دروغ بزرگ تاریخ
در 24 ساعت گذشته رخدادهایی به وقوع پیوست که به اندازه دو سال افشاگری و سخنرانی های آگاهی دهنده و هزاران صفحه مطلب تحلیلی در جامعه نقش روشنگرانه است.
دیروز،شنبه 23 خرداد اعلام کردند حدود 85 درصد مردم ایران در انتخابات 22 خردادماه شرکت کرده اند. این خبر قریب به صحت است. اما در کنار آن دروغ بزرگ تاریخ ایران اعلام شد که بر مبنای آن 64 درصد از این تعداد به احمدی نژاد رای داده اند. این دو عدد را در هم ضرب کنید ببینید چه می شود:
85/0 × 64/0 = 0.544
معنای این محاسبه کوتاه آن است که به طور خالص 4/54 درصد از کل مردم ایران طرفدار احمدی نژاد هستند. یعنی از هر 20 نفر آدمی که در کوچه و بازار و خیابان و شهر و روستا می بینید 11 نفر آنها علاقه مند و سینه چاک او هستند! در جواب باید به قول معروف گفت: زکی!
از خوانندگان عزیز به خاطر کاربرد این کلمه عذر می خواهم. اما گاهی هیچ چیز رساتر از یک کلمه کوتاه عامیانه نمی تواند جای استدلال های معضل را بگیرد. انصافا بر این ادعا که نزدیک ده میلیون نفر از کسانی که در دوره های گذشته رای نمی دادند در این دوره محض گل روی آقای احمدی نژاد در انتخابات رای داده اند، پاسخی ندارد جز همان کلمه عامیانه !
شنیده اید ماجرای متقلبی که اسکناس هفتاد تومانی (در مقیاس امروزی مثلا اسکناس هفتصد تومانی) چاپ کرده بود. حکایت داستان این آقایان است. مایه را آنقدر بزرگ گرفته اند که به هیچ وجه جا نمی افتد. اگر لااقل اکتفا می کردند به اینکه احمدی نژاد همان 17 میلیون رای دوره پیش را آورده یا کمی کمتر و بیشتر، شاید کسانی باور می کردند. اما وقتی حساب و کتاب آرا به جای سر صندوق، با میل و مصلحت افرادی خاص تعیین شود، طمع آنچنان گریبانشان را می گیرد که به کمتر از 24 میلیون رضایت نمی دهند.
بی انصافها یک چیزی نمی گویند که بگنجد. حسادت نسبت به خاتمی هم حدی دارد. این درست که اختیار اعلام نتیجه دست محفل دوستانه جنتی – محصولی افتاده بود، اما دلیلی نداشت خود را هلاک کنند. اگر کمی تخفیف می دادند شاید کسانی باور می کردند که احتمالا احمدی نژاد طرفدارانی در بدنه جامعه دارد. اگر هیچ دلیل دیگری بر دروغین بودن نتیجه ادعایی انتخابات 22 خرداد نباشد، همین بزرگی و اغراق آمیز بودن نتیجه، بر کذب آن گواه است.
نظرات بازدیدکنندگان
ماشاءالله به این ادب آقای دک؟؟تر؟!شیر؟!زاد؟!!
Posted by: Anonymous | July 12, 2009 08:20 PM
با اینکه دارن سیاه پوشا از توی شط کوچه ها جمع می کنند ستاره های پر پررا // با اینکه دارن عزا دارها از زیر آوار و جنون در می آرن کفتر های خاکستر را
با اینکه بوی تفتیش و خون،پیچیده توی قصه ها // با اینکه صدای انفجار مرثیه خونه همه جا
هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد // هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد // هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مأیوس نشد
با اینکه داس دلهره،گردن این دقیقه ها را میشمره // با اینکه آینه از شب و گریه پره
با اینکه تو ماهتاب و آب // صدای کوچه هست و شتاب
با اینکه تو پستوی ذهن همه کس // رد گریزه و قفس،قفس
هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد // هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد // هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مأیوس نشد
Posted by: سبز | June 27, 2009 01:41 AM
راي ما رو دزديدن
دارن باهاش پز مي دن
Posted by: ي | June 20, 2009 01:04 PM
http://www.euronews.net/2009/06/17/eu-parliament-urged-not-to-endorse-ahmedinejad/
Posted by: Anonymous | June 18, 2009 09:57 AM
به خاطر این حادثه فقط می توانم بگویم متاسفام
Posted by: ایران | June 18, 2009 09:57 AM
درودبراستاد بزرگ احمدشیرزاد
بنده نه طرفدارموسوی بلکه طرفدار شان وشخصیت ادمی هستم
من باب همین موضوع برای به ثمر نشستن رایم به اعتراض دست زده ام
این راهم بگویم تا مادام که میهن من رنگ ارامش نبیند دست از اعتراض خود بر نمی دارم
من در بازاربورس فعالیت میکنم
با انتصاب مجدد دکترای اسفالت این بازار که دوستان متحجر به ان اعتقادی ندارنددچار روند نزولی شده است
امیدوارم همه در تجمعات قانونی وطبیعی مردم ایران شرکت کنند
چون حاکمیت حق مردم است وصدای مردم صدای خداست
بی شک تجمع مردم تهران در میدان 7تیر اشکی درچشمان من جمع کرد
باخود گفتم خوشا به حال من که همچنین همشهریان غیور وروشنفکری دارم
Posted by: گرگین خان | June 18, 2009 12:08 AM
اولا من متوجه نمیشوم به چه دلیلی میگویید در انتخابات تقلب شده است
ثانیا آمار ارایه شده با چیزی که من در مشهد انتظار داشتم با دقت خوبی تطابق داشت
به این 2 جا سری بزنید،لطفا:
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8803270456
http://www.basij.ir/new/Fajr/16i.asp
اولی نقدی منطقی و خیلی منطقی و بر نامه آقای موسوی است
و در خط 36به بعد دومی هم سخنی از امام آمده است که مفید است،البته اگر به سخنان امام پایبند باشید
شیرزاد:
پست بعدی را بخوانید
Posted by: سید علی حامد موسویان | June 17, 2009 12:10 PM
سلام استاد یاس و ناامیدی تمام وجودم را گرفته از یک طرف بیکاری از یک طرف این اوضاع.چقدر دوستامو تشویق کردم به رای دادن دونه دونه اس ام اس دادم حرف زدم قانع کردم. حالا شما بگو چه جوری خودمون را بازسازی کنیم؟ عجب صبری خدا دارد.
شیرزاد:
ما نیز موظف به صبریم و پیگیری خواسته هایمان
Posted by: مژگان | June 17, 2009 10:54 AM
سلام
اولا:من متوجه نمیشوم که دلیل شما بر دروغ بودن نتایج چیست
ثانیا:آماری که اعلام شد،لااقل برای مشهد نزدیک به واقعیت بود،من به شخصه چند روز قبل از انتخابات در ساعات عادی روز در خیابان قدم زدم و تخمین 2برابر بودن آرا احمدینژاد نسبت به موسوی(در مشهد) را زدم که با نتیجه اعلام شده،کاملا مطابق است
شیرزاد:
پست بعدی را بخوانید.
Posted by: سید علی | June 17, 2009 09:19 AM
آیا پیگیری قانونی دو نامزد اصلاح طلب این قضیه را اثبات خواهد کرد؟
به نظر شما در شرایط کنونی وظیفه ی طرفداران این دو کاندیدا چیست؟
شیرزاد:
ادامه اعتراض، بدون خستگی
Posted by: مسیح | June 17, 2009 08:17 AM
سلام آقاي دكتر
توي راهپيمائي ديروز جاي يه راهنما در بين جمعيت خالي بود.تهران خيلي ها را داره ولي اصفهان با تمام نفوذش، در اين عرصه تنهاست .آقاي طاهري هم كه ...اي كاش حداقل يكي از آقايون اصفهان بودند تا مي ديدند ما بين خيابون آذر وشمس آبادي چقدر گاز اشك آور خورديم و هيچ خسارتي به بار نياورديم تا جائي كه گارد ويژه خودش شيشه ي نانوائي پل آذر را شكست و گازي درون مغازه انداخت(به نام مردم تمام شد!!!).براي نسل جزغاله ام متاسفم...ما در عمل تنهاييم.خيلي تنها
Posted by: نسيم | June 16, 2009 09:52 PM
اگر من اقتدار گرا بودم چه مي کردم؟
1) در وزارت اطلاعات نفوذ کرده و سران غير هم خط آن را با صبر براي بازنشستگي يا روشهاي نرم يا سخت حذف مي کردم
2) به کمک عناصر اطلاعاتي در نيروهاي نظامي/انتظامي نقود کرده و سرکردگان آن که از حاميان من نبودند را با سقوط هواپيمايشان از ميان برمي داشتم
3) به کمک عناصر اطلاعاتي و نظامي در بيت رهبري نفوظ کرده و با تهديد جاني يا پرونده سازي تصميمگيران و مشاوران بيت را به اجراي دستورات خود وادار مي ساختم
4) با کنترل بيت انتصابات مناصب مهم از جمله شوراي نگهبان را تحت تاثير قرار مي دادم
5) با کمک نظارت استثوابي از راهيابي هر کس که هم خط نيست و امکان حذفش با بهاي کم موجود است به مجلس شورا يا مجلس خبرگان جلوگيري مي کردم
6) با کمک عناصر اطلاعاتي پراي سران با نفوظ نظام که حظفشان پر هزينه است پرونده سازي مي کردم
7) وقتي همه امور مهيا شد در يک انتخابات نتيجه را به نفع نامزد مورد نظرم تغيير داده با نفوظ خود در بيت، مقام معظم رهبري را به تعييد آن قانع يا تهديد مي کردم
8) در عين حال سران متفکر جناحهاي سياسي را دستگير کرده تا از تبادل نظر آنها براي يافتن يک عکس الاعمل مناسب جلوگيري مي کردم
9) در صورت بروز نا آرامي توده ها تعدادي از سران منتقدين که داراي نفوظ در بين مردم هستند را آزاد کرده تا توده ها را با کمک آنها آرام کنم
10) با استفاده از افراد دستگير شده به عنوان گروگان به سران منتقد براي بر قراري آرامش فشار وارد مي کردم
11) بعد از آرامش حرکت مردمي يا دلسرد شدن مردم از رهبران منتقد، با تهديد و ارعاب سران منتقد را مجبور به سکوت کرده، و آنهايي از ايشان که خطرشان بيشترباشند را با پرونده سازي و اعترافگيري خذف فيزيکي مي کردم
12) براي عدم درگيري با مشکلات انتخابات، در حد امکان با تغيير قانون نياز به انتخابات را کم مي کردم
13) با توجه به از بين بردن اعتبار مقام رهبري در بين مردم در اثر اجبار به همدستي ظاهري با يک حرکت فاهش دروغپرداز و ضد مردمي، تهديد و يا قانع کردن او براي همکاري با خود را آسانتر مي ساختم
Posted by: Anonymous | June 16, 2009 05:09 PM
الان ديگر چند نکته بايد در ذهن هر ايراني از هر گرايش و سليقه اي بدون هر گونه شک و ترديد مشخص شده باشد:
1) با توجه به اينکه تهديدات خارجي به مملکت و نظام در پايين ترين حد خود در تاريخ انقلاب رسيده است بايد واضح باشد که حرکات قانون گريزانه اخير اين گروه قدرتطلب به انگيزه مبارزه با تهديد خارجي نمي باشد.
2) اين گروه قدرت طلب به هيچ اصلي پايبندنيست مگر راي خود. متاسفانه تمسک به قانون، راي ملت، منويات مقام معظم رهبري، نظر مجلس، فتواي روحانيون سرشناس، رايزني ريشسفيدان خودشان ... هر يک قبلا تک تک ولي به تنهايي آزموده شده اند.
2) با توجه به نکته فوق و اينکه اين گروه قدرتطلب خود را در راه غير قابل بازگشتي قرار داده است، شکست گروههاي حقطلب در اين انتخابات آخرين شکستشان در آينده اي قابل پيشبيني خواهد بود، و اين در حالي خواهد بود که ملت حکومتي استبدادي همانند چندين کشور منطقه را تجربه خواهد کرد. اينست که فرصتسوزي در اين مقطع را عملا غير قابل جبران مي کند.
3) انقلاب اسلامي ايران همانند بسياري از انقلابهاي ديگر و اصولا ديگر تجارب بشر خالي از اشکال نبوده است. ولي مي توان مطمئن بود تا اين لحظه در چمع حرکتي مثبت بوده است. پخش مناظرات انتخاباتي که در تاريخ مملکت بي نظير بوده شايد بهترين شاهد بر اين ادعاست. در صورت اجازه دادن به گروهکي قدرت طلب به ربايش نظام، همه دستاوردها به انضمام ايثارگري شهدا و جانبازان انقلاب، جنگ و مبارزات حق طلبانه بعد از آن به هدر خواهد رفت.
4) تنها روش جلوگيري از اين سرنوشت اين است که به با پايمردي،ايثارگري،و انسجام خستگي ناپذير مردم و توجه رهبري قاطع بزرگان حقطلب در کند نکردن حرکت نهضت ، در کمال مدنيت و با دوري او خشونت نتايج حرکات مخرب گروهک اقتدارگرا بر همه قشرهاي ملت، حتي طرفداران اقتدارگرايان، واضح شود. همچنين عدم امکان اداره مملکت بدون احراز مشروعيت از اکثريت ملت مشخص شود.
به اميد اينکه ملت ايران از اين امتحان نيز سربلند بيرون آيد.
Posted by: Anonymous | June 16, 2009 11:01 AM
اقای شیرزاد اخه خاتمی عددیه که کسی بهش حسودی کنه.حالا شما ببین اقایونی که به خاطر قانون گریزی دولت کاندید شدند چه بر سر دانشگاهمون اوردن .اینطوری ایران را اباد میکنن .یه کم خدا وکیلی خدا را در نظر بگیر
ببین حرفات منطقی خداپسند هست؟
شیرزاد:
ظاهرا هیچ دلیل منطقی نمی توان یافت که چرا آقایان از حول حلیم در دیگ افتادند و دیدند حالا که عدد دست خودمان است بگذار رکورد اسطوره ای آراء خاتمی را بشکنیم.
Posted by: مریم | June 16, 2009 10:35 AM
نمی دانم چه وقت چوپان دروغگو می خواهد درست شود ولی امیدوارم دیر نشود
Posted by: عماد | June 16, 2009 08:19 AM
لازم نیست عاشق سینه چاک احمدی نژاد باشند و به اون رای بدن. مثلا من انتخابمم بین بد و بدتر بود!!!!!!!!
همین که اسم هاشمی و اعوان و انصارش کنار یه نفر باشه برای خراب
کردنش کافیه
شیرزاد:
فکر نمی کنید به صرف ادعای این که این آقا در کنار آن آقا هستند نمی شود تصمیم گیری کرد. اگر ادعاهای احمدی نژاد درست باشد بیش از آن که موسوی محکوم باشد احمدی نژاد محکوم است که به جای جلوگیری و مبارزه جوانمردانه با فساد آن را نگه داشت تا شب انتخابات که به عنوان ابزار تبلیغاتی استفاده کند.
Posted by: Anonymous | June 16, 2009 07:59 AM
تازه داره برم روشن میشه که چقدر ...تشریف دارید! این اظهار و نظر ها در شان یک دانشگاهی نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شیرزاد:
ادبتان گواه تفکرتان است.
Posted by: Anonymous | June 16, 2009 07:56 AM
دگر بار مارقین و ناکثین و قاسطین برگی از تاریخ با شکوه وطن معصو م ما را به خواهشهای نفسانی خود آلوده کردند . بهت آور آنجاست که ابن ملجم زمان از طلحه و زبیر می گو
شیرزاد:
نفهمیدم وجه تشابه با ابن ملجم چیست؟
Posted by: m reza | June 16, 2009 12:12 AM
برادر عزیزم جناب دکتر محسن
به عنوان یک ایرانی و یک سرباز این مرز و بوم از شما انتظار دارم نتیجه انتخابات را نپذیرید و با اعتراض خود لا اقل تسلی خاطر دل ما ایرانیان باشید
شیرزاد:
چرا این را به من می گویید؟
Posted by: m reza | June 16, 2009 12:09 AM
سلام جناب دکتر
من یکی از کسانی هستم که داخل خوابگاه بودم و به دست جلادان این حکومت مضروب شدم.
شما که از خوابگاه دیدن کردین چرا حرفی از ظلمی که بر ما رفت نزدین؟
اینها اگر راست میگن چرا همه ی مسایل رو کنترل شدید می کنن؟
از قدیم گفتن طلا که پاکه چه منتش به خاکه!!!
Posted by: یه کتک خورده ی بی دلیل | June 15, 2009 10:21 PM
انتخابات به كوري چشم دشمنان كاملا سالم است
شیرزاد:
برای خودتان اسفند دود کنید.
Posted by: Anonymous | June 15, 2009 08:14 PM
سلام استاد همانطور که در نقد رقابت در شرایط ... خدمتتان نوشتم من این انتخابات را تحریم کردم و بنا بر همان دلایل در هنوز در نقد موجود است و اگر هم دوباره قرار باشد که انتخاباتی صورت گیرد و شرایط همین بر همین منوال باشد باز هم مطمئنا به پای صندوق رای نخواهم رفت. اما آنچه امروز در ایران می بینم دیگر برای زای و آرای نیست. صحبت حق و ناحق است. دیو در مقابل انسانیت ایستاده است به این خاطر خود با شما همسنگر خواهم شد اگرچه در ریشه با هم اختلاف داریم. چرا که من حکومت نیم بند را در رژیم دیکتاتوری نفی میکنم و شما برای بر پا نگهداشتن آن مبارزه میکنید. اما امروز خیلی از دوستان جنبش سبز به این نتیجه رسیدند که مشکل احمدی نژاد و گزافه گویی هایش نیست مشکل ریشه در نظام دارد. احمدی نژاد مهره یی است که تا موقعی که دستبوس است مورد الطفات است و وقتی دیگر بله قربان گو نباشد به راحتی عوض خواهد شد. فعلا پاسدار منافع از ما بهتران است.
در ضمن نباید 4 سال دیگر صبر کنیم و مطمئن باشید که تا موقعی که شما صبوری می کنید همین آش و است و همین کاسه. خیر دیگه کاسه ما لبریز است. و خشم انزجار از نامردمی دیگر جایی برای تحمل حتی یک روز باقی نگذاشته است.
Posted by: مازیار | June 15, 2009 02:51 PM
چرا در مورد تعداد صندوق ها نمي نويسيد؟ اين تعداد صندوق كشش پذيرش حداكثر سي ميليون راي را مي توانست داشته باشد نه سي و هفت ميليون.
Posted by: ي. | June 15, 2009 10:20 AM
ما بيچاره ها چي كار كنيم؟بابا مرديم.
توان درس خوندن نداريم.
شما انقلابيا بگيد چي كار كنيم؟
شیرزاد:
اعتراض کنید، اعتراض کنید، و هر وقت روحیه داشتید درس بخوانید.
Posted by: Anonymous | June 15, 2009 10:04 AM
با سلام انصافا تحلیل فوق که متکی بر یک مقدمه ریاضی واضح و یک حدس قوی است کاملا مقبول است و من به مقدمه ریاضی فوق کاری ندارم لکن مطلب دیگر که فردی مثل احمدی نژاد که فرضا 17میلیون رای در دور قبلی آورده با اینهمه اما و اگرهایی که در عملکرد خویش داشته و اوضاع کشور را به گلستان کنونی رسانده!8میلیون ترقی رای داشته باشد واقعا غیر قابل باور است مضافا اینکه ما قول به تحریم را در این دوره از گروهها و افراد مهمی ندیدیم الا بنی صدر و برخی سلطنت طلبهای متعصب و البته برخی گروههای سنتی تحریمی هم سکوت پیشه کردند.در چنین فضائی که حدود _بقول جنابعالی_ده میلیون رای خاموش بمیدان آمدند چطور میشود باور کرد اینها عاشق چشم و ابروی احمدی نژاد شده باشند که به او رای داده باشند!؟
مگر اینکه انیشتین بیاید روی محاسبه خارق العاده ریاضی مدعای آقایان را اثبات کند!
Posted by: Anonymous | June 15, 2009 09:09 AM
به قول شما و با همان اصطلاح عاميانه: دست مريزاد
Posted by: امير | June 15, 2009 08:44 AM
سلام
مشکلی که الان داریم اینه که نخبگان نمیفهمند چرا اقشار ضعیف اینگونه رای داده اند. همه میدانیم که تقلب در این سطح که شما مدعی هستید یا محال است یا اینکه باید حدود 500 هزار نفر نیروی لال که چیزی را لو ندهند با برنامه ریزی منسجم این کار را انجام دهند. برنامه ریزی برای این کار خیلی سخت تر از ارائه یک برنامه اقتصادی سیاسی برای کسب محبوبیت است.
حالا باید فکر کرد چرا نخبگان نمیتوانند تحلیل مناسبی از رفتار شهرستانیها و روستاییها بدهند.
شاید با یک مثال بشود محل بحث را روشن کرد: تا سالها پس از انقلاب اسلامی کارشناسان سیاسی آمریکا و غرب اعلام میکردند علت رفتار سیاسی ایران را درک نمیکنند و نمیتوانند تحلیل کنند. یا اینکه در دوره جرج بوش تیم سیاست خارجی وی نمیتوانستند تحلیل کنند که چرا در همه کشورهای غیرپیشرفته آمریکا منفور شده است. آنها میگفتند ما دو جنگ بر علیه تروریسم و به نفع امنیت بین الملل انجام دادیم، اینهمه برای توسعه سایر کشورها از طریق بانک جهانی و صندوق پول خرج میکنیم. چرا پس محبوب نیستیم؟
مخلص کلام اینکه نحوه تحلیل فرادستان و فرودستان متفاوت است.
یک تحلیل انتخابات 88 اینست که امروز هم به یک تعبیر فرادستان ایرانی به رهبری هاشمی در مقابل فرودستان ایرانی به رهبری احمدی نژاد قرار گرفته اند. به تعبیر امام جنگ فقر و غنا.
حال هرچه مرکزنشینان دیرتر رای حاشیه ها را قبول کنند، سوء ظن حاشیه نشینها نسبت به آنها بیشتر و بیشتر خواهد شد.
هرچه مرکزنشینان با تحلیلهای خودمحور خود سعی در سرکوب حاشیه نشینان داشته باشند، آنها بدبین تر و به احمدی نژاد متمایل تر میشوند ووو
شیرزاد:
به نظر می رسد شما بد جوری در تحلیل های توهمی خود گیر کرده اید. من یاد تحلیل های ذهنی مارکسیست های قبل از انقلاب می افتم که همه تحولات را بر مبنای تحلیل های خاص طبقاتی خود بررسی می کردند. شما هم تمام وقایع ایران را بر مبنای دوگانه هاشمی-احمدی نژاد تحلیل می کنید. گویی هیچ واقعیت دیگری در ایران جریان ندارد.
Posted by: منصف | June 15, 2009 07:41 AM
You are so right. And 1% for karoobi is even a bigger mistake. They should have given him 6 millions. It would have looked reasonable.
Posted by: parviz | June 15, 2009 06:31 AM
به نظر شما نامیدن این مرد با محمود ..بهتر مورد استقبال قرار میگیره یا ...
شیرزاد:
من این نوع برخورد را اخلاقی نمی دانم.
Posted by: Anonymous | June 15, 2009 06:00 AM
من آمار گرفته شده از سایت وزارت کشور را دارم چک میکنم اولین اختلاف فاحش را پیدا کردم 100000 "صد هزار" اختلاف آرای بندر عباس در آرای کل و آرای صحیح لطفا خبر رو پخش کنید
Posted by: شاهد/کاراکاس | June 15, 2009 05:54 AM
دوست عزیز باز نجابت به خرج داده اند که مثل هوگو چاوز رای های این مردک را ۱۰۰٪ اعلام نکرده اند!
Posted by: علیرضا | June 15, 2009 05:28 AM
دکتر! فعالیت های شما و ناامید نشدنتان به ما روحیه خواهد داد. به امید آزادی ایران
Posted by: حمید | June 15, 2009 01:52 AM
طنین الله اکبر امشب مادر شرق تهران (24 خرداد 1388) نیز یادآور آزادی طلبی و انزجار از حاکمیت موجود بود.
Posted by: آخسرو | June 15, 2009 12:11 AM
سلام آقای دکتر.
واقعا حرف دل خیلی هاست
اما الان مساله اینه که باید چیکار کنیم؟آیا بایدساکت بمانیم؟یانه؟اگر نه چگونه باید اعتنراض خودمونو نشون بدیم؟
شیرزاد:
همراه همه مردم اعتراض کنید.
Posted by: Anonymous | June 15, 2009 12:09 AM
برای آنها چه فرقی می کند امروز چهار باغ بالا نرسیده به مجتمع نمی دانید چه خبر بود چه کسی به داد ما جوانان می رسد پاسپورت هایمان را بدهند تا گورمان را گم کنیم وبرویم به ناکجا آباد
Posted by: sanaz | June 14, 2009 10:56 PM
بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات
متن این بیانیه به این شرح است
بسم الله الرحمن الرحیم
لا یحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم
با سلام و درود به ملت ایران و تقدیر از حضور شاداب و آگاهانه ملت سرافراز در انتخابات دهم ریاست جمهوری که تجدید خاطرات انقلاب اسلامی است، به استحضار روحانیت و ملت ایران میرساند که نگران تخلفات بهتآور و مهندسی گسترده آراء در این دوره هستیم.
روشن است که نظام برآمده از انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی (ره) جمهوری اسلامی است و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام بر همه ما واجب عقلی و شرعی است هر اقدامی که موجب لطمه به جمهوریت نظام و بیاعتقادی مردم به صندوقهای رای شود، خیانت به اسلام و امام و انقلاب اسلامی است و شرعاً حرام است.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در جلسه فوق العاده خود به این نتیجه رسید که برای صیانت از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد فرو ریخته مردم به نظام انتخاباتی کشور، راهکار منطقی و قانونی برای بررسی تخلفات ایجاد شود و با تشکیل هیات حقیقت یاب قاطع و بیطرف و با حضور نمایندگان کاندیداها، نتیجه یافتههای خود را به ملت رهبری اطلاع دهند و آرمانهای انقلاب اسلامی را از خطر بیاعتمادی افکار عمومی حتی با تجدید انتخابات مصون نمایند.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن دفاع از حق انتخاب ملت بزرگ ایران عموم مردم و بویژه جوانان پرشور کشور را دعوت مینماید ضمن ادامه حضور خود در صحنه با صبوری و هوشیاری بیش از پیش در برابر تشنجآفرینان، توطئههای بدخواهان را خنثی کنند و اطمینان میدهد که مردم شریف ایران را در احقاق حقوقشان تنها نخواهد گذاشت.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
24/3/1388
Posted by: saam | June 14, 2009 09:30 PM
سلام جناب دکتر
از قضا این بار اختیار اعلام نتیجه دست محفل جنتی و محصولی نبود. حجت الاسلام گلپایگانی روز شنبه 23 خرداد به نیابت از بیت معظم تشریف آوردند وزارت کشور و اعداد مربوط به نتایج را آوردند تا دوستان مجری و ناظر زیاد استرس نداشته باشند.
بهمن 57: من به پشتیبانی این ملت توی دهن این دولت می زنم.
خرداد 88: من به پشتیبانی سپاه و دولت انتصابی توی دهن این ملت می زنم.
Posted by: روزبه | June 14, 2009 09:06 PM
آقای شیرزاد شما زیاد سخت نگیر. عوام و بی سواد هستند و معنی کلمه وقاحت را هم نمی فهمند. حتی آنقدر ابله هستند که اعلام آرا با توزیع منطقی فراتر از شعورشان است و خطی اعلام می کنند. هم به خاتمی حسادت دارند و هم به کروبی کینه شتری. مصاحبه مطبوعاتی مردک را دید حتما. شرم و حیا و خجالت پیش کشش باشد که آنقدر گستاخ و پر روست.
Posted by: سیامک | June 14, 2009 09:05 PM