مجاز بود، اما جز در موارد استثنایی که برخی از استانداران خاص حاضر به انجام عملیات نامتعارف برای تغییر آراء بودند، اما کمتر این احتمال داده می شد که رأی هایی به غیر از آن چه در روز انتخابات به صندوق ها ریخته شده در آن ها وارد شود یا هر نوع تغییر دیگری در محتویات صندوق ها داده شود. همچنین در مراحل انتقال نتایج حوزه ها و جمع بندی آمار صندوق ها به سختی می شد این احتمال را در نظر گرفت که عدد ها جا به جا شوند و یا مطابق میل کسی دستکاری شوند.

اما اکنون و از زمان روی کار آمدن دولت نهم وضع کاملاً متفاوت است. در این دور، دبیر شورای نگهبان و رئیس هیأت نظارت یعنی آقای جنتی به شدت شیفته و علاقه مند آقای احمدی نژاد و مشی دولت اوست. آقای الهام، سخنگوی دولت و دست راست آقای احمدی نژاد نیز عضو حقوقدان و متنفذ شورای نگهبان است. در میان سایر اعضای شورای نگهبان نیز جز همراهی و همسویی با جریان حاکم بر دولت چیز دیگری دیده نشده است. حال در چنین وضعی آقای حداد عادل یا آقای کدخدایی که از ما دلیل می خواهند که شما از کجا می گویید نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم مخدوش است! موضوع دقیقا از زاویه معکوس قابل طرح است. ما از این آقایان سؤال می کنیم که آیا غیر از این که از اساس از ما بخواهند به جریان حاکم بر انتخابات اعتماد کنیم، چه دلیلی می توانند بیاورند که محتویات صندوق ها از سوی کسانی که بر آن ها کنترل دارند تغییر نکرده باشد؛ و یا اعداد و ارقام وارد شده به سایت ها و بانک اطلاعاتی مربوطه تماماً مطابق وافع باشد؟ چرا در حالی که تمام مجریان و ناظران از یک جریان سیاسی هستند و تجربه نشان می دهد که آن ها برای پیشبرد هدف سیاسی شان از دریده شدن هر پرده ای ابا ندارند، ما باید فرض را بر این بگذاریم که نتایج بدون خدشه اند؟ کدام ناظر بی طرفی در میان آقایان که تماماً با هم خویشاوند سیاسی هستند حضور داشته که در مقابل چشمان او از دخالت در نتیجه خودداری کرده باشند؟

شاید مدعی شوند که نمایندگان کاندیداها بر سر همه صندوق ها و در مراحل تجمیع آراء حضور داشته اند. این دوستان خودشان می دانند که این فریب یک شوخی بیش نیست. صدا وسیما و آقای حداد عادل مدعی اند تمام صورت جلسه های شمارش آراء به امضای نمایندگان کاندیداها رسیده است. این ادعا دروغی بیش نیست. وزارت کشور اگر راست می گوید باید برای هر 50 هزار صندوق یا هر تعدادی از آنها که مورد درخواست کاندیدا ها قرار گیرد صورت جلسه مورد ادعا را ارائه دهد. آقایان فراموش کرده اند که از ابتدا که بحث تشکیل کمیته صیانت از آراء توسط کاندیداها مطرح شد چقدر اوقاتشان تلخ شد و به قبایشان برخورد اما حالا که با احساس عدم اعتماد عمومی به تشکیلات برگزار کننده و ناظر انتخابات مواجه شده اند به حضور ناظران کاندیداها بر سر صندوق ها استناد می کنند! لازم است یادآور شویم پس از مخالفتهای زیاد وزارت کشور، کاندیداها تلاش کردند با استناد به قانون برای نظارت بر صندوق ها نماینده بفرستند. اما در هر حوزه ی انتخابیه بارها لیست ارسالی از سوی کمیته صیانت از آراء کاندیداها توسط دستگاه اجرایی رد شد و اجازه ندادند افراد قاطع و صاحب تجربه در امر انتخابات به عنوان ناظران کاندیداها بر سر صندوق ها باشند.

متأسفانه دوستان خودمان نیز در این امر مماشات و مسامحه کردند و با این تصور که در صورت برتری قاطع آراء از سوی کاندیداهای اصلاح طلبان تقلبی صورت نخواهد گر فت کوتاه آمدند. کارشکنی وزارت کشور برای حضور ناظران کاندیداها به اینجا ختم نشد و تا روز رأی گیری ادامه داشت به طوری که در آن روز در عمده صندوق ها انتخابات تنها در دایره خویشاوندی وزارت کشور و شورای نگهبان به انجام رسید و نماینده کاندیداها حضور نداشتند. در آن جا هم که حضور داشتند بسیاری از آنها موقع شمارش از جلسه بیرون رانده شدند. نهایتاً امروز حوزه های اندکی را می توان یافت که نامزدهای اصلاح طلب امکان داشتن اطلاعات از تمامی مراحل رأی گیری و نتایج حاصله را به طور مستقیم در دست داشته باشند. حاصل کار آن می شود که اگر اصلاح طلبان بر فرض روی برخی صندوق ها دست بگذارند وزارت کشور قادر است اسناد مثبته ای را فراهم آورد که جلوی ادعاها را بگیرد. در واقع مجریان انتخابات آن قدر صندوق نظارت نشده از سراسر کشور در اختیار دارند که هر وقت ادعا شود بتوانند صندوق هایی مملو از آرایی به اسم احمدی نژاد ارائه کنند. تمام این صندوق ها نیز در فرصتی مبسوط در اختیار وزارت کشور بوده و هر کار می خواسته تا امروز با آن ها کرده است و در آینده هم می تواند بکند. علاوه بر این ها، صندوق ها هیچ علامت حک شده ای ندارند و هویت هر کدام از آن ها با کاغذی که روی آنها چسبانده شده بود مشخص می شود. بنابراین شما بفرمایید کدام کار را نمی شود کرد؟!

و اما یک حکایت جالب. کمیته صیانت از آراء کاندیداهای اصلاح طلب برنامه ریزی کرده بود که ناظرانش بر سر صندوقها از طریق پیام کوتاه تلفنی و به کمک یک سامانه ی رایانه ای اطلاعات خود را به مرکز بفرستند. شب انتخابات سیستم پیام کوتاه از کار انداخته شد و در عمل این امکان ارتباطی کارامد از آنها گرفته شد. به این ترتیب هر ناظر خودش بوده و خودش و هر اتفاقی که می افتاد تنها با صوابدید خودش باید با آن مواجه می شد. به این ترتیب کمیته صیانت در عمل هفتاد درصد امکان نظارتی خود را از دست داد. بالاخره دوستان تصمیم گرفتند همان شب یک محل در تهران را با تعدادی تلفن ثابت تجهیز کنند و با به کار گیری تعدادی نیروی جوان با ناظران سراسر کشور ارتباط بگیرند. این کار با وجود دشواری های زیاد انجام شد. اما حوالی ده شب جمعه 22 خرداد، یعنی شامگاه رأی گیری که حساس ترین زمان کار بود کلیه خطوط تلفنی آن مرکز از کار افتاد و عملاً کمیته صیانت از آراء فلج شد. این در حالی بود که از یکی دو ساعت قبل از آن با تماس های تلفنی مجعول به اسم ناظران کمیته صیانت اطلاعات غلطی به این مرکز داده شده بود که بعداً کشف شد عامل آن ها کسان دیگری بودند. سرانجام در ساعات پایانی شامگاه 22خرداد که آثار حرکت کودتایی کاملاً بر ملا شده بود نیروهای کمیته صیانت مرکز را رها کرده و به ستادها رفتند.

سوال این جاست که این همه کارشکنی در مسیر کار کمیته صیانت از آراء کاندیداهای اصلاح طلب از روز نخست تا هنگام شمارش آراء به چه منظوری صورت گرفته است؟ آیا غیر از آن است که مجریان و ناظران خویشاوند سیاسی آنها نمی خواستند در جمعشان نامحرم حضور داشته باشد و می خواستند اصلاح طلبان را از امکان جمع آوری اطلاعات تفصیلی از صندوق ها محروم کنند تا امروز به ما بگویند مدرک بدهید که در کدام صندوق تخلف رخ داده تا ما دوباره بشماریم.

امروز وقتی قطعات پازل انتخابات را کنار هم می گذاریم مشاهده می کنیم که همه چیز از ابتدا طوری برنامه ریزی شده بود که نتیجه مد نظر یک طایفه خاص سیاسی رقم بخورد و دولت احمدی نژاد به هر قیمت که شده چهار سال دیگر هم تداوم یابد. تنها چیزی که در محاسبات آقایان درست پیش بینی نشده بود آن بود که میزان مشارکت مردم در انتخابات و رای آن ها به میر حسین موسوی آن چنان بالا باشد که ادعای برتری احمدی نژاد با صد من سریش هم نچسبد و در عمل مردم بر مبنای حس شهودی خویش و مشاهداتی که هر کدام از پیش از رأی گیری در محله و شهر و دیار خویش داشتند و آن چه در جریان رأی گیری شاهد بودند زیر بار ادعای ارائه شده از سوی وزارت کشور نروند و این فضای اعتراضی گسترده در سراسر کشور رقم زده شود.

خلاصه کنم. من در این تحلیل، نتایج ادعا شده ی انتخابات و بطلان ادعای برتری رأی احمدی نژاد را تنها از یک زاویه مورد تحلیل قرار دادم و آن این که این انتخابات توسط دولتی برگزار شده که خود منافع گسترده در انتخابات دارد و تجربه نشان داده که وقتی پای منافع حیاتی اش مطرح باشد از هیچ کاری رویگردان نیست. و نیز این انتخابات توسط شورای نگهبانی نظارت شده که به شدت با دولت درهم تنیده است و با آن علایق و منافع مشترک دارد . و سرانجام در طی انتخابات با انواع شیوه های مختلف مجریان انتخابات از امکان نظارت ناظران مستقل و نمایندگان کاندیداها بر کار انتخابات ممانعت به عمل آوردند. نتیجه این همه می شود دولت احمدی نژاد!

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/325

نظرات بازدیدکنندگان

آقای شیرزاد پس شما تایید میکنید آنایی که شورش کردند مزدور آمریکا و انگلیس و بلندگوی آمریکا و انگلیس هستند آنهایی که در زندان هستند مزدور آمریکا و انگلیس هستند که شما میگویید
از کی تا حالا مرده ها را می گیرند می برند زندان و از ترس اجازه کمترین ارتباط به آنها نمی دهند؟! از کی تا حالا دهها هزار نیروی ضد شورش را به خیابان می آورند تا جلوی مرده ها را بگیرند.؟ به نظر من مرده کسی است که قدرت تشخیص مسایل پیرامون خویش را از دست داده است.
آقای شیرزاد پیشنهاد میکنم قبل از اینکه برای نوشته های خوانندگان سایت نظر و جواب بدهید سه ساعت قبل از آن بخوابید و آرامش خود را حفظ کنید و با عصبانیت نظر ندهید بنده گفته ام مزدوران آمریکا و انگلیس خودبخود مرده انــد چون مزدور یک کشور دیگــر شدن یعنی مردن آقای شیرزاد شما هم در جوابتان تایید کرده اید که مرده ها را زندانی نمیکنند و برای آنها پلیس ضد شورش اعزام نمیکنند آقای شیرزاد مزدور امریکاو انگلیس بودن افتخار نیست اما عده ای بیش از حد رو دارند شاید هم هزار رو و میلیون رو هستند

شیرزاد:
متاسفانه من وسیله ای برای تفهیم معنی به شما غیر از همین کلمات ندارم. وقتی تصمیم داشته باشید آنها را درست درک نکنید از اراده من کاری ساخته نیست.

آقای شیرزاد در پاسخ سوال شما:
شيرزاد:
يك سوال: اگر اينها كه مرگشان را آرزو مي كنيد با نفرين شما نمردند، شما در جهت مرگشان تلاش نمي كنيد؟
آقای شیرزاد مخالفین ولایت فقیه مرده انــد ایادی و مزدوران آمریکا و انگلیس مرده انــد
در ایران آمریکا و بلندگوهای آن مرده انــد
چشمانتان را باز کنید و ببینید
چون هرکس بخواهد مزدور آمریکا و انگلیس بشود هرکس بخواهد بلندگوی امریکا شود مرده است
آقای شیرزاد به نظر شما چه کسانی مزدور و بلندگوی آمریکا هستند حالا هیچکس دوست ندارد ریخت آنها را ببیند برای دروغهای خود سندی ندارند
مرگ بر دروغگو

شیرزاد:
از کی تا حالا مرده ها را می گیرند می برند زندان و از ترس اجازه کمترین ارتباط به آنها نمی دهند؟! از کی تا حالا دهها هزار نیروی ضد شورش را به خیابان می آورند تا جلوی مرده ها را بگیرند.؟ به نظر من مرده کسی است که قدرت تشخیص مسایل پیرامون خویش را از دست داده است.

چگونه وزارت كشور مي تواند در مقابل مداركي كه حتما از راه نيافتن نمايندگان نامزدها به سر صندوق ها، مدارك محكمتري بياورد؟
استدلالتان قابل قبول نيست!

در پاسخ به آقای شیرزاد که در قبال حرفهای یک هموطن که شعارهای درود بر احمدی نژاد و درود بر خامنه ای و مسائلی در خصوص آقای موسوی گفته اند و آقای شیرزاد درخواست کرده اند که بلندگو به ایشان بدهند به آقای شیرزاد میگویم که آقای شیرزاد بلندگو لازم نمیباشد 40میلیون نفر یکجا این شعارها را دادند اما عده ای بهانه جو و ... نشنیدند میدانید چرا چون یا خوابیده بودند یا اینکه پنبه در گوششان کرده بودند
منافقین از کفار بدترند
مرک بر ضد ولایت فقیه
مرگ بر ضد ولایت فقیه
مرگ انگلیس و مزدوران و ایادی آنها
مرگ بر اسرائیل
مرگ بر آمریکا و بلندگوهای آمریکا در داخل ایران

شيرزاد:
يك سوال: اگر اينها كه مرگشان را آرزو مي كنيد با نفرين شما نمردند، شما در جهت مرگشان تلاش نمي كنيد؟

موسوی چیان مانند خود موسوی دچار توهم خود بزرگ بینی شدن. موسوی دروغ می گوید و دم از صداقت می زند! موسوی بی قانونی می کند و دم از قانون می زند.
درود بر احمدی نژاد
درود بر امام خامنه ای
درود بر احمدی نژاد
درود بر امام خامنه ای
درود بر احمدی نژاد
درود بر امام خامنه ای
درود بر احمدی نژاد
درود بر امام خامنه ای
درود بر احمدی نژاد
درود بر امام خامنه ای
درود بر احمدی نژاد
درود بر امام خامنه ای
درود بر احمدی نژاد
درود بر امام خامنه ای

موسوی دیکتاتور است چرا که می خواهد آن چه خودش می پسندد اجرا شود و به رای ملت ایران اهمیت نمی دهد.
چیزه چیزه چیزه موسوی چیزه چیزه
هنوز بلد نیست حرف بزنه!!!

شیرزاد:
بلندگو بدم خدمتتون؟

سلام
واقعا برای قشر تحصیلکرده متاسفم
تشبیه به شکنجه!!!!!!!!!!!
هیچ شباهتی ندیدم
آقای موسوی هر کاری خواستند کردند و هر تهمت و دروغی خواستند گفتند و شما به شکنجه محکوم می کنید
هنوز شما به اصطلاح اصلاح طلب توبه نکردید و به خود نیامدید
تا کی از بیگانه ... حرفم را رها کردم
از قرآن کریم
"فی قلوبهم مرض و فزادهم الله مرضا"
در پایان فقط "قالو سلاما"
یا حق

شیرزاد:
مثل اینکه حق با شماست و این اصلاح طلبها دچار توهم اند. توی زندان بی خود و بی جهت حس می کنند کتک می خورند، بی خوابی می کشند، مورد توهین و تهدید واقع می شوند، الکی حس می کنند تحت فشار سلول انفرادی اند و... بعد هم سر خود راه می افتند می آیند پیش خبرگزاری ها و اعترافات می کنند.

با سلام
رفتارهاي اين روزهاي آنها را چه بناميم كه در ادارات دست به تصفيه حسابهاي كينه توزانه با افراد عادي زده اند كه چرا راي به معجزه هزاره شان نداده اند.
نمي دانيد در اين منطقه اي كه من هستم چه خبر است.

انا لله و انا الیه راجعون

Dard e del e maa raa goftid. Thanks.

سلام
دکتر جان گفتی مسئله این است که در یک جمع یکدست از مجریان و ناظران و قاضیان نهایی چه دلیلی دارد که تقلب نشود؟ ... ما به شما اعتماد نداریم!
حرف من اینه که آیا شما این موضوع رو بعد از انتخابات فهمیدید؟
آیا شما با ما مردم صادق هستید؟
آقای میرحسین موسوی چند دهه با حکم رهبری در مجمع تشخیص تشریف داشتند و البته هنوز هم استعفا ندادند! چطور حالا که اینطوری شد وزارت کشور و شورای نگهبان و رهبر اخ شدند!!؟
لطفا پاسخ بدید شما که هیچ یک از این ارکان رو قبول ندارید میخواهید چطوری رئیس‌جمهور بشید؟
شیرزاد:
ما همه این ارکان را به طور نسبی قبول داریم نه مطلق. این بستگی به عملکرد آنها دارد. وقتی آرای مردم جا به جا شود سر سوزنی هم این کار را قبول نداریم. به زودی تحلیل کاملتری در این زمینه می نویسم.

با سلام
ريشه تمام اين مشكلات در خود مردم است مردمي كه در تمام طول تاريخ فقط خواسته اند كسي را پادشاه كرده و بعد فقط از او اطاعت و پيروي كنند
چنين فرهنگي حاصلي جز استبداد
ندارد
شیرزاد:
پس چرا خاتمی شاه نشد؟ فکر نمی کنید ذغال خوب هم بی تاثیر نیست!

با سلام
دلايل خوبي ارائه شده است.
ولي تصور مي‌كنم نبايد نقش عقب نشيني هاي مجلس ششم وآقاي خاتمي را در اين مسئله ناديده گرفت.اگر آن موقع ايستادگي مي‌شد نتيجه كار بدينجا نمي‌رسيد كه دستمان به هيچ جا بندنيست و هيچ ابزاري براي چانه زني در حكومت نداريم.

شیرزاد:
ای عجب که معلوم نیست کی می خواهید از این قبیل صحبتها دست بردارید

خدمت برادر و همکار بزرگوارم جناب دکتر شیرزاد سلام
مطلب دردآور و متاثرکننده جنابعالی شرح این روزها و حال و احوال مردم منتقدی است که نمی دانند از تقلب بزرگی که شده است به کجا شکایت برند. امیدوارم بزرگوارانی امثال جنابعالی که صدای مردم در حوادث عجیب روزگار هستید به نحوی در سایت خود مطلب بنویسید که کوردلان ادامه فعالیت شما را متوقف نسازند و ما از صدای شجاعانی چون شما محروم نشویم.
همکار جنابعالی در آموزش و پرورش
شیرزاد:
ممنون از لطف شما. اما نمی دانم دیگر چه می توان نوشت که گویای واقعیت باشد و به گاو و گوسفند کسی هم برنخورد.

این کودتا بود نه انتخابات شما خیابانها و نحوه سرکوب مردم را ببینید چگونه احمدی نژاد می گوید رای اوردم هیج کس او را به رسمیت نمی شناسد

با درود و سلام و آرزوی توفیق و ... با این غمان تازه به تازه تسلیت .
کاش می شد مصالحه ای . کاش می شد معامله ای - مصالحه ای بدینگونه :
جناب دکتر ! بسیار نیک ! این چهار سال دیگر هم ریاست جمهوری ارزانی تان .
به هم میهنان خویش ، اما ، این حق را بدهید که بتوانند از آن چه را که خالق هستی ، قانون و وجدان حق هم ترازحق نفس کشیدن آن ها شناخته است برخوردار باشند : بتوانند خود را بیان کنند ، بتوانند گرد هم آیند و بتوانند تلاش کنند که مدلل کنند که برنامه ها و خط مش ها و شیوه ی آنان در کشور داری درست تر است و به نیک بختی اجتماع نزدیک تر.
شاید ، شاید دم گرم آن ها در آهن سرد خود شما هم اثر کرد و در یافتید که این شیوه ی مملکت داری نیست و شاید حتی خود شما هم قانع شدید که آن چه می کنید نفرین و آه فرزندان و نوه های خودتان رانیز به دنبال خواهد داشت .
شاید توانستند شما را هم قانع کنند که:برای نمونه : اگر به راستی مساله ی شما انرژی صلح آمیز هسته ای است این راهی که برگزیده اید پر هزینه ترین و رنج بار ترین راه است .
کاش می شد راه مصالحه ای

شیرزاد:
منظور نویسنده محترم از دکتر همین رییس جمهور فعلی است.

در پاسخ علی بگویم که استدلال شما نظارت استصوابی شورای نگهبان را رد میکند.
چون اصل بر صلاحیت است و شورای نگهبان بایستی عدم احراز را ثابت کند ولی درنظارت استصوابی اصل عدم احراز است وفرد باید صلاحیتش را ثابت نماید .
یک بام ودو هوا!!!

آقاي شيرزاد! البته دلايل شما براي تقلب مستدل نيست. يعني هيچ يك از مواردي كه گفتيد محكمه پسند نيست. اما بنده به عنوان طرفدار موسوي و كسي كه به موسوي راي داد، كاملا از عملكرد آقاي موسوي دفاع ميكنم. آقايان در رسانه طايفه‌اي (به اصطلاح ملي) مي‌گويند از راه قانوني اقدام كنيد، غافل از اينكه مجريان قانون،‌آنچه را كه در قانون به نفعشان است اجرا مي‌كنند و آنچه را كه به نفعشان نيست يا اجرا نمي‌كنند يا به نفع خود تفسير مي‌كنند. به همين علت هر اقدامي از جناح مقابل كاملا مشكوك مي‌شود. مثلا قطع شدن پيامك در شب و روز انتخابات چه علتي مي‌توانست داشته باشد؟ با چه منطقي مي‌توان آن را توجيه نمود؟ واقعا اشكال فني؟!!!! اين دوستاني هم كه در اينجا انتقاد مي‌كنند، گويا نمي‌دانند كه گروهي در هيات حاكمه به ما مي‌گويند ماست سياه است و براي آن قانون ارائه مي‌كنند اما ما نمي‌پذيريم. هميشه همينطور بوده كه فرياد دادخواهي مظلوم به پيشگاه دادگاه (بهتر است بگوييم بيدادگاه) ظالم نمي‌رود. اكنون ما به دليل شهادت هم‌فكران و هم‌وطنان خود عزادار و سياه‌پوش هستيم اما برخي هم‌وطنان مرعوب و مغلوب تبليغات مسموم دشمنان ملت و خاك پاك ايران شده‌اند. كافي است چشمانشان را باز كنند و اطراف خود را به خوبي بنگرند و تفكر كنند. خدا را هم نمي‌توان ديد. آيا چون خدا ديده نمي‌شود وجود ندارد؟!!!

احساس من اینه این نظرات مال یه نفره که باهاتون خصومت شخصی داره .من واقعا متاسفم که ادبیات احمدی نژادی همه جا داره جا می گیره . خیلی متاسفم

شیرزاد:
چند روزی بود زبانشان بند آمده بود و چیزی برای گفتن نداشتند. حالا یه دو سه روزیه یاد گرفتن چی بگن. اصل استدلالشون هم بر این مبناست که منکر همه چیز بشن و دست پیش رو بگیرن.

با عرض پوزش باید بگویم دیدگاهتان واقعا کودکانه بود!خب مثلا دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی هم اوضاع مشابه بود پس ما می توانیم بگوییم در آن دوره نیز تقلب شده است...
این استدلال ها از یک دکتر بعید است...
با این که من خود از طرفداران میرحسین بودم اما با این عقیده که تقلب شده، مخالفم. چون اگر روزی ذره ای به انتخابات مشکوک باشم رای نخواهم داد.
البته برخورد آقای میرحسین و زیر سوال بردن عناصر نظام و حضور نیافتن ایشان در شورای نگهبان جهت اثبات ادعا کاملا بی اساس بودن ادعای ایشان رابر من مشخص کرد.

شیرزاد:
من ادعای بزرگ بودن ندارم. اما به نظرم می رسد نکته اصلی استدلال مرا نفهمیدید. مسئله این است که در یک جمع یکدست از مجریان و ناظران و قاضیان نهایی چه دلیلی دارد که تقلب نشود؟ بالا و پایین دلایل شما بر می گردد به اینکه شما باید به ما اعتماد کنید. ما هم به هر زبانی می گوییم به شما اعتماد نداریم!

با سلام
آقاي دكتر شيرزاد ! استاد گرامي ! چند نكته اي را من باب نقد ذكر مي نمايم در صورت صلاحديد پاسخ دهيد.
1- آقاي دكتر !نا سلامتي شما دكتر اين مملكت هستيد ! شما كه اينقدر سر مباركتان در حساب و كتاب هست و از منطق و حقوق و اينجور چيزها سر در ميآوريد بايد اين نكته ي ساده ي حقوقي را بداني كه "الدليل علي المدعي" اين استدلالي كه شما مي فرماييد بنده را به ياد صحبت هاي طرفهاي اروپايي و آمريكايي در مذاكرات هسته اي مي اندازد كه مي گفتند ما مدركي مبني بر تخلف نداريم ولي شما بايد اعتماد سازي كنيد!
2- اگر قرار باشد كساني معترض به تخلف احتمالي در انتخابات باشند و مدام بر طبل تظلم خواهي خويش بكوبند و فرياد وا صداقتا سر دهند مسلما آن افراد شما وهم حزبي هايتان نبايد باشيد ؛ چرا كه با لكه ي ننگي كه در انتخابات مجلس ششم بر دامن جنابعالي و همفكرانتان نشست ؛ اصولا طرح چنين ادعاهايي از جانب شما خجالت آور است.
3- شمادر جايي از نوشته خويش عنوان نموده ايد كه در اكثر حوزه ها ناظران از محل بيرون رانده شده اند ؛ هر چند از نظر من اين در حد يك ادعاي واهي بيش نيست ولي بد نيست جهت هدايت ما هم كه شده 5 مورد از اين نمونه را با ذكر مستندات در نوشته اي جداگانه ارائه دهيد.
4- يريدون ليتفئو نور ا... بافواههم وا... متم نوره ولو كره الكافرون!
اصلاحات مرد دكتر ! باور كنيد

خوب نوشتی..ممنون

تورو خدا يه ذره از حرفاي كليشه اي بيايين بيرون و اظهار نظري از اون ذهن هاي آهكي تون بدين بيرون.يه مشت دروغ واراجيف به خوردتون دادن دارين روش اصرار مي كنيد در صورتي كه همش توهمه ميگن سند بيارين مغلطه ميكنيد در مجموع هيچ غلطي نمي تونيد بكنيد

شیرزاد:
من ادعایی راجع به ترکیبات مغزم ندارم، اما خوشبختانه از طریق کلاس دشمن شناسی با واقعیتها مواجه نمی شوم.

حالا می فهمم چرا علی در چاه می گریست...به خدا اینا مسلمان نیستن. اینا انسانم نیستن .....مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید... که کفر از شرم یار من مسلمان وار می اید

با درود
جناب آقای دکتر من افتخار شاگردی شما را در دانشگاه صنعتی داشتم. واقعا درست و دقیق فرمودید.من روز دوشنبه در راهپیمایی سکوت همراه با سه میلیون نفری(به گفته و تایید شهردار تهران آقای قالیباف) بودم که یک نقطه عطفی را در ارائه مطالبات مدنی خود ایجاد کردند. اگر این خیل عظیم خوب مدیریت شود که تا به اینجا همین گونه بود،قادر خواهد بود حق خود را از دیکتاتورمآبها بگیرد.هرچند در همان روز به چشم دیدم که یک لباس شخصی از داخل ساختمان بسیج به روی مردم صلح جو آتش گشود و عده ای را به خاک و خون کشاند اما در روزهای بعد همه جهان شاهد بود که مردم دیگر از کشته شدن هم نمی ترسند..
گیرم که می زنند..گیرم که می کشند....با رویش ناگزیر جوانه چه خواهند کرد

از ما دلیل می خواهند که شما مستندات ارائه کنید که در کدام صندوق آراء آقای موسوی نادرست محسوب شده است. سؤال این است که وقتی برگزار کنندگان انتخابات همگی از یک طایفه ی سیاسی اند و ناظران هم از طایفه خویشاوند آنها، ما چنین مستنداتی را از کجا می توانیم بیاوریم.
..
من همین چند خط اول رو خوندم دیگه ادامه نوشته هارو نخوندم...اخه یاده صخبتای فائزه هاشمی افتادم که گفت خاتمی هم بی عرضه بود و راس گفت...اخه 4 سال پیش با اینکه تمام عوامل از خودتان بودن باز احمدی نژاد تو دوره پیش هم رای اورد...بابا چرا گذاشتین تقلب شه..!؟!؟؟!

مردی نظرات منو مثل بقیه نشون بده
شیرزاد:
نظرات تو و امثال تو از شش کانال تلویزیون دولتی شب و روز پخش میشه. اما باز هم همه شون را آوردم. اما تو چه مردی هستی که جرات نداری هویتی از خودت رو ولو قلابی ارائه کنی!

چون قافیه تنگ آید
شاعر به جفنگ آید...!!

نمردیم معنی آزادی بیان و دموکراسی شما رو هم فهمیدیم : دموکراسی یعنی اگه ما ضایع بشیم و رای نیاریم حتما تقلبه !!
رای بقیه ملت هم کشکه... 

شیرزاد:
نه دمکراسی یعنی اینکه هر وقت کم آوردیم لباس شخصی ها را با چماق و قمه بیندازیم به جان بچه های مردم!

خوبه خودمونو به خرییت نزنیم...!!
از دلایل واقعا مسخره ی زهرا رهنورد معلوم بود که هیچی برای گفتن ندارید
قافیه را باختید و حالا برای کم نیاوردن جان جوانهای مردم را نثار هدفهای پوچتان میکنید
توی سایت گویا نیوز که حامی موسویه خودشون اعتراف کردن که موسوی دلشو به رای ادمایی خوش کرده بود که تو خیابونا شال سبز مینداختند
در صورتی که معلوم نبود اصلا اونا رای میدن یا نه
یا فقط واسه ولگردی تو خیابونا میچرخن
موسوی دچار توهم سبز شده
به خاطر خود خواهیش اسایشو از مردم گرفته و باید جواب خونهایی که ریخته شد را بدهد
نه تنها اون بلکه تمام کسانی که در تظاهرات بودند مسئول خونهای ریخته شده اند

شیرزاد:
واقعا که راس میگی. اونها توی خیابون خون دماغ شدن و مسولش هم موسویه که اونها را دعوت کرد.

سلام استاد سلام یاران
متاسفانه می خوانیم که بعد از نماز جمعه و خطبه های آن بعضی از دوستان نا امید شده اند و خستگی را در استخوان های خودحس میکنند. اما دوستان با خود صدیق باشیم و بر فرض محال که این انتخابات به نحو احسن و با حسن نیت تمام برگزار می شد و مهندس موسوی را هم برنده اعلام می کردند باز هم برای ما اول راه بود. چرا که اگر آقای موسوی به وعده هایش میکرد از بالا و پایین و همه جهات آسمانی برایش مشکل نازل می کردند که سد راهش شوند و یا چوب لای چرخش بگذارندو وظیفه ما بود که به ایشان کمک کنیم و همراه او تا آخر آنراه ناهموار برویم. خیر کار شما با یک رای دادن تمام نمی شد و بنا بر وظیفه یی که داشتید باید برای دفاع از آزادی همیشه در صحنه می بودید. فکر نکنید که این کشور را می توان یکشبه با دموکراسی آشنا کرد. متاسفانه هیچگاه ایران ما دموکراسی را لمس نکرده و به انواع حکومت های فاشیستی و دیکتاتوری آلوده شده است و لذا با حریفی که برد و باخت را قبول کند طرف نبودیم و قدر مسلم برای شما و مهندس موسوی یک ساعت و راحت نمی گذاشت.
اماالان وضعیت بسیار بهتر شده چرا که همه متحد شده ایم و در راه براندازی دیکتاتوری دست به دست داده ایم. برای بسیاری از دوستان ریشه ها مشخص شد و ام الفساد ها چهره عیان کردند و دوست و دشمن از این جمعه راهش مشخص شد. الان نباید خود را خسته نشان دهیم که دشمن جشن پیروزی بگیرد.
الان باید با جدیت بیش از پیش در راه احقاق حق بلند شویم و فریاد بزنیم که ما زنده ایم و انسانیم و ما ایرانیم و آن ملت که می گویید ماییم. باید خود را سازماندهی کنیم و نگذاریم که یک بار دیگر به چالش بیافتیم و یا حاصل دسترنج ما را به یغما ببرند. باید یکی شویم و آگاهانه عمل کنیم باید در صحنه بودن را فراموش نکنیم با دید انتقادی شروع به ساختن ایرانمان بکنیم. ما دیگر 4 سال منتظر انتخابات فرمایشی دیگر نباید بنشینیم. فکر می کنید که انتخابات بعدب بهتر برگزار خواهد شد؟ خیر و بسیار بایدهای دیگر.
به امید فردای آزاد و ایرانی آباد

گیرم چراغ را کشتید با خورشید برآمده در آسمان چه میکنید ؟

از ما دلیل می خواهند که شما مستندات ارائه کنید که در کدام صندوق آراء آقای موسوی نادرست محسوب شده است. سؤال این است که وقتی برگزار کنندگان انتخابات همگی از یک طایفه ی سیاسی اند و ناظران هم از طایفه خویشاوند آنها، ما چنین مستنداتی را از کجا می توانیم بیاو


اینکه آقای موسوی برنده انتخابات است شکی در آن نیست و جایگاه ریاست جمهوری فعلا غصبی خواهد بود و ما چون مسلمانیم و به خدا و قرآن ایمان داریم می دانیم که خداوند ظلم فاحش به ملت را پاسخ خواهد داد

نماز جمعه فرمايشاتو شنيديدآقاي دكتر...ديگه ايمان آوردم كه حتي با دادن جونمون توي اين مملكت حق به حق دار نمي رسه.از بس من من شنيدم از ايشون،از بس مهندس را با حرفهاي پلشتشون به فكر ديكتاتوريشون تحقير كردن، فقط تا حالا مردم را تهديد رسمي نكرده بودن كه اين بار با اين جمله كه فرماندهان پشت پرده ي نظام هم آماده ي حضور!! هستن بهره مندمون كردن.خدايا ديگه رمقي مي مونه واسه ما؟..اي كاش آسمون مي باريد، اشكهاي ما قدرت آشكار كردن اين همه غم را نداره....

بر خلاف نظر دکتر عزيز، احتمال ديگر اينست که هم ميزان مشارکت، هم نتيجه آرا، و هم عکسالعمل انتقادي مردم براي دستاندرکاران شعبدهبازي پيشبيني شده بوده است. کم کم واضح مي شود که اين حرکت در اوايل دروان اصلاحات پايه گذاشته شده است، هنگامي که به ناگه اعتبار معدود افرادي که قابليت جلوگيري از اين وضعيت را داشتند توسط اطلاعاتي که به "طريقي نامعلوم" از وزارت اطلاعات درز کرده بود به شدت زير سوال رفت و همواره کاهش يافت.

اين و ديگر شواهد نشان مي دهد که شعبدهبازان اهداف خود را بر اساس يک برنامه دراز مدت تدوين شده توسط افرادي به غايت باهوش پيش مي برند که بسياري از جزيات و احتمالات و راهکارها در آن لحاظ شده است.

شايد سوال جالب اين باشد که راهکار در نظر گرفته شده براي خروج از وضع موجود و برنامه آنها براي اداره کشور عليرغم انتقادهاي گسترده چه بوده است.
1

ازین ...ان گرفته مرا دل
چه ضحاک ظالم چه حداد عادل

اینکه آقای موسوی برنده انتخابات است شکی در آن نیست و جایگاه ریاست جمهوری فعلا غصبی خواهد بود و ما چون مسلمانیم و به خدا و قرآن ایمان داریم می دانیم که خداوند ظلم فاحش به ملت را پاسخ خواهد داد .
در روستاها آقایانی که زندگی خود را از راه گزارش دهی و ارتباط با بعضی از مراکز می گذرانند مردم را تهدید می کردند که باید رای شما را ببینیم و اگر بچه شما دانشگاه یا کار بخواهد ما می توانیم جلوی آنرا بگیریم و.... در جمع آوری اآرا اقدام می نمودند که همه این موارد با احتساب اختلال در امر انتخابات به بهانه اتمام تعرفه در ساعت 10 یا 11 صبح در بعضی از شعب از جمله شیراز ، اصفهان تبریز و... و صفهای طویل چند ساعته برای اینکه مردم خسته شوند و اخذ رای صورت نگیرد و پس از تمدید مردمی را پشت در شعب نگه داشتند تا رای ندهند بدلیل چند باره رای دادن آقایان سازمان یافته بوده و در شمارش و ....
هرکس اگر یکبار پای صندوق رای بعتوان عامل اجرایی بوده باشد می داند که تخلفات گسترده به چه راحتی توسط عزیزان صورت گرفته است و ناظران شورای نگهبان در جلسات توجیهی خود فقط به تبلیغات می پرداختند و می گفتند که نگران نباشید همه چیز هماهنگ است دکتر با 65 درصد آرا انتخاب ( انتصاب ) می شود تعداد چند برابر مهرهای تحویلی به فرمانداریها و وسایل پلمپ به چند برابر مورد نیاز و اعلام نتایج شهرستانها 3 روز پس از انتخابات و اضافه کاریهای شبانه این مراکز در این روزها همگی ناشی از یک اراده برای حذف آرای بیش از 20 میلیونی آقای موسوی است .
آقای حداد می گوید احمدی نژاد در همه نظرسنجی ها بالاتر بوده است و.. کدام نظر سنجی همان نظرسنجی که حداد را راه یافته مجلس ششم کرد البته ایشان طعم زیبای غصب جایگاه و کرسی مجلس را چشیدند و حتما می دانند که ریاست جمهوری غصبی به مراتب لذیذ تر است .
شما را ارجاع می دهم به مصاحبه آقای نادران پس از انصراف آقای خاتمی ، که گفته است پس از انصراف خاتمی ما نگران آؤای احمدی نژاد نیستیم چون او رقیب بسیار جدی بود . و البته خبرگزاری فارس چند ساعت بعد این مصاحبه را برداشت مگر نه این است که خاتمی محبوب ترین چهره جهان اسلام و کشور، مورد اعتماد قشر عظیم جوانان است و موسوی ناشناخته برای جوانان بود ، اما همانطور که همه دیدند آقای موسوی با استقبال به موقع جوانان و طیفهای مختلف روبرو شد و سونامی حاصل از صداقت در برابر دروغ نیرنگ مردم فریبی دشمنی با امام انقلاب شهدا اسلام جریان نااهل به فرموده امام را از صحنه بدر می کرد و ملت تجربه گزینشهای آنچنانی ، کراوات بریدنها و چاقوکشی ها و همانها که حادثه کوی را بوجود آوردند و همانها که این روزها با لباس های مبدل به تخریب اموال و کشتن مردم می پردازند و آنرا گردن حامیان موسوی می اندازند در چهار سال فلاکت و بدبختی با نفت 140 دلاری و ساختن محصولی ها علی آبادی ها وسایر دشمنان ملت دیدند که نه تنها از آرای مردم نمی توانند حراست کنند بلکه با دستبرد به آرای مردم چهره کریه خود را نشان دادند و نمی توانند امانتدار باشند چه برسد.........................
به هرحال هر وجدان بیدار می پذیرد که تخلف گسترده ای صورت پذیرفته و این روزها مستندات آنرا هم تهیه کردند که باز شماری مستندات اخیرا تدارک شده نتیجه ای جز توجیه آن تقلب ندارد .
این روزها حتی حامیاتن احمدی نژاد آنهایی که مخلص هستند و فکر می کردند رای دادن به موسوی اسلام از دست می رود که تعدادشان اندک است شرمنده این آرا و انتخابات هستند و خود بر زبان می آورند و
ای کاش ذره ای اعتقاد به قیامت خدا پیغمبر در برگزار کنندگان بود .
ای کاش میلیونها نفر که از همه تیپی در خیابانهای منتهی به میدان آزادی حضور داشتند که هیچکدام با اتوبوس با ساندیس و سیب زمینبی و اضافه کاری نیامده بودند بلکه آمدنشان هزینه زیادی هم داشت ونمونه آن به شهادت رسیدن تعدادی از اینها توسط عناصر وابسته و خشونت طلب . .و رییس جمهور آنها را خس و خاشاک نامید و خود را فرزند پیغمبر .
امروز مقابله موسی و ..... است
بازشماری دام بزرگی است در این دام ننیفتید – اخبار ی وجود دارد که در طول این روزها تا نیمه های شب در بسیاری از فرمانداریها مشغول فعالیت می باشند قطعا پلمپ های جدیدی صورت گرفته و کسری آرا و جابجایی ها صورت گرفته .
فقط ابطال