« عسل و خربزه | صفحه اول | رقابت در شرايط غير عادي »

رأی من موسوی است

بعد از کناره گیری خاتمی که ایام عید را به کاممان زهر کرد و گذشتن ایام رکود نوروزی، در این چند روز انصافاً میر حسین خوب آمده است جلو. این همان تحولی است که همه منتظرش بودیم و تا پشت سر گذاشته نمی شد نمی توانستیم پشت سر موسوی قرار گیریم. باید جناب میر حسین تکلیف اش را با جنبش اصلاح طلبی روشن می کرد که الحق و النصاف در حد توقع خوب روشن کرد و دستش درد نکند.

آن چه در میان بر و بچه های اصلاح طلب و جوان های تحول خواه مایه ی نگرانی نسبت به آینده بود و داغ همه را نسبت به کناره گیری خاتمی تشدید می کرد، فضای ابهامی بود که در مصاحبه ها و موضع گیری های اولیه آقای موسوی دیده می شد و البته آن نحوه ی خاص آمدن ایشان به صحنه هم، که بدتر از آن نمی شد، مسئله را بیش از پیش دامن زد. بگذریم، دیگر زمان این بحث ها که چرا خاتمی آن چنان آمد و این چنین رفت و چرا موسوی این گونه آمد، سپری شده است و باید ریزه کاری های ماجرا را به نقدهای آینده موکول کرد.

در حال حاضر، تنها و تنها یک نکته اهمیت دارد و آن این که بالاترین شانس برای کنار زدن دولت فخیمه نهم کجاست. جبهه ی اصول گرا که علیرغم همه غرغرهایش نسبت به خراب کاری های دولت موجود و مخالفت هایی که گهگاه از طریق مجلس ابراز می دارد چاره ای جز خوردن این حنظله ندارد! یادمان هست که برخی ها پیغام و پسغام می دادند که شما دست از آوردن خاتمی بکشید تا ما یک آدم معتدل و معقول را جایگزین احمدی نژاد کنیم. بفرمایید. الان این گوی و میدان، چه کرده اند آن آقایان و جه می توانند بکنند؟ بندگان خدا جایی گیر کرده اند که نه راه پس دارند و نه راه پیش. با زور و رودربایستی ناچارند برای عروسی که فقط اقوام نزدیک اش تعریفش را می کنند کف بزنند و کادو ببرند! حقشان است. من که دلم برایشان نمی سوزد. سزای آدم های جفا کار که راه دیگران را می بندند همان است که خدا راهشان را ببندد. از این هم بگذریم.

به نظر می رسد خواهی نخواهی انتخابات به گونه ای دو قطبی رقم خورده است و جناح اصولگرا تنها با یک کاندیدا به صحنه خواهد آمد. می ماند اصلاح طلبان که با کنار رفتن خاتمی، با دو کاندیدا رو به رو هستند، البته اگر ناگهان پدیده ای رخ ندهد و یک کسانی هوس آمدن به صحنه و افزودن بر پیچیدگی های سیاسی موجود را نداشته باشند، که بعید است چنین اتفاقی بیفتد.

آقای کروبی هم به نظرم دیر یا زود در تصمیم خود تجدید نظر خواهند کرد. ایشان اگر می خواست در صحنه بماند باید رفتاری در پیش می گرفت که در چنین موقعیتی با کنار رفتن خاتمی به طور طبیعی نیروهای سیاسی و بزرگان و جوان های اصلاح طلب دورش حلقه بزنند. به هر حال نتیجه ی آن "ملاطفت ها"ی گاه و بیگاه ایشان نسبت به دوستانشان در یک چنین موقعی نتیجه طبیعی خودش را نشان می دهد. باید بتوان به این سوال جواب داد که اکنون که دیگر مانع، یعنی خاتمی، مفقود است، چرا ارادتی موجود نیست؟!

خلاصه کنم ماییم و موسوی. رویداد های عرصه سیاست و دست تقدیر همه ی پل ها را پشت سرمان خراب کرده است. باید به جلو بتازیم و تردید نکنیم. دوستانی هم که گهگاه اسامی دیگری را مطرح می کنند در این فرصت کوتاه جز آن که فضای تردید و دو دلی ایجاد کنند و کار موسوی را سخت کنند اثر عینی نخواهند داشت و طرفی نخواهند بست. مثلا ما همه مخلص آشیخ عبداله نوری هستیم اما همان طور که خود ایشان هم بازها گفته اند طرح کاندیداتوری ایشان در حال حاضر بلاموضوع است و فقط برنامه های دیگران را مختل می کند.

و اما موسوی. بدون تردید موسوی بازنده کار چندانی پیش نخواهد برد. شاید علت تردید احزاب، شخصیت ها و انجمن های مردمی در اعلام حمایت از موسوی در هفته های اول بعد از کناره گیری خاتمی همین امر بود که از او انتظار نداشتند با شعار و شیوه ای به عرصه بیاید که کمترین احتمال بردی به همراه ندارد. موسوی نیز نباید تردید کند که اگر آرایی به سبدش ریخته شود عمدتاً آرای اصلاح طلبان و مردمی است که از دست شیوه های عوام فریبانه و ناکارامد دولتمردان کنونی خسته و ناراضی اند. به همین دلیل موسوی دست به عصا که یکی به نعل بزند و یکی به میخ قابل حمایت نبود. خوشبختانه به نظر می رسد مهندس این را خوب فهمیده و جدی جلو آمده است.

زمان بسیار کوتاه است و تکلیف خطیر. باید موج عظیمی که داشت با آمدن خاتمی اوج می گرفت را به راه انداخت. برای رهایی از رایحه کلافه کننده دولت مهرورز باید همت کرد. دعواها باشد برای بعد.

دنبالك اين مطلب:
http://shirzad.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/317

نظرات بازدیدکنندگان

آقای شیرزاد می شه یک تحلیلی بکنید لطفا، فکر می کنید سرنوشت افرادی که در 209 به سر می برند و وضعیتشون در سال اخیر به بدترین شکل بوده بعد از انتخابات چه می شه؟ من فکر می کنم این مستقیما به نتیجه انتخابات وابسته است

سلام
میدونید وقتی خاتمی بعد از 8 سال ریاست جمهوری گفت ریاست جمهوری در مملکت ما یک تدارکچی است. این یک حرف خام نبود. حرفی بود که مردی بزرگ بعد از 8 سال تجربه بیان می نمود.آمدن خاتمی برایم معنی نداشت. چه چیز عوض شده بود؟ خاتمی؟ سیستم؟ نظام؟؟؟
و رفتنش هم برایم معنا نداشت. آمدنش خاتمی را میسوزاند. مهره ای که به اعتقاد من خیلی زود بود سوختنش. و حالا هم سیستم همان سیستم خواهد بود. هر که آمده بی گمان مردی است از درون همین سیستم. و ما دل به هیچ نداده ایم. چه زیبا اخوان در مغزمان می کوبد که:
هر که آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب
زین چه حاصل جز دروغ و جز دروغ
زین چه حاصل جز فریب و جز فریب
نادری پیدا نخواهد شد امید
کاشکی اسکندری پیدا شود

در جواب کامنتی که قبل از آمدن خاتمی نوشته بودم سخن از آشی گفته بودید که باید سرکشید. بسیار مشعوفم که این آش را بار دیگر سرنکشیدیم هنوز سوءهاضمه دفعه قبل (دولت نهم) ولمان نکرده است که فراموش کنیم.
جالب است که این آش جدید (میرحسین) شما را واداده می خواند (در مقابل غرب - عین عبارتهای آقای احمدی نژاد) و شما از ایشان حمایت می کنید. جالب است! به نظرم اگر رویتان میشد از احمدی نژاد حمایت می کردید.
حالا خوتان مقایسه کنید کدام بدتر است : تندرو (کروبی) واداده (موسوی)!
والبته انتخاب با شماست!!!

امروز ما باید احزاب قوی می داشتیم ولی همان طور که می بینید اینگونه نشده پس ما با انتخاب رییس جمهور باید دو هدف داشته باشیم1-تقویت حزب 2-اصلاح.
خدماتی ارزنده ای که دولت نهم با کارشناسی های فراوان خود برای کشور در طول این 4 سال به ارمغان آورده کمتر از مشکلات جنگ برای یک کشور نمی توان در نظر گرفت پس ما کسی را باید بر میز ریاست جمهوری بنشانیم که مدیر بحران باشد حتما کسی که در دهه 4 عمرش می تواند نخست وزیری 8سال دفاع مقدس رابه خوبی پشت سر بگذار حتما در اواخر دهه 6 عمر گرامیش می تواند کشور از بحران (4ساله)خارج کند .به هیچ حزب و ...هم کاری نداریم.

انصاف برای قضاوت و تفکر در همه ی امور جامعه بهترین ابزار است
که متاسفانه در نوشته های حضرتعالی مشاهده نمی شود.
سعی کنید بدون غرض بنویسید نه صرفا مطالبی برای خشنودی یک حزب خاص
چه اصولگرا چه اصلاح طلب
امیدوارم انتقاد پذیز باشید.....

توصيه به انصاف خوب است و من نصيحت شما را مي پذيرم. اما نمي فرماييد كجاي عرايض من بي انصافي است؟

چرا اولین قانون تصویب شده توسط کمونیستها اجرای حکم اعدام برای anti-semites بود؟
اقای شیرزاد ۵۰ ملیون در روسیه ۷۰ ملیون در چین ۲ ملیون در کره شمالی قتل عام شدند تا به دنیا ثابت بشه شاخه سیاسی یهود یعنی کمونیست جز بدبختی نمیاورد.
حالا مدام از طالقانی و لاهوتی حمایت کن. شما چپی ها جز زنا و حرام خوری ارزو دیگری ندارید.
ریگان و پینوشه خوب می دونستند که با شما ....ها چگونه برخورد کنند.

شيرزاد:
حيفم آمد اين اظهار نظر نو ظهور را همه نبينند!

باسلام
تحولات دراصلاح طلبان بسیار جالب است: کودتا برضد منتخب مردم- همراهی با استبداد وبگیر و ببندها- تشریف فرمائی به سوی مردم و ازآزادی و صیانت آراء و قانون و غیره سخن گفتن- بازگشت به عقب و از میرحسین که فعلا درگفتار فرقی باسابق نکرده است حمایت کردن- پیش بینی می شود که در انتخابات یازدهم از احمدی نژاد حمایت فرمائید. بی خیال باش آقای شیرزاد، بالاخره زندگی را یه جوری باید ادامه داد. این راه اصلاحات است. خسته نباشید

شيرزاد:
قبول بفرماييد ديگران هم مثل جنابعالي صاحب عقل هستند و براي خود تشخيصي دارند. يعني مي فرماييد مسائلي به اين واضحي كه شما تصور مي كنيد وجود داشته و همه اصلاح طلبان خود را به نفهمي زدند يا واقعا نفهميدند؟ شما اگر نقد منطقي به آقاي موسوي داريد جاي خود، اما اين چه طرز قضاوت كردن در مورد حاميان ايشان است؟

و هجرت باید کرد

مثل اینکه واقعا تداخل مخرب هم میتونه وجود داشته باشه:

http://eslahaat.com/fullnews.php?subaction=showfull&id=1240220409


http://www.eslahaat.com/fullnews.php?subaction=showfull&id=1240385855

واقعا تاسف انگیزه. با چنین تخریبهایی، فاتحه اجماع رو باید بخونیم.

سلام- من در ورد هسته گزينش و احيا آن سرچ ميكردم كه رسيدم به سايت شما!
من سه ساله كارمند يكي از ادارات دولتي هستم و چند روز پيش منو بردن مصاحبه! ببخشيد تفتيش عقايد!
مسئول گزينش بهم گفت تشهد و سلام و تسبيحات اربعه نماز رو بگو!
نميدونم دارمي به كجا ميريم!

اعلام وضعیت بحرانی بازداشت شدگان جمعیت ال یاسین و درخواست کمک فوری از مراجع بین المللی

به نام آزادی و خدایی که انسان را آزاد آفرید

با درود

این درخواست عاجلانه جمعی از آزاداندیشان ایران برای یاری رساندن به زنان و مردانی است که ماههاست در زندان های ایران در معرض بدترین جنایات قرار گرفته اند. ما به عنوان گروه بزرگی از جامعه فعالان مدنی و فرهنگی ایران، بر اساس شواهد و مدارک، و اخبار موثق اعلام می کنیم سرکوبهای القاعده فرهنگی ایران به مرحله حاد و جنایتکارانه ای رسیده است و در این وضعیت بحرانی که جان عده ای از اهل قلم و فرهنگ ایران در خطر قرار گرفته، از شما درخواست کمک و حمایت فوری داریم.
گزارش های متعدد و موثق نشان می دهد سلامت جسمی– روانی و جان تعدادی از فعالان فرهنگی ایران از جمله آقایان پیمان فتاحی (رهبر جمعیت ال یاسین)، مرتضی رسولیان (از اعضای ارشد جمعیت ال یاسین)، علیار نیک فرمان (عضو مرکزی انجمن حرفه ای متفکران)، و خانمها نازی حسامی (مدیر نشر یاهو و سردبیر نشریه هنرهای زیستن) و میترا حاجی نجفی (مسئول نشر تعالیم حق و مدیر نشر حم) در زندان امنیتی 209 اوین در معرض خطر قرار گرفته و هر لحظه احتمال وقوع جنایتی خاموش و غیرقابل جبران می رود.
بر اساس اخبار و وقایع تکان دهنده ای که علاوه بر رسانه های معتبر خارجی و گزارش های منتشره از سوی مراجعی چون سازمان عفو بین الملل، وزرات امور خارجه امریکا، اتحادیه اروپا و نهادهای حقوق بشری به دست ما رسیده، طی نود روزی که از بازداشت مجدد آقای پیمان فتاحی گذشته ایشان از کلیه حقوق اولیه از جمله حق مداوای پزشکی محروم بوده اند. با توجه به اینکه آقای فتاحی طی 6 ماه انفرادی در زمان اولین بازداشت، به دلیل تزریقهای مشکوک دچار مسمومیت شدید خونی شده اند و طبق معاینات پزشکی به شدت نیازمند مراقبتهای پزشکی هستند، وضعیت سلامتی ایشان بسیار نگران کننده است، به ویژه که احتمال تکرار تزریقات مشکوک نیز وجود دارد. این نگرانی به دلیل چند رخداد تکان دهنده دیگر در طول دو سال گذشته شدت یافته...
بقیه را در yaasin-times.blogfa.comبخوانید.

بنظر شما آقای میرحسین موسوی واقعا طرفدار تغییرات است؟؟ من که بنظرم می آید حداقل در مورد مواضعش در مورد زنها چندان تفاوتی با اصولگرایان ندارد. یا اینکه منظور یکی به نعل و یکی به میخ است. ایشان باید توجه داشته باشند که نمی توانند در آن واحد هم رای زنان و دانشجویان زن را داشته باشند و هم رای اصول گرایان را.
کاش آقای میر حسین موسوی بجای اینکه مهر تاییدی بر محدودیت زنان در دانشگاه ها می گذاشت مثلا در مورد تبدیل 4200 مدرسه معمولی دخترانه به مدارس حوزه علمیه قم موضع می گرفت و اعتراض می کرد. مدل "سرخپوست خوب سرخپوست مرده است" آمریکایی ها. شعار جدید شده زن با سواد خوب ایرانی، زن مرده است؟؟؟ اول محدود کردن امکانات تحصیل دانشگاهی بعد محدود کردن مدارس برای دختران. بعد چی؟؟؟؟ طالبان شمال پاکستان؟؟؟؟ خواهشم از شما به عنوان یک استاد دانشگاه این است که حداقل از امکان تحصیل برابر زنان بیشتر از این دفاع کنید و شما که دستتان حداقل به این نامزدهای ریاست جمهوری می رسد در این موارد با ایشان صحبت کنید. باور کنید اینها مسائل جانبی نیستند. اینها گام های بسیار بلندی به عقب هستند. زنها را عقب نگه داشتن مساوی کشور را عقب نگه داشتن است. من به عنوان یک زن- یک انسان حق دارم. چرا این حق از من زن گرفته می شود چرا؟؟؟؟؟

http://www.autnews.ws/archives/1388,01,00021705

جناب شيرزاد از اين مطلبتان احساس ميکنم واقعا به حالت استيصال افتاده ايد. دلتان برای سالهائی تنگ شده که هر کاری و حرفی ميخواستيد ميزديد و هر بلائی که به سر هرکی ميخواستيد ميآورديد کسی هم جرات سوال کردن ازتان نداشت. با احترام. اميری

CHERA NAMZADI AGHAYEH AKBAR ALAMI RO MIKHAHID NADIDEH BEGHIRID.IN CHEH TOJIHI MITONEH DASHTEH BASHEH.HAMEH WEBSITE HAYEH ESLAHTALAB DAR IN KHOSOOS SOKOT KARDEAN YANI BENAZAR SHOMA AGHAYEH ALAMI INGHADR FAGHED PAYEGHAH EJTEMAEI HAST KE SHOMA NADIDEH MIGHIRID?

سلام آقای شیرزاد
من نظرمو با اسم مجتبی داده بودم.
این نظرم بود:
(( سلام آقای شیرزاد
رای شما موسوی است؟
به قول کلاه قرمزی اکشالی نداره !( یعنی اشکالی نداره) اما بهتره بدانید رای من و رای اصفهان دکتر احمدی نژاد است.
بازم به قول پسر خاله: مگه چیه ؟! خوب اینم نظر ماست دیگه. ))

شيرزاد:
عجيب است كه با همين امضا در كامنت قبلي نويسنده با ادبياتي به شدت راديكال و باصطلاح ضد نظام سعي در تختئه مير حسين داشت. آن را ببينيد!
.........................
اما متاسفانه شما با اسم امیر نظرم را زده بودید و در عوض جواب شخص دیگری را با اسم من ( مجتبی) زده بودید. وجواب کذایی را ( ضد نظام بودن!)به من نسبت داده بودید. چون قبلا هم فکر کنم چنین اشتباه مشابهی رخ داده بود و از آنجایی که فکر نکنم عمدی در کار بوده من فکر می کنم سیستم نظر دهی شما اشتباه یا خطای فنی دارد. لطفا چک کنید.. و درست کنید.

جناب شیرزاد با عرض سلام

امیدوارم تلخی سال نو و کناره گیری خاتمی از کامتان بیرون آمده باشد و سال خوبی را در پیش داشته باشید و سال آخری باشد که.... اگر نه برای آینده خودمان که برای آینده فرزندانمان و نسلهای آینده.

در اینکه رای شما به موسوی است خوب حرفی نیست ولی من در تعجبم که شما چطور انتطار دارید که مردم با شوق و ذوق بروند و به او رای دهند؟ از خودش که امید پاسخگوئی نیست ولی از شما که طرفدارش هستید و ما را تشویق به رای دادن به او می کنید چند پرسش دارم.

ایشان زمانی ملی گرائی و غرور ملی و افتخار به گذشته ایران را افکار شرک آمیز و کفر می نامیدند؟ نظرشان را عوض کرده اند؟

ایشان حاظرهستند به نقش خود در توطئه ای که برای کنار زدن آیت الله شریعتمداری و شکنجه و در نهایت قتل او با آنهمه سابقه خدمت به اسلام و مسلمین و خدماتی که در جوانی برای نجات آذربایجان انجام داده بود اعتراف کنند؟

حاظر هستند اگر نه از مردم و مقلدین ایشان که حداقل از خانواده ایشان عذرخواهی کنند که در زمان نخست وزیری ایشان یک مرجع تقلید را که از لحاظ علم و دانش از خیلی ها (اسم نیارم که سانسور نکنید و حتی جان طرف را هم نجات داد) سر تر بود را با آن وضع کشتند و حتی اجازه ندادند بر جنازه او نماز بخوانند معذرت خواهی کنند و شفاف بگویند که موضعشان چه بود و چه نقشی ایفا کردند؟

باور نمی کنید این بلا ها را سر آیت الله العظمی آقای شریعتمداری در آورده باشند؟ خاطراتآیت الله منتظری را بخوانید یکی از هزار را توضیح داده اند!

حاظرهستند توضیح دهند که نظرشان راجع به آنهمه اعدام و مصادره اموال و قتل عامها که در دوران نخست وزیری ایشان روی داد چه بوده؟

حاطر هستند در مورد جنگ هشت ساله توضیح دهند؟ در بوق و کرنا می کنند که ایشان در دوران جنگ مملکت را به خوبی اداره کرد! اولا که معنی خوبی را هم فهمیدیم! حالا آن به کنار! هیچکس نمی پرسد که نقش ایشان و موضع ایشان در ادامه جنگ بعد ازفتح خرمشهر و کشته شدن چند صد هزار سرباز بیگناه و به هدر رفتن میلیاردها دلار از امکانات این کشور چه بوده؟

تبلیغ می کنند که ایشان بعد از بیست سال سکوت آمده اند!! عجب! ولی هیچکس نمی گوید کدام سکوت؟ تازه از کجا آمده؟ سکوت ایشان برای بنده و شما بوده! والا مگر بیست سال در مجمع تشخیص مصلحت نظام نبوده اند؟ در آنجا هم سکوت کرده بودند؟ اگر سکوت کرده بودند که خوب پول یا مفت این مملکت را می گرفته اند و باید پاسخگو باشند. اگر هم برای حفظ مصلحت نظام برعلیه منافع این مردم و این ممکلت حرف زده اند و در تصمیم گیری ها و توطئه ها شریک بوده اند که خوب هم در تمام تصمیم گیری ها حاظر بوده اند و هم مسئول! غیبتی نبوده و باید پاسخگو باشند؟

ایشان حاظر هستند در باره قتل عام زندانیان و خاوران و نقش خود و یا حداقل موضع خود توضیح دهند؟ یا شاید در آن مورد هم غایب بوده اند؟

در دوره نخست وزیری ایشان آن اوایل انقلاب از آبدارچی و باغبان ساواک بگیرید تا و مسئولین مختلف وزارتخانه ها از بالا تا پائین را می گرفتند که تو هم چون جزئی از آن مجموعه بودی در خلافکاری ها و جنایات چه خبر داشتی چه نداشتی چه دخیل بودی چه نبودی چه روحت خبر داشت چه نداشت شریک و سهیمی و طرف را یا می کشتند و یا اگر شانس می اورد و زنده می ماند پدرش را تا هفت پشت در می اوردند که خودش به مرگ راضی شود.

ببینم مسئولییت دسته جمعی فقط برای دیگران است و نه اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام؟ اگر برای همه هست؟ ممکن است بگوئید که چرا ایشان باید تافته جدا بافته باشد؟ چرا ایشان مسئول آنهمه ظلم و ستم و مصادره اموال مردم بدبخت و فرار سرمایه ها و قتل و زندان و شکنجه که در دوران نخست وزیری ایشان رخ داد نیستند؟ چرا مسئول تصمیمات این بیست سال گذشته نیستند؟

باز هم بپرسم؟ حیف که پاسخ گوئی نیست و مثنوی هفتاد من کاغذ شود!

جالب است که این نظام که شما چند بار به خود من فرموده بودید برکاتش زیاد بوده! بعد از سی سال حتی نمی تواند یک چهره جدید را بیاورد روی کار و کفگیرش به ته دیگ و موسوی خورده! آمدن ایشان اگر خبر خوبی داشته باشد همین است و بس! صدای به ته دیگ خوردن کفگیر!

بروید و به او رای دهید و دلتان را خوش کنید که مملکت را نجات داده و از شر احمدی نژاد خلاص کرده اید! ولی اینرا از من کم تجربه و نسبتا جوان بدانید که به فرض هم که بیاید با رای بنده و شما نخواهد بود! به تصمیم همانهائی خواهد آمد که به خاتمی گفتند برو کنار و به او گفتند بیا جلو!

شاد باشید

دکتر بزرگوار. من از شما حتی قبل از رفتن خاتمی پرسیدم و شما جوابی ندادید که چرا کروبی نه. امروز باز هم این سوال را می پرسم. کروبی شاید به خودی خود فقط شجاعت - صراحت لهجه و صداقت داشته باشد اما ایده های اطرافیان او بسیار ارزنده است و وقتی این دو ترکیب شوند کشور رو به پیشرفت می رود. امروز که شرایط برای کاندیداتوری کرباسچی و مهاجرانی مهیا نیست بهتر است به کسی رای بدهیم که ایده های آنهای را اجرا کند. نیاز امروز ما ایده در کنار عمل است. ما نباید دیگر به شخصیت ها رای بدهیم باید به ایده ها و تیم ها رای بدهیم. در تیم کروبی بسیاری از نخبگان اصلاحات دیده می شوند.

دکتر جان
امیدوارم این مطالب رو(رأی من موسوی است) قبل از مصاحبه موسوی با با فايننشال تايمز نسبت به ارادت ایشان به دولت نهم واینکه در صورت انتخاب شدن سعی در نزدیکی روابطش به عقاید رهبر رو داره را خونده باشید چون ظاهرا ایشان عتقاد داره در صورتي كه سياست‌هاي دولت نزديك به نظرات رهبر معظم باشد اين حمايتها بيشتر مي‌شود. شما از انتخاب شدن این فرد چه توقعی بعد از پیروز شدن میتوانید داشته باشید

من درست نفهمیدم مطلب مهاجرانی چه چیزیو روشن می‌کنه. کنایه ظریفی داشت که واسه خندیدن به اون خانوم خوب بود ولی کمکی به من نکرد که بفهمم موسوی چرا اولویتش تذکر به کسی مثل ابراهیم نبویه.

شيرزاد:
نوشته هاي خود ابراهيم نبوي را در اين مورد بخوانيد. انصافا زيباست.

تحلیلتان روی چشم حرف دل ما را زدید .
برخی تعبیراتتان هم مرهمی بود بر زخم چند ساله دلهای این ملت :
کنار زدن دولت فخیمه نهم !
غرغرهای جبهه اصولگرا!
خرابکاریهای دولت فعلی !
خوردن حنظله!(نوش جانشان !)
نه راه پس دارند و نه راه پیش !
آدمهای جفاکارند!

آقای دکتر، به نظر من مقاله ی آقای مهاجرانی پاسخ خوبی برای کامنت آقای "n!MA" نیست. جواب بهتری بدهید.

شيرزاد:
جواب بهتر نوشته هاي مبسوط و زيباي ابراهيم نبوي است.

استاد عزیز شما از من هم خوش بین تر هستید چون باین اقای موسوی یک کمی امیدوارید. اصلا کی از ایشان دعوت کرد که داخل انتخابات بشوند؟ اصلا حرفی از ایشان بود؟ مثل اینکه یکی از اون بلاها بایشان گفته «شرکت باید گردد» و ایشان هم بدون چون و چرا پریده اند توی میدان. حرف خوب زدن ، بخصوص قبل از انتخابات، هم که مطلب تازه ای نیست . اماایشان با تمام حرفهائی که میزنند هنوز هم بقول اقای ابطحی همان هندوانه دربسته هستند که ما خبر نداریم از تویش چه در میاید! کروبی حد اقلش اینست که کروبی است.

شيرزاد:
آقاي خاتمي و برخي اصلاح طلبان دعوت كردند، فقط اشكال اين بود كه ايشان كمي دير پذيرفت. در مورد سوابق هم فكر مي كنم كم لطفي مي فرماييد.

با سلام
می تونم بپرسم میر حسین قول کدوم وزارتخونه ها را به برادران مشارکتی دادند که شما و امثال شما که تا دیروز هزار تا انگ بار ایشون کردید حالا همصدا غزل حمایت از میر حسین را سر دادین؟ جناب استاد شیرزاد ، وضعیت کنونی میر حسین و حمایت شما از اون منو به یاد وضعیت عالیجناب سرخپوشی میندازه که توی انتخابات مجلس بین 29 و 30 جابجاش می کردین و به ریشش می خندیدین ولی دور قبلی انتخابات سر نیزش کردین و ... ! عجب روزگاریه

شيرزاد:
خيالتون راحت باشه كسي سراغ ما نمي آيد. ما مير حسين را با فرض آنچه خودش هست پذيرفته ايم. اين تعابير غير دوستانه شما هم ظاهرا اظهار نظر كسي است كه نه ارادتي به ما دارد و نه مير حسين و نه هاشمي رفسنجاني. بنابر اين عصبانيتش قابل درك است!

برو بابا کشکتو بساب

شيرزاد:
اتفاقا ما هم به همين كار مشغوليم. ولي بعضي ها همين را هم به مه نمي بينند.

دم شما گرم. ما هم به موسوی رأی میدیم

حتما یه سر به من بزن با پوستری زیبا از مندس موسوی به روزم

سلام آقاي دكتر.يك سوال داشتم.مگه نه اينكه آقاي مهندس از خط امامي هاي تند رو در اول انقلاب بودن؟مگه نه اينكه افراط گري ها در همان دوره كارها به دست نسل جزغاله ي ما داد؟آقاي خاتمي لا اقل اين ها را نداشتند.ويشه لطفا كمي در مورد ايشون بنويسين.شنيدم ثابت قدم هستن...

شيرزاد:
با اين نگاه بايد تمام آدمهاي 50 سال به بالا را به دليل آنكه در زمان جواني آنها كساني تند روي كردند زد كنار. بايد ديد هر كس در آنچه رخ داده چه نقش مثبتي داشته و چه نقش منفي ايفا كرده، و در نهايت روند زندگي و افكارش چگونه بوده است.

کسی که با ابراهیم نبوی اونجوری حرف بزنه ولی به کیهان هیچی نگه از من یکی رای نمی‌گیره. کروبی رو ترجیح می‌دم.

شيرزاد:
يادداشت اخير مهاجراني را در همين مورد بخوانيد.

نکته مهمی که در مورد موسوی وجود دارد اینست که ایشان نخست وزیر دوران امام بوده و همیشه مورد تایید بوده است و تخریب ایشان هزینه زیادی برای جناح اصولگرا خواهد داشت. حتی قد علم کردن و پیروزی بر موسوی به معنای فاصله گرفتن جامعه از ارزشهای انقلاب است و پیروزی رییس جمهور فعلی بر موسوی یک شکست هم برای این جریان فکری هست که خود را تنها ادامه دهنده ارزشهای انقلاب می داند و دیگران را در خدمت ارزشهای ضد انقلاب!

سلام آقای شیرزاد
رای شما موسوی است؟
به قول کلاه قرمزی اکشالی نداره !( یعنی اشکالی نداره) اما بهتره بدانید رای من و رای اصفهان دکتر احمدی نژاد است.
بازم به قول پسر خاله: مگه چیه ؟! خوب اینم نظر ماست دیگه.

شيرزاد:
عجيب است كه با همين امضا در كامنت قبلي نويسنده با ادبياتي به شدت راديكال و باصطلاح ضد نظام سعي در تختئه مير حسين داشت. آن را ببينيد!

به نقل از: http://zarehbiin.blogspot.com/2009/04/drive.html در ضمن شما هم در آن دوره يکی از سرنشينان پاترل بوديد.

کسانی که سالهای آغازین۱۳۶۰ زمان صدارت میرحسین موسوی را به یاد دارند نیک میدانند که از همان ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی ارتباط عمیقی بین تثبیت حکومت و انواع اتومبیل های روز که به خدمت گرفته میشدند بوجود آمد . این نوشته نگاهی دارد به سه مدل اتومبیل معروف آن زمان که در آن سالها در دستگاه رژیم استفاده از آنها بسیار مرسوم بود و تقریبأ همه مردم آنها را در خیا بانها میدیدند:
۱ - نیسان پاترول 4WD : این شاید معروفترین خودروی آن سالها بود و نام آن مترادف بود با اولین مدل گشتهای رژیم که به گشت ثار الله معروف شد. تا مدتها مردم نمی دانستند معنی این واژه چیست البته فرقی هم نمیکرد چون در اساس از یک نیسان پاترول زرد رنگ تشکیل میشد که چهار پاسدار ریشوی بسیار خشن و جدی در آن به مردم نگاه میکردند و رفتار مردم به خصوص حجاب خانمها را کنترل میکردند. چون این ماشینها دو دیفرانسیال داشتند به آنها 4WD گفته میشد و مردم این سه حرف را که مخفف four wheel driveبود به شوخی ...!می نامیدند. ظاهرأ سپاه به این شوخی پی برد .چون بعدأ تعداد پاسدارها به سه تقلیل یافت! بعدها گشتهای دیگری با همین مدل نیسان پاترول با رنگهای مختلف و نامهای متفاوت مثل گشت دادستانی و گشت کمیته انقلاب هم اضافه شد ولی کم وبیش همه مثل هم بودند.
۲- ب. ام.و ۷۳۵ انژکتور: اگر از طرفداران ب. ام. و هستید در آن سالها در حوالی ساختمان مجلس میتوانستید این مدل را ببینید. حدود بیست دستگاه از این مدل ب.ام.و که درآن زمان بسیار هم گران بود برای نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آلمان غربی خریداری شد. این اتومبیلهای سفارشی از بیرون مثل مدلهای عادی بودند ولی از درون درست مثل ماشین جیمز باند عمل می کردند. ضدگلوله با کپسول آتش نشانی و تایر های مخصوص که در صورت اصابت گلوله قادر بودند تا مسافت زیادی حرکت کنند. در زیر این اتومبیل ها پمپ مخصوصی برای اطفأ حریق بود که اگر در وسط راه با آتش برخور میکرد میتوانست آنها را خاموش کند و البته بسیاری امکانات دیگر که من ازآن بیخبرم.
۳- مرسدس بنز ۲۸۰ اس: یکی از آخرین و بهترین مدلهای مرسدس در آن سالها به تعداد انبوه خریداری و در اختیار کمیته و دادستانی انقلاب قرار گرفت. در آن سالها نیروی انتظامی وجود نداشت و کمیته ها به طور مستقل عمل میکردند. از آنجا که مرسدس ۲۸۰ اس اتومبیل مستحکم و بسیار پر شتابی بود برای مواردفوری و امنیتی از آن استفاده میشدو نقش بسزایی در تحکیم رژیم در آن سالها ایفا کرد. یکی دو عدد مدل ۶۰۰ شش در و چهار در هم با شیشه های دودی و پرده بود که برای حمل مقامات بالا مثل نخست وزیر و رییس مجلس ازآنها استفاده میشد. در آن سالها خمینی یکبار گفت : اگر سپاه نبود کشور هم نبود . به این گقته او جوکی اضافه شد که بسیار هم با مسما بود: اگر بنز نبود جمهوری اسلامی هم نبود.

شيرزاد:
خوب كه چي ؟ از اين حرفها چه نقدي حاصل مي شود؟

سلام
÷س ازاین حمایتهای مناسب از موسوی انتخاب ابطحی مسئول دفتر خاتمی بسیار عجیب وباورنکردنی بود

هر اصلاح¬طلب، پیش از آنکه اصلاح¬طلب باشد، یک ایرانی است و همین نشانه و همان اندک سخنان موسوی در حمایت از «گردش آزاد اطلاعات، آزادی بیان و آزادی مطبوعات» می¬تواند انگیزه¬ی کافی برای حمایت از موسوی باشد. اینگونه می¬توان حضور میرحسین موسوی را مغتنم شمرد و بی آنکه به گونه¬ای عبث بر اصلاح¬طلبی موسوی اصرار نمود، تلاش کرد ضمن «ارتقاء» شعارهای موسوی و ائتلاف با وی بر سر «دولت نجات ملی»، خود را از مسئولیت ایفای وظیفه به نام اصلاح¬طلبی و به کام سنت¬گرایی رادیکال، رهانید و از گره¬زدن فرجام موسوی به فرجام خویش امتناع نمود. این دیگر هنر مؤتلفین موسوی است که بتوانند موسوی را به بیان درآورند تا شاید از همین رهگذار ادبیات سیاسی نیز غنی و عینی¬تر گردد؛ از یاد نبریم اولین بار «توقیف فله¬ای» را میرحسین در اعتراض به توقیف مطبوعات در بهار 1379 بر زبان آورد و هم اینک نیز می¬توان منتظر ابداعی دیگر بود.
ژانوس موسوی، به گذشته عارف است و از روزگار جنبش سنت¬گرایی با دو بال رادیکال و محافظه¬کارانه نیز مطلع می-نماید، اما، از آینده آنچنان سخن نگفته است و به اهمیت ائتلاف با جامعه¬ی مدنی چندان نپرداخته است. موسوی یا نمی¬داند که بعید است یا می¬داند و نمی¬گوید که باید از وی خواست و به او کمک نمود؛ نه به عنوان یک پیش¬شرط همکاری که به عنوان یک پیشنهاد و مگر نه اینکه «سرمایه¬ی اصلی اصلاح¬طلبان، سخن است.»

albate bayad doaa konim oun 7 milion shenasname ke gom shode kar ra kharab nakone

سلام استاد
من نیز موافقم......حد اکثر کاری که می شود در این اوضاع کرد رای به م.موسوی است....
اجماع بر موسوی بهتر است از دعوا بر سر خاتمی......
به امید برپا شدن حق.....میرویم جلو....

جناب شیرزاد,
تا کی باید "نقدها را به آینده موکول کرد" و "دعواها" را "برای بعد" گذاشت؟! با تصمیم اخیر مشارکت برای حمایت از موسوی، بیش از پیش تصویر حزب "بی‌آرمان" و "بی‌استراتژی" و "بی مانیفست اقتصادی" را که تنها در قدرت بودن به هر قیمت برایش مهم است، از خود به جا گذاشته است! می‌دانستید؟ آیا هنوز هم مطالبات و خواست‌های طبقه‌ی مدرن و رفرم‌خواه جامعه را نمایندگی می‌کنید؟ ظاهر امر گویای چیز دیگری‌ست...

شيرزاد:
سياست هنر آن است كه براي هر حرف خوب زمان خوبي هم انتخاب كني.

سلام به جناب دکتر شیرزاد عزیز
خوشحال میشوم مطلب مرا با عنوان "دلم گرفته از این افکار نجاتم بده" در وبلاگم مطالعه فرمایید

من فکر نمی کنم حضور دو کاندیدای اصلاحطلب در مرحله اول بد باشه.

اگر یکی از اصلاحطلبان قادر باشه به تنهایی بیش از 50 درصد رای بیاره، دو نفر بودنشون مجموع آرای ایشان را مسلما به کمتر از 50 تقلیل نخواهد داد و انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد. در این حالت در دور دوم اگر بشود رای هر دو کاندیدای اصلاحطلب رو متمرکز کرد روی شخصی که به دور دوم راه یافته، پیروزی دور از دسترس نیست.

مهم این است که دو کاندیدای اصلاحطلب همدیگر رو تخریب نکنند، تا بتوانند در مرحله دوم براحتی روی برنده مرحله اول اجماع کنند.

اما مهمتر از همه اینها بصورت منظم و حساب شده "کمپین" (مبارزه انتخاباتی) کردن است.
فرصت زیادی باقی نمونده و فریب اینترنت رو هم نباید خورد. اکثریت قریب به اتفاق به اینترنت دسترسی ندارند. باید کاندیداها به سفرهای استانی بروند و مردم رو قانع کنند. همچنین باید هر دو کاندیدا به طرفدارانشون از همین الان بگویند که در مرحله دوم به اصلاحطلب برنده مرحله اول رای بدهند، حتی اگه خودشون برنده نباشند.

شيرزاد:
در فيزيك مي گوييم گاهي دو موج با هم تداخل سازنده دارند و گاهي تداخل ويرانگر. تداخل سازنده وقتي اتفاق مي افتد كه دو موج با هم همفاز باشند.

http://www.kalanjar.ir/blog/?p=138
اصفهانی ها حتماً بخوانند!

از لحن خودتان هم معلوم است که ایستادن پشت سر موسوی یک نوع تکلیف شاق نیمه حزبی-نیمه رودربایستی است. نویسنده خیلی تلاش کرده بگوید: این آقای موسوی جایگزین شایسته ای است اما در زیر جمله ها تردیدهای عمیقی موج می زند. آقا! نمی توان به این سادگی موج حمایت از خاتمی را به طرف موسوی برگرداند. این خودتان نیز خوب می دانید. اتفاقا آقای کروبی شانس بیشتری دارد. کاری به توانایی ها ندارم.

شيرزاد:
بستگي به عملكرد و مو ضعگيري هاي خود آقاي موسوي دارد. براورد من اين است كه آقاي موسوي اگر كمي بجنبد قادر است موج حمايت از خاتمي را به سمت خود جلب كند، حتي قادر است برخي از هواداران آقاي كروبي را نيز متوجه خويش كند.

به پیش حتی اگر پشت سرت پر از پل باشد. چون راه باز است و جاده دراز.